قسمت دوم پایان نامه بررسی و مقایسه‌ میزان اضطراب دانشجویان پسر دانشگاه تبریز

دانلود پایان نامه

فصل دوم

پایه‌های نظری و پیشینه  تحقیق

 

مقدمه

در این فصل سعی شده است تا ابتدا هیجانی نظری مربوط به پژوهش ارائه شود و سپس یافته‌های تجربی حاصل از تحقیقات داخلی و خارجی مرتبط با آن مورد بررسی قرار گیرد.

 

اضطراب

اضطراب به منزله بخشی از زندگی هر انسان، در همه افراد در حدی اعتدال‌آمیز وجود دارد، و این حد، به عنوان پاسخی سازش یافته‌ تلقی می‌شود به گونه‌ای كه می‌توان گفت « اگر اضطراب نبود همه ما پشت میزهایمان به خواب می‌رفتیم». فقدان اضطراب ممكن است ما را با مشكلات و خطرات قابل ملاحظه‌ای‌ مواجه كند. بنابراین اضطراب به منزله بخشی از زندگی هر انسان، یكی از مولفه‌های ساختار شخصیت وی را تشكیل می‌دهد و از این زاویه است كه پاره‌ای از اضطراب‌های دوران كودكی و نوجوانی را می‌توان بهنجار دانست و تأثیر مثبت آنها را بر فرآیند تحول پذیرفت به عبارتی دیگر می‌توان گفت كه اضطراب در پاره‌ای از مواقع سازندگی و خلاقیت‌ را در فرد ایجاد می‌كند و بالعكس، اضطراب مرضی نیز وجود دارد، چرا كه حدی از اضطراب می‌‌تواند سازنده و مفید باشد و اغلب مردم باید تجربه كنند، اما این حالت ممكن است جنبه مزمن و مداوم بیابد كه در این صورت نه تنها نمی‌توان پاسخ را سازش یافته دانست بلكه باید آن را به منزله منبع شكست و استیصال فرد تلقی كرد كه فرد را از بخش عمده‌ای از امكاناتش محروم می‌كند و طیف گسترده‌ای از اختلال‌های اضطرابی را كه از اختلال‌های شناخته و بدن تا ترس‌های غیرموجه و وحشت‌زدگی‌ها گسترده‌اند، به وجود می‌آورند(دادستان، 1375، ص60).

بسیاری از اوقات ترس با اضطراب، به صورت یك جا در نظر گرفته می‌شود. حال آن كه بین ان دو تفكیك وجود دارد، چنان كه ترس بستگی به محرك شناخته شده‌ای دارد، در حالی كه اضطراب، محرك ناشناخته و غیرمشخصی خواهد داشت. در مورد ترس، محرك تهدید كننده قابل ملاحظه‌ و مشاهده است، ولی اضظراب به انتظار خطر بستگی دارد، آدمی از عامل، خطر می‌ترسد ولی در اضطراب عامل ناشناخته است( عظیمی، 1370). ترس عبارت است از واكنش در مقابل یك خطر واقعی، ولی اضطراب عبارت است از واكنش در مقابل خطری كه وجود ندارد(گنجی، 1376). در تقسیم‌بندی كلی دو نوع اضطراب وجود دارد. اول، نوعی كه به طور طبیعی به عنوان عكس‌العمل در مقابل استرس یا خطر تجربه می‌شود. مثلاً شخصی بتواند تهدید علیه امنیت یا سلامتی‌اش را به درستی تشخیص دهد یا وقتی سارق مسلحی تهدیدش می‌كند، یا هنگامی كه ترمز اتومبیل ببرد. در این هنگام شخص احساس لرزه و رعشه می‌كند، دهانش خشك می‌شود، كف دست‌ها و پیشانیش عرق می‌كند، ضربان قلبش سریع‌تر شود، در معده‌اش احساس سوزش كرده و عصبی می‌گردد، او اضطراب و ترس روحی را تجربه می‌كند. بیشتر مردم این چنین احساساتی را به هنگام خطر یا فشار داشته‌اند. همچنین اگر كسی مكرراً در موقعیت میعنی مورد حمله قرار بگیرد یا ترسانیده شود، یاد می‌گیرد كه هر زمان با آن موقعیت مواجه شود، هراسان گردد. این یك عكس‌العمل دفاعی معمول است این اضطراب را كه یك عكس‌العمل طبیعی به استرس موجود در محیط خارجی فرد است برون‌زا[1] یا اضطراب تحریك شده می‌نامیم. عبارت فوق این عقیده را منعكس می‌كند، كه فرد همیشه می‌تواند هنگام ظاهر شدن این نوع اضطراب منشأ قابل توجیهی بر آن تشخیص دهد.

نوع دیگری از اضطراب وجود دارد كه اضطراب‌ درون‌زا[2] نامیده می‌شود، اكنون شواهد جمع‌آوری شده نشان می‌دهد كه نوع دوم اضطراب یك بسیاری است كه به نظر می‌رسد قربانیان آن با یك آسیب‌پذیری ژنتیكی به آن زاده می‌شوند، این نوع معمول با علائمی از اضطراب شروع می‌شود كه ناگهان و بدون هشدار و بی‌هیچ علت ظاهری، ضربه زننده هستند. گاهی به نظر می‌رسد كه بخش‌های متفاوتی از بدن از كنترل خارج می‌گردد. حتی ممكن است در غیاب هر نوع خطر یا استرس ظاهری قلب به سرعت بزند یا حالت سرگیجه، خفگی و تنگی نفس و یا احساس مورمور شدن ظاهر شود. ناگهانی بودن این علائم و این حقیقت كه آنها بدون  هشدار و بدون وجود استرس آشكار ظاهر می‌شوند، بیماری را از نوع دیگر اضطراب یعنی پاسخ طبیعی به
تهدید جدا می‌كند در واقع اضطراب برون‌زا و درون‌زا كاملاً متفاوت هستند( شیهان، بی‌تاریخ).

 

تعاریف ارائه شده از اضطراب

اساساً اضطراب را نمی‌توان در قلمرو آن چه تحت عنوان آزردگی مشخص می‌شود محدود كرد، چرا كه احساس اضطراب نه تنها در بیماران افسرده، وسواسی و روان گسسته وجود دارد، بلكه در افراد بهنجار نیز به صورت‌های مختلف، پدیدار می‌گردد. شاید به همین دلیل است كه در مورد اضطراب نمی‌توان تعریف مشخص و روشنی را ارائه داد، چرا كه اضطراب در افراد مختلف به گونه‌های متفاوت بیان می‌شود. با توجه به موارد ذكر شده می‌توان در زیر به تعاریفی در زمینه اضطراب پرداخت:

لافون اضطراب را این چنین تعریف می‌كند: اضطراب یك انتظار به ستوه آورنده است و ممكن است در تنشی گسترده، موحش و اغلب بی‌نام اتفاق می‌افتد، این حالت كه به شكل احساس و تجربه كنونی است مانند هر اغتشاش هیجانی در سطح همبسته روانی و بدنی در فرد پدید می‌آید و ممكن است یك تهدید عینی و اضطراب‌آور داشته باشد. در واقع اضطراب به عنوان احساسی رنج‌آور است كه با یك موقعیت ضربه‌آمیز كنونی یا به انتظار خطری كه به شئی نامعینی وابسته است تعریف می‌شود(دادستان، 1375، ص 61).

– اضطراب یك حالت احساسی و هیجانی است كه از خصوصیات برجسته آن تولید حالت بی‌قراری و دلواپسی است كه با اتفاقات زمان و شرایط تناسب ندارد (معانی، 1370، ص21).

– اضطراب حالت هیجانی ناخوشایند و مبهم و وضعیت تحریك تشدید شده هیجانی است كه اساسا نگرانی یا ترس را هم دربر دارد( آرتور، 1999؛ فرانكو، 1370).

– اضطراب را در واقع همه انسان‌ها تجربه می‌كنند، اضطراب احساس ناخوشایند و اغلب مبهم دلواپسی است كه با یك یا چند تا از احسا‌س‌های جسمی همراه می‌گردد(آلن وهمكاران، 1372).

اما تعریف D.S.M.I.V – از اضطراب این گونه است :

نگرانی پیشاپیش نسبت به خطرها، بدبختی‌های آینده، توأم با احساس بی‌لذتی، با نشانه‌های بدنی تنش، منبع پیش بینی نشده می‌تواند درونی‌ یا بیرونی باشد( ترجمه پورافكاری، 1368).

و نهایتاً این كه با اضطراب عبارت است از احساس مبهم و توأم با ناراحتی كه اغلب منشاء و علت مشخصی ندارد، و برای فرد شناخته شده نیست( آرلن، 1998).

 

فیزیولوژی اضطراب

دستگاه عصبی خودمختار[3] (ANS) و غدد درون‌ریز[4] Eg نقش مهمی در اضطراب دارند. می‌‌توان گفت دستگاه عصبی خود مختار واسطه دستگاه عصبی مركزی[5] و غدد درون ریز است. دستگاه عصبی خودمختار در اكثر موارد موجب فعالیت غدد درون ریز می‌شود و غدد درون‌ریز با پسخوراند[6]، فیزیولوژیك فعالیت عصبی را تعدیل می كند كنش دستگاه عصبی خود مختار این است كه بدن را در محیط متغیر، ثابت نگه می‌دارد(دابسون، 1983، ترجمه پناهی شهری، 1372).

فعالیت دستگاه عصبی خود مختار و غدد درون‌ریز موجب بروز علائمی می‌گردد كه در تشخیص اضطراب دارای اهمیت زیادی می‌باشد. به هنگام بروز اضطراب بی‌قراری و تنش عضلانی مشهود است، فرد سریع‌تر سخن می‌گوید، راه می‌رود و این تنش شدید موجب هدر رفتن انرژی و بروز خستگی می‌شود كه بسیار آن را به صورت فشار توضیح می‌دهد. احساس فشار در عضلات پیشانی و گیجگاهی موجب نوعی سردرد تنشی[7] می‌شود و فرد احساس می‌كند چیزی محكم دور سر او بسته شده است و معمولاً از این حالت درد در پیشانی شكایت می‌كند.لرزش اندام در بیماران اضطرابی به علت تنش عضلانی محسوس‌تر است، به هنگام كارهای ارادی و تمركز و دقت كاهش می‌یابد و موجب شكایت‌های روانی بیمار می‌گردد و این تصور به فرد دست می‌دهد كه مبادا قدرت فكری خود را از دست داده باشد، تظاهرات حركتی در حالت اضطراب بسیار بارز است. اضطراب مزمن نیز معمولاً توأم با اختلالات روان ‌تنی است( شافر[8]، 1984؛ به نقل از پناهی شهری، 1372).

 

سبب شناسی اضطراب

عواملی كه سبب ایجاد و حالت اضطراب شخص می‌شوند و به دو دسته كلی تقسیم می‌شوند: گروه اول، آن دسته عواملی هستند كه با اثرگذاری بر روی ساختمان بدن و جسم، موجب اضطراب می گردند، گروه دوم؛ عواملی كه برخاسته از طرز تفكر و بینش فرد است و سبب اضطراب درونی می‌گردد.

گروه اول : عوامل جسمی و فیزیكی ،

1- كم كاری یا پركاری تیروئید[9]

2- نزول شدید قند خون[10]

3- پركاری مركز غده فوق كلیوی

4- افزایش هورمون كورتیزول

5- مسمومیت با داروهای محرك

6- قطع ناگهانی این داروها

 

الف) الكل

ب ) مسكن‌ها :

بسیاری كه از اضطراب رنج می برد، در اولین گام باید اطمینان حاصل گردد مبنی بر اینكه اضطراب او مربوط به داروها نباشد؛ چرا كه قطع ناگهانی برخی داروها منجر به اضطراب های شدید می‌گردد، از جمله قطع داروهایی از گروه آرام‌بخش‌ها، خواب‌آورها و باربیتوراتها.

7- تومورهای مغزی، در مواردی ممكن است عامل به وجود آورنده اضطراب باشد، به خصوص تومورهای حوالی بطن سوم.

8- بیماریهای مزمن انسداد ریه‌ها

9- مسمومیت با فلزات سنگین

10- بعضی از انواع صرع مربوط به ابتلاء دیانسفال

11- عدم تحمل قرص آسپرین( معانی، 1370، ص 14).

گروه دوم؛ داشتن افكار نامعقول، اصرار فرد بر اینكه ؛

1- چنان چه امور بر وفق مراد نباشند، نهایتاً به بدبختی فرد ختم می‌شود.

2- اعتقاد فرد به اینكه، برای كسب احساس ارزشمندی باید از تمامی جهات كامل و بی نقص باشد.

3- اعتقاد فرد بر اینكه تجارب گذشته به طور مطلق بر رفتار تأثیر می‌گذارد.

4- اعتقاد فرد بر اینكه عوامل خطرناك بیرونی وجود داشته و فرد باید از بروز آنها جلوگیری كند(شفیع آبادی، 1372، ص 11).

 

علائم اضطراب

پژوهشگران علائم اضطراب را به دو دسته علائم جسمی و علائم روانی تقسیم می‌كنند:

 

– علائم جسمانی اضطراب :

فقدان اشتها، بی خوابی، احساس خستگی دائمی، مشكلات تنفسی، احساس خفگی، تپش قلب، در برخی از موارد از نفس افتادن، حالت تهوع، سردردهای متوالی، پاهای لرزان، از دست دادن تعادل بدن، تمایل به عرق كردن زیاد بدون علت مشخص، درد و فشار در سینه، احساس كرختی خصوصاً در پاها و پنجه‌ها، پرش عضلات، گرفتگی شدید عضلات، سرگیجه و غش، تنش‌های عصبی، حملات گریه كردن یا تمایل به گریه كردن، فشار خون بالا، ناخن جویدن، سوء هاضمه‌های متعدد( شیهان 1953؛ ترجمه حریری 1371، ص 42).

 

– علائم روانی اضطراب :

كج خلقی دائم با مردم، احساس عدم توانایی در مقاومت، بی‌علاقه به زندگی به طور دائمی یا ادواری، ترس از بیماری، احساس گناه، احساس بد بودن و آزار رسانیدن به خود، اشكال در تصمیم‌گرفتن، بی‌علاقگی نسبت به سایر مردم، آگاهی از خشم فرو خورده، هراس از آینده، از دست دادن احساس لذت،‌ عدم توانایی در نشان دادن احساس واقعی، احساس هدف دشمنی دیگران قرار گرفتن، احساس شكست، احساس نداشتن كسی كه به او اعتماد كند، اشكال در تمركز حواس،ترس شدید از یك فضای باز یا بسته یا از تنهایی، عدم توانایی در اتمام یك كار قبل از پرداختن به كار دیگری، ترس از دیوانه‌شدن و ترس از دست دادن كنترل( كوپر، مترجم مدیحی، 1370، ص32).

 

بیماری‌هایی كه در اثر اضطراب ایجاد می‌شود:

– افزایش فشار خون و بیماری قلبی

افزایش فشار خون و بیماری قلبی ارتباط نزدیكی با اضطراب دارند. فشار خون بالا در اغلب اوقات منشاء عضوی مستقیمی كه به سادگی بتوان شناخت، ندارد. افزایش فشار خون جزئی به علت بروز تغییر در مقاومت رگ‌های خونی است و قسمتی از فشار عروق خونی كه خون را به بافت‌ها حمل می‌كند به وسیله سیستم عصب سمپاتیك و رها ساختن مواد شیمیایی به داخل عروق ایجاد می‌شود و ادامه فعالیت پاسخ‌های شیمیایی عصب سمپاتیك باعث كاهش قدرت انقباض و انبساط رگ‌ها و درنتیجه بالا رفتن فشار خون می‌گردد. فشار خون پدید آمده می‌تواند منجر به بیماری‌های قلبی گردد، زیرا قلب به ناچار، خون را با نیروی بیشتری به داخل شریانی كه فشار آن بالا رفته است می فرستند و در نتیجه كار اضافی به آن تحمیل می‌گردد و همچنین افزایش فشار خون احتمال پارگی شریان‌ها را كه می‌تواند منجر به مرگ گردد بالا ببرد به طوری كه پاره شدن یك سیاهرگ در مغز می‌تواند ایجاد سكته مغزی نماید( كوپر 1982، مترجم، مدیحی، 1370).

 

سرطان

اضطراب در ایجاد سرطان می‌تواند نقش اساسی داشته باشد چرا كه اضطراب در بسیاری از موارد باعث وقفه در سیستم دفاعی بدن می‌گردد در مطالعه‌ای كه بر روی 2000 زن در یك درمانگاه بیماریهای ویژه پستان انجام شده، مشخص شده است كه در دو سال آخر درصد ابتلا به سرطان در میان زنانی كه فردی از قبیل شوهر، دوست، یا یكی از اقوام خود را از دست داده‌اند.بیشتر از زمانی كه این ضربه‌ها را نداشته‌اند( كوپر 1982، مترجم مدیحی 1370، ص 54).

 

– مسائل معده و روده

افراد معینی در مقابل اضطراب با افزایش اسید معده عكس‌العمل نشان می‌دهند كه غالباً عامل موثری در ایجاد زخم معده و روده است. سایر حالاتی كه معتقدند به علت اضطراب ایجاد می‌شود یا با اضطراب مزمن تشدید می‌گردد شامل زخم‌های خونریزی دهنده روده بزرگ و سندروم روه تحریك‌پذیر می باشد كه باعث حملات انقباضی دردناك در روده بزرگ می‌گردد(همان منبع، ص 21).

 

– سردرد و كمر درد

بسیاری از سردردها به علت كشش عضلانی صورت و جمجمه پیدا می‌شود. این نوع سردردها كه بعضی از اوقات از آنها به نام سردرد تنشی نام برده می‌شود یكی از شایعترین علائم اضطراب است. سردردهایی كه به نام میگرن نامیده می شود به نظر می رسد كه ناشی از انقباض عروق خونی مغز باشد و انقباض عروق خونی به خاطر اضطراب ایجاد می‌گردد. بنابراین نتیجه می‌گیریم كه یكی از علل میگرن اضطراب است. همچنین پشت درد و كمر درد كه غالباً متعاقب انقباض عضلانی ناشی از  اضطراب یا به علت ضعف جسمانی یا عدم انعطاف‌پذیری در طول كار پدید می‌آید
( منبع قبلی، ص 22).

 

– بیماریهای ریوی و مسائل جلدی

اضطراب شدید همراه با استعمال دخانیات می‌تواند در بروز سینه پهلو و آنفلوانزا اثر داشته باشد. به نظر می رسد كه اضطراب اثر مستقیم تری در بروز بیماری آسم داشته‌ باشد نهایتاً اینكه اضطراب در بیماریهای پوستی به طور قابل ملاحظه‌ای باعث تشدید بیماری می گردد. اگزما و كهیل، صورت‌های مختلف بیماری پوستی هستند كه به احتمال زیاد به دلیل اضطراب به وجود می‌آیند چون اضطراب باعث تغییراتی در سلول‌های پوستی فرد می‌گردد و این مساله نهایتاً به تغییراتی در پوست افراد می‌گردد(منبع قبلی، ص 22).

قبل از پرداختن به رویكردهای گوناگون اضطراب تعریفی كه لانگ ارائه داده و اكثر نظریه‌پردازان با آن موافقت كرده‌اند را از نظر می‌گذرانیم. اكثر نظریه‌پردازانی با لانك موافقند كه اضطراب یك مفهوم فرضی است. یعنی اضطراب نوعی تصور است كه وجود خارجی و عینی ندارد ولی در تغییر پدیده‌های مشاهده‌پذیر می‌تواند مفید باشد. وی مدلی سه سیستمی از اضطراب ارائه داده است كه وسیعاً به فهم تعریف‌های مختلف كمك كرده است. اضطراب را می‌توان بر حسب افكار تغییر كرد، برای مثال « من وحشت‌زده هستم» یا آن را به حسب احساسات و واكنش‌های جسمانی تغییر كرد مثل افزایش ضربان قلب، تعریق و تنش یا بر حسب رفتار مثل اجتناب ورزیدن از یك موقعیت یا گریز از آن در نظر گرفت. نیمرخ اضطراب افراد مختلف بسته به این كه كدام نظام بیشترین تأثیر را پذیرفته است، متفاوت خواهد بود( پاول و اندایت ، 1377).

 

رویكردهای نظری به اضطراب

در ذیل نظریه‌های مكاتب گوناگونی به اضطراب را از نظر می گذرانیم و خواهیم دید كه این مكاتب، سازه اضطراب را تببین می‌كنند، البته هیچ كدام از آن تبیین رضایت بخش یا كاملی از علت و ماهیت اضطراب ارائه نمی‌كنند، با این همه، هر یك در پیشبرد دانش ما برای شناخت بیشتر این پدیده سهمی دارند.

 

نظریه‌های زیست شناختی اضطراب

البته تردیدی نیست كه همراه با اضطراب یك فرآیند زیست شناختی نیز وجود دارد. اما پرسشی كه به میان می‌آید این است كه در بحث از سبب شناسی اضطراب، آیا این فرآیند بعداز مكانیسم‌های روانشناختی اولیه قرار می‌گیرد یا آن كه تجربه‌های متفاوت افراد از اضطراب صرفاً مبین ساخت زیست شیمیایی و كاركرد مغزی متفاوت آنهاست. به منظور درك پیچیدگی‌ مغز و فرآیندهای زیست شیمیایی همراه با اضطراب، نخست لازم است بحث مختصری پیرامون مبانی كالبدشناسی عصبی داشته‌باشیم. می‌توان مغز را تقریباً به سه ناحیه تقسیم كرد : ناحیه بسیار پیشرفته پیش مغز[11]، كه مركز هوش و استدلال است، میان مغز[12] یا سیستم لیمبیك به ویژه بادامه[13] كه در فرآیندهای هیجانی دخالت دارد.سومین ناحیه، مغز پسین[14] است كه در تعادل حیاتی نقش دارد. این ناحیه شامل هیپوتالاموس و غده هیپوفیز است و این ساختارها هستند كه در پاسخ های زیست شناختی اضطراب و فشار روانی اهمیت ویژه‌ای دارند( پاول و اندایت، 1378).

نظریه‌پردازان در صدد مطالعه احتمال وجود یك حلقه ژنتیكی در تجربه اضطراب برآمده‌اند. اسلاتر و شیلدز میزان همگانی اختلال‌های اضطرابی و در دوقلوه‌های یك تخمكی را 41 درصد و دو قلوهای غیرهمسان را 4 درصد نقل می‌كنند. اگرچه این نتایج ممكن است از فرضیه زیست – پزشكی حمایت كنند، اما باید در نظر داشته باشیم كه دو قلوهای همسان همان‌طور كه ژن‌های همانندی به ارث می‌برند اغلب در محیط عادی همانندی نیز بزرگ می‌شوند. شواهد دیگری در تایید نقش عوامل زیست شناختی ارائه كرده‌‌اند. آیزنگ[15] می‌گوید تفاوت‌های فردی در تجربه اضطراب ممكن است ناشی از نظرات ساختار ژنی ویژه‌ای باشد كه فرد را مستعد نوسانات همیجانی پایین یا بالا می‌سازد. آیزنگ این فرایند را به صورت تمایل به نشان دادن واكنش‌های خیفیف یا شدید در برابر محرك ویژه‌ای كه می‌‌تواند موجب ناراحتی و پریشانی فرد شود تعریف می‌كند. وی همچنین اظهار می‌دارد كه علاوه بر این، برخی افراد مستعد یادگیری پاسخ‌های شرطی نیرومندی هستند و بدین ترتیب نظریه‌های زیست – پزشكی و رفتاری را تلفیق می‌كند.

نظریه سلیگمن پیرامون آمادگی در ابتلاء به هراس، تلفیقی است از نظریه‌های زیست شناختی و رفتاری، به نظر او آدمی، به واسطه فرایندهای تكاملی، از نظر زیستی متسعد ابتلاء به شماری ترس‌های شرطی در برابر محرك‌های خاصی است. این ترس ها در انسان نخستین به مثابه پاسخی طبیعی واكنشی كه ضامن بقای نوع به شمار می‌رفته، تجلی پیدا كردند( به نقل از پاول و اندایت، 1378).

 

نظریه‌های روانكاوی

نظریه فرویدی:

فروید بین سه نوع متفاوت از اضطراب تمایز قائل شده است: اضطراب عینی یا اضطراب در برابر واقعیت كه هر كسی آن را تجربه می‌كند و قابلیت واكنش به خطر واقعی است آن گونه كه در همان خارجی رخ می‌دهد. فروید مشخص می‌كند كه چنین اضطرابی هم منطقی و هم متناسب با محرك می‌باشد. چنین اضطرابی شیوه‌ای سریع و سازگارانه است كه فرد هنگام مواجهه با خطر به آن متوسل می‌شود. دو شكل اضطراب كه موجب مشكلات روانی می شوند اضطراب اخلاقی[16] و اضطراب روان رنجوری[17] خوانده می‌شوند.

فروید اظهار می‌دارد كه نخستین تجربه اضطراب در اثر تولد رخ می‌دهد. نوزاد از رحم كه جایی امن برای اوست جدا می‌شود و وارد یك موقعیت نو و ناآشنا می‌شود و به ناگاه در می‌یابد كه نیازهای نهاد[18] یا تأخیر ارضا می شود. این اضطراب اولیه است كه پس از آن برای تمامی تجربه‌‌های دیگر الگو می شود به دومین شكل از اشكال سه گانه اضطراب فروید بر می‌گردیم. اضطراب اخلاقی به ترس از تنبیه توسط فراخود[19] اشاره دارد و زمانی رخ می‌دهدكه نهاد، فرد را مجبور كند تا رفتاری را انجام دهد
یا تمایل انجام آن رفتار را در او برانگیزد و رفتار با هنجارهای معمول،
سازگار نباشد.

در چنین مواقعی اضطراب به شكل احساس گناه و شرح در می‌آید. سومین شكل یعنی اضطراب روان رنجوری نتیجه تهدید نهاد برای تسلط برخود است كه پیامد اجتماعی آن نیز رفتار ناپسند لذت جویانه یا پرخاشگرانه است. كودك شدیداً به واسطه چنین رفتارهایی از گذشته تا حال مورد تنبیه قرار گرفته است. همچنین انتظار تنبیه آتی است كه اضطراب ایجاد می‌كند خود[20] تلاش می‌كند تكانش های نهاد را با توجه به نظارت فراخود، واپس زند ولی وقتی این واپس زنی به طور جزئی موفق باشد اضطراب شناور[21] تجربه می‌شود( پاول و اندایت، 1378).

[1] -Exogenous

[2] -Endogenous

[3] -Auto nomic neurous system

[4] -Endocrine Glands

[5] -‍‍Central neurous system

[6]-Feed back

[7] -Tension headache

[8] -Shaffer

[9] -Hydo and hypethyoidism

[10] -Hypogly cemia

[11] -Forebrain

[12] -Mindbrain

[13] -Amygdulu

[14] -Hidbrain

[15] -Eysenk

[16] -Moral anxiety

[17] -Neuratic anxiety

[18] -Id

[19] -Superego

[20] -Ego

[21] -Free- floating

 

قسمت بعدی در لینک زیر :

http://tahghigh20.ir/%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%85%d9%8a%d8%b2%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac/

Leave a comment