دانلود پروژه رشته حقوق با موضوع جـرم سیـاسـی – قسمت چهارم

دانلود پایان نامه

تعریف جرم سیاسی از نظر دانشمندان حقوق و مقایسه آن با تعریف جرم سیاسی از نظر اسلام گروهی از حقوقدانان در تعریف جرم سیاسی می گویند:

جرم سیاسی عبارت از جرمی است كه علیه تشكیلات و طرز اداره حكومت و یا مباین حقوق ناشیه آن برای افراد ارتكاب می شود.(1) این تعریف از طرف حقوقدانانی است كه جرم سیاسی را جرم مادی می‌دانند.یعنی طرفدار سیستم بیرونی بودن جرم سیاسی هستند .

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

و دسته‌ای دیگر از حقوقدانان كه برای جرم سیاسی جنبه شخصی در نظر می گیرند یعنی قصدو غرض مجرم را از مقدمات جرم سیاسی می دانند در تعریف جرم سیاسی می گویند : جرم سیاسی عبارت است از: «‌جرمی كه به قصد مبارزه علیه تشكیلات و طرز اداره حكومت انجام پذیرد و تفاوت بارزی كه در این دو تعریف با تعریفی كه ما درباره جرم سیاسی كردیم ، وجود دارد این است كه در جرم سیاسی از نظر اسلام عامل مذهب یكی از عوامل اساسی در تحقق جرم سیاسی می باشند بنابراین اگر افرادی بر علیه یك نظام غیر اسلامی قیام كنند قیام آنان یك جرم سیاسی محسوب نمی شود واصولاً باید در حكومتهای علیه این ویژگی از برای جرم سیاسی در نظر گرفته شود مضافاً به اینكه مجرمین سیاسی نیز باید انگیزه مذهبی داشته باشند و این شرط از كلمه (‌شبه حصلت لهم )‌( اولشبهه لایعذرون فیها )‌كه كاشف العظاء تعبیر فرموده است استفاده می شود .

و تفاوت دیگری كه جرم سیاسی از نظر اسلام با جرم سیاسی از نظر حقوقدانان دارد این است كه از نظر اسلام قیام مجرمین باید دسته جمعی بوده قیام كنندگان باید دارای قدرت و نیرو و توان آنچنانی باشند كه بتوانند بر علیه نظام قیام كنند اما اگر فردی باشد و یا گروهی باشد ولیكن آن گروه ناتوان و ضعیف باشند عمل آن جرم سیاسی محسوب نمی شود .

بخش دوم : شخصی (‌و یا درونی بودن )‌جرم سیاسی ( بغی ) و یا مادی و بیرونی بودن آن از نظر اسلام [1]

در جرم سیاسی بین دانشمندان حقوق جزا نظرات مختلف و گوناگونی وجود دارد كه مهمترین آنها دو نظریه زیر می باشند :

  • نظریه شخصی یا سیستم درونی بودن جرم سیاسی
  • نظریه مادی یا سیستم بیرونی بودن جرم سیاسی

در كتاب الموسوعه الجنائیه ج 3 ص 48 نوشته جندی عبدالملك آمده است :

(‌و یمكن ارجاع آرائهم الی مذهبین اساسبین : المذهب الشخصی و المذهب – المادی ) در توضیح این دو نظریه می گوییم : طرفداران مكتب شخصی بودن جرم سیاسی معتقدند جرم سیاسی بستگی بانگیزه مجرم دارد بنابراین اگر شخصی ، یك نفر از مسئولین را بقتل رساند بانگیزه آنكه حكومت را براندازد جرم وی سیاسی خواهد بود اما بر اساس نظر ماده بودن جرم سیاسی لازم نیست انگیزه سیاسی در كار باشد بكله كافی است امر سیاسی بر آن بار شود بنابراین اگر یكی از مسئولین را بانگیزه دشمنی شخص بقتل رساند وبر كشتن وی آثار سیاسی مترتب گردد چنین قتل جرم سیاسی است ، و طبق این نظریه عمل ابن ملجم مرادی كه اقدام به قتل امیرالمؤمنین نمود جرم سیاسی محسوب می شود و به خاطر عملی كه وی انجام داد نظام سیاسی اسلام تغییر كرد وبعضی از حقوقدانان معاصر معتقدند كه جرم وقتی جنبه سیاسی دارد كه هر دو امر وجود داشته باشد یعنی هم مجرم جرم را بانگیزه امر سیاسی مرتكب شود و هم آثار سیاسی بر آن بار گردد و در این مورد می توان نظریه دیگری را نیز ابراز كرد و آن این است كه گفته شود در جرم سیاسی كافی است یكی از دو امر ( قصد یا بار شدن آثار سیاسی ) مترتب گردد.

و از ظاهر تعریفی كه فقها شیعه و سنی دوباره بغی كرده و آنرا به معنای خروج بر امام عادل گرفته اند استفاده می شود كه در جرم سیاسی باید قصد خروج وجود داشته باشد ، زیرا خروج بر امام عادل موضوعاً تحقق نمی یابد مگر آنكه شخصی كه خروج میكند قصد خروج داشته باشد . خواه بر عمل وی آثار سیاسی مترتب گردد و یا مترتب نگردد. بنابراین اگر گروهی بر علیه نظامی قیام نمایند و از اطاعت آن سر باز زنند و سركوب شوند یا آنان طبق احكام بغات عمل می شود مانند خوارج نهروان كه بر علیه امیر مومنان علی (ع) شوریدند وهمه سركوب شدند و به قتل رسیدند .و همچنین در جنگ جمل كه همگی آنان را آن حضرت سركوب كرد اما باید توجه داشت كه جرم سیاسی یا بغی وقتی می شود كه مجرم دست به انجام كاری زند كه بر آن خروج بر امام عادل و اطاعت از وی صدق نماید اگر داخل در اطاعت ولی امر همت و وظایف خود را نسبت به امام انجام می دهد ، اما از نظر عقیده‌ای حكومت و ولایت شخص وی را قبول ندارد ، مجرم سیاسی نخواهد بود . فقیه بزرگوار الغطاء در كتاب كشف الغطاء می فرماید :

و لا یجوز لمن اضمر البغی او اظهر بلسانه التعرضی له قبل الشروع فیه ) یعنی نباید كسی را كه در درون خود بغی را نگه داشته واظهار نمی كند و یا اظهار می كند اما فقط الظهارش جنبه قولی دارد مورد تعرض قرار داد و البته باید توجه داشت كه اگر اظهار بغی و مخالفت با امام و ولی امر بمنظور جمع آوری عده و عده (‌افراد آمادگی باشد )‌چنین كسی یاغی محسوب می شود .

و دلیل بر آنچه گفته شد عمل امیرالمومنین علی (ع) با عبدالله بن عمر میباشد كه وی با آنكه از بیعت با امام خود داری ورزید امام (ع) متعرض او نگشت و اصحاب آن حضرت كه می خواستند معترض وی گردند ، از تعرض وی منع كرد و حتی خوارج كه آن حضرت را لعنت می كردند هم تا مادامیكه از فرمان آن حضرت سرپیچی نكرده بودند و از حاكم خود كه از طرف آن حضرت منصوب گردیده بود اطاعت می كردند مورد تعرض واقع نگردیدند.

بنابراین نمی توان بطریق اولی كسی را كه در اطاعت و فرمان حاكم عادل است از كارهای وی انتقاد می كند و اشتباهات وی را گوشزد می كند یاغی دانست و متعرض او گردید مانند بعضی از خلفاء كه هر گاه مورد انتقاد قرار می گرفتند به خشم نمی آمدند و می پذیرفتند نه مانند عثمان كه وقتی عمار یاسر از طرف اصحاب پیامبر او را نصحیت كرد و نامه اصحاب پیامبر را به او داد چنان به سر و صورت و سینه عمار زد كه استخوانهای سینه‌اش شكست و بهر حال شخص ناصح یاغی محسوب نمی شود اما اگر بخواهد از راه انتقاد حكومت را تضعیف نماید با توجه به اینكه سوء قصد دارد یاغی و مجرم سیاسی محسوب می شود .

بخش سوم : شرایط جنگ با بغات یا مجرمین سیاسی [2]

فقها جنگ با بغات را مشروط به شراطی دانسته اند كه ذیلاً به آنها اشاره می شود:

مرحوم كاشف الغطاء در كتاب جهاد از كتاب ارزشمند كشف الغطاء در فصل دوم از باب پنجم شرایط مبارزه با بغات را چنین بیان می فرمایند:

(‌و المتبادر من اطلاق الباغین علی احد الخلفاء الرشدین بعد ان تثنی له الوساده و یكون عصاء الشرع بیده قائمه بشروط ،؛ یعنی ائم معصومنی و فقهاء) كه زمان امور را بدست گرفته اند با شرایطی كه ذیلاً نقل می شود خروج نماید .

شرط اول این است كه از امام جدا گردیده و از پیروی وی خود داری نمایند و خود را رعایای او ندانسته باشند خواه در شهری اقامت كرده باشند و یا در قریه‌ای و یا در صحرا و بیابانی

شرط دوم این است كه دارای قدرت و شوكت باشند بطوریكه حاكم نتوانسته باشد بدون تهیه نیروهای كافی آنان را سركوب سازد ، زیرا اگر امكان داشته باشد از راه آسانتری آنان سركوب كند آنان باید از آن طریق باشد نه با جنگ و خونریزی »‌شرط سوم در تشخیص خود نسبت به حقانیت حكومت حاكم دچار اشتباهی شده باشند كه در آن معذور نباشند و در اثر آن شبهه غلط از فرمان حاكم خارج گردند. شرط چهارم آنكه ارشاد آنان از راه بحث و اقامه حجت و دلیل ممكن نباشد شرط پنجم آنكه از راه ایجاد اختلاف و فتنه بین ایشان دفع آنان ممكن نباشد و حاكم برای دفع آنان نیاز به جنگ با آنان داشته باشد .

استاد بزرگوار و علامه محقق حاج شیخ محمد تقی شوشتری در كتاب ارزشمند خود بهج الصباغه فی شرح نهج البلاغه ( ج 6 ص 396 انتشارات صدر ) از طبری نقل می كنده كه امیر المومنین علی (ع) در روز جنگ جمل قرآنی را در دست گرفت و در میان اصحاب خود آورد و به ایشان فرمود كدامیك از شما حاضر است این قرآن را بدست گیرد و دشمن را به آنچه در آن هست دعوت كند هر چند كشته شود جوانی از اهل كوفه كه قبای سفید در بر داشت بلند شد و گفت من حاضرم چنین كاری را انجام دهم آنحضرت از وی اعراض كرد و مجدداً آن حضرت همان مطلب را تكرار كرد و همان جوان مجدداً اعلام آمادگی نمود تا با رسوم آن حضرت قرآن را به او داد و آن جوان قرآن را در میان دشمن برد و آنان را دعوت به اطاعت از قران كرد دست راست او را قطع كردند و قرآن را با دست چپ گرفت دست چپ او را هم قطع كردند آنرا با سینه خود نگه داشت و همچنان آنان را به قرآن و پیروی از آن دعوت می كرد تا شهید شد .

آنچه از این قضیه و سایر قضایای مربوط به رفتار امیرالمومنین علی (ع) در جنگ جمل و نهروان ، بدست می آید این است كه امام قبل از اقدام به كشتن بغات باید از ارشاد و هدایت آنان خودداری نكند و آنرا به عنوان یك وظیفه مقدس الهی بمورد اجرا درآورد و مجاز نیست دست خود را به خون كسانیكه دچار اشتباه شده اند تا اقدام به جنگ نكرده باشند آغشته سازد .

بخش چهارم: جرم سیاسی در متون اسلامی

جرم سیاسی در متون اسلامی تحت عنوان كلمه بغی ، مطرح گردیده است و منشأ انتخاب این كلمه آیه شریفه : (‌و ان طائفتان من المومنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما بان بغت اخدیهما علی الاخری فقاتلو الی تبغی حتی تفئی الی امر الله فان فأنت فاصلحوا بینهما بالعدل و اقسطو ان الله یحب المقسطین )‌( سوره حجرات 9) می باشد .

و در این آیه چنانكه ملاحظه می شود كلمه بغت و تفئی ذكر شده است و اختصاص باقتتال و نبرد و جنگ دارد اما از آنجائیكه جنگ یكی از جرائم سیاسی می باشد ( چنانك خواهیم گفت )می توان دانست كه مراد از بغی در ین آیه جرم سیاسی است .

و در روایات وارده در كتب روائی شیعه و اهل سنت نیز كلمه بغی در معنای جرم سیاسی ، بكار رفته است : در وسائل الشیعه ،كافی ، من لایحضره الفقیه و غیره ابواب متعدد ، درباره بغات مطرح گردیده كه درتمامی آنها از كلمه بغی همین معنی قصد شده است .

فقها عامه نیز در روایات و كلمات خود از كلمه بغی جرم سیاسی را قصد كرده اند . احمد بن حجر عسقلائی در كتاب خود بنام بلوغ المرام من ادله الاحكام صفحه 221 حدیثی از پیامبر نقل می كند كه راوی آن ام سلمه می باشد و آن حدیث این است كه :

ام سلمه می گوید پیامبر (ص) درباره عمار یاسر فرمود : (‌تقتل عماراً الفئه الباغیه )‌ یعنی عمار را فئه یا غیه بقتل می رسانند سپس می گوید این روایت را مسلم روایت كرده است .

عبدالقادر عوده در كتاب ارزشمند خود التشریع الجنائی می گوید :

فی تقسیم الجرائم حبس طبیعتها الخاصیه ، جرائم عادیه و جرائم سیاسیه الی البغی

و سپس می گوید :

اسلام از بدو پیدایش ، بین جرائم عادی و جرائم سیاسی فرق گذاشته و این فرق را از این جهت در نظر گرفته كه عنایت به مصلحت جامعه وامنیت و حفظ نظام كیان آن داشته است . بنابراین نمی توان هر جرمی را كه به منظور سیاسی انجام می پذیرد جرم سیاسی دانست بلكه بعضی از جرائم عادی كه در شرایط خاصی انجام می گیرد ، جرم سیاسی محسوب می شوند

بنابراین جرم سیاسی با جرم عادی از نظر طبیعت متفاوت نیست و تفاوت آنها این است كه انگیزه در جرائم سیاسی با انگیزه در جرائم عادی فرق می كند .زیرا در جرائم سیاسی انگیزه سیاسی مطرح است اما د رجرائم عادی انگیزه سیاسی مطرح نیست .

و بالاخره نامبرده می گوید جرم سیاسی در اصطلاح فقها بغی و مجرمین سیاسی با بغات یا ، فقه باغیه می گویند.

رسول اكرم (ص) فرموده اند (‌من حمل علینا السلاح فلیس منا) ( بلوغ المرام من ادله الاحكام ابن حجر عسقلائی ) یعنی هر كس علیه ما اسلحه بردارد از ما نیست .

و منظور از كلمه (‌علینا) حاكم عادل می باشد خواه آن حاكم شخص رسول خدا ( ص) باشد و یا یكی از ائمه معصومین (ع) و یا نائبین ایشان چه نایب عام باشند و یا خاص و در صورت نبودن آنها عدول مومنین و نیز فرمودند :

هل تدری یا ( این ام عبد ) كیف حكم الله فیمن بغی من هذه الامه قال ، الله و رسوله اعلم قال لایجهز علی جریحها و لا یقتل اسیرها و لا یطلب هاربها و لایقسم فیلها یعنی آیا میدانی (‌ای ام عبد)‌حكم خدا درباره كسی كه از این امت مرتكب بغی شود چیست ؟ عرض كرد خدا و رسول بهتر می دانند فرمود : مجروحین و اسیران آنان را نباید كشت و فراریان آنها را نباید دنبال كرد و غنیمت آنها نباید تقسیم كرد .

از این حدیث استفاده می شود كه با آنها باید جنگید اما اگر مجروح و یا اسیر گشتند و یا فرار نمودند نباید معترض آنها گشت و نیز فرمودند: (‌من اتاكم و امركم جمیع یربد ان یفرق جماعتكم قاقتلوه ) و از این حدیث استفاده می شود كه شارع مقدس اسلام چقدر نسبت به حفظ نظام اهمیت داده بطوریكه بر هم زنند آن را محكوم بقتل نموده است اما باید توجه داشت مراد رسول اكرم (ص) از چنین شخصی ، شخصی خواهد بود كه قدرت چنین كاری را داشته باشد و بدیهی است وقتی قدرت چنین كاری را خواهد داشت كه قدرت و توان نظامی و سیاسی داشته باشد .

بخش پنجم : مزایای مجرمین سیاسی و حقوق بغاه [3]

مجرم سیاسی «‌ یاغی » با توجه به اینكه به خاطر یك هدف سیاسی و با صطلاح ، برای رسیدن به یك آرمان عالی ( و نه یك هدف و غرض فردی و عادی یا گروهی و پست و ….) اقدام به عمل مجرمانه می كند ، و یا به اصطلاح حقوق اسلامی و فقها ، بخاطر شبهه ای كه به زعم او ، حكومت یا امام را ،‌مثلاًٌ صالح نمی داند (‌او شبهه حصلت لهم ) و… از مزایایی در قبل از شروع به بغی ، و در حین انجام عمل مجرمانه، و نیز پس از آن دارد كه در سطور آتی مورد بررسی قرار خواهد گرفت . لیكن لازم ا ست توجه شود كه جرایم عادی مجرمین سیاسی یا بغات ، كه دارای شرایط جرم سیاسی نیست ، جرم سیاسی یا بغی تلقی نمی شود و لذا با او ، تحت همان شرایط « جرم عادی ن برخورد خواهد داشت مزایای مجرمین سیاسی یا بغات را ، فقهای امامیه و حقوقدانان اهل سنت به شرح زیر نوشته اند :

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment