دانلود پروژه رشته اقتصاد درباره جهانی شدن اقتصاد و آثار آن – قسمت دوم

دانلود پایان نامه

در پایان این بحث این نكته لازم به ذكر است كه « جهانی شدن» با« بین المللی شدن» (intemationalization) متفاوت است. بین المللی شدن به تشدید ارتباطات میان حوزه های ملی و در نتیجه تاثیرات وسیع و عمیق كشورها بر یكدیگر اطلاق می گردد. به عبارتی بین المللی شدن ارتباط و تشكل كشورهای دارای مرزی جغرافیایی است، در حالی كه جهانی شدن متشكل از شبكه های فرامرزی و فرا سرزمینی است. یعنی پدیده های جهانی می توانند همزمان كل عالم را در نوردند و بدون توجه به زمان و مكان از یك نقطه به نقطه دیگر حركت كنند. در حالی كه تقسیمات دولت های ملی وابستگی متقابل بین المللی را شدیداً تحت تاثیر قرار می دهند، اما خطوط پیوستگی متقابل جهانی غالباً ارتباطی با مرزهای سرزمینی ندارند.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

برداشتهای متفاوت

هر یك از اندیشمندان و صاحب نظرانی كه در مورد جهانی شدن بحث كرده اند. تلقی و برداشت متفاوتی از این مقوله داشته اند. به طور كلی می توان سه برداشت متفاوت را از یكدیگر متمایز ساخت:

  • عده ای صحبت از « روند جهانی شدن» (‏The Process of Globalization) می كنند و آن را به مثابه فرآیندی می دانند كه سرشتی اجتناب ناپذیر دارد. این عده از فرا رسیدن عصری سخن می گویند كه گسست جدی و عمیق پدیدار شده و در این فرایند علاوه بر درهم تنبیدگی اجتماعی انسانها، از لحاظ اقتصادی نیز هندسه جدیدی شكل می گیرد كه بیش از آن كه مبتنی بر جغرافیا باشد به صورت موضوعی، بر تقسیم كار بنیاد یافته است و پیش از آن كه حول محور محض انسان باشد، به توان كارآفرینی و عملی انسانها توجه دارد و عامل تكنولوژی و الزامات اقتصادی، آن را اجتناب ناپذیر میكند.
  • برخی دیگر، جهانی شدن را به مثابه یك «طرح» ( project) تلقی نموده اند به گونه ای كه نقطه آغاز و فرجام آن مشخص است. این عده صراحتاً جهانی شدن را نقشه ای برای تحقق رسالت قدیمی انسان سفیر سرمایه داری می دانند. تامیلسون (Tamilson) عقیده دارد كه فرهنگ جهانی شده ای كه ما هم اكنون با آن روبرو هستیم یك فرهنگ جهانی مبتنی بر هرج و مرج نیست و در عین حال فرهنگی نیست كه از جمع بین تجارب و نیازهای بشریت حاصل آمده باشد، حتی به صورت یكسانی از گونه های فرهنگی موجود نیز تغذیه نمی كند، بلكه حاكم شدن یكی از گونه های فرهنگی است كه از توان بیشتری برخوردار می باشد. در یك كلام، مقصود همان فرهنگ غربی است. ورسلی ( Wersly) همچون تامیلسون بر آن است كه شكل گیری مقوله جهانی شدن هر چند كه دموكراسی تقلیدی را به ارمغان می آورد، اما امكان سلطه را تقویت می كند.

در این دیدگاه، جهانی شدن به مفهوم واقعی كلمه عبارت است از تداوم روند استعمار و امپریالیسم نو جهانی شدن نوعی جهانی سازی اندیشیده و دور اندیشانه صاحبان ثروت و قدرت است كه در آن «اطلاعات» جای « سیستم پایه طلا» ( Glod Standard System) را گرفته است سرمایه سالاری امروزه در قالب جهان گرایی ظاهر شده و اگر امپریالیسم را آخرین مرحله سرمایه داری بدانیم، جهانی شدن واپسین مرحله امپریالیسم است. اصول گرایان اسلامی نیز ادعاهای جهان صنعتی در زمینه حقوق بشر، دموكراسی و غیره را فریبنده دانسته و جهان شدن را طرحی می دانند كه غریبان جهت تسهیل و تعمیق تاراج منابع جهان سوم باب كرده اند. نتیجه آن كه براساس این تلقی، طرح جهانی شدن شیوه ای نوپا است برای تحصیل مقصودی دیرپا و كشورهای جهان سومی نباید در دام جهانی شدن كه استعمار گران تدارك دیده اند بیافتند.

  • سومین برداشت از جهانی شدن درك این مقوله به عنوان نه یك فرایند بی طرفانه و یا طرح تعمدی، بلكه «پدیده ای» (Phenomena) ساخت دست بشر است. كه تحویل یك سویه این پدیده به «فرآیند» یا « طرح» مانع از فهم آن می شود یعنی این پدیده نو ظهور نه پیش اندیشده است كه بتوان طرح نامید و نه بدون اطلاع جهانیان، مخصوصاً كارگزاران اطلاعات به واسطه اشراف بر پیامدهای این پدیده از فرصت بیشتری برخوردارند.

جهانی شدن، یك پدیده تناقض آمیز است. این پدیده رواج استانداردهای عام رفتاری را در روابط سیاسی اقتصادی و اجتماعی تشویق می كند، اما به همگون سازی نمی پردازد. و در عین یكپارچه سازی، شكافهای را نیز پدید می آورد. جهانی شدن هم زمان با ایجاد فرصتها، خطرها و تهدیداتی نیز فراهم می آورد.

به بیان دیگر، جهانی شدن همچون هر پدیده دیگری باردار تهدیدها و فرصتهای متعدد و متنوع است. از یك سو شبكه های الكترونیكی و رایانه ای به عنوان مهمترین زیر ساخت و نیروی پویای جهانی شدن، باعث شده تا بازیگران قادر شوند از راه دور به اعمال قدرت و ایجاد تاثیرات مهم دست بزنند. این امر اقتدار و اشكال حاكمیت را در عرصه سیاست متحول می كند و با از میان بردن فاصله های فیزیكی میان قدرتها، پتانسیل تهدید را بالا می برد. از سوی دیگر با تسریع روند مبادله، افزایش اطلاعات قابل دسترسی حاكمیتهای ملی، توزیع قدرت میان بازیگران مختلف و بالا بردن قدرت چانه زنی بازیگران غیر حكومتی، فرصتهایی را نیز پدید می آورد. درك درست این تهدیدات و فرصتها می تواند كشورها را قادر سازد تا با اتخاذ تدابیر و تمهیداتی میزان آسیب پذیری خود را كاهش داده و میزان اثر پذیریهای مثبت از روند جهانی شدن را بالا ببرند.

آیا جهانی شدن تحولی خود به خودی است؟

این یك پرسش كلیدی است، زیرا نوع پاسخ، وظیفة كشورهای گوناگون را در مورد چگونگی موضوع گیری در برابر جریان جهان گرایی، روشن می سازد.

بسیاری از متفكران غربی، چنین وانمود می كنند كه جهانی شدن مرحله ای از تاریخ است كه جهان به ناگزیر و در پی تغییراتی كه در فن آوری رایانه ها و تكنولوژی ارتباطات و حمل ونقل صورت گرفته است، گام بدان نهاده است و همه كشورها ناچارند، در جهت جریان جهانی شدن شنا كنند و تبعات آن را بپذیرند. آنچه رخ می دهد ظهور « دهكدة جهانی» است كه مارشال مك لوها، در 1970 آن را معرفی كرده بود و اینك در پی انقلاب عظیم تكنولوژیك در شرف تحقق است ما می پذیریم كه عوملی وجود دارد كه زمانها و مكانها را بدان گونه به یكدیگر پیوند می دهد كه جامعة جهانی را به صورت یك حقیقت واحد در می آورد و تمایزات بین دولت ها و ملت ها را محم می سازد، لیكن سخن این است كه همة این عوامل، ناخواسته نیستند، بلكه بعضی از آنها، مانند آزاد سازی تجارت، به هم پیوستن بازارهای مالی و رشد فعالیت شركت های چند ملیتی، دقیقاً به عنوان ابزاری كارآمد، برای متحول ساختن جهان و شكل دهی به اقتصاد جهانی به كار گرفته می شود. سالها سیاست گذاری و برنامه ریزی های متمركز از سوی نظام های سرمایه داری دولتی، در امریكا و اروپا انجام گرفته است، تا كار بدین جا رسیده است، بنابراین اگر بگوییم، جهانی شدن تداوم حركت سرمایه داری است كه پس از پایان جنگ سرد، رویای تسلط بر عالم را در سر می پرورد، خطا نگفته ایم.

از آن جا كه ایالات متحده امریكا، كشوری قدرتمند از جهت قدرت نظامی و اقتصادی و توان فن آوری در دنیا است و با اهرم های كه در اختیار دارد، می تواند تصمیم گیری ها و فعالیت های سازمان های بین المللی را تحت نفوذ خود داشته باشد و از طریق امپراتوری خبری و تبلیغاتی خویش، الگوی مورد نظر خود را تبلیغ و یا تحمیل نماید، این گمان قوت می گیرد كه جهانی شدن روندی هدفدار است و بناست كه به « امریكایی شدن جهان» بیانجامید.

آیا جهانی شدن خارج از اختیار است؟

جهانی شدن، آنسان كه برخی گمان می كنند، یك امر غیر اختیاری صرف نیست، زیرا در قضیة جهانی شدن، دو دسته عوامل در كارند:

دسته اول: عواملی، مانند پیشرفت تكنولوژی ارتباطات و گسترش شبكة اینترنت و صنعت حمل و نقل كه خود به خود تحقق می یابند و تمام دنیا و از جمله كشور ما را به یكدیگر پیوند می دهند و به صورت دهكدة واحدی در می آورند. در این گونه موارد، چون مبارزه با علت، معقول و یا مقدور نیست، باید با معلول، اگر دارای مفسده است، مبارزه كرد و چنانچه مبارزه امكان ندارد، دولت اسلامی باید منع قانونی این امور را باقی نگه دارد و حق ندارد به بهانة این كه عمل خلافی قابل جلوگیری نیست، انجام آن را قانونی كند، زیار جایز دانستن كار خلاف، اهل صلاح را هم به فساد كاری می كشاند و انكار منكر اگر با دست ممكن نباشد، با زبان واجب است.

دستة دوم: عواملی هستند كه خود به خود عمل نمی كنند و كاركرد آنها به ارادة ما بستگی دارد كه بخواهیم و زمینة جهانی شدن كشور خود را فراهم آوریم.

در بعد فرهنگی جهان گرایی، عواملی هستند كه در اختیار ما نیستند، برای مثال جلوگیری از برنامه های ناسالم و مفسده انگیز رادیو و تلویزیون های خارجی، ماهواره ها و شبكة اینترنت در اكثر موارد برای ما مقدور نیست.

در بعد سیاسی و مخصوصاً در بعد اقتصادی جهان گرایی، هنوز سر رشتة بیش تر كارها در دست دولت ها است و اگر دولتی بخواهد، می تواند خود را از مسیر جهان گرایی بر كنار نگه دارد، مثلاً در بعد سیاسی، تا حد ممكن از عواملی كه موجب تضعیف دولت ملی است پرهیز نماید و در بعد اقتصادی، اجرای عدالت را بر خود فرض بداند.

مبانی نظری « جهانی سازی»

جهانی سازی به چه معناست و تاریخ طراحی و نیز مبانی فكری آن كدامست؟ و چه نسبتی با فرهنگ غرب و فرهنگ اسلامی دارد؟ برای دستیابی به پاسخ این پرسشها، این نوشتار با طرح فرضیه های ذیل آغاز می گردد:

1- بین مبانی فكر جهانی سازی و فرهنگ غرب ارتباط وجود دارد

2- بنابراین جهانی سازی یك پروژه است نه یك پروسه

3- آمریكا رهبری این پروژه را بر عهده دارد

4- آمریكا در رهبری پروژه جهانی سازی ناتوان است و تنها اسلام به عنوان دین برتر و آخر الهی، توانایی اداره پروسه جهانی سازی آن هم با هدفگیری دیگری را دارد.

مفهوم جهانی سازی ( Globalization)

علی رغم متداول بودن اصطلاح جهانی شدن یا جهانی سازی، هنوز تعریف جامع و مانعی از آن ارائه نشده است زیرا:

  • دقیقاً زوایا و ابعاد جهانی شدن ملموس و روشن نیست، حتی برای آنانی كه در فرآیند جهانی شدن قرار دارند.
  • اصطلاح جهانی شدن مفهوم جدیدی است و عمری كمتر از دو دهه دارد. بنابراین، هنوز تحقق نیافته و هم چنان دستخوش تحول است.

با این وصف، كوشش هایی برای ارائه تعاریفی از جهانی شدن، هر چند ناقص، مبهم و مشكوك صورت گرفته است از جمله:

  • جهانی شدن یعنی یكسان شدن و یا مشابه كردن دنیا. این حادثه به طرق گوناگونی چون توسعه ماهواره ها، گسترش رایانه ها، افزایش توان رسانه ها، به ویژه ازدیاد كانال های تلویزیونی صورت می گیرد.
  • جهانی شدن، پدیداری چند بعدی است، و از این رو، اقتصاد، سیاست، فرهنگ و … را در بر می گیرد، و با تحقق آن، مرزهای ملی از بین رفته و یا كم رنگ می شود. كشورها نقش گذشته خود را از دست می دهند، و به جای قوانین داخلی، قوانین بین المللی بر كشورها حاكم می گردد.
  • جهانی شدن فرایندی اجتماعی است كه در آن، قید و بندهای جغرافیایی، فرهنگی، مذهبی و … كه بر روابط انسانی سایه افكنده، از بین می رود. البته، اگر چه جهانی شدن یك روند سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و … است، اما بیش از همه، روندی اقتصادی است.

اما اگر به ماهیت نه به صورت جهانی شدن توجه كنیم، می توانیم جهانی شدن را به صور زیر تعریف نماییم:

  • گسترش فرهنگ اروپایی از طریق مهاجرت، استعمار و تقلید فرهنگی به سراسر كره زمین
  • تداوم حركت سرمایه داری كه پس از پایان جنگج سرد رویای تسلط بر عالم را در سر می پروراند.

تلاش برای گسترش جهانی الگوهای آمریكا، همین نكته نگرانی و ترس برخی از كشورهای اروپایی را برانگیخته است.

  • تصویری ترسناك از یك بازار عنان گسیخته و پایان نوسازی به سبك ملی و دینی است كه می رود تمام شالوده های سیاسی و اجتماعی ملت ها و دولت ها را از هم بگسلد.
  • دخالت در امور داخلی دولت های جهان سوم و كنار گذاشتن هر گونه قانونی است كه مانع از تجارت آزاد از سوی شركت های چند ملیتی است بدون آنكه ثبات اجتماعی و حاكمیت این دولت ها را در نظر بگیرد.

نگارنده بر آن است كه جهانی سازی، گویای طرح پیچیده برای استعمار است. حسین بشیریه در این باره، از عبارت فرآیندهای جهانی شدن استفاده می كند كه قرین دهكده الكترونیك جهانی، پیدایش قبیلة جهانی، انقلاب اطلاعاتی، فشردگی زمان و مكان و گسترش جهانی، آگاهی می باشد. پیروز مجتهد زاده، واژه جهانی شدن ها را به كار می برد كه حاوی بار عظیمی از آمریكایی شدن است، و در واقع همان جهان سازی به دست صاحبان صنعت و سرمایه است و آمریكا سكوی اصلی پرتاب موشك جهانی شدن فرض می شود و در پرتو جهانی شدن ها، جهانیان به فرهنگ، مفاهیم، زبان و اخلاق یا بی اخلاقی آمریكایی تن می دهند

فرایند جهانی شدن را معمولاً در چهار حوزة فنی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مطالعه می كنند. در حوزة فنی و تكنولوژی از وقوع انقلاب صنعتی سوم سخن می رود. انقلاب صنعتی اول در قرن هیجدهم میلادی تحولی در تكنولوژی تولید بود. انقلاب صنعتی دوم در نیمة دوم قرن نوزدهم رخ داد و تحولی در تكنولوژی توزیع و ارتباط ایجاد كرد. انقلاب صنعتی سوم در پایان قرن بیستم تحولاتی اساسی در حوزة ارتباط، مصرف و اطلاعات به همراه آورده است. در اقتصاد كنترل دولت ملی بر اقتصاد ملی به نحو فزاینده ای از دست می رود و عناصر اصلی سیاست های اقتصادی و مالی ملی، جهانی می شوند. از لحاظ سیاسی با ظهور و گسترش اختیارات نهاد های سیاسی جهانی چون بانك جهانی، تحولات چشمگیری در حوزه محدود شدن قدرت و حاكمیت دولت های ملی رخ می نماید. به طور كلی در فرایند جهانی شدن، ویژگی های اصلی دولت ملی همانند اهمیت و نقش مرزها در معرض زوال قرار می گیرد.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment