دانلود تحقیق در مورد پروژه خاموش شدن چراغ علم -قسمت دوم

دانلود پایان نامه

 

شبه جزیره عربستان كه اسلام در نیمه اول قرن هشتم در آن بوجود آمد به لحاظ فعالیتهای علمی فقیر بود در واقع فتوحات فراوان مسلمین مانع اصلی فعالیتهای علمی در 150 سال اولیه اسلام بود. قلمرو اسلام در زمان رحلت پیامبر محدود به حجار بود در سی سال بعدی این قلمرو شش برابر شد كه این گسترش در زمان حكومت بنی‌امیه نیز ادامه یافت به كمك عنصر قبیله گرایی بنی امیه توانست بسیاری از ضعفهای خود از حمله فقدان پایگاه مردمی و عدم محبوبیت میان مسلمانان غیر عرب جوان كند.

 

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

اما عصبیت ته تنهایی قادر به پاسخگویی به امپراطوری عظیم بنی امیه نبود. فقدان یك ساختار سیاسی متناسب با این مجموعه گسترده باعث شد تا تضادهای داخلی بوجود آیند. مراسی بویژه ایرانیان به علت تحقیری كه از سوی اعراب بر آنان وارد می شد، نسبت به حكام دمشق احساس خشم و كینه می كردند ستم های بنی امیه علاوه بر مواسی بر اعرابی كه از قبائل كم اهمیت و اقشار محروم و كم در آمدتر بودند نیز وارد می شد و به صورت تضاد طبقاتی خودنمایی می كرد. اساس این امپراطوری عظیم متكی بر نظام ساده و ابتدایی قبیله ای بوده. مشكلات سیاسی در نهایت باعث بركناری بنی امیه توسط مخالفین گردید و خاندان بنی عباس قدرت را در دست گرفتند و تمام قلمروهای بنی امیه را از چنگ وی خارج سازند. سپس منصور خلیفه عباسی مركز قدرت خود را از شهر دمشق كه زیر نفوذ قبائل متحد بنی امیه بود به شهر جدیدالتأسیس بغداد تغییر داد. بقدرت رسیدن عباسیان از جهات مختلف نقطة عطفی در تاریخ اسلام بود كه از جمله آنها این بود كه چون اعراب تجربه ادارة سرزمینهای وسیع را نداشتند لاجرم از ایرانیان كمك خواستند و پای ایرانیان به مركز قدرت امپراطوری اسلام باز شد. خاندان اشرافی برمكیان سازماندهی دستگاه عباسی را در دست گرفتند و تحولاتی در آن بوجود آوردند آنچه باعث زندگی افسانه ای حكام بنی عباس شه بود ثروتی بود كه تحت عناوین مختلف می ستاندند. رونق اقتصادی تجاری كه بوجود آمده بود بغداد را مبدل به مركز تجارت غرب و شرق كرده بود از نظر رابرتر مورخ انگلیسی بغداد قرن نهم را شهری كاملاً چند فرهنگی توصیف می كند. بنی عباس نه تنها افرادی از ملیت های دیگر را در خود جای داده بود بلكه متفكرین مختلفی نیز از امپراطوری اسلام در آن جمع شده بودند و در چنین فضایی بود كه عصر طلایی یا رنسانس اسلام متبلور شد. اما برخی از نویسندگان مسلمانان صدر اسلام را به آتش زدن كتابخانه ها و از بین بردن مراكز علمی مناطق تحت تصرف خود متهم می‌كنند كه مرحوم استاد مطهری در این باره اغراق گویی های آنان را نشان داده اند. به هر حال با تحولات بعدی علم گرایی مسلمین شهره آفاق گردید. منابع تغذیه علوم اسلامی پنج حوزه مختلف كه اتفاقاً همگی در شرق بودند از جمله: چین، هند، ایران، بیزانس، شمال بین النهرین و مصر هستند. در هر بخشی از این مراكز چندین شعبه از علوم بر شعبات دیگر رجحان داشت. مثلاً در ایران بیشتر طب و كشاورزی مورد توجه بود بین ترتیب ایران، اسكندریه(مصر)، هند و … بمثابه چهار ستون شدند كه پایه های عصر طلایی اسلامی روی آنان استوار گردید این چهار مركز بخاطر اینكه هر یك قدرت مسقلی بودند و به زبانهای كاملاً متقاوت سخن می گفتند ارتباط چندانی با هم نداشتند اما با ظهور اسلام این موانع از بین رفته و زبان عربی زبان رسمی و حكومتی این امپراطوری شد و محققین به تبادل منابع و آثار بپردازند. نهضت ترجمه از زمان منصور بوجود آمد در زمان جانشینی وی المهدی مجال چندانی برای ادامه این راه پیدا نشد و ایرانیان خود آنرا ادامه دادند تا هارون الرشید و پس از او مأمون موج عظیم نهضت ترجمه و توجه به علم را بوجود آوردند. اقدام دیگر ایجاد بیت الحكمه بود. مكانی برای تجمع دانشمندان و بحث و ترجمه و نسخه برداری از روی كتب به نقل دكتر فرشاد این مركز دارای یك میلیون كتاب و یك رصدخانه بود كه به دستور مأمون ساخته شد كه شاید اندكی اغراق آمیز باشد اما امر مسلم آن است كه بیت الحكمه در زمان خود غنی ترین منبع علمی جهان بوده است در زمان معتصم جانشین مأمون نیز رشد علم ادامه داشت اما اوج آن در زمان مأمون بوده است. اما منحنی رونق علمی از یمه دوم قرن هفتم و با به قدرت رسیدن متوكل متوقف شده و سیر بازگشت و افول در پیش گرفت. بنابراین چگونگی صعود و افول عصر طلایی علمی را مورد بررسی قرار دادیم بسیاری از منابع وقتی به این نقطه می رسید شروع به توصیف پیامدهای منفی عصر پس از متوكل می نمایند با این وجود طرح این مسئله صحیح اما ناقص است چون سؤالات زیادی را بدون پاسخ می گذارد كه ما پاسخشان را نمی دانیم و این تنها یك تحلیل اولیه است. اما سعی ما در این است كه به جای متهم كردن افراد به تحلیل تغییر و تحولات جامعه بپردازیم .

 

نحوه پیدایش و خصوصیات عصر طلایی رونق علمی تمدن اسلامی:

حال به بررسی ادامه موضوع می پردازیم گفتیم با به قدرت رسیدن متوكل سیاست علم پروری فروكش كرده و عملاً متوقف شد. مشخص است كه این امر یك شبه واقع نشده و این موج تا مدتی ادامه پیدا كرده تا زمانی كه زوال پدیدار شد درست است كه حكومت نه تنها از دانشمندان حمایت نمی كرد بلكه ممانعت هم به عمل می آورد. اما صدها دانشمند و محقق در بخشهایی هم چون ایران، شمال آفریقا و قلمرو بنی امیه و ركود و با این فعالیتها را كم و بیش اما فقط تا مدتی ادامه دادند. اما مسئله اساسی تر این است كه رونق علمی كه در قرون اولیه در بغداد پیدا شد یك جریان خودجوش نبود و از بیرون وارد امپراطوری شده بود كه مسلمانان این علوم را از تمدنهای دیگر كرفتند و خود بر آن افزودند كه با استفاده از شواهد تاریخی اعراب مترجم حرف نبودند و خود نیز بر خرمن علم و دانش وارده افزودند. پس این نهضت یك نهضت خودجوش نبود بلكه یك نهضت ترجمه بود و «دارالحكمه» نیز بیشتر یك دارالترجمه بزرگ بود. اما چون درخشش علمی در عصر طلایی معلول یك سری عوامل جانبی دیگر بود، بنابراین در صورت تزلزل آن عوامل بناچار بر وضعیت علوم اثر منفی می گذارد بحث در این باب اهمیت دارد. چون علوم طبیعی و عصر طلایی اسلام پدیده هایی نبودند كه به تدریج در جامعه عرب رشد كرده باشند بلكه بر اثر تحولی ناگهانی بوجود آمدند و وصله‌ای بودند كه با فتوحات مسلمین در سرزمینهای علمی دفعتاً وارد امپراطوری بنی عباس شده بود می توانست به آسانی با رفتن یك خلیفه و آمدن یگری از بین برود. به بیان دیگر، از آنجا كه درخت علوم طبیعی در امپراطوری اسلام از طریق رشدی طبیعی و خودجوش ببار نیامده بود بالطبعاز خود هویت و جهت هم نداشت. خصوصیت دوم این است كه رونق علمی را حكومت پدید آورد و چیزی ا كه حكومت پدید آورده باشد خودش هم می تواند آنرا از بین ببرد. سومین خصوصیت تقلیدی بودن علوم بر می‌گردد بخش عمده ای از معرفتی كه حاصل شده بود ترجمه و تقلید منابع پیشینیان بود و خطر آن در این است كه محقق بیشتر دل در گرو ترجمه و درك نظر مؤلف دارد تا نقادی آن در صورتی كه علم زمانی پیشرفت می كند كه معرفت در آگاهیهای قبلی یا موجود مورد تردید قرار گیرد. چهارمین ویژگی عصر طلایی در برگیرندة دانش پزشكی می باشد پزشكی در آن عصر بسیار مورد توجه مسلمین قرار گرفت تا آنجا كه می توان آنرا یكی از علل اقبال علمی مسلمین دانست. در آن عصر تفكیك علوم به معنای امروزی وجود نداشت یك پزشك بر علوم دیگر نیز تا حدی آگاهی داشت بنابراین بسیاری از پزشكانی كه به دربار بغداد راه یافتند فلسفه می دانستند و به مجالست با رجال پرداختند و علاقه و كنجكاوی صاحبان قدرت را به علوم طبیعی بالاخص فلسفه برانگیختند حتی خود مأمون از علاقمندان جدالهای فلسفی بود. بنابراین بغداد پیشرفته ترین مركز پزشكی دنیا بوده و بیماران بسیاری را در خود جای داده است. پزشكی اسلام موفق شد عصاره دانش پزشكی تمدنهای تحت تسلطش را در خود جای دهد پزشكی طی قرون نهم دهم و یازدهم پیشرفت چشم گیری كرد و پزشكان آن زمان به مسائل ناشناخته بسیاری پی بردند. علاوه بر آثار ابن سینا و رازی كه به لاتین ترجمه شده بود و در سراسر قرون وسطی و دو قرن بعد از آن كتب دانشكده های پزشكی غرب بود بنظر می رسید مسلمین در زمینه بهداشت دارای پندارهایی شده بودند. تأسیس بیمارستان دیگر در عصر طلایی بود برخی از آنها مانند بیمارستان قاهره به قدری مجهز بودند كه خدمات آنها تا قرنها ادامه یافت. این بیمارستانها دارای بخشهای مختلفی بودند و در نهایت می توان از كلینیك های بسیار قرن نهم این امپراطوری نام برد. عامل دیگری كه در پایان بخشیدن به دوران شكوفایی پزشكی مؤثر بود كراهت تشریح و كالبدشكافی در اسلام بود با قوت گرفتن سنت گرایان در زمان متوكل به تدریج مشكلات بیشتری پدید آمد پنجكیم خصوصیی كه باید مورد توجه قرار گیرد پدیده فرار مغزها است كه در امپراطوری قرن نهم و دهم كم و بیش چنین وضعی وجود داشت اما عوامل مثبت بسیاری برای جلب و جذب دانشمندان نیز وجود داشت. آنچه اهمیت این فضا را دو چندان می كرد فشار و تضییقاتی بود كه كلیسا از مدتها قبل علیه تعالیم دانشمندان شروع كرده بود. چنین برخوردهایی بالطبع عرصه را بر دانشمندان تنگ كرده و باعث مهاجرت آنان به مناطق دیگر گردید كه آنها در این مهاجرت نسخه هایی از منابع علمی و كتب را نیز با خود می بردند در نتیجه تعطیلی مدرسة آتن توسط امپراطور مسیحی دوم شماری از دانشمندان روانه شرق می شدند كه در عصر افول این روند معكوس گردید و علمای اهل ذمه با تحت فشار قرار گرفتن و ایجاد محدودیت به تدریج بغداد را به قصد مناطق دیگر ترك نمودند ششمین و آخرین موضوع در این خصوص توجه خلفاء نخستین عباسی به علم و فلسفه و حمایت گسترده آنان از فعالیتهای علمی در زمانشان است كه ما در باب علل علاقه نسل اول خلفاء عباسی به علم و فلسفه و ادامه ندادن این سیاست توسط نسل بعدی نمی توانیم بحث كنیم اما یكی از علل بارز آن كه قبلاً نیز به آن اشاره شد ثبات سیاسی و رونق تجاری و اقتصادی در دهه های نخست است. عنصر دیگری كه در خصوص عصر طلایی قابل ذكر است «امنیت ملی» است كه عدم آن زمانی بوجود می آید كه دستگاه حاكمیت از قدرت خود چندان مطمئن نبوده و از آراء مخالف واهمه داشته باشد. اما در عصر طلایی، امپراطوری دارای چنان مجد و بالندگی بود كه از این مسائل ترسی نداشت اما شكلی كه نكته بیش از حد به شرایط عمومی در جامعه بوجود می آورد این است كه در زمان افول منحنی نیز جامعه اسلامی كم و بیش در
همان شرایط به سر می برد كه غالب نویسندگان نیز از كنار این مسئله براحتی گذشتند اما دكتر مهدی فرشاد از معدود كسانی كه به تجزیه این موضوع پرداخت معتقد است آنان اغلب از فرط تن‌پروری و تعیش به انواع بیماریها دچار می شدند و به پزشكی نیاز داشتند اما واقعیت امر آن است كه منصور پس از یك بیماری از رئیس دانشگاه جندی شاپور تقاضای كمك كرد و پس از موفقیت در معالحه وی به همراه دستیارانش به بغداد مهاجرت كرد و شواهد دیگری در دستریس نیست از افراد دیگری كه به بررسی این موضوع پرداخت مستشرق انگلیسی «وات» بود. فرضیه وی این بود كه مبارزه سیاسی پنهانی بر سر قدرت بین فقها و رجال سیاسی عباسی از سوی دیگر آغاز شد و بوروكراسی خلیفه را ترغیب می نمود كه جانب دولتمردان را بگیرد تا فقها از نظر مورخ آلمانی اشپولر طی انتقال قدرت از بنی امیه به بنی عباس تغییر و تحولاتی ایجاد شده است. بنابراین محتمل است كه فقها نیز همچون بوروكراسی سعی كرده اند در این مجموعه جدید تا جای ممكن برای خود سهم بدست آوردند.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

Leave a comment