• لیپینسکی، چیلد و همکاران (۲۰۰۰) در پژوهشی عملکرد حافظه ی دیداری و کلامی را در بین افراد شهری و روستایی آلاسکا مقایسه کردند و به این نتیجه دست یافتند که وضعیت زندگی نمی ­تواند به عنوان توضیحی برای تفاوت در نمرات بین دو گروه ارائه شده باشد.

 

  • زولا (۲۰۱۰ ) در پژوهشی با عنوان « عملکرد شرکت­کنندگان بزرگسال روستایی و شهری در آزمون عصب روان­شناسی در زامبیا » با بهره گرفتن از آزمون (ZNTB) نشان داد که اقامت
    ( شهری / روستایی ) تاثیر زیادی در حوزه­ تسلط کلامی و سرعت پردازش اطلاعات دارد اما اثر اقامت در حوزه های حافظه­ بینایی و ضمنی کلامی و توجه متوسط بود. و هم­چنین اثر اقامت در حوزه ی عملکرد اجرایی کوچک بود، بنابراین تأثیر اقامت بر روی عملکرد از هفت حوزه‌ی ZNTB ، در پنج عملکرد بزرگ و یا متوسط و تنها در دو عملکرد کوچک بود.

 

  • بوت و همکاران (۲۰۰۰) در پژوهشی با عنوان « تأثیرات مربوط به تأثیر بر اقامت شهری روی تفاوت­های جنسیتی در توانایی شناختی و پیشرفت تحصیلی » با تحقیق بر روی ۱۱۵۱ کودک شهری و روستایی نشان دادند که تفاوت در عملکرد شناختی مرتبط با محل اقامت (شهری / روستایی)، سن، جنس و حضور در مدرسه بود آن­ها با انجام تست حافظه­ بینایی، حافظه­ شنیداری، حافظه­ داستان، خواندن نقشه و غیره نشان دادند که پسران دارای مهارت­ های بینایی و فضایی و کمّی بهتر از دختران و دختران توانایی کلامی بیشتری نسبت به پسران می باشند. و پیشنهاد می­ کنند که دختران و پسران با به اشتراک گذاشتن تجارت معمولی از طریق تحصیلات خود آن­ها، تفاوت در عملکرد شناختی آن­ها و هم چنین در پیشرفت تحصیلی آن­ها کاهش خواهد یافت.

 

  • لاون، جوانا و همکاران[۱۷۴] (۲۰۱۲) در پژوهشی نشان دادند که زنان تمایل و توانایی بیشتری در به یادآوردن چهره­ های افراد ( به خصوص افراد مونث ) دارند. در حالی که مردان تمایلی برای به یاد آوردن چهره­ های افراد ( به خصوص افراد مذکر ) از خود نشان نمی­دهند. به طور کلی نتایج نشان داد که زنان عملکرد بهتری در به یاد آوردن چهره ی افراد دارد.

 

  • گویر، گریم و همکاران[۱۷۵](۲۰۱۱) در پژوهشی به بررسی ارتباط بین افسردگی و اختلال در حافظه­ چهره­ها در دختران نوجوان پرداختند. بدین منظور ۲۱۳ دختر در رده­ی سنی ۹ تا ۱۳ مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که میزان اختلال در حافظه­ چهره­ها در دختران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی، بیشتر است.
  • نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی

 

  • ملو و دلاتولاس[۱۷۶](۲۰۰۵) پژوهشی با عنوان « نقش تفاوت­های میان فرهنگی در حافظه­ بینایی» انجام دادند. بدین منظور ۱۲۷کودک مناطق شهری و روستایی در رده­ی سنی ۷ تا ۱۰ سال را به وسیله­ ۱۴۴ تصویر پیچیده مورد آزمون قرار دادند. نتایج پژوهش نشان داد که عامل سن با حافظه­ بینایی همبستگی مثبت دارد اما تفاوت­های جنسیتی در حافظه­ بینایی تأثیری ندارد. هم چنین نتایج پژوهش نشان داد که تفاوت­های فرهنگی در جوامع شهری و روستایی در مرحله­ رمزگردانی و یادآوری تصاویر مربوط به حافظه­ بینایی تأثیر دارد.

 

  • کلینفیلد[۱۷۷] (۲۰۰۰) در پژوهشی به بررسی عملکرد حافظه­ بینایی در بومیان آلاسکا و کودکان شهری قفقازی پرداخت. بدین منظور، ۵۰۱ کودک شهری و ۱۲۵ کودک روستایی بین سنین ۹ تا ۱۶ ساله را وارد آزمون قرار داد. نتایج پژوهش نشان داد که میزان عملکرد افراد روستایی در حافظه­ بینایی به طور قابل توجهی از افراد شهری بالاتر است.

 

  • رهنمن و هرلیتز[۱۷۸] (۲۰۰۷) در پژوهشی با عنوان « زنان در مقایسه با مردان چهره­ های بیشتری به یاد می­آورند» نشان دادند که زنان در یادآوری چهره­ های جنس مونث عملکرد خوبی داشته اند، البته در یادآوری چهره­ های جنسی مذکر نیز عملکرد بهتری داشته اند. بنابراین، بدون توجه به سن، قومیت و چهره­ها، زنان در مقایسه با مردان دارای عملکرد سطح بالاتری از حافظه در یادآوری چهره­ های مونث و مذکر بودند، که این نیز احتمالاً از علاقه ­ی زیاد زنان به چهره­ها به خصوص چهره­ های مونث می­باشد.

 

  • عابدی، ملک­پور و همکاران (۱۳۸۶) در پژوهشی با عنوان « مقایسه ویژگی­های عصب روان­شناختی کودکان خردسال با ناتوانی­ های یادگیری عصب روان­شناختی / تحولی و عادی پیش از دبستان» نشان دادند که بین عملکرد کودکان خردسال با ناتوانی یادگیری عصب روان­شناختی / تحولی، حافظه، پردازش بینایی – فضایی، کارکردهای حسی- حرکتی، کارکردهای اجرایی / توجه و زبان تفاوت معنادار وجود دارد.

 

  • زاهدی (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان « بررسی تأثیر درمان با آهن خوراکی بر عملکرد شناختی زنان مبتلا به کم خونی فقر آهن » نشان داد که افزایش آهن بدن، منجر به بهبود حافظه (کلامی، بینایی ) و تمرکز در زنان بالغی که مبتلا به کم­خونی فقر آهن هستند، می­ شود.

 

  • امساکی، چیت ساز و همکاران (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان « مقایسه عملکرد شناختی بیماران مبتلا به پارکینسون با افراد سالم » نشان دادند که بین حافظه، توجه و عملکرد دیداری- فضایی و عملکرد اجرایی دو گروه تفاوت معنا داری وجود دارد. در واقع نمرات بیماران مبتلا به پارکینسون در این مقیاس ­ها به طور معنا داری پایین­تر از افراد سالم بود.

 

  • کیهانی و شریعت پناهی (۱۳۸۷) در پژوهشی با عنوان بررسی تأثیر موسیقی بر عملکرد تمرکز و توجه دانشجویان، ۴۰ نفر از دانشجویان را مورد آزمون قرار دادند. نتایج این پژوهش نشان داد که گوش دادن به موسیقی می ­تواند موجب بهبود عملکرد حافظه و توجه شود.

 

  • گشتمردی (۱۳۸۴) در پژوهشی با عنوان « نقش حافظه در فرایند یادگیری زبان خارجی» اظهار داشت که شناخت زوایای مختلف حافظه به عنوان یکی از موضوعات مورد توجه روان­شناسی زبان، می ­تواند در درک فرایند یادگیری و ارائه ی روش تدریس صحیح و مناسب در کلاس زبان خارجی بسیار مفید و راهگشا باشد.

 

  • آقا ملایی، جعفری و همکاران (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان « بررسی حافظه و یادگیری شنوایی- روانی در زنان » نشان دادند که عملکرد حافظه و یادگیری شنوایی – کلامی در زنان فارسی زبان با جمعیت مشابه در سایر کشورها مطابقت دارد که این امر نشان دهنده روایی نسخه­ی فارسی آزمون حافظه­ شنوایی- کلامی ریل در این گروه است.

 

  • فیضی پور، فرجاه و همکاران (۱۳۹۰) در تحقیقی با عنوان بررسی رابطه­ حافظه و انگیزه پیشرفت با جنسیت و پیشرفت تحصیلی دانشجویان، ۸۹ نفر از دانشجویان پزشکی و غیر پزشکی موفق و ناموفق از دو جنس مونث و مذکر با اندازه ­گیری حافظه­ کوتاه­مدت، بلندمدت و انگیزه­ پیشرفت، تحت بررسی قرار گرفتند. در این پژوهش بین حافظه­ کوتاه مدت و بلندمدت دانشجویان دختر و پسر هیچ تفاوت معناداری مشاهده نگردید. بین حافظه­ کوتاه مدت و بلند مدت دانشجویان موفق و ناموفق نیز تفاوت معناداری مشاهده نگردید.

 

  • نصرتی و کرمی نوری ( ۱۳۸۱) در پژوهشی با عنوان « بررسی انواع حافظه در دانش آموزان دختر حافظ و غیر حافظ قرآن » اظهار داشتند که حافظان قرآن در حافظه­ معنایی و حافظه‌ی رویدادی از دو گروه کنترل عملکرد بهتری داشتند اما چنین تفاوت­هایی در حافظه­ رویدادی و معنایی بین مبتدیان و غیر حافظان قرآن دیده نشد. هم­چنین نتایج نشان داده است که با افزایش پایه تحصیلی، عملکرد قرآن در انواع تکالیف حافظه­ رویدادی و معنایی افزایش می­یابد. بنابراین مهارت در حفظ قرآن، حافظه اطلاعات غیر قرآنی را نیز افزایش می­ دهند و این مهارت با افزایش سن تأثیر بیشتری روی حافظه می­گذارد.

 

  • مظهری، حق شناس و همکاران ( ۱۳۸۵) پژوهشی با عنوان « حافظه­ کلامی، دیداری و در جریان در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و بستگان درجه اول » انجام دادند. یافته­ های این بررسی در مورد حافظه­ دیداری نشان داد که بیماران و خانواده­ی آن­ها در حافظه­ دیداری تأخیری عملکرد ضعیف­تر از گروه گواه داشتند، اما در زمینه­ حافظه­ دیداری اخیر بین بیماران و بستگان هم تفاوت معناداری وجود داشت.

 

  • دهکردی، وفایی و همکاران (۱۳۹۰) در پژوهشی با عنوان « مقایسه سرعت نامیدن و عملکرد مولفه­های سه گانه حافظه­ فعال در کودکان نارسا خوان و عادی » انجام دادند. نمونه­ مورد بررسی شامل ۶۰ نفر از دانش آموزان پسر ( ۳۰ عادی، ۳۰ نارساخوان ) که به شیوه­ تصادفی خوشه­ای چند مرحله­ ای انتخاب شدند. نتایج نشان داد که عملکرد کودکان نارساخوان در سرعت نامیدن اعداد، در مقایسه با کودکان عادی کند تر است و هم­چنین در هر یک از آزمون­های حافظه ی فعال به غیر از آزمون یادآوری، مکعب که دارای عملکرد یکسانی هستند، کودکان نارساخوان عملکرد ضعیف­تری نسبت به کودکان عادی دارند.

 

  • تاراج، زارع و همکاران (۱۳۸۸) در پژوهشی با عنوان « تأثیر نشانگان پیش از قاعدگی در عملکرد حافظه ی روزمره و رویدادی» نشان دادند که سندرم قبل از قاعدگی با تأثیر منفی بر روی عملکرد حافظه، به نوعی موجب کاهش در عملکرد حافظه­ روزمره و سپس افت در عملکرد حافظه­ رویدادی خصوصاً در مرحله­ یادآوری آزاد همراه بود. نه تنها سندروم قبل از قاعدگی به عنوان نوعی اختلال، در نوسانات خلقی و زوال حافظه موثر است، بلکه بیشترین تأثیر آن در افت عملکرد حافظه­ روزمره و سپس حافظه­ رویدادی قابل طرح است.

 

  • زارع، مهدویان و همکاران (۱۳۹۰) در پژوهشی با عنوان « اثر محتوای عاطفی بر عملکرد حافظه­ آشکار و نا آشکار دانشجویان » دریافتند که تکالیف عاطفی ( مثبت، منفی و خنثی) تأثیر متفاوتی بر عملکرد حافظه­ آشکار و نا آشکار دارد. در حافظه­ آشکار، بهترین عملکرد مربوط به تکالیف عاطفی مثبت و کمترین عملکرد حافظه، در تکلیف منفی بود. عملکرد حافظه‌ی نا آشکار در هر دو نوع تکالیف عاطفی مثبت و منفی بهتر از تکلیف خنثی بود.

 

  • حسن شاهی و گودرزی (۱۳۸۳) در پژوهشی با عنوان « اثر خلق بر عملکرد سیستم حافظه » نشان دادند که ساختارهای پردازش عاطفی محرک­ها اثر تسهیلی دارند و تفاوت گروه­ها در یادآوری تکالیف ارائه شده با اطمینان بالایی پذیرفته شده است.

 

  • شاهنده و علی پور (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان تأثیر جانبی شدن مغز بر عملکرد حافظه، ۱۹۰ دانشجو که به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه­ای انتخاب کرده بودند را مورد آزمون قرار دادند. نتایج نشان داد که در میزان حافظه­ آشکار افراد راست برتر با چپ برتر تفاوت دارد و این تفاوت بین دختران راست برتر با پسران راست برتر و دختران و پسران چپ برتر است.

 

برای

0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *