سایت دانلود

تحقیق ها مقاله ها و پایان نامه ها
حقوق

تحقیق رشته حقوق : حقوق خانواده -قسمت 3

فصل 2

خانواده از ديدي يك مؤسسه حقوقي است و روابط اعضاي آن بناچار بايد مبتني بر ضوابطي باشد. بررسي حقوق خانواده در پنج قسمت قابل ذكر است.

فصل دوم آن مربوط به حقوق اختصاصي زنان است.

فصل سوم آن مربوط به حقوق شوهر يا وظيفه زن است.

در قسمت چهارم سخن از حقوق فرزندان است.

در فصل پنجم سخن از حقوق والدين و اجداد است.

برای متن کامل پایان نامه های کارشناسی ارشد رشته حقوق (همه گرایش ها) می توانید اینجا کلیک کنید

مقدمه

فوائد رعايت حقوق

حقوق مشترك

1-سكونت مشترك

2-مضاجعت و تمكين

3-ستر و لباس يكديگر

4-معاشرت نيكو

5-وحدت و انس

6-تكميل و تكامل

ضرورت رعايت حقوق

ضمانت اجراي حقوق

 

 

نه تنها زندگي خانوادگي بلكه زندگي اجتماعي نياز به قواعد و ضوابطي دارد كه اعضاء مؤظف به تبعيت از آن ميباشند. اسلام براي تحكيم خانواده و بنفع هر يك از اعضاي آن حقوق و وظايف مخصوصي وضع كرده كه رعايت آن سبب نزديكي افراد بهم شده و درهم ريختگي ها و هرج و مرج ها را از بين مي برد.

اين حقوق از زماني است كه ازدواجي صورت ميگيرد و زن و مردي بر اساس قرارداد تصميم ميگرند تحت شرايطي مورد قبول با هم زندگي نمايند.

فوايد رعايت حقوق

رعايت حقوق براي زن و شوهر و فرزندان اين فوايد را دارد كه اولاً مرز مسؤوليت ها را نسبت بيكدبگر معين ميكند. طوري كه هر يك از اعضاء در مي يابند چه راه و روش و چه مشي مشخصي را بايد در پيش گيرند تا مورد توجه و عمل كرده به وظايف و تعهد باشند.

بر اثر آن نظم در خانواده برقرار مي شود و آزادي ها مهار شده و تحت ضابطه انديشه‌اي درمي آيد. ديگر كسي تن به بي بند و باري نمي دهد و هرج و مرج در محيط خانواده نخواهد بود. حيثيت هر كس در چارچوب آنچه برايش مطرح است شناخته شده و روي آن حساب خواهد شد.

رعايت حقوق در خانواده سبب پيدايش امنيت در آن ميشود، حدود توقعات اعضاي خانواده از يكديگر معلوم ميگردد، طرز رفتارها مشخص و در چارچوب ضابطه ها علني ميگردد. زن و شوهر مي توانند براي كار و زندگي خود برنامه ريزي كنند و وضع حال و آينده را پيش بيني نمايند.

و بالاخره رعايت حقوق باعث ايجاد عدالت در خانواده شده و هر يك از اعضاء بر اساس آن براي خود و ديگران مرزي قائل ميشوند و از آن حد و مرز تجاوز نكنند و اين مجموعه خود عامل و سبب رشد خانواده و در سطحي كلي تر سبب رشد جامعه انساني است.

 

سكونت مشترك:

اعضاي خانواده مادام كه در تعهد يكديگرند در يك خانه و در زير يك سقف زندگي ميكنند. و اين امر خود سبب پيدايش انس ها و الفت ها و موجب تداوم زندگي است. اين زندگي خانوادگي نيست كه مرد در ايران، زن در اروپا و فرزندان در جائي ديگر باشند. در چنين صورتي شوهر ديگر شوهر نيست، بلكه عامل و كارگزاري براي همسر و فرزندان است.

وضع بهمين گونه است در باره فرزندان. اين روا نيست كه پدر و مادري بهر علتي فرزند خود را از خود دور بدارند و مثلاً ببهانه تربيت بهتر يا علل و انگيزه‌هاي ديگر او را به پرورشگاه و يا مهد كودك بسپارند. در آنصورت ديگر چه پدري و چه مادري و چه فرزندي؟

 

ستر و لباس يكديگر:

تعبير قرآن از زن و شوهر اين است كه براي هم لباس و ساتر باشند (هن لباس لكم و انتم لباس لهن) و اين بنظر ما تعبيري بسيار ظريف و واجد نكته هائي بسيار مهم است. تفاسير اسلامي در اين ارتباط تحليل هائي دارند كه اهم آنها عبارتند از:

-اينان لباس يكديگرند بدين معني كه حافظ يكديگر از آسيب ها و عوارض مختلفند.

-ساتر هم و پو.شنده عيوب و نواقص يكديگرند و سعي دارند عيب يكديگر را نزد بيگانه علني نسازند.

-مانع فجور و گناه يكديگرند و اجازه نمي دهند آلودگي و فجوري بريا يكديگر باشد.

-مايه آراستن و زيبائي و سبب سرووضع پيدا كردن يكديگر.

-وبالاخره مايه حفظ هم از حدت و شدت گرماي جنسي و غريزي يكديگرند.

معاشرت نيكو:

در روابط خانوادگي اصل بر اين است كه تصور شود همه خيرخواه يكديگرند و در طريق رشد و تكاملب هم گام برميدارند. از بدخواهي نسبت بهم و ديگر عيوب اخلاقي دور و مبرا هستند و بر اين اساس با حسن تلقي از امور با يكديگر برخورد دارند. عيب هم را ناديده ميگيرند و براي بزرگ كردن عيوب هم اقدامي ندارند.

وحدت انس:

بناي حيات خانوادگي بر انس و يكرنگي گذارده شده و از اين بابت هيچ واحد و ارگاني را مشابه آن نمي يابيم. حتي در ضرب المثل ها و كنايات و استعارات مربوط به وحدت ها و يگانگي ها بغير از جنبه هاي عقيدتي مسأله خانواده و اعضاي آنرا به عنوان نمونه ذكر ميكنند.

روايات متعددي در اسلام توصيه به اين امر دارند كه زن و شوهر موجبات رشد يكديگر را فراهم آورند و اين رشد هم در جنبه مادي است و هم در جنبه معنوي است، مثلاً برخي از احاديث اسلامي گويند زني كه موجبات تحصيل شوهرش را فراهم كند و سببي بسازد كه عالم گردد خداوند بهشت را بر او ارزاني دارد. و هم روايتي ديگر مي گويد زني كه موجبات حج و شركت شوهر را در جهاد فراهم آورد خود در اجر و پاداش آن شريك است (مكارم الاخلاق، بحارالانوار)

حقوق ديگري هم وجود دارند كه اگر نيكو نگريسته شوند در همين ابواب گرد هم مي آيند از جمله حفظ جوانب يكديگر، برخورد با صميميت، تلاش براي رفاه و سعادت هم، حفظ و تداوم انس بحدي كه روايات ما ميگويند مكروه است زن و شوهر بر يك سفره غذا نخورند. وفاداري بشروط ضمن عقد و حتي قولهائي كه صورت شرطي نداشته باشد. مثلاً اگر شوهر بهمسرش قول داده است همسر ديگري نگيرد بر او لازم است اين شرط را رعايت كند.

آنچه قابل ذكر است اين است كه اين حقوق بايد در مرز قرآن و سنت باشد و اسلام اجازه نمي دهد كه مسلماني بر حكم خدا پيشي گيرد و ضوابطي معين نمايد كه مخالف آن باشد. وجود سنت قرآن بر سر سفره عقد حاكي از اين موضوع است كه زن و شوهر خود را مكلف به اداي وظايفي در اين چارچوب ميدانند و بايد اين رعايت را همچنان ادامه بخشند. زن و شوهر مسلمان وظيفه دارند همه اعمال و رفتلر خود را با قرآن و سنت منطبق سازند نه تنها يك بعد و يك جنبه آن را.

 

 

فصل 2

دامنه حقوق زن

الف) نفقه: غرض از نفقه چيزي است كه فردي براي زندگي متعارف و متعادل خود بدان نياز دارد. و در اين بحث شامل انواع هزينه هائي است كه مرد در ازاي پيمان زناشوئي آن را براي زن بايد متحمل گردد.

نفقه شامل مواردي چون غذا، مسكن، لباس، اثاث البيت مورد نياز، حتي در فقه اسلامي هزينه آرايش است كه شوهر بر طبق ضوابطي بايد آن را بپردازد. اين پرداخت بر سااس نياز، شأن، و شرايط متعارف اجتماعي است. در زمينه نفقه زن مطالب و نكاتي است كه بايد بدان توجه شود:

اين وجوب از آغاز زندگي مشترك است تا زمان مرگ و حتي در مدت عده طلاق رجعي، خواه زن فقير باشد و خواه غني. اگر شوهر ورشكست شود حق زن مقدم بر اداي ديگر بدهي است. اگر شوهر نتواند به وضع متعارفي نفقه را بپردازد در صورت تمكن وظيفه جبران دارد. اگر چند روزي نفقه را ندهد و زن آن روزها را بگذراند بدهي شوهر از زن ساقط نخواهد شد.

شوهر وظيفه دارد لباس و مسكن مناسبي در اختيار زن بگذارد، غذات و لباسي براي زن تهيه كند كه از وضع او در خانه پدرش بهتر باشد. از نظر كلي وضع بايد بگونه اي باشد كه آسايش نسبي او را بگونه اي مشروع و قابل قبول فراهم سازد.

اگر در شؤون زندگي زن خدمتكار مطرح بوده شوهر بايد آن را عهده دار گردد و اين خود هشداري است براي مردان كه در انتخاب همسر مراقب باشند.

 

برخورد خوش

از حقوق و مطالبات زن از شوهر يكي اين مسأله است كه شوهر بايد برخورد خوشي با زن داشته باشد. اين برخورد خوش به صور و شيوه هيا گوناگون است كه اهم آن ميتو.اند راجع به موارد زير باشد:

احترام: رسول خدا (ص) فرمود: كسي كه زن ميگيرد بايد احترامش كند (من اتخذ زوجه فليكرمها (كافي)، جلوه ديگر اين احترام مراقبت از اوست بدان خاطر كه زن در تعبير قرآني بصورت حرث و كستزاري معرفي شده است و طبعاً اين حرث نياز به حمايت دارد.

مدارا: امام صادق (ع) فرمود حق زن بر شوهر اين است كه او را سير كند و او را بپوشاند و اگر لغزش و خطايي مرتكب شد او را ببخشد (بحارالانوار ج 74) و هم در حديث ديگر آمده است كه رسول خدا (ص) فرمود: بهترين مردان امت من كساني هستند كه دست ستم به سوي خانواده خود دراز نكرده و به آنان احسان ميكنند (مكارم الاخلاق – خيرالرجال من امتي اللذين لايتطاولون علي اهليهم و يحسبون عليهم)

امام سجاد (ع) فرمود: حق همسر تو آن است كه بداني خداي او را مايه آرامش و الفت تو قرار داده و اين را از جمله نعمتهاي بزرگ خدا بشماري و از اين رو در رفتار خود مدارا كني و احترام او را نگاه داري در سخنان پيامبر و امام اميرالمؤمنين بارها توصيه به مداريا با زنان است و رأفت با آنها.

رعايت عدالت: اين هم نكته اي مهم و از حقوق واجبه آنهاست كه شوهر در ارتباط با زن عدالت را بنمايند. به قدرت و زور متوسل نشود و استبداد خود را عامل حقانيت خويش قرار ندهد.

پيشگيري و منع:

از وظايف شوهر در ارتباط با همسر يكي اين است كه در ارتباط با لغزش هاي بعدي پيشگيري هائي داشته باشد موجباتي به وجود آورد كه زن به دام نيفتد و عفت و پاكدامني او لكه دار نگردد. هم چنين او را از افتادن در وادي گناه كه سقوط آور است محافظت نمايد.

اسلام مرد را موظف كرده است كه زن را حفظ كند، هم جسم و روان او را و هم عفت و اخلاق او را و بايد مراقب باشد تا خطري براي او پديد نيايد. حافظ و حامي او از ناملايمات باشد، او را از فسق و فجور بازدارد، از ديد اجنبي مصون و از نگاههاي شهوت آلود مستورش دارد.

روايات ما ميگويند مردي كه ميداند زنش آلودگي دارد و با اين حال او را تحمل ميكند و يا عكس العمل نمي دهد ديوث است و بوي بهشت را نخواهد شنيد. اين سخن نشان مي دهد كه مسؤوليت او در ارتباط با همسر تا چه حد است.

غرض آنكه مرد هم بحكم اسلامي و هم به حكم قانون موظف به اداي حقوق واجبه زن در مسائلي است كه برشمرديم و هم مراعات حال و احوالش در ديگر موارد كه جنبه انساني دارد و ما آنها را برشمرديم. اسلام او را گل يا ريحانه معرفي ميكند. آنكس كه بخواهد از ريحانه‌اي بهره ببرد بايد از عوامل آلوده او را دور نگه دارد.

 

فصل 3

حقوق شوهر

مقدمه

دامه حقوق شوهر

1-تمكين زوجه

2-اطاعت و فرمانبرداري

3-حفظ عفت خود

4-حفظ عفت شوهر

5-مديريت كانون

6-اخلاق خوش

7-تحمل شوهر

8-پنهان داشتن ها

از ديگر حقوق شوهر

 

حقوق شوهر

مقدمه

يك زن خوب و شايسته از ديد اسلام زني اسن كه بنحوي شايسته سعي به شناسايي حقوق شوهر و اداي آن بوجهي نيكو داشته باشد و آنچه از او در اين ارتباط مورد انتظلر است رعايت وظايف بنحوي مؤدبانه است نه توجه به زيبائي صورت و يا حقوق بگيري و كارمندي.

 

دامه حقوق شوهر

اينكه حقوق شوهر چيست و تا چه دامنه اي است بحثها و نظرات بسيار است. شايد همه آنها و يا بخش مهمي از آن را بتوان در اين بحث بشرح زير مطرح كرد:

1-تمكين زوجه: غرض تمكين در مضاجعت است. داشتن ارتباط آميزشي با زن از حقوق شوهر است و زن نمي تواند در اين زمينه شوهر را مانع شود و يا عذري بياورد، مگر آنگاه كه براي او منعي شرعي و يا زيستي مطرح باشد.

2-اطاعت و فرمانبرداري: برخي از فقهاي ما كل حقوق شوهر را در دو كلمه خلاصه كرده اند: يكي اطاعت و ديگر حفظ زندگي از مال و ناموس. غرض اين است كه ميخواهيم بگوئيم مسأله اطاعت و فرمانبرداري از همسر از اهميت ويژه اي برخوردار است.

شك نيست كه اطاعت در چارچوب ضوابط شرعي است نه بر اساس آنچه كه شوهر هوس كند. مثلاً شوهر حق ندارد در زمينه گناه از همسر خود طااعت بخواهد. نمي تواند به او دستور دهد كه مثلاً خود را در برابر مهمانان بيارايد و حاضر كند، براي او و دوستانش وسايل شراب و قمار فراهم سازد. آري، شوهر ميتواند در امر صواب از همسر خود اطاعت و صميميت بخواهد و به فرموده رسول خدا (ص) بر زن است كه از شوهر تبعيت كند و نسبت به او ابراز خلوص نمايد، بغير از روايات ديد اخلاقي هم اين است كه زن حرف شوهر را گوش كند، به دستورات او گردن نهاد، خوددار باشد و تمايلات او را برآورد.

روايات اسلامي ميكويند اين امر در عين اينكه وظيفه اي براي زن است سبب غفران و آمرزش او و حتي بستگان و والدين او نيز خواهد شد.

3-حفظ عفت خود: اسلام ميخواهد زن عفيف و پاكدامن باشد و اين پاكدامني از يكسو براي او وظيفه اي اسلامي است و از سوي ديگر چون بخشي از اثار و منافعش به شوهر برميگردد جزء حقوق شوهر بحساب مي آيد.

زن حق ندارد بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود (وسايل الشيعه ج 14)، حق ندارد پاي مردي را كه حتي ممكن است از بستگان او باشد ولي مورد رضاي شوهر نيست وارد خانه همسر كند (مكارم الاخلاق) و حق ندارد پاي خائن به شرف و ناموسي را به خانه خود باز كند (كافي) زيرا در چنين صورت حق شوهر از ميان رفته است.

اسلام ميخواهد فرزند از آن زوجين باشد و از بستر مشترك پديد آيد (الوالد للفراش) و بدين نظر زن را موظف كرده است كه بستر شوهر را از معرض جنايت ها و دستبردها دور دارد. و حتي بدون اجازه شوهر كسي را در خانه نپذيرد.

حفظ عفت شوهر: زن بايد بداند كه شوهر در معرض لغزيدن هاست. ديدار چهره هاي گوناگون، زنان آلوده و هوسباز، تنوع هاي گوناگون در كوچه ها و خيابان ها، زرق و برق و فريب گمراه كننده اند. زن با دلارائي و دلداري خود، با آرايش مناسب، با عرضه خود به شوهر با تمام وجود، بايد موجبات عفت و پاكي چشم شوهر را تضمين كند. چه بسيارند افرادي كه آلوده شدند بدان خاطر كه در محيط خارج خانه با زرق و برق ها و دلفريبي ها مواجه بوده اند و در داخل خانه با وضع زننده و نابهنجار خود. متأسفانه ما در مواردي با زناني مواجهيم كه در خانه هيچگونه آرايشي ندارند. لباس هاي خوب و زيباي خود را براي بيرون و مهماني ها مورد استفاده قرار ميدهند و لباسهاي چركين و كثيف را در خانه. در حقيقت شوهرشان احساس ميكند كه در خانه خود آشپز و كلفتي دارد نه زن و بانو. درحاليكه روايات ما زن را موظف كرده اند كه بخصوص از ساعتي قبل از حضور شوهر در خانه آمادگي و تهيو لازم را داشته باشند.

5-مديريت كانون:

او وظيفه دارد كانون خانوادگي را براي زندگي گرم نگه دارد. آنچنان كه مرد رغبت كند در آن زندگي نمايد و يا پس از پايان كار روزانه علاقمند شود و سوي خانه حركت كند و در آنجا آسايش و آرامشي براي خود پيدا نمايد. آري، مسأله پخت و پز و اداره خانواده و رفت و روب و دكورسازي جز وظيفه زنان نيست و از اين بابت زن به شوهر بدهي ندارد ولي آنكس كه خواستار ادامه زندگي و داشتن وحدت و الفت هست اين جنبه ها را در خود پذيراست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *