پروژه رشته علوم سیاسی در مورد فورس ماژور – قسمت چهارم

تبصره: اگر متعهد تعهدش را در موعد مقرر انجام نداد بعداً هم عامل خارجی رخ داد سبب معافیت متعهد نیست. چون همین كه در موعد مقرر انجام نداده مسئول است شرط دوم: عدم توانایی متعهد در رفع حادثه: آن عاملِ خارجی باید به نحوی باشد كه برای متعهد قابل پیشگیری نباشد. مثلاً این قابل پیشگیری بود در موردی كه كامیونی محمولة پنبه را حمل می‌كرد می‌بایست چادری روی كامیون می‌كشید تا در مقابل بارندگی از محموله حفاظت كند و مانع از خیس شدن پنبه‌ها شود. این نكته لازم به ذكر است كه عدمِ توانایی متعهد در رفع حادثه نوعی است یعنی هر متعهد دلسوز دیگری هم بود قادر به دفع حادثه نبود یعنی دلسوزی‌های متعارف را به كاربرد اما نتیجه نداد یا به گونه‌ای بود كه اگر دلسوزی‌های متعارف را هم به كار می‌برد فایده نداشت. شرط سوم: ثابت كند كه وقوع حادثه قابل پیش‌بینی هم بوده.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

اگر متعهد پیش‌بینی كند یا اصلاً علم دارد به اینكه حادثه‌ای در آن مسیر در جریان است با این حال قبول كرده كه تعهد را انجام دهد از جبران خسارت معاف نیست. مثلاً در زمان جنگ ایران و عراق اگر محموله صدمه می‌دید از جبران خسارت معاف نبود یا در مثالی دیگر در فصل بهار كه چوب را از مازندران به تهران می‌فرستند با دیدن باران قابل پیش‌بینی است باید امكانات جلوگیری از آنرا به همراه داشت.

عدم امكان پیش‌بینی هم نوعی است. 2 شرط دیگر هم باید عنوان شود كه داخل شرایط سه گانه است. آن حادثه باید حادثة عامی باشد یعنی به عنوان یك حادثه عمومی رخ دهد نه برای یك شخص آن حادثه عام در محل باید رخ داده شود یعنی در مسیر انجام تعهد متعهد باید رخ داده شود والاً اگر در محل دیگری باشد و تمام شرایط را هم داشته باشد به متعهد مربوط می‌شود یعنی عامل عدم اجرای تعهد آن مورد می‌باشد كه در محل رخ داد. مثلاً از شمال محموله چوب را به تهران می‌آورده در خلیج فارس جنگ رخ داده ارتباطی به او ندارد، پس 6 شرط لازم است. 1- عاملی رخ داد. 2- خارجی بود. 3- قابل پیشگیری نبود. 4- قابل پیش‌بینی نبود. 5- در محل رخ داد. 6- عام بود.

م229 ق.م قابل پیشگیری نباشد محكوم به جبران خسارت نیست.

اگر انجام نشدن تعهد مستند به فعل متعهد له باشد متعهد ملزم به جبران خسارت نیست مثلاً متعهد له به متعهد بگوید محموله پنبه را از مسیر سرعین، سبتان بیاور یا فلان شخص كه از ناحیه دست معلول است بیاورد متعهد ملزم به جبران خسارت نیست[1].

تقصیر متضرر: در موردی كه متعهد له یك قرارداد یا متضرر حادثه‌ای عملی انجام دهد كه در اجرای قرارداد تأثیر گذاشته یا در وقوع حادثه نقش داشته و ضرری به وی برسد آیا حق مراجعه به عامل ضرر و متعهد را دارد یا نه؟ مثلاً نقاشی تعهد به نقاشی یك ساختمان می‌نماید اما متعهد له كلید ساختمان را برای ورود وی به او نمی‌دهد آیا ضرر حاصل از عدم انجام تعهد قابل مطالبه است؟ در مسئولیت‌های قهری می‌توان گفت به نوعی شخص در وقوع حادثه دخالت دارد. مثلاً وجود شخص در لحظة تصادف در جلوی اتومبیل خود نوعی دخالت است اما منظور ما این نوع دخالت‌ها نیست. منظور دخالت‌هایی است كه به نوعی مقصرانه بوده و یكی از اسباب ضرر باشد و با خطای خود باعث اضرار به خود شده باشد. در حقوق ایران «قاعده اقدام» به نوعی با مسئله مورد بحث در ارتباط است به این معنا كه اگر كسی بر علیه خود اقدام به امری نماید مأخوذ به آن است.

امروزه گرایش به حذف مسئوولیت نیست بلكه تمایل به تقسیم مسوولیت است. در حقوق ایران به نظر می‌رسد باید بررسی كرد كه اولاً تقصیر را به چه كسی می‌توان منسوب ساخت در صورتی كه به متضرر منسوب باشد و برای فاعل ضرر هیچ تقصیری متصور نباشد تقسیم مسوولیت بی‌معنی خواهد بود و فقط متضرر طبق قاعده اقدام مسوول است. در صورتی كه هر دو مرتكب تقصیر شده باشند به نظر ما موضوع تابع تعدد اسباب بوده و به نظر می‌رسد هر دو در ورود ضرر سهیم هستند.

در مواردی كه ضمان ید بر عهدة شخص است مثل غصب و شبه غصب اثبات تفصیر ثالث و لو اوصاف قوه قاهره را داشته باشد موجب معافیت نمی‌شود و این از مادة 315 ق.م مستقاد می‌باشد. « غاصب مسوول هر نقص و عیبی است كه در زمان تصرف! و به مال مغصوب وارد شده باشد هر چند مستند به فعل او نباشد» اما در غیر موارد ضمان ید خوانده دعوی با اثبات تقصیر ثالث و اثبات این امر كه این تقصیر حالت فورس ماژور داشته از مسوولیت معاف است چرا كه در این صورت دیگر ضرر به او منسوب نیست. مثلاً اگر اتومبیلی به اتومبیل دیگری برخورد كند و اتومبیل دوم به پیاده رو كشیده شده سبب اضرار عابران شود صاحب اتومبیل اخیرالذكر مسوولیتی ندارد. بلكه با اثبات عمل صاحب اتومبیل اول و اثبات جنبه فورس ماژور بودن آن از مسوولیت معاف است ولی اگر تقصیر ثالث حالت فورس ماژور نداشته باشد در اینجا موضوع تابع اجتماع اسباب می‌شود در حالتی كه تقصیر ثالث جنبه فورس ماژور داشت ارتباط‌ای بین فعل خوانده و ضرر ؟؟؟ نبود. اما در موردی كه وصف فورس ماژور از عمل ثالث برداشته شود معلوم می‌‌شود كه فعل ثالث تنها سبب نبوده و اسباب دیگر از جمله فعل خوانده نیز مدخلیت داشته‌اند[2].

اثر تقصیر زیان‌دیده در ادعای خویش و مطالبه خسارت: 1- تقصیر زیان‌دیده از مصادیق قوة قاهره است. 2- تقصیر زیان‌دیده از مصادیق قوه قاهره نیست.

  • هرگاه تقصیر زیان‌دیده اوصاف قوة قاهره را به خود اختصاص دهد خوانده دعوی از جبران خسارت معاف می‌شود، زیرا كسی كه به ضرر خود اقدام می‌كند و این اقدام برای خوانده یك عامل خارجی غیر قابل پیشگیری باشد، حتی در فرض مسئولیت و تقصیر برای خوانده نیز بیانگر این است كه این فرض قانونی با واقع منطبق نمی‌باشد بنابراین خواندة دعوی می‌تواند با اثبات این امر كه تقصیر خوانده برای او حالت قوة قاهره را داشته است، خود را از مسئولیت و جبران خسارت معاف بگرداند. البته تقصیر و عدم تقصیر زیان‌دیده نیز در این مسأله تأثیری نخواهد داشت زیرا برای مثال اگر دیوانه یا صغیر غیر ممیزی ناگهان خود را به زیر چرخهای اتومبیل خوانده بیندازد به گونه‌ای كه برای خوانده غیر قابل پیش‌بینی و غیر قابل پیشگیری باشد، با اینكه زیان‌دیده فاقد تمیز و آگاهی است و بر طبق نظریه شخصی تقصیر نمی‌تواند مرتكب تقصیر شود اما عمل او ارتباط سبب بین فعل فاعل زیان و خسارت وارده را قطع نموده و او را از مسئولیت معاف می‌گرداند. به عنوان نتیجه بحث می‌توان گفت اگر تقصیر زیان‌دیده از مصادیق قوه قاهره باشد موجب معافیت كل مسئولیت خوانده خواهد بود.

2- تقصیر زیان‌دیده از مصادیق قوة قاهره نیست: فرضهای 2 گانه: در صورتی كه تقصیر زیان‌دیده از مصادیق قوه قاهره نباشد، 2- فرض متصور است. فرض 1- یكی از تقصیرها دیگری را در خود مستغرق و مستهلك می سازد فرض 2- هر یك از تقصیرها مستقل از دیگری باقی می‌ماند.

بند 1- استهلاك یكی از تقصیرها در دیگری: فقد مسئولیت شخصی كه تقصیر او مستهلك است: اگر یكی از تقصیرها به اندازه‌ای سبك و كم باشد كه در دیگری مستهلك شود عم از اینكه تقصیر زیان‌دیده یا تقصیر خوانده دعوی باشد. مرتكب آن مسئولیتی نخواهد داشت پس هرگاه تقصیر خوانده تقصیر زیان‌دیده را در خود مستهلك سازد، مسئولیت خوانده كامل می‌گردد و اگر بر عكس تقصیر خوانده در تقصیر زیان‌دیده مستهلك شود خوانده دیگر مسئولیتی نخواهد داشت. اصولاً استهلاك یكی از تقصیرها در دیگری ممكن است در 2 حالت پیش بیاید حالت 1- یكی از تقصیرها از نظر سنگینی بر دیگری فایق آید.

حالت2 – یكی از تقصیرها نتیجه تقصیر دیگری باشد.

حالت اول: تفوق یكی از تقصیرها بر دیگری از نظر شدت و سنگینی: هنگامی كه یكی از تقصیرها بر دیگری از نظر سنگینی برتری دارد كه الف) عمدی باشد. ب) زیان‌دیده در برخی از حالات، زیانها را بپذیرد.

الف- عمدی بودن كه از تقصیرها: تقصیر عمدی اگر از ناحیة خوانده باشد، مسئولیت را كامل می‌كند و به خاطر تقصیر غیر عمدی زیان‌دیده تخفیفی به او داده نمی‌شود. برای مثال راننده‌ای دشمن خود را در حال عبور از غیر محل عابر پیاده ببیند و به عمد او را مصدوم سازد. در این صورت مسئولیت راننده یك مسئولیت كامل است و به اعتراض او كه زیان‌دیده هم مضر است توجه نمی‌شود و اگر تقصیر عمدی از ناحیة زیان‌دیده باشد مسئولیت خوانده برطرف می‌گردد زیرا چنین عمدی رابطة سببیت بین فعل خوانده و زیانها را قطع می‌كند و زیانها متوجه شخص عامر می‌گردد. زیرا او در این فرض مباشر تلف است. برای مثال اگر كسی خود را به قصد خودكشی ناگهان مقابل ماشینی كه به سرعت عبور می‌كند بیندازد از مسئولیت راننده منتفی می‌گردد قانون مجازات اسلامی ایران نمونه‌های جالبی از مواردی را ارائه می‌كند كه شخصی به عمد زیانهایی را بر خود وارد می‌كند. در این قانون می‌خوانیم اگر شخص بالغ و عاقل و ممیز به عمد پایش را روی چیز لغزنده‌ای كه دیگری در معبر ریخته است بگذارد و آسیب ببیند در صورتی كه می توانسته روی آن پا نگذارد. نمی‌تواند از كسی كه آن را انداخته است دیه و خسارات بخواهد م 346ق.ما) همچنینی به موجب ماده 331 همین قانون اگر عابر با وسعت راه و محل عمداً صد برخورد داشته باشد نه فقط خسارتی به او تعلق نمی‌گیرد بلكه عهده دار خسارت وارده نیز می‌باشد. در این موارد چنانكه گذشت عمد در اضرار رابطة علیت بین تقصیر (سبب) و ضرر را قطع می‌كند و عامد مباشر تلف به شمار می‌آید و در نتیجه جبران زیانها هم بر عهده او مستقر می‌گردد البته تذكر این نكته هم ضروری است كه اثبات عمد و قصد با افرار زیان‌دیده یا با سایر قرائن و امارات از طرف خوانده صورت می‌پذیرد. ب) پذیرش ضرر از طرف زیان‌دیده: اگر رضایت و پذیرش ضرر از طرف زیان‌دیده به حد تقصیر برسد و بر اساس احكام تقصیر مشترك و جمعی می‌تواند از موجبات تخفیف مسئولیت خوانده باشد. برای مثال هرگاه كسی سوار اتومبیلی شود كه رانندگی آن را فرد مستی بر عهده دارد خود مرتكب تقصیر شده است و بر اساس م 365 ق.م .1 همه خسارات وارد بر او چون پذیرای خطر گشته جبران نمی‌گردد البته اگر ر      ضایت زیان‌دیده به پذیرش مرزها به حدی برسد كه تقصیر هخوانده را در خود مستهلك نماید و بر آن فایق آید نمی‌تواند از او خسارات مطالبه كند. برای مثال اگر صاحب كشتی حمل و نقل وسایل و ابزار جنگی را بپذیرد و كشتی مصادره گردد در این صورت نمی‌تواند به صاحب اسلحه برای جبران خسارت مراجعه نماید و هرگاه زن بالغ و عاقلی برقراری ارتباط نامشروع با مردی را بپیذیرد حق مطالبه خسارت از او ندارد. قابل ذكر است كه در حقوق ایران پذیرش خطر از سوی زیان‌دیده مسئولیت مبتنی بر تقصیر عامل ورود زیان را از بین نمی‌برد چنانكه بند3 م 59 قانون راجع به مجازات اسلام حوادث ناشی از عملیات ورزشی را هنگامی كه سبب آن حوادث نقض مقررات مربوط به آن ورزش نباشد و این مقررات هم با موازین شرعی مخالفت نداشته باشد جرم نمی‌شمارد. بلكه پذیرش خطر تحت شرایطی همانند شرایط مذكور مسئولیت كیفری را می‌زداید و خود یك تقصیر به شمار می‌آید و چنانكه گذشت موجب می‌شود كلیه خسارات وارد بر وی جبران نگردد برخی از حقوقدانان بین حالت رضایت زیا‌ن‌‌دیده به مرزهای وارده و علم او به احتمال ورود مرزها فرق قائل شده‌اند و گفته‌اند علم زیان‌دیده به وجود مرز بودن قبول و پذیرش آن تقصیر محسوب نمی‌گردد بنابراین اگر كسی سوار قطار یا ماشینی بشود و پیشاپیش بداند كه حوادثی در طول سفر پیش خواهد آمد و به آن توجهی نكند داشتن چنین علمی تقصیری كه از مسئولیت خوانده (راننده) بكاهد محسوب نمی‌شود. برعكس اگر كسی در یكی از بازیهای خطرناك مثل بكس و كاراته شركت كند كه قابلیت ورود زیان از طرف مباشر (حریف) را دارد فعل مبارز و حریف اگر مرزی را ایجاد كند تقصیر محسوب نمی‌شود. مگر اینكه سبب آن حادثه نقض مقررات مربوط به آن ورزش باشد ( مستفاد از بند 3 م 59 ق.م.1)

حالت دوم: یكی از تقصیرها نتیجه تقصیر دیگری است. هرگاه یكی از تقصیرها نتیجه تقصیر دیگری باشد خواه تقصیر زیان‌دیده باشد یا تقصیر خوانده فقط به تقصیری كه نخستین بار رخ داده است توجه می‌شود. بنابراین اگر تقصیر خوانده نتیجه تقصیر زیان‌دیده باشد مسئولیت خوانده منتفی می‌گردد زیرا با تقصیر زیان‌دیده ارتباط سببیت بین فعل خوانده و زیانها قطع می‌گردد. برای مثال اگر عابری ناگهان به طرف مخالف برگردد و راننده‌ای او را مصدوم و مجروح بسازد ضرب و جرح نتیجه تقصیری است كه خود عابر مرتكب شده است برعكس اگر تقصیر زیان‌دیده نتیجه تقصیر خوانده باشد مسئولیت خوانده به صورت كامل مستقر می‌گردد برای مثال اگر راننده یك خودرو خطری پیش بیاورد و در نتیجه ترس ناشی از خطر مسافری آه و ناله كند و برای نجات خویش و به منظور متوقف ساختن خودرو حركت خلافی از او سر زند و زیانی به راننده برسد در این صورت تقصیر زیان‌دیده نتیجه تقصیر راننده است و مسئولیت راننده به صورت كامل مستقر می‌گردد.

بند2 استقلال هر یك از تقصیرها نسبت به دیگری

تقصیر مشترك: هرگاه هیچ یك از تقصیرها دیگری را در خود مستهلك ننماید از مصادیق تقصیر مشترك است برای مثال اگر شخصی با سرعت غیر مجاز رانندگی كند و با عابری كه از جای غیر خط كشی شده عبور می‌كند تصادم نماید در این صورت هر یك از تقصیرها سبب جداگانه‌ای هستند كه با یكدیگر به نتیجه زیانباری منتهی گردیده‌اند بنابراین مسئولیت خوانده به صورت كامل تحقق پیدا نمی‌كند. بلكه بین او و خوانده توزیع و تقسیم می‌گردد م365 ق.م.ا حكم مسأله را معین كرده است و بنا به ظاهر ماده هر یك باید به میزان مساوی از عهدة خسارت برآیند اما فرض بر این است كه قانونگذار تأثیر اسباب متعدد را مساوی دانسته است.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل با فرمت ورد

Leave a comment