پروژه رشته تاریخ در مورد سیری كوتاه در تاریخ عربستان – قسمت چهارم

نیز قریش در داخل خانة كعبه و اطراف آن بت ها داشتند كه بزرگترین آن هبل بوده است.

كلبی درباده بت پرست عرب روایتی دارد كه خلاصه آن چنین است:

هر كاروان كه به مكه می آمد سنگی از سنگهای حرم به محل خود می برد تا بیاد كعبه گرد آن سنگ طواف كند وآن را حرمت می نهادند سپس از تعظیم این سنگ به عبادت دیگر چیزها پرداختند.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

و نیز نوشته اند عمرو بن لحی آیین بت پرستی را از مر دم شام یاد گرفت و از آنجا با خود بتی آورد و در كنار كعبه جای داد.

اگر این تعبیر كلبی فی الجمله درست باشد، منشأ بت پرستی تیره هایی خاص را نشان می دهد نه بت پرستی همة‌ عرب را چه عرب همگی به مكه نمی آمده اند و اگر می آمده اند سنگ حرم را همراه خود نمی برده اند. آنگاه پرستش درخت، و نیز چنانكه نوشتیم پرستش ماه و خورشید و ستارگان نیز میان صحرانشینان رواج داشته است. باید گفت بیابان نشینان پاره ای چیزها را كه منشأ خیر و بركت می دانستند می پرستیدند، و یا برای آنها از روی دریافت ساده خود نمونه هایی می ساختند. آنچنانكه پاره ای چیز های دیگر را منشأ شر می پنداشتند.

جن در نظر آنان مایة زیان و ضرر بود اما اگر برای كسانی سودمند به حساب می آمد. چنانكه بعض شاعران عرب بزعم خود جنی داشتند كه شعرها را در خاطر آنان می انداخت. پیش از اسلام از دینهای آسمانی- چنانكه نوشته شد- یهودیگری، مسیحیگری و زرتشتیگری در عربستان پیروانی داشت. كیش مانی را هم می شناخته اند و شاید درحجاز تنی چند هم بدان كیش گرویده باشند. مسیحیت در جنوب از راه حبشه وارد آن سرزمین شد، اما در شمال گویا نخستی بار قبیله های تغلب، قضاعه و غسان كه از سوی امپراتوری روم تقویت می شدند بدین كیش گرویدند. در حیره بخار نزدیكی این سرزمین با ایران زرتشتیگری شناخته بود و پیروانی داشت، اما گروهی هم از مسیحیان در آنجا بسر می بردند.

چنانكه كلبی نوشته است: پیش از اسلام گروهی از عرب برای انجام مراسم حج به مكه می آمدند و حج، عمره،‌ وقوف در عرفات و قربانی را انجام می دادند.

چهار ماه از سال: ذی قعده، ذی حجه، محرم و رجب را ماههای حرام می دانستند و در این ماهها با یكدیگر جنگ نمی كردند.

نزدیك به ظهور اسلام گروهی در مكه و بیرون مكه پیدا شده بودند كه به بت پرستی بی اعتنا و از خونریزی و ستم كناره گیر،‌ به دینهای آسمانی آنروز بی اعتما بودند. تنها خدای یگانه را می پرستیدند. آئین دینی نداشتند. اینان كسانی هستند كه متكلمان اسلامی آنان را حنفا گفته اند. مفرد آن حنیف است و به معنی كسی است كه از دین باطل برگردد و اما در قرآن كریم هر جا حنیف و یا حنفا آمده مقصود كسانی است كه بر دین فطرت ابراهیمی هستند.

ابن هشام بیتهایی از زیدبن عمرو بن نفیل آورد هاست كه وی در آن بیتها گرایش خویش را به خدای یگانه و بریدن از لات و عزی و نكوهش آن دو و دیگر بیان می دارد. اگر به درستی این بیتها از زید باشد او را می توان جزء دستة حنفا دانست. چنانكه گویند رسول خدا برای او آمرزش خواسته است.

لیكن سبك شعرهایی كه ابن هشام ضبط كرده است با شعرهای سرودة عرب پیش از اسلام اختلاف دارد. و برای آشتایان فن آشكار است كه آن شعرها را پس از اسلام ساخته اند.

قانون و دین درمكه

قانون شهر مكه پیمانهایی بود كه قبیله ها با یكدیگر بسته بودند و به موجب آن حقوق هر قبیله و یا وابستگان قبیله در مقابل قبیله های دیگر محترم شمرده می شد. اما اگر كسی با قبیله ای پیوندی نداشت، هیچ قانونی ستمكار از او حمایت نمی كرد.

مركزیت یافتن مكه

پس از بهم خوردن وضع جنوب عربستان و پراكنده شدن مردم آن و نیز پس از آنكه راه بازرگانی از طریق خشكی رونق یافت از جاهایی كه برای تجمع جاذبیت بیشتری داشت مكه بود. مكه به سبب نزدیكی با دریای سرخ از یك سو بر سر راه بازرگانی شام و فلسطین واقع شده و از سوی دیگر واسطة ارتباط راه تجارتی با یمن بود. اما گذشته از موقعیت بازرگانی، این شهر اهمیت دیگری نیز داشت كه مردمان را از نقطه های مختلف جزیره، در موسمی معین از سال، به خود جذب می كرد. می دانیم كه خانة‌ كعبه در شهر مكه واقع است و كعبه هزاران سال پیش از اسلام مورد احترام بوده است. قرآن كریم می گوید ابراهیم چون خانوادة خود را در سرزمین بی آب و گیاه حجاز جای داد به پروردگار خود چنین گفت:

و در بارة‌ شهر مكه از خدا چنین خواست:

از عهد ابراهیم (ع) خانه كعبه كه محلی برای پرستش پروردگار یكتابود، بدین سرزمین اهیمت داد. اما در آن روزگار مردم در آنجا چگونه می زیسته اند، پرستش آنان به چه صورت بوده است، روشن نیست. می توان گفت تاریخ مكه از دوسو روشن است،‌ آغاز آن، چنانكه قرآن كریم خبر می دهد، و سده پیش از تولد رسول خدا چنانكه تاریخ عرب آن را ضبط كرده است. آنچه مسلم است اینكه در سدة پنجم و ششم میلادی مكه شهری آبادان بوده است. نزدیكی آن به دریای سرخ به پیوستن راه بازرگانی افریقا به سوریه از سوی شمال، كمك می كرده است.

زیارتگاه بودن خانه كعبه و آمدن قافله های حاج در موسم نیز به آبادانی آن می افزوده است.

چنانكه نوشتیم پس از بهم خوردن جنوب عربستان، دسته هایی از مردم آن سرزمین به دیگر نقطه های شبه جزیده رفتند. از اینان دو قبیله بنام جرهم و خزاعه مكه را محل سكونت گرفتند. تاریخ جرهمیان و زمانی كه در یمن می زیسته اند روشن نیست. بعضی مورخان بر آنند كه جرهمیان در عهد اسماعیل(ع) بوده اند. ریاست شهر مكه را جرهمیان به دست گرفتند اما با آمدن خزاعه و جنگی كه میان آنان و جره مدر گرفت، زمام شهر به دست قبیلة خزاعه افتاد.

سلطه خزاعه در شهر مكه تا زمان قصی بن كلاب كه جد اعلای پیغمبر اسلام است ادامه داشت. نام قصی زید و مادر او دختر سعدبن سیل است. مادر زید پس از مرگ شوهرش كلاب به مردی از خزاعه بنام ربیعه بن حزام از بنی عذره شوهر كرد و همراه شوی با فرزندش زید به شام نزد خویشاوندان شوهر خود رفت. گویند زید را به مناسبت دور افتادن از زادگاهش بدان لقب ( قصی) خواندند و سپس لقب جای اسم را گرفت.

قصی پس از رسیدن به سن بلوغ به مكه بازگشت و دختر یكی از بزرگان خزاعه بنام حلیل را به زنی گرفت، و از این زن چهار فرزند به نامهای عبدالدار، عبدمناف، عبد العزی و عبد قصی یافت. قصی ریاست شهر را از دست خزاعه گرفت و خویشاوندان خود، قریش را كه بیرون شهر می زیستند بدرون آورد.

در شهر مكه پیش از ظهور اسلام،‌ جایی برای آموختن و خواندن و نوشتن نبوده است. اما در خانواده ها كسانی بوده اند كه ضرورت چنین هنر را دریافته و به خواندن و نوشتن می پرداختند.

لیكن هیچ سندی نشان نمی دهد كه چادنشینان از خواندن و نوشتن بهره داشته اند. مگر آنكه بر حسب اتفاق شاعری یا كاهنی از موطن خود به كشورهای مجاور سفركند و در آنجا فن خواندن و یا نوشتن را بیاموزد. آنچه شاعران می سرودند و آنچه از سخنان سجع وار بر زبان كاهنان می رفت از سینة این بدان منتقل می شد. بازار عكاظ كه سالی یكبار بین طائف و نخله بر پا می شد و بازار دیگری كه درماه ذی قعده در مرالظهران و پس از آن در ذی المجاز (‌ نزدیك عرفه)‌ برقرار می گردید جایی بود كه شاعران در آنجا سروده های خود را بر مردم می خواندند.

قریش كه ریاست شهر مكه را از خزاعه گرفته بخود اختصاص داده بودند، اندك اندك در كار بازرگانی افتادند. آنان محصول جنوب و شرق عربستان را به بندر های كنار دریای مدینترانه می بردند و از بازارهای دمشق گندم، زیتون، ابریشم و دیگر كالاها را به حجاز می آوردند. كاروان قریش در سال دو سفر تجارتی داشت. زمستان به یمن و تابستان به شام. چنانكه ابن هشام نوشته است تأسیس این دو سفر تجارتی به ابتكار هاشم جد رسول خدا ( ص) بود.

و این دو سفر تجارتی است كه در قرآن كریم بدان اشارتی رفته است:

مهتران قبیله نیز كه از حاشیة بیابان به داخل مكه آمده و در آنجا اقامت كرده بودند، پولهای اندوخته را در راه بازرگانی و یا ربا خواری به كار انداختند، و دریافتند كه سود زندگانی این چنین بهتر و بیشتر از زیستن در بیابان است و زیان آن كمتر. از این گذشته نیازی ندارد با قبیله ها بجنگد، و یا مهمانسرا بسازد و مستمندان را پذیرایی كند. تغییر تدریجی وضع شهر مكه چادر نشینان را به خود جذب كرد. دامداری و بیابا نگردی را رها كردند، و به شهر رو آوردند و در خدمت این طبقه مرفه و مالدار در آمدند. دیری نپایید كه در مكه دو واحد اجتماعی مشخص پدید شد. اقلیت ثرمندی كه بهیچ چیز جز افزودن سرمایه نمی اندیشید و اكثریت ستمكش كه باید برای این دسته كار كند و در مقابل صرف نیروی جسمی خود، مزدی اندك دریافت دارد.

وضع اجتماعی در شهر مكه مقارن ظهور اسلام به صورتی در آمده بود كه برای انفجار آمادگی داشت. قریش، ریاست شهر را در دست گرفتند و به دلیل آنكه خانة كعبه را تحت نظارت خود در آورده بودند، امتیازی به دست آورده بودند، اما این امتیاز جنبة دینی و معنوی نداشت و اگر رنگ پرستش بخود گرفته بود، باری از حقیقت تهی می بود. آنان خدای بزرگ را فراموش كرده و بت را ابزار مقصد های خود كرده بودند. فطرت انسانی كه بر یكتا پرستی است مغلوب هوای شیطانی شده ، ستمكاری جای عدالت انسانی را گرفته، نه دینی كه ستمكار را به راه راست بكشاند، و نه نیروئی كه به یاری ستمدیدگان آید. وقت آن رسیده بود كه دستی از غیب برون آید و كاری بكند.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل با فرمت ورد

Leave a comment