سایت دانلود

تحقیق ها مقاله ها و پایان نامه ها
هنر

پروژه رشته هنر درباره موزه ملی ایران – قسمت اول

مقدمه

اولين موزه ملي ايران در يك اتاق برپا شد

اولين موزه ملي ايران ، سال 1925 شمسي در يكي از اتاق هاي بزرگ عمارت قديم وزارت معارف تأسيس شد.

اين موزه در اتاقي در قسمت شمالي بناي مدرسه دارالفنون سابق در ضلع غربي خيابان ناصرخسرو به دست مرحوم مرتضي خان مرتضايي ممتازالملك تأسس شد.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

اين موزه داراي جزوه نظامنامه و كاتالوگ نيز بوده است كه هم اكنون نسخه هايي از آن در انبار موزه ايران باستان نگهداري مي شود.

در مقدمه اين نظامنامه چنين آمده است : «در اين اوقات، وزارت معارف با حسن توجهات خاصه و مجاهدات مبذوله حضرت آقاي ممتازالملك وزير معارف و اوقاف و صنايع و مستظرفه ،‌به تأسيس يك چنين اساس تاريخي كه در آتيه خدمات مهمه مملكت ايران است به اسم بام موزه ملي افتتاح كرده است و منتظر است عموم افراد ملت ايران از طبقات اشراف و تجار و صنعتگران وظيفه ملي خويش قيام نموده، مساعدت مخصوص در اين بناي تاريخي مبذول بدارند. تا رفته رفته مملكت ايران هم مانند ممالك متمدنه داراي موزه حقيقي شده ، مجموعه اي از آثار تاريخي و نمونه اي از صنايع يدي فرزندان خود داشته باشد…»

براساس آنچه در نظامنامه و كاتالوگ آمده است اين موزه شامل 270 شيء بوده كه از اين تعداد 15 پارچه اشياء عتيقه مفرقي ، 158 قطعه كاشي و سفال و شيشه عتيقه ، 9 سكه ، 54 سلاح قديم و تفنگ ، زره و كلاهخود ، 7 مهره و استخوان و سنگ قديمي ، يك مجسمه گچي ، 5 در و تخته و چوب منبت عتيقه ، 8 مرقع و تصوير و 13 نوع منسوجات بوده است.

تعدادي از اين اشياء در حال حاضر جزو آثار موزة ايران باستان محسوب مي شود.

مرتضي خان ممتاز الملك ، پسر سوم حاجي ميرزا جبار ناظم المهام . در ابتدا از غلام بچگان اندرون ناصرالدين شاه بود كه بعدها وارد وزارت خارجه شد و در مأموريت هاي زيادي به خارج رفت. او در سال 1334 در كابينة وثوق وزير فرهنگ و اوقاف شد تأسيس موزه ملي ايران يكي از مظاهر تمدن غرب و در واقع يكي از مؤسساتي بود كه براساس نظام تمدني غرب در ايران شكل گرفت.

در سال 1304 شمسي ، اين موزه در زمان رضا خان و بعد از خريد ساختمانهاي عمارت مسعوديه براي وزارت معارف ،‌از محل خود به تالار آينه عمارت مسعوديه منتقل شد.

بعد از گسترش حفاري ها و كشف اشياي تازه ، روز به روز بر حجم آثار موزه ملي افزوده شد تا جايي كه فكر ساختن موزه و ساختماني بزرگ براي آن توسط علي اصغر حكمت جامه عمل پوشيد و بخشي از اراضي ميدان مشق سابق براي ساخت آن در اختيار وزارت معارف قرار گرفت و طرح نقشه بناي موزه به كارشناسان فرانسوي واگذار شد.

آندره گدار باستان شناس فرانسوي ، نقشه موزه را در سال 1313 تحويل داد و عمليات ساختماني از همان سال آغاز شد. در سال 1315 آثار و اشياي موزه ملي يا معارف از محل ساختمان مسعوديه به ساختمان كنوني منتقل شد.

ikv lتاريخچه

         سر در باغ ملي عمارتي است ساخته شده بسال 1340 هجري قمري.اين عمارت بر سكوي عمارت ديگري در همين مكان و با شمايلي نه چندان بي شبا هت با بناي اوليه ساخته شد.درشمال عمارت سردر باغ ملي ميداني بوده كه تمرينات نظامي قشون ،در عهد قاجار در آن انجام مي پذيرفته ،وبه نام ميدان مشق معروف بوده است.

ميدان مشق حد فاصل بين خيابانهايي بوده كه امروزه با نامهاي خيابان سرهنگ سخايي درشمال ،خيابان امام خميني در جنوب ،خيابان سي تيردرغرب و خيابان فردوسي درشرق داشته ناميده مي شود.

ميدان مشق از ميادين عهد فتحعليشاه قاجار مي باشد ودر آن دوره تنها بناي موجود درآن، ساختمان قزاقخانه در شمال آن بوده است. در،ورودي ضلع جنوبي اين ميدان بناي سر دري وجود داشته كه پس از تغيير كاربري ميدان از محل تمرينات نظامي به باغ ملي،كه درعهد سردار سپهي رضا خان اتفاق افتاد،عمارت سر درقبلي،مشخص گردد كه اين عمارت قبلي تخريب ودر جاي آن عمارت فعلي بنا گرديد. بر اساس تصاوير بر جاي مانده از عمارت مشابهت زيادي با عمارت تخريب شده قبلي دارد.

ميدان باغ ملي بعد ها با ساخته شدن عمارت هاي دولتي در آن رفته رفته موجوديت باغ مانند خود را از دست دادو با ساخته شدن ساختمانهاي شهرباني كل كشور، ساختمان موزه ايران باستان،ساختمان شركت نفت ايران و انگليس ،ساختمان وزارت خارجه و كتابخانه ملي در آن بصورت مركز ساختمانهاي اداري درآمد و ازآن ميان تنها عمارت سردر باقي ماند ونام آن سينه به سينه با نام باغ ملي تداوم يافت.

بر دروازه هاي عمارت سر در باغ ملي يك سال پس از اتمام بنا، درهايي نصب گرديد كه بسيار با شكوه و زيبا بودند و خوشبختانه با گذشت زمان و بي مهري آن، هنوز هرچند با پذيرش آسيب اما درها پاي برجاي مانده ا ند.


معرفي بنا:[1]

در يك نگاه اجمالي به سر در باغ ملي يا سر در ميدان مشق كه اكنون بر پاي مانده است با عكسي كه از سر در ميدان مشق زمان قاجاريه كه يكسره ويران گرديده است، در مي يابيم چه اندازه معماري و ديگر ويژگيهاي اين دو بنا به يكديگر نزديك است.

گونه طاق هلالي بزرگ مياني،مواد و مصالح ساختماني ازاره هاي سنگي،كاشيكاري و حتي نقوش آنها،شباهت اين دو بنا را كه اولي برپاي و دومي به كلي از بين رفته است، نزديك و نزديك تر مي كند.

نماي بيروني سر در ميدان مشق، يعني آن سو كه به سمت خيابان سپه (امام خميني) است از سه دروازه، هشت ستون كه دو به دو نزديك يكديگر و در دو سوي طاقها قرار دارند شكل گرفته شده است. نماي دروني يعني سويي كه رو به ساختمان (بريگارد قزاق) زمان قاجار دارد، نيز با تفاوتي چند يعني بدون ستونها، همين گونه مي باشد.

طاقها درهر سه دروازه هلالي است. بر بالاي طاق مياني كه بر دروازه بزرگ و اصلي است يك اشكوب متشكل از اطاقي مستطيل شكل با پنجره هايي چند با طاقهايي هلالي و سقفي شيرواني ساخته شده است. از اين اطاق به عنوان نقاره خانه استفاده مي شده است.

با اينكه عناصر معماري اين دروازه همگون نيست و متفاوت مي نماياند، اما در مجموع بسيار دلنشين مي باشد. در بناي سر در باغ ملي از تركيب آجر،سنگ،كاشي،چوب وفلز بهره گرفته شده است. معمولا در بناهايي كه عناصر معماري متفاوت به كار رفته، تركيبي ناهمگون به وجود آمده است، مانند تئاتر شهر، اما در بناي سر در باغ ملي چنان اين تركيب مناسب است كه بنا منسجم و شكيل و يكپارچه به چشم مي آيد.

پهناي دروازه باغ ملي از شرق به غرب كمي كمتر از 27 متر است. اين پهنا در ساليان پيش، بيش از اينها بوده، چه برپايه يك عكس قديمي در دو پهلوي دروازه هاي كوچك دو اطاق برابر ومتقارن نيز بوده است كه آنها را ويران كرده اند.امروز به جاي اطاق شرقي،ساختمان زيباي پست و به جاي اطاق غربي، ساختمان وزارت امور خارجه قرار داردكه كاملا به دو سوي دروازه ها چسبيده اند.

شالوده از كف خيابان سنگي است. بدين گونه كه پايه ستونهاو پايه طاقهاي هلالي بر سنگ گذاشته شده است. در گذشته نيز كف خيابان سنگفرش بوده است اما امروز كه خيابان هاي منتهي به آن آسفالته است، بخشهايي از پي سنگي اين دروازه زير آسفالت مدفون است.

در اين بررسي اجمالي دروازه ميدان مشق ازسه ديدگاه مورد نظر قرار گرفته است:

1ـ نماي بيروني ودرهاي آن.

2ـ نماي دروني.

3ـ اشكوبي كه روي طاق بزرگ ساخته شده است.

 

نماي بيروني و درها:

هشت ستون دو به دو كنار يكديگر قرار گرفته اند و در طرفين هر طاق بر پاي شده ا ند. هر ستون روي پايه اي سنگي جداگا نه به صورتي استوار است كه يك ستون جلو وستون نزديك به آن به اندازه پايه ستون عقب‌تر است. كه اينگونه كاربرد با سايه روشن هاي روز ونور، جلوه ويژه اي به بنا مي بخشد. ستونها گرد و آجري هستند. سر ستونها نيز ازآجرهاي قالبي به شكل برگ كنگر مي باشند. كه اين خود نمونه اي است يگانه. قاب كاشي كاري بالاي طاق بزرگ از دو نقش شير خورشيد وايران به گونه اي قرينه تزيين شده است.

در سمت راست آن ً بسم الله الرحمن الرحيم ً و در سمت چپ آن ً نصر من الله و فتح القريب آ مده است. در وسط اين دو، كه درست ميان طاق است به گونه برجسته ً في سنه 1340 ً آمده است. قابهاي كاشي كاري بالاي طاقهاي كوچك نيز قرينه وشامل 21 گلوله توپ مي باشد. جابجا بين اين نقوش قرينه، نقوش ديگري چون رودخانه، پلنگ،خانه، وخانه روستايي آمده كه بي گمان   از كاشي كاري دروازه قديمي ميدان مشق كه ويران شده گرفته شده است. با اين گونه بيشتر اين كاشي ها، به ويژه كاشي هاي پرچم ايران، گلوله هاي توپ و مسلسل هاي ماكزيم كار حاج حسين كاشي كار است.

بين اين كاشي كاري ها و سر ستونها و قرينه ها كه خود به گونه بسيار زيبايي از سنگ ساخته شده اند اشعاري از مرحوم نديم الملك آمده كه دنباله آن تا نما ي دروني دروازه ميدان مشق كشيده شده است.

درها:

تمامي شش لنگه در اين دروازه همچنين سه قاب نيم دايره بالايي آنها به گونه ريخته گري در “ قورخانه” ساخته و پرداخته شده است.

در ميان نيم دايره طاق بزرگ، تنديسي از رضا شاه بوده كه در جريان انقلاب اسلامي آن را به زير افكنده اند. كه بنا به گفته اي چند، اكنون در حياط بانك روبروي اين سر در مدفون مي باشد. زير اين تنديس در قوس بالاي اين نيم دايره آمده بود:“ زنده و جاويد باد نام پهلوي ـ عمل محمد علي كرماني ” و زير آن آمده است: “ حسب الامر يگانه قائد جيش اسلام و يكتا منجي كشور باستاني … حضرت اشرف اعظم آقاي رضاخان … در قورخانه به دستور و مراقبت خسرو خان سردار اعتماد رئيس كل قورخانه ساخته زينت بخش بنايي تاريخي گرديد(1341 هجري قمري).

درها از نقوش شير تجريدي ونقش شبيه اژدها يا نقش پرنده خيالي “هما” ساخته پر‌داخته شده است. همچنين در وسط هر لنگه در نقش شير وخورشيد بوده است. كه اكنون بر جاي نيست. درهاي طاق‌هاي كوچك‌ نيز كم وبيش همينگونه ساخت و پرداخت دارند، اما با مقياسي كوچكتر و طبعاً نقوشي كمتر.

 

شناسايي فني و روش ساخت درها:

عمارت سر در باغ ملي متشكل از سه دروازه است كه در آن دروازه مياني بزرگتر ودروازه‌اي جانبي كه بصورت قرينه در دو سمت دروازه بزدگ قرار گرفته اند از ابعاد كوچكتري برخوردار مي باشند. بر هركدام از دروازها دو لنگه در ودر بالاي هر دو لنگه، يك قاب هلالي شكل نصب شده است. قاب هلالي دروازه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مياني در قوس فوقاني، داراي كتيبه‌‌‌‌‌هايي به خط نستعليق مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد كه درآن تاريخ ساخت در‌‌‌ها درج گرديده شده. براساس تاريخ مندرج در كتيبة فوق ، درها به تاريخ1341 هجري قمري(1299 شمسي) در محل گورخانه تهران ساخته وزينت بخش اين بناي تاريخي گرديده است.

علي رغم آنكه درنگاه اول بنظر مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رسد كه جنس درها از چوب هستند، اما در واقع امر درها تماماً از جنس فلز بوده و در هيچ قسمت آن چوب بكار نرفته است. اين حالت چوب نمايي درها شايد بيشتر به لحاظ نوع تزيين و روش بكار رفته در ابزار زني زه‌‌‌ هاي فلزي بكار رفته درآن بمنظور تزيين مي باشد.

درها تماماً از دو جنس فلز آهن وآلياژ برنج ساخته شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. در ساخت درها ابتدا كلاف اصلي، از جنس فولاد “ مشخصاً ريلهاي راه‌‌‌‌‌آهن دوره قاجار “ تهيه و با استفاده ار روش پرچ وبستهاي رابط گونيا شكل به يكديگر اتصال داده شده‌اند.

با توجه به ابعاد بزدگ درها و طبيعتاً وزن فوق العاده زياد آنها موضوع استحكام كلاف اصلي ونحوه شبكه‌بندي توزيع نيرو در آنها از اهميت زيادي برخوردار بوده است. اين كلاف و شبكه آهني درون آن مي بايست توان و مقاومت لازم را براي درها ايجاد نمايند تا اضافه بر اينكه در هنگام باز وبسته شدن و ورود نيروي اينرسي بر آنها سينه نداده و مشكلي ايجاد نگردد، و همچنين در برابر دوئيدگي و خارج شدن از گونيا مقاومت لازم راداشته باشد. لذا به اين منظور شبكه‌بندي داخل كلاف اصلي در درهاي كوچك به گونه اي و در درهاي بزرگ به گونه‌اي ديگر آرايش شده است. اما آنچه قطعي است اينكه آرايش شبكه با مطالعه مصالح و با در نظر گرفتن نكات فني و محاسبه تقسيم اصولي نيروهاي وزن اينرسي به محيط كلاف اصلي درها، طراخي شده است. شبكه درون كلاف با استفاده از آهن چهارسو در اندازه 20*20 و20*40 وبا روش پرچ به بدنه انجام پذيرفته است.

سطح درها با استفاده از ورق آهن پوشيده شده است. در، درهاي كوچك ونماي جنوبي درهاي بزرگ ورق آهن از ضخامت 2 ميليمتر و اما در نماي شمالي دروازه بزرگ از ورق با ضخامت 6 ميليمتر استفاده شده است. ورقها نيز تا استفاده از پرچ دو طرفه به يكديگر و بر كلاف در، اتصال پيدا كرده‌اند. اتصال مستحكم ورقها وفاصله حدوداً 8 سانتيمتري بين دو ورق حالت خرپا در درها ايجاد كرده وكمك مؤثري در ايستايي و همچنين ممانعت ازسينه زدن آنها نموده است. چفت و بست درها نيز ازآهن چهارسو با ضخامت 20*50 ساخته و در پشت درها نصب گرديده است. چفت، در درهاي كوچك به صورت عمودي و با روش كشوي و چرخ دنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اي ساخته شده كه درقسمت فو قاني به صورت شاخي بر ضلع فوقاني كلاف حامل در قفل مي‌گرديده است.

اما در حال حاضر هيچكدام از در‌ها زائدة نگهدار چفت در قسمت فوقاني وجود ندارد و به نظر مي‌‌ رسد كه سازنده از نصب آ‌‌‌نها صرفنظر كرده است. يكي از مهمترين و دشوارترين مراحل فني ساخت پاشنه‌ درهاو نصب درها بر آنها بوده است. وزن بسيار زياد درها و لنگر زياد آنها در زمان باز و بسته شدن، ساخت لولا و پاشنه پاگرد درها را كه بتوانند ضمن تحمل بار زياد به راحتي بر روي پاشنه بچرخد و باز و بسته شو‌‌‌‌ند بسيار دشوار مي‌‌‌ نموده است.

لولابندي درها بااستفاده از روش پاشنه، پاگرد در پايين و كام و زبانه درقسمت بالاي درها انجام پذيرفته است. به اين منظور ابتدا منتهي عليه اضلاع طرفين كلاف چهارچوب اصلي در كه از نوع ريل آهن 100 ميليمتر ضخامت مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد را با روش چكش‌‌‌‌‌‌‌كاري گرم به صورت مخروطي شكل درآورده‌‌‌‌اند‌‌‌‌ و در قسمت فوقاني زائده‌‌‌اي زبانه شكل ازجنس برنج با ضخامت قطر6 سانتيمتر ساخته و الحاق شده است.

به منظور پاشنه از چدن استفاده شده است. اين قطعه چدن در درهاي كوچك داراي ابعادي در حدود 10*10 سانتيمتر و در در بزرگ 30*30*10 سانتيمتر انتخاب شده است. براي جلوگيري از نشست پاشنه در خاك و همچنين چرخ آن در زمان باز و بسته شدن درها پاشنه‌‌‌ها در پاگرد سنگي جاگذاري شده است و سپس سنگ مذكور به وسيله ملات به زمين اتصال يافته است.

در قسمت اتصال بالاي درها و چفت شدن زبانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها زائده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اي با سوراخي به ضخامت زبانه نصب شده است كه كاملاَ با زبانه جفت بوده و داراي فاصله‌‌‌‌اي در حد لازم براي چرخيدن بين كام وزبانه است. به همين دليل درها به آرامي بر روي پاشنه چرخيده وباز مي‌شده‌اند.

آسيب شناسي:

بررسي آسيبهاي وارده بر درها و شناسايي عوامل مؤثر در تخريب:

فلزات به استثناء طلا به ندرت طور خالص و در حالت فلزي در طبيعت يافت مي شوند. اين امر به دليل ميل تركيب زياد عناصر فلزي با عوامل موجود در محيط و تبديل شدن به نمكهاي فلزي مي‌باشد. بنابر‌اين تمامي فلزات در حالت خالص ياآلياژي با قرارگيري در محيط فرسوده شده و خورده مي‌شوند.

ساختاار فرسايش فلزات وخوردگي آنها در فعل وانفعالات و واكنشهاي شيميايي والكتروشيميايي مختلف قابل توضيح وتعريف مي‌‌باشند. سرعت واكنش تخريب فلزات بستگي به ميزان بار پتانسيل الكتريكي آنها و مشخصًا جنس فلز و ياآلياژي آنها متغير بوده و با آهنگ‌هاي مختلف در محيط‌هاي گوناگون دچار خوردگي وفروپاشي مي‌گردند.

[1] . برداشت از گزارش ثبتي سردر باغ ملي تهران، اداره كل ميراث فرهنگي استان تهران.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا" از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل با فرمت ورد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *