سایت دانلود

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی
مکانیک

پروژه رشته مکانیک درباره روانکار – قسمت پنجم

روانکاري جامد (90 )

هر ماده جامدي که هنگام بين سطوح لغزان بتواند به راحتي و نرمي برش يابد مي تواند به عنوان يک روانکار جامد بکارگرفته شود برخي از چندين نوع ماده جامدي که مي توانند در اين رده قرار گيرند در جدول (15-1) آورده شده اند .

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

خواص مطلوب ديگري نيز وجود دارند که در زير به تعدادي از آنها اشاره مي شود :

  • قابليت سازگاري با يک يا هر دو سطح ياتاقان ، براي باقي مانده در محل تماس .
  • پايداري شيميايي ، بالاتر از دماي مورد نظر در محيطهاي خاص .
  • مقاومت کافي در برابر ساييدگي
  • سمي نبودن (91 )
  • کاربرد آسان
  • اقتصادي بودن

بسياري از مواد در دسترس ما بخاطر تأمين هدفهاي فوق از رده انتخاب خارج مي شوند و در عمل ، تقريبا ً تمام روانکارهاي جامد در مهندسي بوسيله سه نوع ماده تهيه مي شوند که عبارتند از : گرافيت ، دي سولفيد موليبدنيوم و ” پلي تترافلوئورواتيلن(92 ) PTFE.

روانکارهاي جامد را به شکلهاي متعددي مي توان بکار برد مانند دانه هاي آزاد پودري (93) ، پودرهاي چسبنده (94 ) ، فيلم چسبنده (95 ) ، يا بلوکهاي جامد (96 ) . در غالب بلوک جامد ، ماده را بيشتر مواد ياتاقان خشک مي نامند نه روانکار جامد .

 

وقتي از گرافيت به عنوان روانکار استفاده شود کريستالها آنچنان موقعيت خود را تعيين مي نمايند که لايه ها به حالت موازي با سطوح ياتاقان قرار گيرند آنگاه لايه ها به راحتي روي سطوح ياتاقان به حرکت در مي آيند لغزش آسان به گونه اي است که اصطکاک کمي بين آنها ايجاد مي شود .

نيروهاي برشي کم و در نتيجه اصطکاک پايين ، جزو خواص ذاتي گرافيت نيستند و به شدت در حضور رطوبت يا جذب سطحي دچار دگرگوني مي شوند اگر گرافيت در هواي خيلي خشک بکار رود ، لايه هاي کريستالي نيروهاي بين لايه اي زيادي را خواهند داشت و در نتيجه اصطکاک و ساييدگي به ميزان زيادي افزايش مي يابد .

مهمترين مزيت گرافيت بر دي سولفيد موليبدنيوم و PTFE قابليت هدايت الکتريکي آن است و به همين دليل ، تقريبا ً در سراسر جهان در پاک کننده هاي برقي بکارگرفته مي شود ضريب اصطکاک آن از 05/0 در بارهاي زياد تا 15/0 در بارهاي کم تغيير مي نمايند و در هوا اين مقدارهاي کم حتي تا دماي C500 نيز باقي مي مانند .

گرافيت در شکل بلوکي ، يکپارچگي ساختمان بالايي دارد و به طور معمول در شکل ناخالص به عنوان کربن گرافيتي ( 99) بکار مي رود درجه کريستالي آن بين 30 تا 80 درصد گرافيت کريستال مي باشد خواص ساختماني و اصطکاکي و ميزان ساييدگي آن با درجه گرافيتي و خلوص آن تغيير مي کند و تکنولوژي تهيه آن پيچيده است .

گرافيت را به شکل بلوک نيز مي توان بکار برد مانند پودر آزاد يا مانند پوششي که از ته نشين شدن ذره ها در يک مايع پديد مي آيد گرافيت به راحتي به بسياري از سطوح جامد مي چسبد اما معمولا ً ميزان چسبندگي آن پايينتر از ميزان چسبندگي دي سولفيد موليبدنيوم است .

2-9-1 دي سولفيد موليبدنيوم

دي سولفيد موليبدنيوم نيز قرنهاست که به عنوان يک روانکار جامد شناخته شده سات اما چون در ظاهر شباهتهايي با گرافيت دارد بيشتر با آن اشتباه مي شود از حدود سال 1950 کاربرد آن به شدت افزايش يافته است و به خاطر تکنولوژي بکارگيري بالاي گرافيت ، هم اکنون بر گرافيت ترجيح داده مي شود دي سولفيدموليبدنيوم در طبيعت به شکل خام وجود دارد .

مهمترين شکل موليبدنيوم ، موليبدنيت است که گاهي به مقدار زياد يافت مي شود .

مانند گرافيت دي سولفيد موليبدنيوم ، ماده کريستالي خاکستري تيره با ساختمان لايه اي شبکه اي شش ضلعي مي باشد پيوند (100 ) در داخل لايه ها بسيار قوي مي باشد در حاليکه در بين لايه ها پيوند خيلي ضعيف است بنابراين قابليت حمل بار عمود بر صفحه هاي کريستال زياد است و مقاومت برشي موازي با لايه هاي کريستال بسيار کم .

برخلاف گرافيت ، دي سولفيدموليبدنيوم براي کاهش مقاومت داخل صفحه نياز به جذب رطوبت يا بخارهاي ديگر ندارد اصطکاک کم از خواص ذاتي آن است و در خلاء کامل و هواي خشک نيز باقي مي ماند .

دي سولفيدموليبدنيوم در اکسيژن در بالاتر از C350 و در هواي آزاد در بالاتر از C450 شروع به اکسيدشدن مي کند اما محصول اصلي اين فرآيند اکسيد موليبديک ( 101) مي باشد که خود نوعي روانکار مناسب براي دماهاي بالاست گفته مي شود دي سولفيدموليبدنيوم در خلاء مطلق تا C1000 پايدار است و به آهستگي تبخير مي شود بنابراين به وفور در صنايع فضايي بکار مي رود .

بخوبي به سطوح فلزات و بسياري از جامدات ديگر مي چسبد و با صيقل دادن مي تواند پوشش با دوام و پايداري روي سطوح فلزي ايجاد کند ( يک پوشش از دانه هاي آزاد پودري روي سطوح کشيده مي شود تا يک فيلم قوي ، نازک و براق روي آن ايجاد شود ) پودرها را مي توان تنها بکار برد يا آنها را در يک مايع حل نمود همچنين به وسيله ايجاد فيلم با نيروي زياد مي توان پوشش پايدار ايجاد کرد که البته اين فن آوري گران و تقريبا ً کم کاربرد است .

پوششهاي زنجيري کاربرد زيادي دارند که در آنها ، پودر دي سولفيدموليبدنيوم تقريبا ً در هر ماده چسبنده مؤثر شامل پليمرها ، رزينهاي (102 ) طبيعي يا جامدات ريخته گري حضور دارد پوششهاي زنجيري نرمتر نيز اگر قبل از کاربرد به خوبي پرداخت شوند عملکرد مناسبي دارند ضريب اصطکاک فيلمهاي صيقل يافته بين 02/0 تا 12/0 متغيراست براي فيلمهاي زنجيري ، اصطکاک به طبيعت چسب و درصد ترکيبهاي آن بستگي دارد و بين 02/0 تا حدود 3/0 متغير است .

دي سولفيد موليبدنيوم بيشتر به روغنها و گريسها اضافه مي شود تا قابليت حمل بار آنها را ، بخصوص در سرعت کار کم ، افزايش دهد مدرکهاي قوي و مستندي دلالت بر اين دارد که افزايشي تا حدود 2 درصد از اين ماده به روغن موتور ، باعث صرفه جويي مصرف سوخت مي شود در حاليکه هيچ عيب مشخصي هم بوجود نمي آورد .

از آنجا که دي سولفيد موليبدنيوم باعث خوردگيهايي در فولاد و آلومينيوم مي شود ايرادهايي بر آن وارد است بسياري از اين ايرادها به دليل مقايسه آن با گرافيت مي باشد بعضي از انتقادها به خاطر شکست اين فکر پيش آمده که روانکارهاي جامد نيز مثل روغنها و گريسها ، محافظ خوبي در برابر خوردگي مي باشند منصفانه است اگر گفته شود که دي سولفيد موليبدنيوم هم اکنون کاملا ً شناخته شده و هنگامي که به شکل مناسب استفاده شود روانکار جامد بسيار با ارزشي است .

3-9-1 پلي تترا فلوئورواتيلن

شکل اختصاري PTFE يا پلي تترا فلوئورواتيلن ، پليمري است که از اتيلن ساخته مي شود و در آن ، تمام اتمهاي هيدروژن با اتمهاي فلوئور جايگزين مي شوند فرآيند فلوئوري کردن ، ماده اي با پايداري شيميايي بسيار بالا و پيوند بين مولکولي ضعيف بوجود مي آورد در حالي که پوليمريزاسيون يک مولکول نوع اتيلن ، زنجيري مستقيم و طولاني از مولکولها ايجاد مي کند .

نتيجه اين عمل ، يک جامد سفيد شامل جرمهايي از مولکولهايي با زنجيره طولاني و موازي است که به راحتي بر روي يکديگر مي لغزند اين موضوع باعث مقاومت برشي کم به موازات زنجيره ها مي شود مانند دي سولفيدموليبدنيوم در ضمن قابليت حمل بار زياد عمود بر زنجيره ها را مي دهد البته اين قابليت کمتر از توانايي حمل بار توسط دي سولفيدموليبدنيوم است .

PTFE بيشتر به صورت اجزاء جامد بکار برده مي شود بر حسب اتفاق در پوششهاي چسبيده و به ندرت بصورت پودر بکار مي رود بعلاوه آن را با موفقيت در مواد مرکب بکار گرفته اند که بويژه دو نوع آن از بقيه بهتر و مؤثرترند .

ضريب اصطحکاک PTFE خالص بين 02/0 در بار زياد تا حدود 1/0 در بارگذاريهاي کم تغيير مي نمايد به طور معمول به صورت جامد نرمي است که ظرفيت حمل بار محدود و نرخ ساييدگي زيادي دارد بنابراين براي استفاده در ياتاقانهاي با بار زياد بايد تقويت شود يکي از روشهاي موفق تقويت کردن PTFE وارد کردن آن در منفذهاي يک فلز متخلخل بويژه برنز است . در يک ماده مرکب ، تقويت بيشتر به وسيله وارد کردن ذره هاي مناسب سرب در PTFE حاصل مي شود .

دومين روش و شايد روش موفق تر تقويت کردن PTFE استفاده از الياف تقويت کننده است الياف شيشه يا الياف کربن را مي توان با اجزاء PTFE جامد ترکيب نمود اما ساختار مقاوم ، به قيمت افزايش ضريب اصطکاک تا حدود 06/0 تا 2/0 تمام مي شود يکي از روشهاي ايجاد استحکام بيشتر ، در هم آميختن الياف PTFE با الياف تقويت کننده شيشه ، فلز ، ابرشيم مصنوعي (103 ) يا ترکيبهاي ديگر است بعضي از مواد مرکب تهيه شده از اين روش استحکام بسيار زياد و نرخ ساييدگي واصطکاک پايين دارند .

PTFE را در هواي آزاد مي توان تا حدود دماي C 250 بکار برد ولي در خلاء مطلق ، به آرامي تبخير مي شود به همين دليل از آنها در فضاپيماهاي و در موقعيتي استفاده مي شود که به خوبي پوشيده شده باشند .

به خاطر پايداري شيميايي بالا از PTFE مي توان با اطمينان خاطر در سيستمهاي اکسيژني و کارخانه هاي شيميايي استفاده کرد به طور تقريب در بيشتر موقعيتها PTFE غير سمي است بنابراين در صنايع غذايي و دارويي مصرف مي شود حتي زماني که اصطکاک کم ضروري نباشد مي توان از آن استفاده نمود به عنوان روانکار غيرچسبان در وسايل آشپزي خانگي نيز مصرف دارد .

4-9-1 روانکارهاي جامد متفرقه (104 )

ساير روانکارهاي جامد در مقياسهاي خيلي کم و زماني بکار مي روند که مزاياي بخصوصي داشته باشند اين روانکارها را به سه دسته تقسيم بندي نمود که عبارتند از : غيرآليها ، پليمريها و فلزات .

غيرآلي ها شامل تعدادي از مواد شبيه دي سولفيدموليبدنيوم هستند که تحت نام عمومي ديکالکوژنيدهاي (105 ) روانکاري شناخته مي شوند هيچکدام از اينها منشأ طبيعي ندارند و مواد ترکيبي گران قيمت مي باشند دي سولفيد تنگستن دماي اکسيد شدن بالاتري دارد هر دو ماده دي سولفيد تنگستن و دي سلنيدتنگستن آهسته تر از دي سولفيدموليبدنيوم اکسيد مي شوند دي سلنيدنيوبيوم (106 ) هدايت الکتريکي بهتري دارد و در اتصالات لغزنده بکار مي رود اما در حقيقت اينطور به نظر مي رسد که ترکيبهاي دي سولفيدموليبدنيوم کاملا ً رضايت کاربران را فراهم مي نمايند .

ديگر روانکارهاي غيرآلي را به واسطه حدود دمايي بالايشان بکار مي برند اينها شامل اکسيدموليبديک ، نيتريد بور، فلوئوريدگرافيت و فوئوريدکلسيم مي باشند .

اصطکاک کم و بي اثر بودن شيميايي ، PTFE را براي ترکيب با ديگر مواد ، نامناسب مي نمايد و دو پليمر فلئوردار ديگر به واسطه خواص ترکيبي بهترشان معمولا ً توصيه مي شوند که عبارتند از پلي وينيل فلوئور (PVF) و پلي تري فلوئوروکلرواتيلن (PTFCE) ولي در هر دو مورد ، مزاياي چون رفتار ترکيبي بهتر و مقاومت ساختاري بالاتر به قيمت ايجاد اصطکاک بيشتر تأمين مي شود .

براي دماهاي بالاتر مي توان از پلي ميدها ، پلي سولفونها و سولفيد پلي فنيلن ، بدون روانکاري استفاده کرد ديگر پليمرها مثل نايلون ، استالها و فنليکها را زماني مي توان بدون روانکاري استفاده کرد که سرعت لغزش کم باشد براي يک عملکر مفيد ، آنها نيازمند روانکاري با روغن ، گريس يا آب هستند .

نقره ، طلا و قلع خواص ضد خراش (107 ) مفيدي در لغزشهاي آهسته دارند اين پوششهاي فلزي را فقط در حالت خلاء مطلق به عنوان روانکار مصرف مي کنند نقره ، طلا ، باريوم ، گاليوم و سرب همگي با موفقيت استفاده مي شوند .

10-1 روانکاري گازي

در ياتاقانهاي تحت فشار خارجي و هيدروديناميک ، مي توان از گازها مانند مايعات به خوبي در روانکاري فيلم کامل سيال روانکار استفاده کرد قوانين فيزيکي حاکم بر رفتار مايعات و گازها ، مشابه يکديگرند ولي لزجت خيلي کم گازها برخي تفاوتهاي عملي قابل ملاحظه را در استفاده از آنها ايجاد مي کند بخصوص در ياتاقانهاي ” گاز – ديناميک ” و ” خودفشار(108 ) :

  • سرعتهاي عملکرد بسيار بالاتر از از آن هستند که بتوان آنها را براي لزجت کم اصلاح کرد .
  • به دليل ضخامت کمتر فيلم روانکار سطوح بايد از پرداخت سطح بسيار مناسبي برخوردار باشند .
  • در اختلاف فشار يکسان ، نرخ جريان روانکار بالاتر است .
  • ظرفيت حمل بار معمولا ً پايين است .

در نتيجه ياتاقانهاي گازي بايد کوچک با سرعت بالا و بارگذاري ملايم و با تولرانس دقيق و پرداخت سطوح بسيار صاف و صيقلي باشند هزينه هاي طراحي و ساخت آنها بالاست و با تکنولوژيهاي پيشرفته از آنها استفاده مي شود .

هر گاز يا بخاري را مي توان استفاده کرد مشروط بر اينکه تحت شرايط عملکرد خود از لحاظ شيميايي پايدار باشد و بر هيچيک از مواد يا اجزاء سيستم آسيب نرساند اگر تغييرات شيميايي رخ ندهد هيچ حد بالايي از نظر دما براي کاربرد يک گاز وجود ندارد و لزجت گاز با افزايش دما ، افزايش مي يابد .

هوا پرمصرف ترين گاز در بين روانکارهاي گازي مي باشد اگر بي اثر بودن مد نظر باشد از نيتروژن يا هليم استفاده مي کنند و در غير اينصورت هر گاز در دسترس ديگري را مي توان بکار برد بخصوص اگر در فشارهاي به اندازه کافي زياد ، به منظور ايجاد فشارخارجي ، در دسترس باشد .

بعضي از مزاياي روانکاري گازي را مي توان دقت بالا ، اصطکاک بسيار کم ، پاکيزگي و در دسترس بودن روانکار نام برد مهمترين مزيت استفاده از گازها ، محدوده وسيع دمايي آنهاست از نظر تئوري مي توان يک ياتاقان گازي را طوري طراحي کرد که بين دماهاي C250- تا C2000 قابل استفاده باشد عيبهاي آن عبارتند از : نيازهاي طراحي وساخت ياتاقان ، ظرفيت کم حمل بار و نياز بکارگيري يک گاز خيلي تميز . مثالهايي از کاربردهاي مهم ياتاقانهاي گازي عبارتند از : دريلهاي داراي توربين هوايي در دندانپزشکي ، اسپيندلهاي سنگ زني خيلي دقيق و ژيروسکوپهاي لخت .

11-1 سيستمهاي تغذيه روانکار

در بسياري از قطعه هاي روانکاري شده به هيچ سيستم تغذيه اي نياز نيست زيرا همان روانکار داخلي اوليه تا پايان عمر مورد نظر کافي مي باشد هر گاه نياز باشد که به يکي از دلايل زير روانکار ، جايگزين يا دوباره پر شود به يک سيستم تغذيه نياز مي باشد :

  • اگر دما خيلي بالا باشد و نياز باشد روانکار خارج و با يک روانکار تازه و خنک جايگزين شود .
  • به واسطه نشت يا خزش ، مقدار روانکار کاهش يابد و نياز باشد که دوباره به حد مقدار اوليه باز گردد .
  • روانکار تجزيه شود و لازم باشد با روانکار تازه اي تعويض باشد .
  • روانکار آلوده شود و لازم باشد با روانکار تميز جايگزين شود .

در جايي که نرخ اتلاف يا فساد به نسبت پايين باشد کافي است که براي مواقع خاص ، مخزني از روغن يا گريس وجود داشته باشد تا امکان دسترسي به روانکار را تضمين نمايد در جايي که اين سيستم روانکاري دستي کافي نباشد يک سيستم تغذيه روانکار ضروري است البته از بحث اين فصل خارج است که گستره کامل و طراحي سيستمهاي تغذيه روانکار موجود شرح داده شود فقط اين امکان وجود دارد که شرح مختصري راجع به انواع عمده و عوامل دخيل در انتخاب آنها ارائه شود .

1-11-1 چرخش داخلي ( 109)

يک روش ساده براي کاهش دماي روغن ، که به کاستن از افزايش آلودگي و افزايش عمر روانکاري منجر مي شود ازدياد مقدار روغن در همان ابتداي کار سيستم مي باشد اين موضوع به افزايش حجم فضاي موجود براي روغن يا به عبارت ديگر ايجاد يک منبع روغن يا چاهک در مجاورت ياتاقانها يا چرخدنده ها نياز دارد .

چرخش روغن را با فرو بردن سطوح متحرک به زير سطح روغن مي توان تأمين کرد آنها نبايد کاملا ً زير سطح روغن فرو روند زيرا نيروي لزجي مقاوم و چرخ شدن روغن ، مصرف بيش از حد توان و افزايش حرارت را باعث مي شود براي قطعه هايي که حرکت آهسته دارند اين مسئله خيلي جدي نيست اما براي قطعه هايي با حرکت سريع عمق فرو رفتن بحراني است و راهنماييهاي زير براي اين منظور مفيدند :

  • چرخدنده ها بايد به اندازه دو برابر ارتفاع دنده ها فرو روند در يک نمونه عمودي ، سطح روغن با دقيقا ً زير محور چرخدنده پايينتر باشد .
  • ياتاقانهاي غلتشي بايد تا نيمه پايينتري رولر يا ساچمه درون روغن فرو روند .
  • ميل لنگ بايد آنقدر در روغن فرو رود که سطح روغن ، دقيقا ً بالاي ياتاقانهاي انتهاي بزرگتر و در پايينترين نقطه آنها باشد .
  • براي سيستمهاي با سرعت کم ، سطح روغن بايد بالاتر از سطح روغن در سيستمهاي با سرعت بالاتر باشد .

روغن به وسيله قسمتهاي فرو رفته روغن به سطوح تماس برده مي شود و در نتيجه پاشيدن ( 110) ، روي سطح گسترش مي يابد وقتي حمل روغن با اين دو مکانيزم کافي نباشد تغذيه روغن را مي توان با استفاده از حلقه ها يا ديسکهايي بهبود بخشيد همانطور که در شکل (7-1) نشان داده شده است هر دو با فراهم کردن سطح بزرگتر با سرعت محيطي بيشتر براي حمل روغن کار مي کنند اما نيروي مقاوم لزجي پديد نمي آورند زيرا هر دو از نظر شکل يکنواخت هستند .

ديسکهاي مزيتي علاوه بر حلقه ها دارند و آن اينکه مي توان آنها را به گونه اي طراحي کرد که روغن را در هر دو جهت محوري و شعاعي به حرکت در آورند اين بخصوص براي روانکاري ياتاقانها مناسب است به طور معمول ياتاقانهاي ساده را با فرو بردن جزئي در روغن نمي توان به اندازه کافي روانکاري کرد مگر اينکه جريان روغن به وسيله يک حلقه يا ديسک افزايش يابد اگر يک مانع مناسب در نظر گرفته شود بخشي از روغن پاشيده شده را مي توان به دام انداخت و آن را به موقعيتهاي بحراني هدايت نمود .

2-11-1 سيستم روغنکاري دستي

وقتي مشکل اصلي ، اتلافي روغن دراثر نشت يا خزش باشد استفاده از يک فتيله يا شيار تغذيه براي تأمين روغن تا اندازه اي جوابگوست فتيله ها يا بالشتکها ، از مواد متخلخل يا نفوذپذيري مثل نمد تشکيل شده اند که با خاصيت مويينگي (111 ) روغن را به سطوح ياتاقان انتقال مي دهند بالشتکها ممکن است راهي از منبع روغن تا سطوح ياتاقان به وجود آورند يا بطور ساده ، محتوي مقدار کمي روغن در خود باشند و به آهستگي ياتاقان را با روغن تغذيه نمايند اين سيستم سوم را معمولا ً در موتورهاي برقي کوچک بکار مي برند .

تغذيه شياري از يک مخزن واقع بر روي ياتاقان يا چرخدنده تشکيل شده که به يک لوله تغذيه و يک نوع تنظيم کننده جريان که معمولا ً با يک شيشه شفاف مجهز شده است وصل مي باشد و براي تأمين نرخ جريان از فتيله ها مناسبتر است .

3-11-1 سيستمهاي اتلاف کلي متمرکز (112 )

فتيله ها و شيارها مثالهايي از سيستمهاي اتلاف کلي مي باشند که در آنها بعد از رانده شدن روغن به درون ياتاقان يا چرخدنده ، هيچ تلاشي براي جمع آوري آن صورت نمي پذيرد سيستمهاي پيچيده ديگري نيز هستند که براي تأمين روغن يا گريس چند قطعه مجزا مي توانند بکار گرفته شوند .

نيازمنديهاي سيستمهاي اتلاف کلي متمرکز اصولا ً بسيار ساده اند نوعي از اين سيستمها شامل منبع ، پمپ ساده براي ايجاد فشار در مانيفلد و تعدادي از وسايل کنترل کننده مي باشند که هر کدام تغذيه نقطه خاصي را تنظيم مي نمايند درنهايت جريان تمام نقاط توسط يک پمپ چند پيستونه کنترل مي شود که در آن ، پمپهاي تک سيلندر پيستوني ، به وسيله بادامکهايي کار مي کنند تمام اين بادامکها روي يک ميل بادامک قرار دارند که در يک روانکار غوطه ور است تعداد خروجيها مي تواند از 1 تا چند صد عدد تغيير کند .

مزيت اصلي سيستمهاي اتلاف کلي متمرکز ، آن است که نياز به دوباره روانکاري کردن چندين قطعه مختلف را کاهش مي دهند آنها همچنين در جايي که که نقاط روانکاري در دسترس نيستند هم با ارزش اند و هم پرکاربرد . عيبهاي اين سيستمها عبارتند از نداشتن هيچ مکانيزمي براي خنک کردن ، نبودن جايگزيني براي روانکارهاي آلوده و نداشتن بهسازي روانکار مصرف شده .

4-11-1 سيستمهاي مه روغن (113 )

از انواع سيستمهاي اتلاف کلي که در سالهاي اخير به حد وسيعي بکار رفته سيستم مه روغن مي باشد که در آن ، قطرات کوچک روغن به وسيله جريان هوا از منبع تا ياتاقان يا چرخدنده حمل مي شوند ايجاد مه روغن در هوا را مي توان با عبور جريان هوا با سرعت و فشار کم از درون منبع روغن ايجاد کرد به طور معمول روغن را طوري مي سازند که کشش سطحي کمي داشته باشند قطرات پراکنده روغن بدست آمده از ميان فولاد ، مس ، يا لوله هاي پلاستيکي عبور داده مي شود تا به اجزاء روانکاري شده برسد عبور از ميان نازلهاي مناسب يا هماهنگ کننده ها ، افزايش نرخ جريان خطي تا حدي بالاتر از 45 متر بر ثانيه را باعث مي شود و به موجب آن ذره هاي روغن با هم ترکيب مي شوند و جريان روغن مايع به نقاط روانکاري مي رسد .

سيستمهاي مه روغن دو مزيت نسبت به ساير سيستمهاي اتلاف کلي دارند که عبارتند از 1- نرخ تأمين روغن مي تواند خيلي پايين باشد که از يک سيستم تميز ناشي مي شود و

2- با جريان هوا نيز سيستم خنک مي شود .

5-11-1 سيستمهاي چرخش روغن (114 )

در يکي از پيچيده ترين سيستمهاي متمرکز ، روانکار پس از مصرف ، جمع آوري مي شود و براي چرخش مجدد به منبع روغن انتقال مي يابد لوازم ابتدايي و اساسي اين سيستمها عبارتند از : منبع ، پمپ ، در صورت امکان يک تقسيم کننده يا تنظيم کننده جريان ، خطوط تغذيه و خطوط بازگشت .

در عمل ، يک سيستم چرخش کامل ، پيچيده تر از حد مورد انتظار است و معمولا ً بسياري از اجزاء زير يا همه را در بردارد :

  • منابع چندگانه يا تقسيم بندي شده
  • گرمکنها
  • خنک کنها
  • وسايل نشانگر سطح روغن
  • تصفيه کامل جريان براي محافظت پمپ
  • تصفيه هاي فرعي
  • سوييچهاي فشار و زنگها
  • جداکننده های آب
  • محافظهاي چيپ ( تراشه )
  • نقاط نمونه
  • شيشه ديد

سيستمهاي چرخش ، در کنترل کيفيت و کميت روغن تأمين شده براي هر قطعه ، دقت بالايي دارند و قادرند پاکيزگي لوله هاي سيستم و کنترل دماي روغن را حفظ کنند تنها عيب آنها اين است که هزينه و تکنولوژي پيچيده اي دارند .

  • ذخيره روانکار (115 )

ذخيره روانکار درست مانند ديگر وسايل ، در درجه اول به تصميم گيري راجع به تعداد متغيرها و مقادير لازم براي ذخيره سازي بستگي دارد مهمترين پارامترهاي مورد توجه در اين زمينه عبارتند از :

  • روانکارها بخشي يکپارچه از اجزاي دقيقي هستند که در آن کار مي کنند بنابراين بايد مثل ساير قسمتها در برابر آلودگيهايي مانند گرد وغبار ، آب يا ساير مواد حفظ شوند . هيچگاه نبايد آنها را در فضاي باز نگهداري کرد .
  • از آنجا که بيشتر روانکارها مايع هستند شکل مشخصي ندارند و به سادگي ممکن است که روانکار نامناسبي براي يک ماشين بکار رود و اين موضوع به هيچ وجه مطلوب نيست و بلکه گاهي فاجعه آميز است بنابراين مهم است که ظرفهاي محتوي روانکارها به دقت نامگذاري و ضمانت و موارد کاربرد آنها کنترل شود .
  • بعضي از روانکارها در طول مدت نگهداري فاسد مي شوند بنابراين مهم است که در سيستم گردشي بکار روند تا عمر ذخيره آنها از حد معمول نگذرد .
  • بيشتر روانکارها قابل اشتغال اند پيش هشدارهاي مخصوص در مورد کاهش خطر آتش سوزي ضروري است .
  • روانکارها لغزنده اند و مي توانند حادثه بيافرينند بنابراين کانالهاي دروني ، ضمن کار بايد در نظر گرفته شوند و با پودرهاي جاذب سطحي يا اجزاء دانه ريز بايد در دسترس باشد و روغنهاي پس مانده را جذب نمايند .
  • بشکه هاي روغن براي جمع آوري وذخيره روغنهاي سنگين بسيار مناسبند ، در عين حال آب نيز مي تواند از روزنه هاي آب بندي شده به درون آنها نفوذ کند و در قسمت بالاي

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *