تحقیق رشته هنر با موضوع منابع الهام هنرهای آرنوو – قسمت سوم

هنر قرون وسطی

– هنر و دیانت

تاریخ هنر از مرحلة ابتدایی (اما باید به یاد داشته باشیم كه آنچه ابتدایی است لزوماً پایینتر نیست) نامتمدنانه ترین آثار هنر كلاسیك یا گوتیك به موازات سیر برداشت عاطفی انسان از جهان حركت كرده است و به آن بستگی داشته است.

منظور از این سیر، تحول از مرحلة جادوگری و اعتقاد به ارواح به مرحلة دیانت است.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

در اوج تمدن یونان، یونانیان به یك نوع تعادل دینی دست یافتند كه در وصف آن جز خجسته كلمه ای نمی توان آورد؛ آنها بر هر گونه ترسی از جهان ظاهری فائق آمدند و طرز نگاهشان به این جهان، با مهر و موافقت همراه شد، و هنرشان نیز بیان كنندة آن چیزهایی شد كه با آن نگاه موافق می دیدند. بدین ترتیب در هنر یونانی، طبیعت به صورتی آرمانی تجلی كرد. در این مرحله انسان در همة اشیای زنده زیبایی می دید، و وزن اورگانیك زندگی همان كیفیتی بودكه انسان می كوشید آن را در هنر خود بیان كند.

با نگاه كردن به گذشته می بینیم كه هنر و دیانت دست در دست یكدیگر از تاریكی های اعصار ماقبل تاریخ بیرون می آیند و تا قرنها به نظر می رسد كه این دو با هم پیوند ناگسستنی دارند…»

– قرون وسطی

در روزگاری كه كمتر كسی خواندن و نوشتن می دانست، كلیسا برای برقررای ارتباط با پیروان خود و جذب پیروان جدید اتكای زیادی به نقاشیها و پیكره ها داشت. در درون كلیساها نقاشیهای صحنه های مذهبی روی دیوارها و طاقها فراوان به چشم می خورد.»

همچون غالب تصویرهای رمانسك از وقایع مذهبی ، تركیب بندی متقارن است و توازن آن بر شكوه واقعه می افزاید. شكل حالت دار و صورت آرمانی یافتة پیكرها از آشنایی پیكرتراش با پیكره سازی رومی خبر می دهد. اما تخت و كوتاه كردن خودسرانة پیكرهای حواریون برای گنجیدنشان در نعل درگاه از نگاه تازة هنرمند حكایت می كند، گویا بیش از آنكه نگران زیبایی نسبتهای آرمانی باشد، دغدغة ارائه موجز داستان در فضای موجود را داشته است.»

به طور كلی برای تعریف هنر قرون وسطی میتوان هنر و معماری اوایل این دوره را با نام سبك «رمانسك» كه زمینة آفرینش معروفتر بعدی، یعنی «گوتیك» را فراهم آورد را بررسی كرد.

از ویژگیهای سبك رومانسك كه در اواخر قرن یازده و اوایل قرن دوازدهم می بینیم به گرایش به تجزیه شكلها و تركیبها در عوض تأكید بر روابط اجزا با یكدیگر ؛ تكیه بر تقارن و خطها؛ بی اعتنایی به نسبتهای طبیعی اجسام، تأكید بر تزئینات و الگوها به طور فی نفسه؛ گرایش به دو بعدی نشان دادن عمدی تركیب بندیهای بزرگ و بدین سان تأكید بر اولویت معنا بر ماده و روح بر جسم.»

در سدة شانزدهم سبك «گوتیك» به وجود آمد. این نامگذاری جدید به این علت بود كه این سبك، قوسهای تیزه دار و طاقهای تویزه دار و تزئینات مفصلش، به زعم نامگذاران به قدری زشت و جاهلانه بود كه تنها می توانست مخلوق گوتها باشد، قومی وحشی كه بخش عمده ای از تمدن روم باستان را از میان بردند. با وجود این معنای اولیه، نام «گوتیك» بر جای ماند و اكنون دیگر بار منفی ندارند.»

«ستونهای تندسی، علاوه بر قوسهای تیزه دار، از مشخصه های دیگر «گوتیك متقدم» بودند، میناكاری نیز در این دوره استفاده می شد. هنرمندان این دوره به ویژه آنهایی كه در زمینه‌ای دو بعدی مانند نقاشی و میناكار می كردند، به تأكیدگذاری بر خطوط محیطی و اصلی رو آوردند.»

هنر تذهیب

« در سدة دوازدهم كه مهمترین كانونهای هنر صومعه ها بودند، بیشترین تزئین نصیب كتاب مقدس و كتب تفسیر در قطعهای بزرگ شده بود.»

«سبك گوتیك عالی» سدة سیزدهم، خلاصه در معماری، متین و خوددار است.»

پیكرتراشی نیز از رهگذر تلفیق آرمانگرایی با جزئیات مشهود در طبیعت به توازنی لحظه ای دست یافت.» «سدة سیزدهم همچنین قرن شیشه های رنگی و تذهیبهای درخشان است. پنجره ها با نقوش شمایلهای پیچیده شان به غنای نمادهای كلیسا می افزایند. ظرافت خطوط، زیبایی شكلها، و كوشش برای نمایش سه بعدی، این دوره را به نقطة اوجی در تولید كتب نفیس بدل می سازد.»

– گوتیك متأخر

« در سده های چهاردهم و پانزدهم، معماری گوتیك شروع به كسب خصوصیات بازار ملی و محلی كرد. كاهش اهمیت بلندی ساختمان، وسعت و وحدت فضای داخلی، و شیفتگی به امكانات تزئینی طاقبندیهای جدید در بسیاری از بناهای گوتیك متأخر به چشم می‌خورد.

شاهكارهای پیكرتراشی این دوره معمولاً متصل به ساختمانها نیستند. بسیاری از آنها پیكره‌های آزادی اند كه خمیدگی اغراق آمیز زیبایی را مشهور به رخوت گوتیك به نمایش می‌گذارند. چهره ها زنانه تر شده اند. هنرمندان ظرافت خطوط را با مشاهدة دقیق بافت سطوح و كالبدشناسی انسان تلفیق می كنند.

در نقاشی، بسیاری از همین ویژگیهای سبكی را میتوان دید. تذهیبكاران در ایجاد توهم

 

ژاپنیسم:

هنگامی كه ژاپن در میانه قرن نوزدهم ناچار به ایجاد روابط بازرگانی با اروپا و آمریكا گردید. ژاپنیها از همة جنبه های غیرمنتظره و غیرقراردادی جهان لذت می بردند. تاریخ هنر گامبریج.

«یكی از استادانشان به نام هوكوسائی (1760-1849) ، كوه فوجی را در حالتی كه به طور تصادفی از نسبت یك داربست دیده شده بازنمایی كرده است (شكل 340) ؛ استاد دیگری به نام اوتامارو (1753 – 1806) از نشان دادن برخی از شكلها كه حاشیة یك ؟؟ یا پردة حصیری آنرا قطع كرده بود، ابایی نداشت (شكل 341) .

در همان زمان دولتمردان ژاپنی درهای كشورشان را برای تجارت با سایر كشورها، گشودند. سیل اجناس ژاپنی به كشورهای دیگر سرازیر شد.

سبك هنر ژاپن علاوه بر اینكه بر تمایلات هنری زمان خود و نسلهای بعدی تأثیر فراوانی داشت، بر روند خرید و جمع آوری كلكسیونهای هنری هم تأثیرگذار بود.

«تأثیر فرهنگ و هنر ژاپن در آثار اروپایی در زمان تالوین موریس در انگلستان به اوج خود رسید و به راحتی می توان آن را در آثار جیمزمك نایل، ویستلر و هنرمندان نمادگرا مشاهده كرد.»

از قبیل این نشانه ها استفاده از پرسپكتیوهای مسطح و سبك خطی دوبعدی است.

در این روش سعی می شود كه از جزئیات صرفنظر شود و به جای اینكه پرسپكتیو نه فضای درون تصویر حركت كند، تمایل به حركت به سمت فضای بالای تصویر را دارد.» و به دلیل عدم استفاده از پرسپكتیو مركزی و بهره جویی از خطوط القاگر و اشكال ارگانیك برای استفاده به عنوان طرح روجلد كتابها ایده آل به نظر می رسید.

تصویر

این سبك ، نفی پرسپكتیو غربی، در حقیقت جلوی تزئینی مناسبی را خلق می كند كه آن را برای هدف مورد نظر ایده آل می سازد.

N جلد كتابی كه مشاهده می كنید نشان دهندة تأثیر هنر ژاپنی در زمان فعالیت تالوین موریس می باشد. این تأثیر را همچنین میتوان در آثار گروه گلاسكو 4 و مخصوصاً آثار هنری و هورنلی مشاهده نمود كه در بخش معرفی گروه 4 مفصل تر به آن می‌پردازیم.

دلیل اینكه این تصویر را متأثر از هنر ژاپنی می دانیم این است كه تصویری از رشد و نمو گیاهی را نشان می دهد. تصویری كه در اكثر ؟؟ ژاپنی به چشم می خورد.

تصویر استفاده شده در سمت راست تابلو حتی گاهی توسط هنرمندان گراوور ساز به عنوان امضا هم استفاده می شده است.

آیستر دون كان استفاده از عناصر ژاپنی را بدین صورت بیان می كند: «هنرمندان ژاپنی برای خلق این عناصر از طبیعت الهام گرفته اند و هنرمندان غربی به سرعت این عناصر را جذب آثار خود نمودند.

استفاده از چوب خیزران (نی هندی) ماهی قرمز، اقاقیای بنفش، شكوفه های گیلاس و سوسن پس از مدتی جایگاه ثابتی در آثار تزئینی غربی یافت.

این موارد را میتوان در تصویر N یافت كه شامل شكلهای ارگانیكی همچون نی هندی می شود. در این دوران آثار ژاپنی چنان اهمیتی در غرب یافت كه از آنها برای طراحی جلد كتاب استفاده می شد.

طرح روی جلد كتاب شكار وارلز نشان دهندة تأثیر هنر گراوورسازی یا حكاكی روی چوب ژاپنی است و استفاده از پرسپكتیو مسطح و همین طور نحوه حركت چشم از پایین طرح به سمت بالا ویژگی آن می باشد.

بررسی سلسله مراتب ژانرهای نقاشی در غرب نشان می دهد كه نقاشی تاریخی در صدر قرار دارد، اما این قضیه در ژاپن متفاوت است چرا كه آنها بیشترین اهمیت را به كار بر روی چینی و لاك و الكل داده اند كه بیش از این در غرب چندان جایگاهی نداشته است، در كنار موارد یاد شده این نیز تأثیر دیگری است كه هنر ژاپنی در آثار غربی از خود به جای گذاشته است.

مشخصه های سبكی گرایش به ژاپن یا ژاپنیسم در تصویر J نیز كاملاً نمایان است در این تابلو نه تنها استفاده یاد شده از پرسپكتیو به چشم میخورد بلكه تلاش هنرمند برای خلق جلوه های تزئینی سطح نیز آشكار است.

به طور كلی هنر ژاپن، در متحول ساختن و شناخت هنرمندان تأثیر ژرفی داشت، ولی آنان با الهام از فرهنگ تصویری شرق و با توسل به ذهن گرایی، فضاهای متحول و درخشان، پویایی در تصویر و انتخاب زوایای دید متنوعی كه تا آن زمان هنرمندان از به كارآوردنشان در تصویر غافل بوده و یا اجتناب می كردند و نیز متأثر از مكتب «یوكی یوئه» ژاپنی به تصویر موضوعات روزمره زندگی پرداختند.»

یوكیوئه، اصطلاحی ژاپنی است به معنی «تصاویری از دنیای معلق» كه به جنبش فراگیری در هنر ژاپن بین سده های 17 تا 19 میلادی اطلاق می شود.

مضمون این نوع تصاویر به لحظات زودگذر زندگی روزمره با حالات مدام متغیرش اشاره دارد، كه بسیار مورد اقبال هنرمندان چاپگر آن زمان از جمله هنرمندان برجسته ای چون آندوهیروشیگی (1858 – 1791) كاستوشیكا هوكوسایی (1849-1760) و كیتاگاوا اوتامارو (1806-1753) بود. موضوعات مورد علاقه این هنرمندان عمدتاً صحنه های تئاتر، هنرپیشگان در نقشهای مشهور، حمام خانه ها و روسپی خانه ها بود. آثار چاپی ژاپنی، نخستین بار در سدة نوزدهم بر هنرمندان پیشروی فراسوی كه رنگهای تخت تزئینی و نقوش بیانگرای آنان، الهام گرفته از این آثار بود تأثیری ژرف نهاد.» سبك ها و مكتبهای هنری ص 218

در قرن نوزدهم با حضور جنبش سمبولیسم در ادبیات و هنر، آثاری از شباهتهای جوهری بین هنر ژاپن و جنبش سمبولیسم دیده می شد كه سبب شد هنرمندان پیشروی اروپایی با پشت كردن به معیارهای آكادمیسم غرب، خواستار ایجاد نمونه های جدیدی از هنر شوند. هنرمندان غربی گرایشی به سوی حالات درونی، الهامات شهودی، به بیان شاعرانه داشتند. این گرایشها را در هنر غربی گاهی حتی در شكل آرایش خانه های شخصی نیز میتوان دید.

هنر پیوسته در پی یافتن شیوه های نوینی از بیان است كه در آن برهه زمانی این تحولات نوین را هنرمندان درگرایش به سمت هنر شرق و خصوصاً هنر ژاپن یافتند.

انگلستان نیز با وجود كه نظیر سایر نقاط اروپا انقلاب صنعتی را پشت سر گذاشته است و از نظر سیاسی و اقتصادی از كشورهای استعمارگر به شمار می آمد، ولی از نظر فرهنگ تصویری، به لحاظ سنگ اشتباهی كه انجمن اخوت پیش از رافائلی ها به رهبری گابریل روزتی و هنرمندانی مانند جان میلاس و ویلیام هانت پایه‌گذاری كرده بودند و در یك دوران صنعتی هنر را به معیارهای پیش از دوران رافایل می خواستند، در انزوا به سر می‌برد و این دسته از هنرمندان بی خبر از تحولات اجتماعی و فرهنگی به تخریر ذهن واپسگرایشان ادامه می دادند.» حسینی ص 15

حاصل كلام آنكه در اواخر سدة نوزدهم و نیمة اول سدة بیستم، هنرمندان پیشرو بسیاری با رویكرد به جهان بینی و مضامین فرهنگ های بومی توانستند راه را برای بروز خلاقیت های نو و بكر فراهم آورند و از این طریق دنیای نوینی بیافرینند كه در تكوین و ایجادش، نه یك فرهنگ، بلكه تمام فرهنگ های جهان سهم مشتركی داشتند.» حسینی ص 27

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل با فرمت ورد

Leave a comment