دانلود پروژه رشته تاریخ در مورد معماری پهلوی – قسمت دوم

دانلود پایان نامه

مستندات تاریخی علی الاصول این گونه حكایت می كنند كه عمدتاً این حاكمان در گروه آخر قرار می گیرند. چنانچه به گذشته نگاهی داشته باشیم شواهد نشان می دهد كه ” دوام و ثبات تمام دولتهای عهد باستان غالباً وابسته به شخص بود. اسكندر، آتیلا و چنگیز امپراتوریهای وسیعی داشتند كه در آن وحدت و یگانگی تماماً مبتنی بر حیثیت یك فاتح و حاكم بزرگ و متكی بر زور بود. برای همین است كه هنگامی كه آنها از دنیا رفتند امپراتوریهای آنها هم منحل و یا تجزیه شد.”

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

رضاشاه، اولین پادشاه آخرین سلسله شاهنشاهی ایران شد كه ویژگیهای بنیانگذار یك سلسله را در خود داشت. این یك واقعیت تاریخی است كه تمامی پایه گذاران یك سلسله یا حكومتی نوین، افرادی بودند كه قدرت براندازی سلسله پیشین را داشتند و بی تردید این توانایی از خصلتهای فردی آنها برمی خواست و شرایط زمانی و سیاسی نیز به آن كمك می كرد. رضاخان اصلاً یك فرد نظامی بود كه اجداد او همگی در قشون دوره قاجار بودند”‌روحیه نظامی گری از همان ابتدا در وی رشد یافته بود، پدرش سرگرد عباسعلی خان فرمانده فوج سوادكوه بود كه چند ماه پس از تولد رضاخان درگذشت، پدربزرگ او سروان مراد علی خان نیز از نظامیانی بود كه در جنگ هرات در سال 1235 شمسی (1856 میلادی) كشته شد. او در سال 1279 شمسی در بریگارد قزاق وارد خدمت نظامی شد و در واحدی تحت فرماندهی عمویش سرتیپ نصرالله خان قرار گرفت، اگرچه او همه درجات خود را تحت فرماندهی افسران روسی دریافت كرد ولی از همان زمان مورد توجه انگلیسیها قرار گرفته بود.” ” در زمان نخست وزیز اش اصرار داشت كه نوجوانان هر چه بیشتر داخل نظام شوند و مخصوصاً به افسران سفارش می كرد كه فرزندان خود را به مدارس نظام بفرستند. تأثیرات این روحیه ارتشی را بعداً و در دوران سردار سپهی و پادشاهی و در تأسیس تشكیلات وسیع نظامی به خوبی مشاهده می كنیم. ” پس از پیوستن به بریگارد قزاق و به دلیل هوشمندی، قابلیت و قاطعیت در حصول به هدف، سلسله مراتب نظامی را به سرعت طی نمود. ” در مورد وی، شواهدی مبنی بر فعالیت وطن پرستی یا وفاداری به ناسیونالیسم قبل از سال 1300 شمسی وجود ندارد. در دیویزیون قزاق هم او را دسیسه گری می دانستند كه به هیچ یك از اصول پابند نبود.

او تا این سال فقط یك ماجراجوی نظامی بود. در سال 1300 شمسی تواناییهای او به عنوان یك رهبر در خارج از محافل نظامی ناشناخته بود. اما او شخصیتی پیچیده، مرموز و كاملاً شكل گرفته داشت كه با جاه طلبی بی رحمانه، اراده ی خشن و انعطاف ناپذیر كه مشخصه های یك پایه گذار دوره جدید است مشخص می شد” فون بلوخر سفیر وقت آلمان در ایران درباه وی می گوید:

او ساده می زیست ولی سخت گیری و توجه اش به مسایل نظامی منحصر به فرد بود. برای ارتش هر نوع كاری انجام داد و دشمن آنهایی بود كه با هزینه های سربازان جیب خود را پر می كردند … وی به شكلی غیر عادی نسبت به دیگر ایرانیان و همقطارانش قد بلند، راست و با توان بود. او همچنین تندخو، چابك،‌ رك و نیز صفات درنده خویی داشت.

رضاخان به خاطر دل و جرئت زیاد و قدرت تصمیم گیری معروف بود و بی تردید افسری بود كه سربازان در جنگهای ایلیاتی و عشیره ای داخلی به خوبی و رضایت كامل از وی اطاعت می كرده اند. چنانچه از نزدیكان وی گفته شده است و نیز مراسم و بازدیدها نوشته شده است از تملق و تعریف و دعا و ثنای بی مورد متنفر بود و اثری از خصوصیات انسانی نظیر بذله گویی، ترحم، دلسوزی و فداكاری و در قیافه او نشانه ای از شادابی، مهربانی و یا بشاشیت دیده نمی شد. چهره ای مشخص داشت كه هیچ وقت نمی خندید ولی خشونت و سبعیت از آن می بارید” ” و بیش از آنكه محبت دیگران را جلب كند، ترس و احترام را در آنها بر می انگیخت”. ” او از خرافات بیزار بود، ضمن اینكه در اجرای كارها به زمان بندی اعتقاد داشت و هر برنامه ای باید در زمان مقرر خاتمه می یافت” ” رضاخان به طور كلی در زندگی اش آدمی جدی، سخت گیر و كم حرف بود و چنین وانمود می كرد كه تنها حوصله برای صحبتهای كوتاه مدت دارد. شاید از چشم گیری ترین خصوصیات او قدرت در تصمیم گیری و جامه عمل پوشاندن به آن بود. برای همین است كه در زمان سلطنتش قدیمی ترین یاران خود، تیمورتاش وزیر دربار و سردار اسعد وزیر جنگ را از میان برداشت. و داور از برخورد خشمگینانه رضاخان خودكشی كرد. ” او شیوه ای داشت كه به خوبی از ترفندها و دسیسه های اطرافیانش آگاه می شد و علی رغم بی سوادی اش دارای قدرت نظامی فوق العاده بود كه بعدها ثابت كرد. او در جلب اعتماد افراد زیر دستش به خوبی موفق بود”.

رضاخان هنگامی كه وارد قزاقخانه شد جوانی بود كاملاً عامی و بیسواد كه مطلقاً مكتب و مدرسه ای ندیده بود. از تاریخ مملكت ایران و رویدادهای چندهزارساله آن بی خبر بود مگر آنچه را هنگام سربازی در قهوه خانه ها از نقالها شنیده بود. با این كیفیت نه می توانست بخواند و نه بنویسد ولی وقتی به درجه افسری رسید رفته رفته نزد همقطاران خو در موقع بیكاری به مرور مختصر خواندن را یاد گرفت. ” رضاشاه در اوایل سلطنت خویش برای جبران كمبود سواد و معلوماتش تا چندسال همه روزه عده ای را كه از هفت نفر تجاوز نمی كرد به قصر سلطنتی فرامی خواند تا آنها با بیان مطالب مختلف بر معلوماتش افزوده و از اوضاع و احوال تاریخ ایران آگاهی یابد. در حقیقت این هفت نفر سمت معلمین او را داشته كه هر یك به نوبه خود درسهایی به او می دادند.

اما نقش محمد علی فروغی ذكاء الملك در شكل گیری شخصیت رضاشاه غیر قابل كتمان است.

فروغی اندیشه پرداز سلطنت پهلوی بود كه در نطق خود در مراسم تاجگذاری رضاشاه وی را پادشاهی پاك زاد و ایران نژاد و وارث تاج و تخت كیان و ناجی ایران و احیاگر شاهنشاهی باستان خواند. حتی انتخاب نام پهلوی با تكیه بر احساسات ملی گرایانه نیز از ابتكارات فروغی بود تا فقط یك پهلوی در ایران وجود داشته باشد. از طرف دیگر وضعیت حاكمیت جهانی نیز در این روند بی تأثیر نبود. زمانی كه رضاشاه به حكومت رسید، استبداد فردی یك منش فراگیر، جهانی و در قالب نوین بود. دیكتاتورهایی از قبیل موسولینی، آتاتورك، پرایمود و ریوا، هورتی و هیتلر به قدرت رسیده بودند و یا در حال رسیدن به آن و می شود گفت كه ظهور یك مرد قدرتمند در پناه اندیشه های ملی و نژادی، یك نظریه برتر در جهان بود و نه تنها در ایران. بنابراین رضاشاه با خصلت نوین نظامی گری كه تمامی عوامل و شرایط زمانی، داخلی و خارجی در ایجاد و تقویت آن نقشی مهم داشتند به پادشاهی تبدیل شد كه فروغی دلایل تاریخی اش نامید و منش و قدرت و رفتار حاكمان و شاهان گذشته در لباسی تازه درآمد. ” با اِعمال حكومت استبدادی، اجرای برنامه های تجدد گرایانه با سهولت بیشتری انجام پذیرفت و رضاشاه به عنوان یك مصلح اجتماعی مطرح شد. با ترسیم ایدئولوژی شاهنشاهی سعی شد تا برای رضاشاه مقامی هم شأن خدا دست و پا گردد و تمامی تبلیغات در راستای ستایش و تمجید از او قرار گرفت.

بینش معماری و عمرانی

حلا با بیان و تفسیر این دیدگاهها به آن پرداخته می شود كه رضاشاه در نقش یك پادشاه و برای ایجاد تغییرات از چه ابزاری استفاده كرد و آیا معماری – كه موضوع اصلی نگارش است – توانست به عنوان موضوعی قدیمی، در موفقیت اندیشه های تازه او موثر باشد یا نه؟ در بررسی این مطلب نیز بهتر است – همچون دیدگاههای قبل – از گذشته آن شروع كرد. پوپ معماری را نمایش قدرت حاكمیت می داند و می نویسد كه “در سرزمین پهناور ایران باستان، كورش و داریوش نخستین و بزرگترین امپراتوری را به وجود آوردند كه در آن وحدت، وسعت، قدرت و منابع مالی از اركان اصلی آن بود در این راستا با ساختن كاخها و معابد به نمایش قدرت پرداختند اما مهم تر از همه اینها چیزی فراتر یعنی ارزشهای اخلاقی و معنوی بود و آنها نیز مدعی بودند تنها اهورامزدای بزرگ است كه این تواناییها را به ایشان بخشیده است، همان طور كه خود در كتیبه هایشان اظهار داشته اند. داریوش مستقیماً در ساخت بناها نقش داشته است چرا كه گفته است: من این كاخ را بنا كردم، زیورهای آن از جاهای دوردست ساخته شد، آنگاه سنگریزه در آن ریخته شد به طوری كه در یك سمت به بلندی 40 ارش و در سمت دیگر به بلندی 20 ارش رسید. كاخ را بر این سنگریزه ها بنا كردم… به لطف اهورامزدا، كاخی باشكوه در شوش بپا كردم، باشد تا اهورامزدا مرا و پدر مرا در برابر ناملایمات ایمن بدارد. ” حاكمان هر دوره ویژگیهای شخصی خود را – بر اساس قدرتی كه در پرده قانون، دین و قبیله داشتند در همه زمینه ها جاری می ساختند. معماری نیز از این قاعده جدا نبود، بلكه می توان چگونگی اندیشه یك دوران را در معماری آن و روحیات حاكمان و حاكمیت را از آثار به جا مانده از آنها دریافت. ” قابوس مرد خارق العاده ای بود كه حاكمیت اصلی او در گرگان بود. وی عالم و حامی علما،‌ شاعر و پشتیبان شعرا، خوش نویس، منجم، زبان شناس،‌ شطرنج باز، جنگاوری دلیر و در عین حال بدگمان بود و سرانجام به دست زیردستان خشمگین خود كشته شد. اما تمام خصوصیات وی را می توان به خوبی در طرح بنای آرامگاه او كه در زمان حیات او و به دستور خودش ساخته شد دید، بلندی زیاد و تنهایی همراه با غرور در تركیب ناب حجم ساده و شكل نیرومند آن نهفته است.

اما خاطرات و گفت و گوهای فراوانی كه در طی دو دهه و در باب موضوعهای مختلفی كه از رضاشاه ذكر شده است بخش بسیار ناچیز آن نقل حوادثی است كه ارتباط مستقیم او را با معماری و ساختمان سازی بیان می كند. اگر وی در ایجاد، تأسیس و افتتاح بسیاری از بناها و پروژه های ساختمانی كشور – به ویژه در تهران – حضور داشت و تصاویر و مدارك این نوسازیها و راه اندازیها كم نیستند اما كلام برخاسته از نگرش او چندان بیانگر شناخت آگاهانه از معماری نیست بلكه غالباً جنبه عمرانی داشته است. مهندس محسن فروغی (فرزند محمد علی فروغی – ذكاء الملك) از یك میهمانی و گفت و گو با رضاشاه چنین یاد می كند:

○… تو فروغی هستی؟ شنیده ام خوب تحصیل كرده ای … اما تجربه بیش از تحصیل اهمیت دارد. سعی كن با معمارباشیهای قدیمی كار كنی … از ساختمان شهرداری چه خبر داری؟

  • من در ساختمان شهربانی دخالتی ندارم

○… تو وظیفه داری به تمام ساختمانهای دولتی سركشی كنی و اگر اشكال در كار می بینی به من بگویی.

  • بی اطلاع نیستم ولی نگران هستم، چرا كه اخیراً ساختمانهای چند طبقه را باید با آجر و سیمان درست كرد در حالی كه در این ساختمان از خشت خام استفاده می شود.

○در عوض دیوارها را عریض گرفته ایم و در مصرف آهك هم صرفه جویی نمی شود. …

و فردای آن روز معمار ساختمان شهربانی كه چندی در روسیه روزگار گذرانیده بود نزد فروغی آمد و گفت امروز رضاشاه از ساختمان نیمه تمام شهربانی بازدید كرد و فرمود: مردیكه! چرا به من نگفتی ساختمن دو سه طبقه را با خشت خام نمی سازند. از همین حالا یك ردیف آجر و یك ردیف خشت مصرف كن. ضمناً در كارها با فروغی نیز مشورت كن.

به نظر می رسد متولیان ساخت و ساز نوین در اجرای طرحهای جدیدی كه برای بناهای اداری و حكومی می دادند الزاماً جلب رضایت رضاشاه را فراهم می كردند و وی را در جریان جزئیات آن می گذاشتند. این موضوع حتی برای شهرهایی غیر از تهران لازم بود به گونه ای كه دفتر امور املاك شاهنشاهی منعكس كننده نظریات رضاشاه بوده است. برخی از اسناد،‌ از جمله سند(شماره 5- الف) و (شماره 5- ب) نشان می دهد كه مجموعه بناهای اصلی یك شهر كه در حاشیه یك میدان ساخته می شد از نگاه و اندیشه مركزی در تهران متأثر بوده است. در این سند آمده است:

… نقشه میدان علی آباد را كه جدیداً تهیه و ارسال داشته بودید از نظر كیمیا اثر ملوكانه ارواحنا فداه گذشت مورد تصویب واقع و اجازه فرمودند بر طبق همین نقشه در دو زاویه ای كه با رنگ زرد علامت گذارده و تقاضای ایجاد بنا نموده بودید ساختمان بشود. ولی این كه در راپرت اشاره كرده بودید ساختمانهای واقع در میدان فوق العاده قشنگ و زیبا و شیك بنا خواهد شد فرموند مقصود از شیكی و قشنگی چیست. در فكر تزیینات و قشنگی نباشید زیرا تزیینات و نقاشی]![ زائد است و اگر هم سردار بیك بخواهد اقداماتی برای تزیینات بنماید مانع شوید. به عقیده من نظر و مقصود سردار بیك از تزیین، خرج تراشی است و منظورش بر روی اصل صدی فلان است كه از مخارج حق الزحمه بگیرد… سعی نمایید بناهای مزبوره با آجرتراشی قزاقی نظیر بهترین مغازه هایی كه در طهران ساخته شده خیلی مستحكم و بادوام و خوب ساخته شود…

رضاشاه علاوه بر اینكه با روحیه سودجویی زیردستان نظامی اش آشناست و صریحاً اعلام می دارد كه مقصود سردار بیك در احداث این ساختمانهای شیك و قشنگ، تزیینات فراوان و بیهوده و در نتیجه پورسانت بیشتر است با جلوگیری از آن، نظر خود را در علاقمندی به ساخت و ساز با آجر و تزیینات آجری نظیر بهترین مغازه های تهران الفقا می كند. این امر با طرح و نقشه قرارگیری ساختمانها در حول یك میدان كه منطبق با دیدگاه تمركزگرایانه اوست موافقت دارد.

همچنین سه سند دیگر نیز گویای این است كه رضاشاه برای نمای ساختمانها و جلوه ای كه باید در منظر شهر داشته باشد اهمیت قائل بوده و دست اندركاران نظر مستقیم او را جویا می شده اند. سند (شماره 6) در تاریخ 1315 در مورد ساختمان مهمانخانه (هتل) دربند تهران است:

… امر مقرر فرمودند ساختمان مهمانخانه باید نمایان و عظمت خود را نشان بدهد و خوش منظره هم باشد. با رعایت این نكات تعیین حدفاصل بین بنا و ساختمان ]خیابان[ منوط به نظر مهندس است.

گویا به جهت اهمیت بنا و نیز نزدیكی آن به مجموعه كاخهای سعدآباد ( محل استقرار رضاشاه) لازم بوده است كه نظر وی مشخص گردد. در اینجا نیز رضاشاه ویژگیهای نمایان بودن و عظمت داشتن بنا را متذكر می گردد. مورد دیگر سند (شماره 7) است كه مستقیماً نظر خود را مورد چهارنمای ساختمان تماشاخانه تهران كه بایستی با سنگ تراورتن و تلو ساخته شود اظهار داشته است:

… حسب الامر مقرر است نمای تماشاخانه طهران سمت شرقی در امتداد خیابان فردوسی با سنگ تراورتین ساخته و سه سمت دیگر آن با سنگ تلو ساخته شود…

در سالهای پایانی حكومت رضاشاه(1319) دستورالعمل موكد وی مبنی بر عدم استفاده از سنگ مرمر در ساختمانها – اعم از دولتی و غیر دولتی- جالب توجه است. در این سند در ابلاغ محرمانه و فوری وزارت كشور به شهرداری تهران آمده است:

به فرمان مطاع مبارك اعلیحضرت همایون شاهنشاهی ابلاغ می شود به كار بردن سنگ مرمر در ابنیه دولتی و غیره به كلی ممنوع است فقط ممكن است سنگ مرمر برای ساختن مبل و قوطی سیگار و پایه چراغ مورد استفاده عموم قرار گیرد در این صورت هر كس بخواهد سنگ مرمر برای ساختمان عمارت به كار برد باید جلوگیری شود. به كار بردن سنگ مرمر در كاخ شاهنشاهی دلیل این نیست كه سایرین هم تأسی نمایند و باید كمال مراقبت شود كه در هیچ عمارت دولتی و شخصی سنگ مرمر به كار برده نشود…

در مجموعه اسنادی كه ذكر شد نظر مستقیم رضاشاه را در مورد نمای ابنیه مهم و تنوع استفاده مصالح كه گاه آجر قرمز قزاقی و گاه سنگ تراورتن و یا تلو و نیز تأكید بر استفاده یا عدم استفاده از مواد و مصالح معین نظیر سیمان یا سنگ مرمر بیان می كند.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment