پیامدهای استرس پایان نامه درباره مزاح و شوخ طبعی

دانلود پایان نامه

.

الف- عوامل زیستی:

تعدادی عوامل زیستی وجود دارند كه از طریق ژنها به نسل بعد منتقل می شوند، مثلاً افسردگی مادران قابل انتقال به فرزندانشان می باشد. تعدادی عوامل زیستی نیز وجود دارند كه بر كاركرد سیستم عصبی مركزی اثر گذاشته و سلامت روانی فرد را بر هم می زنند، مثلاً اختلال در ترشح غده تیروئید بر مغز اثر می كند و موجب كم طاقتی و عصبانیت فرد می شود.

ب- عوامل عاطفی و روانی:

انتظارات و ذهنیات منفی ما، عامل اصلی مشكلات روانی ما می باشند، عواملی، مانند فشار روانی مستمر، فضاهای عاطفی سرد، جدایی، تبعیض و بی محبتی موجب افسردگی، وسواس، بی خوابی، بی قراری و اضطراب در افراد می شود.

ج- عوامل اجتماعی:

خانواده و اجتماع در تأمین سلامت روانی افراد نقش مؤثری دارند. كمبودهایی در زمینه مسكن، تغذیه و برخورداری از رفاهی نسبی، همه و همه بر سلامت روانی انسانها اثر دارند.

  • رابطة بین استرس، كنار آمدن و سلامتی

تعریف استرس دشوار است. نظریه پردازان مختلف این اصطلاح را به شیوه های متفاوتی به كار برده اند. یكی از شیوه های رایج تعریف استرس در نظر گرفتن آن به عنوان محرك است. توماس هولمز (1979) استرس را واقعة محركی كه لازم است فرد با آن سازگار شود، تعریف كرد. بنابراین، استرس به عنوان یك محرك، هر موقعیتی است كه درخواستهای غیرمعمول و فوق العاده داشته و نیازمند تغییر در الگوی زندگی جاری فرد باشد (هولمز و راهه، 1967). موارد استرس به عنوان یك «محرك» شامل امتحان، بلایای طبیعی، شغلهای خاطره آمیز و جدایی زناشویی است. این وقایع استرس زا هستند، چون فرد را ملزم به انجام رفتارهای سازگارانه برای كنار آمدن با درخواستهای محیطی تحمیل شده می كنند و چون سلامتی فرد توسط پیشامدهای محیطی تهدید شده است، چون سازگاری با چنین وقایعی دشوار و بالقوه خطرناك است، مردم دچار استرس می شوند. استرس به شكل دیگر می تواند به صورت یك پاسخ فیزیولوژیكی در نظر گرفته شود (سلیه، 1976)، طبق نظر سلیه فیزیولوژیك الگوی نامتمایز فعالیت فیزیولوژیكی ذاتاً ناگوار است، زیرا تند شدن ضربان قلب، تند شدن تنفس و افزایش تنش عضلانی، كاركرد تعادل حیاتی را مختل می سازد. طبق نظر سلیه، هرگاه شخصی برای مدتی نسبی طولانی انگیختگی فیزیولوژیكی را تجربه كند (مثل بیمار تب دار)، بدن دچار استرس می شود. پژوهشگران دیگر می گویند: واكنش استرس نه تنها تغییرات فیزیولوژیكی، بلكه اختلال واكنشهای رفتاری، حركتی مثل لرزش است، اختلالهای گفتار، آشفتگی هیجانی (مثل اضطراب) و بدكاری شناختی (مثل اختلال حافظه) را نیز شامل می گردد (لازاروس، 1966).

زیاد مهم نیست كه چه موقعیتی موجب واكنش فیزیولوژیكی می شود، بلكه شدت، حدت و ناپایداری واكنش فیزیولوژیكی بعدی با اهمیت است. اخیراً گرایش این است كه استرس را نه بعنوان واقعه محرك و نه پاسخ فیزیولوژیكی، بلكه به عنوان یك فرایند تعریف كنند، لازاروس و فراكمن (1984) مخالف مفهوم استرس به عنوان محرك هستند، زیرا مردم در واكنشهایشان به استرس زاهای بالقوه، كاملاً با هم فرق دارند، دو نفر موقعیت بالقوه استرس زای یكسان را به خاطر این كه از نظر عوامل فردی مثل ادراك، یادگیری، حافظه و قضاوت با یكدیگر فرق دارند به صورت متفاوت تجربه می كنند. چون مردم به محركهای یكسان به صورت متفاوت واكنش می دهند، پس باید استرس را چیزی بیش از یك محرك در نظر گرفت. لازاروس و فراكمن مخالف در نظر گرفتن استرس به عنوان پاسخ فیزیولوژیكی نیز هستند. بسیاری از وقایع زندگی، نظیر ورزش و عاشق شدن، به تشدید فعالیت دستگاه عصبی خودمختار می انجامد، ولی شخص ورزش و عشق را به صورت یك «استرس زا» تجربه نمی كند. دونده و عاشق برانگیخته شده مستعدند كه از نظر جسمانی و روانی نشاط كنند حتی اگر شدیداً احساس استرس كنند. چون یك پاسخ فیزیولوژیكی یكسان می تواند در یك زمینه مثبت و در زمینه ای دیگر منفی تعبیر شود، پس استرس را باید چیزی بیش از یك پاسخ فیزیولوژیكی دانست. لازاروس و همكارانش تأكید زیادی بر فرایندهای شناختی دارند كه بین شرایط محیطی و واكنش پذیری فیزیولوژیكی میانجی می شوند كه این شرایط در نهایت آنها را تولید می كند. از این دید مهم ترین متغیرها، وقایع محرك دشوار و پاسخ های فیزیولوژیكی فزونكار نیستند، بلكه متغیرهای مهم آنهایی هستند كه درون فعالیت ذهنی فرد قرار دارند. اهمیت بحث دربارة نظریه استرس لازاروس به عنوان یك فرایند، تأكید بر این واقعیت است كه بین رویارویی با یك استرس زای بالقوه و واكنشهای نهایی شخص به آن، فعالیت شناختی بسیار زیادی میانجی می شوند. طبق نظر لازاروس، ماهیت استرس تغییر و فرایند است، و بیشتر رویارویی های استرس زا از طریق فرایندی سه مرحله ای صورت می گیرد.

اولین مرحله، مرحله پیش بینی است، در ابتدا فرد باید برای وقایع استرس زا آماده شود و فكر كند به چیزی شبیه است و چه پیامدهایی ممكن است به همراه داشته باشد. هنگامی كه استرس زا وارد می شود، شخص می كوشد با آن كنار آید، این مرحلة انتظار است. مرحلة انتظار، شامل زمانی می شود كه فرد منتظر است كه آیا پاسخ های كنار آمدن وی شایستگی لازم را دارد یا نه. بالاخره مرحلة پیامد است، مرحلة پیامد، شامل رو به رو شدن شخص و واكنشهای وی به پیامد موفق یا ناموفق پاسخ كنار آمدنش است (ریو، 1995).

پیامدهای استرس

وقتی واقعة استرس زا وجود ندارد، حالت هیجانی، تفكر و فیزیولوژی ما در سطح بهنجار و متعادل است. از طرف دیگر استرس حالت هیجانی را آشفته ساخته، به فعالیت شناختی آسیب می رساند و تعادل حیاتی بدن را مختل می كند. پس اختلالهای بالقوة استرس زا شامل اختلالهای هیجانی، شناختی و فیزیولوژیكی هستند (ریو، 1995).

اختلال هیجانی

اختلال هیجانی به صورت احساس اضطراب، زودرنجی، خشم و افسردگی و گناه است. به نظر می رسد كه اضطراب و افسردگی شایع ترین اختلال هیجانی باشند، به طوری كه اضطراب به صورت هیجان انتظاری و افسردگی به صورت هیجان بعد از كنار آمدن رخ می دهد. زیكا [1] و چمبرلین [2] (1987) از تعداد زیادی دانشجوی پاره وقت خواستند تا یك مقیاس گرفتاری را برای اعلام فراوانی و شدت گرفتاریهای روزانه شان كه ناشی از كار، خانواده، وضعیت مالی و سلامتی است پر كنند. پژوهشگران به دنبال اثرات گرفتاریهای روزانه بر سلامت هیجانی دانشجویان بودند. دانشجویانی كه گرفتاریهای روزانة زیاد و شدیدی داشتند مراتب اضطراب، ناكامی و افسردگی بیشتری را گزارش كردند. اثر هیجانی مخرب گرفتاریها بستگی به ویژگیهای شخصیت نداشت و در زنان و مردان هر دو صدق می كرد. ظاهراً یكی از پیامدهای مخرب استرس زاهای بالقوه، اضطراب، ناكامی، افسردگی و آشفتگی های هیجانی است.

اختلال شناختی

استرس علاوه بر این كه بر تهییج پذیری تأثیر دارد، اختلال شناختی را نیز تولید می كند تحت استرس، الگوی تفكر شخص اغلب آشفته است. برخی اوقات، حافظه فراموش كار می شود و تمركز آسیب می بیند. در مجموع استرس توان افزودن عناصر نگرانی و خودسنجی منفی را به الگوی تفكر ما كه معمولاً سازمان یافته است، دارد. یك توجیه برای این كه استرس چگونه كاركرد شناختی را آشفته می سازد این است كه تمركز توجه فرد را محدود می كند.

زمانی كه استرس افزایش می یابد توجه ما به درخواستهای تكلیف كاهش می یابد، در حالی كه، توجه ما به خودمان و به جنبه های نامربوط تكلیف در محیطمان افزایش می یابد، مثلاً افكار شكست، نگرانی و تردید، ذهن شخص را اشغال می كنند و با افكار مربوط به عملكرد تكلیف در تعارض قرار می گیرند، مثلاً بامیستر [3] (1984) متوجه شد كه ورزشكاران اغلب تحت فشار (تحت استرس) خفه می شوند، زیرا بیش از اندازه خودآگاه شده و از عملكردشان منحرف شده اند. دومین توجیه برای این كه چگونه استرس به كاركرد شناختی آسیب می رساند این است كه كیفیت تصمیم گیری شخص را تحت تأثیر قرار می دهد. تصمیم گیری منطقی، جستجوی فعال اطلاعات مربوط به تصمیم گیری را درگیر می سازد. یعنی جذب و درك بی طرفانة آن دانش و ارزیابی دقیق تمام چاره های دیگر. ولی تحت استرس تصمیم گیرندگان، اطلاعات مربوط را به صورت ناقص سازماندهی می كنند، زمان كافی برای بررسی چاره های دیگر مصرف نمی كنند و قبل از بررسی تمام چاره های دیگر تصمیم گیری می كنند (كینان، 1987).

50- Zika

51- Chamberlain

52- Baumeister

برای دانلود متن کامل پایان نامه های کارشناسی ارشد رشته روانشناسی (همه گرایش ها) می توانید اینجا کلیک کنید

دانلود رایگان پایان نامه درباره مزاح و شوخ طبعی

منبع : سایت علم یار (قسمت پایان نامه های روانشناسی) 

و سایت پایان بیست (قسمت پایان نامه های روانشناسی)

Leave a comment