۸-۳- شهادت سعادت بزرگ اهل‌بیت (علیهم السلام):
ابن‌تیمیه در آثار متعدد خود به واقعه عاشورا و اکرام الهی سید الشهدا به‌واسطه شهادت و بزرگ بودن مصیبت کربلا در اسلام و توصیف قتله به اشقیای فاجر، تصریح می‌کند.
او بعد از اشاره به واقعه عاشورای سال ۶۱ یاد آوری مصیبت امام حسین (علیه السلام) را باعث اجر می‌داند:
روز عاشورا خداوند نوه رسولش و یکی از دو سرور جوانان اهل بهشت را تکریم کرد و کسانی که او را کشتند اشقیای فاجر بودند و این واقعه از بزرگترین مصیبتهایی است که در اسلام اتفاق افتاد و امام احمد و دیگران از فاطمه دختر حسین که شاهد شهادت پدرش بود از قول پدرش و او از جدش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل کرد که حضرت فرمود: «اگر کسی مصیبت فردی را به یاد آورد و در پیش خود کلمه استرجاع جاری کند اجر مصیبت زده را می‌برد». [۵۱۳]
با ‌این بیان ابن‌تیمیه با وجود سلفی بودن و مخالفت با هر نوع نکو داشت و عزاداری نسبت به درگذشتگان، با ذکر مصائب اهل‌بیت (علیهم السلام) در کربلا مردم را به یاد آوری ‌این مصیبت بزرگ و مشارکت در اجر شهدای کربلا ترغیب می‌کند.
در کتاب مجموع فتاوی ابن تیمیه ضمن توصیف واقعه عاشورای حسینی به مصیبتی عظیم در اسلام که حضرت با شهادت مورد اکرام و قاتلین و کمک کنندگان به آنها و کسانی که راضی به‌این فعل شنیع شدند، خوار و خفیف گردیدند، معتقد است:
خداوند حسین را در ‌این روز با شهادت تکریم کرد و قاتلین و کمک کنندگان و راضی شوندگان به‌این فاجعه را خوار نمود و حسین الگوی نیک از شهدای قبل از خود دارد. او و برادرش سرور جوانان اهل بهشتند و در دوره عزت اسلامی ‌پرورش یافتند و البته همانند اهل‌بیت خود به فیض هجرت و جهاد و اذیت در راه خدا نایل نشدند لذا خداوند برای تکمیل کرامت و ارتقای رتبه آن دو شهادت را نصیب نمود و کشته شدن حسین مصیبتی بزرگ بود[۵۱۴]
مظلومیت امام حسین (علیه السلام) در منازعه با امویان و شهادت مظلومانه اش و ظالم و متعدی بودن قاتلینش در تمام نوشته‌های ابن‌تیمیه مورد تصریح است و او‌ این عقیده را به تمام اهل‌سنت‌ نسبت می‌دهد: «اهل‌سنت‌ می‌گویند: حسین مظلومانه به شهادت رسید و کسانی که او را کشتند ظالم و تجاوز کار بودند». [۵۱۵] ابن‌تیمیه مصیبت ناشی از شهادت مظلومانه امام حسین (علیه السلام) را عصیان خدا تلقی می‌کند که در آن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نافرمانی شده است و ‌این فاجعه مصیبت امت اسلامی‌ است. او شهادت امام علی(علیه السلام) را هم مصیبت بزرگ و گناهی عظیم تلقی می‌کند.
تردیدی نیست که حسین مظلومانه به‌شهادت رسید و قتل او همانند مظلومین دیگر از شهدا است و کشتن او و کمک و راضی شدن به آن، نافرمانی خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود.‌این شهادت مصیبتی بود که مسلمین گرفتار آن شدند و این مصیبت در حق حسین شهادت و ارتقا درجه و علو منزلت بود و او و برادرش مشمول رحمت خاص الهی شدند که در ابتلای اوایل اسلام همانند اهل‌بیت خود به آن نرسیده بودند. آن دو در دوره عزت و امنیت اسلامی ‌پرورش یافتند. یکی از آن دو با سم و دیگری با شمشیر کشته شد تا به منازل رستگاران و لذت شهدا برسند. . . همچنین کشته شدن علی گناه و معصیتی عظیم بود. [۵۱۶]
از زمان رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) در ادبیات و فرهنگ اهل‌بیت (علیهم السلام) شهادت امام حسین (علیه السلام) پروژه‌ای الهی معرفی شده است و مکرر خبرآن اعلام و حتی بر آن گریه صورت می‌گرفت. ابن‌تیمیه به‌این روند تصریح می‌کند:
شیعه و سنی نقل کرده‌اند وقتی علی به کربلا رسید خطاب به حسین فرمود: (صبرا یا ابا عبدالله صبرا یا ابا عبدالله)‌این پیشگویی به‌واسطه علم علی به قتل حسین بود قبل از زمانی که حسین در کربلا حاضر شود و قومی‌خواستار قتل او شوند[۵۱۷]
در عبارت فوق هم به شهادت مظلومانه حضرت سید الشهدا (علیه السلام) و هم به علم غیب امام علی (علیه السلام) که اصل شهادت و مکان آن را تعیین فرمودند، اشاره شده است.
۹-۳- افضلیت در امت:
با توجه کلمات منقول از پیامبر (صلی الله علیه و آله) در تفضیل امت بر امم دیگر و تفضیل قریش بر امت و برتری دادن بنی‌هاشم بر قریش[۵۱۸] و افضلیت امام علی (علیه السلام) در بنی‌هاشم، برتری‌ ایشان بر تمام امت پیامبر(صلی الله علیه و آله) اثبات می‌شود.
هر چند ابن‌تیمیه بر ‌این نکته تصریح نمی‌کند اما با توجه به مطلب ذیل، استظهار فوق نتیجه قهری آن است. «در ‌اینکه علی از اهل‌بیت است در بین مسلمین اختلافی نیست بلکه او با فضیلترین اهل‌بیت و بنی‌هاشم بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) است». [۵۱۹]
او در منهاج السنه می‌نویسد: «علی کسی است که خداوند او را بر دیگران ترجیح داد و به‌خاطر سوابق پسندیده و فضایل متعددش شرافت بخشید». [۵۲۰]
ابن‌تیمیه در جایی دیگر می‌نویسد: «در خبر قطعی است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به علی فرمود: انت منی و انا منک». [۵۲۱]
در ترجیح علی (علیه السلام) بر مخالفین و حقانیت حضرت از منظر عموم اهل‌سنت ‌با قاطعیت ‌اینگونه اظهار نظر می‌کند:
عموم اهل‌سنت‌ اتفاق نظر دارند که علی از طلحه و زبیر برتر است، معاویه و دیگران که جای خود دارند و معتقدند وقتی مسلمانان در مورد خلافتش دچار اختلاف شدند گروهی با او به جنگ پرداختند و گروهی نیز همراه او جنگیدند، او و اصحابش طبق نقل خبر قطعی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) به‌حق نزدیکتر از مخالفینش بودند.[۵۲۲]
او می‌نویسد:
اهل‌سنت‌ اتفاق دارند که علی قدر و منزلت بلندی دارد و به‌امامت و پیشوایی استحقاق بیشتری دارد و در پیش خدا و رسولش (صلی الله علیه و آله) و مومنین با فضیلتر از معاویه و پدرش و برادرش است که از او با فضل تر بود و علی افضل از کسانی است که از معاویه افضل بودند[۵۲۳]
در مقایسه‌ای معنی دار بین امام علی (علیه السلام) و قادحین حضرت اعلام نظر می‌کند: «علی از تمام ‌این جماعت با فضیلتر بود و غیر از سه خلیفه کسی مقدم بر او نیست». [۵۲۴]
آنگاه در وجوب موالات علی (علیه السلام) نتیجه نهایی را می‌گیرد: «اهل‌سنت ‌‌ایمان علی و واجب بودن دوستی او را ثابت کرده‌اند». [۵۲۵]
در مقابل جریان مخالفین حربی، از امیرالمومنین علی (علیه السلام) با تعبیر «ائمه العدل مثل علی بن ابی طالب» یاد می‌کند. [۵۲۶]
در حقانیت علی (علیه السلام) به حکومت نسبت به مخالفین از جمله معاویه قاطعانه اظهار می‌دارد: «ان علیا افضل و احق بالامر منه». [۵۲۷]
او در جایی ضمن رد قادحین امام علی (علیه السلام) از حضرت با عنوان: « ان علیا کان خلیفه راشدا مهدیا»[۵۲۸] و «الصادق البار»[۵۲۹] یاد می‌کند.
ابن‌تیمیه در برابر جریان عثمانی در خصوص سب علی (علیه السلام) به‌صورت صریح موضع مخالف می‌گیرد و این را موضع تمام فرقه‌های اهل‌سنت‌ معرفی می‌کند: «گروهی از پیروان عثمان به‌صورت آشکار بر منابر و دیگر اماکن علی را دشنام می‌دادند و تمام طوایف اهل‌سنت ‌‌این عمل را مردود می‌دانند». [۵۳۰] از جمله فوق می‌توان نتیجه گرفت که جریان افراطی عثمانی در این مورد از عنوان اهل‌سنت ‌خارج می‌شوند.
در توصیف مخالفین تکفیری و شکاکان در عدالت علی (علیه السلام) و خصومت ورزان حضرت از عنوان ناصبی و بدعت گذار و گمراه استفاده می‌کند که مروانیان عثمانی مسلک در میان آنان است: «ناصبی‌ها از گروه خوارج و دیگران کسانی هستند که علی را کافر و فاسق می‌دانند یا همانند گروهی از معتزله و مروانیه و دیگران در عدالت او شک می‌ورزند»[۵۳۱] و در تعریف ناصبی می‌نویسد: «ناصبی کسی است که به‌صورت ویژه به علی‌ایراد می‌گیرد». [۵۳۲]
او سپس در یک نتیجه گیری مخالفین خارجی و مروانی را گمراه بدعت گذار می‌نامد. [۵۳۳]
اینگونه موضع‌گیری شاهدی روشن برای تبرئه ابن‌تیمیه از اتهام تنقیصی و عثمانی زدگی است و در عین حال حجتی بر مواضع ابن‌تیمیه در خصوص تبرئه مخالفین از اصحاب جمل و صفین و جدایی آنها از مارقین خوارج است. زیرا مروانیان و امویان و سران جمل و صفین در عدالت امام شک کردند و او را به نادیده گرفتن خون عثمان و عدم مجازات قاتلین متهم کردند که با بیان بالا ناصبی محسوب می‌شوند و مواضع آنان همانند خوارج ناحق است.
ابن‌تیمیه در تمجید از امیرالمومنین علی (علیه السلام) مطالب جالب نظری را بیان می‌کند که حاکی از نگاه اجلالی او به امام علی (علیه السلام) به‌عنوان عضو ارشد اهل‌بیت (علیهم السلام) است: «خداوند دارای شمشیرهای متعددی است و علی از بزرگترین آنها بود». [۵۳۴]
آنگاه‌ این ویژگی را برای بیان منزلت جامع و چند بعدی علی (علیه السلام) کافی نمی‌داند:
علی در علم، بیان، دیانت،‌ایمان و سابقه در اسلام چنان برجسته است که او را بزرگتر از آن قرار می‌دهد که فضیلتش شمشیری از شمشیرهای خدا بودن باشد زیرا خاصیت شمشیر در این است که در جنگ موثر است، جنگیدن یکی از فضایل علی است[۵۳۵]
ابن‌تیمیه علی (علیه السلام) را به‌خصلتهای ممتازی مانند علم و دیانت و‌ایمان و جهاد و سابقه در اسلام و شجاعت، از بزرگان سابقین توصیف می‌کند که با ادبیات تنقیص سازگاری ندارد و تاییدی بر نگاه اجلالی وی به اهل‌بیت (علیهم السلام) است. او در فقره‌ای دیگر می‌نویسد:
تردیدی نیست که علی از شجاعان صحابه بود و خداوند به‌وسیله جهاد او اسلام را یاری کرد و از بزرگان سابقین اول اسلام از مهاجرین و انصار و از ساداتی بود که به خدا و روز جزا ‌ایمان آورد و در راه خدا جهاد کرد و از جمله کسانی است که عده‌ای از کفار با شمشیرش به هلاکت رسیدند. [۵۳۶]
سابقین از مهاجرین و انصار ماخوذ از ادبیات قرآنی است و نشانه منزلتی است که با هیچ فضیلتی قابل قیاس نیست.[۵۳۷]
در بی اعتنایی امام علی (علیه السلام) به دنیا و جاذبه‌های زود گذر آن می‌نویسد: «تردیدی در زهد مالی علی وجود ندارد». [۵۳۸]

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است