بعد از قتل عثمان علی (علیه السلام) می‌فرماید: «کسی را غیر خودم مناسب خلافت نیافتم و من محق به آن بودم و به همین دلیل آن را پذیرفتم». [۲۴۴]
این حدیث ناظر به خلافت در مقام چهارم از خلفای راشدین است و مورد پذیرش همه اهل‌سنت ‌می‌باشد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) خطاب به عمو زادگانش فرمود: «کدامتان می‌خواهد ولی من در دنیا و آخرت باشد»؟
کسی جز علی پاسخ مثبت نداد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) خطاب به‌ایشان فرمود: «تو ولی من در دنیا و آخرت خواهی بود». [۲۴۵]
دوستی پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای همه اقوام و پسر عموها حاصل بود زیرا شخصیتی بارز و مهربان داشت. پس ولایت در حدیث حاکی از مقامی‌ فراتر است از دوستی است.
روایتی از عایشه با‌ این مضمون نقل شده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگی علی (علیه السلام) را در مدینه به‌جای خود گماشت و این امر موجب حزن و گریه ‌ایشان شد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: نمی‌خواهی نسبت به من منزلتی همانند ‌هارون به موسی جز مقام نبوت داشته باشی؟[۲۴۶] مفاد روایت در فقرات دیگر المسند با عبارتهای گوناگون نقل شده است. [۲۴۷]
مفاد حدیث منزلت در صحاح سته، معتبر ترین منابع حدیثی اهل‌سنت‌ نقل شده است. [۲۴۸] طبق‌آیات قرآنی[۲۴۹] هارون (علیه السلام) شریک موسی (علیه السلام) در رسالت، جانشین، وزیر و پشتیبان او بود و با تنظیر، موقعیتهای مذکور برای حضرت علی (علیه السلام) نسبت به پیامبر (صلی الله علیه و آله) ثابت می‌شود. در پایان ‌‌این بخش اشاره به مطلبی از ابن‌حنبل دارای اهمیت بسیار است و آن‌ اینکه لقب امیرالمومنین در زمان عثمان به علی (علیه السلام) اطلاق می‌شد. [۲۵۰]
این لقب در زمان خلفای راشدین به کسی اطلاق می‌شد که متصدی امارت مومنین بود.‌این امر می‌تواند ناشی از سرخوردگی مردم از وضعیت موجود و اقبال عمومی‌ به‌امارت علی (علیه السلام) باشد. همچنین می‌تواند تعریضی بر امارت عثمان باشد که امیرالمومنین واقعی کسی است که در ظاهر از امور حکومت و امارت کنار گذاشته شده است.
۵- مرجعیت علمی:
یکی از راه‌های اثبات نگاه تثبیتی و اجلالی احمد بن حنبل نسبت به صحابه در خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) کمیت و کیفیت روایت‌های منقول است. در ‌این خصوص حجم و کیفیت روایتهای منقول از علی (علیه السلام) نسبت به سه خلیفه اول بسیار متفاوت است.
در مستند علی بن ابی طالب ۸۱۹ روایت نقل شده است، در حالی که مجموع روایت منقول از مسند سه خلیفه بیشتر از ۵۶۱ روایت نیست. طبق اعتقاد اهل‌سنت‌‌ این چهار نفر از ابتدای دعوت اسلام،‌ایمان آورده و به‌دلیل صحابه بودن و قرابت فامیلی با پیامبر (صلی الله علیه و آله)، تا پایان‌ عمر ملازم آن حضرت بودند. تلقی علمی ‌امام علی (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله) طبق نقل کتاب المسند بسیار بیشتر از مجموع آنها بوده است به‌نحوی که اگر مجموع روایتهای مسند منقول سه نفر را از مسند امام علی (علیه السلام) کسر نماییم باز هم مسند امام علی (علیه السلام) حاوی ۲۵۸ روایت بیشتر است.[۲۵۱]
احادیث منقول در مسند علی ابن ابی طالب (علیه السلام) متنوع و متکثر است و در تمام حوزه‌های معرفت دینی مرسوم آن زمان اعم از احکام و اخلاق و عقاید حاوی مطالب مهمی ‌است.
رفتار خلفای راشدین برای اهل‌سنت‌ رفتار معیار محسوب می‌شود. طبق نقل احمد بن ‌حنبل عثمان بن‌ عفان خلیفه سوم وقتی در جمع سخن می‌گفت از حضور امام علی (علیه السلام) مطمئن می‌شد.‌این عمل خلیفه مبین مقام منیع علمی ‌حضرت علی (علیه السلام) است. چون او می‌خواست در صورت لزوم، مطالبش به‌وسیله علی (علیه السلام) تصحیح شود و سکوت و تقریر حضرت را دلیل بر صحت مطالبش می‌دانست. به‌این دلیل در روایت نقل شده است که عثمان قبل از سخن گفتن از حضور علی بن‌ ابی طالب (علیه السلام) اطمینان حاصل می‌کرد. [۲۵۲]
عبدالله بن‌ شفیق راوی مطلبی در مورد اختلاف علی (علیه السلام) و عثمان در مورد متعه است. طبق روایت، عثمان از آن نهی و علی (علیه السلام) به‌جواز آن فتوی می‌داد. علی (علیه السلام) به سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله) استناد می‌کند و عثمان ضمن تایید مطلب علت منع را ترس از مردم بیان می‌کند. [۲۵۳] روایت دیگری در المسند حاوی مضمون فوق است. در مقابل پرسش عثمان در مورد جواز متعه علی (علیه السلام) با قاطعیت پاسخ می‌دهد: «سنت‌ پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به‌خاطر حرف کسی رها نمی‌کنم». [۲۵۴] عثمان از تمتع عمره منع و علی (علیه السلام) آن را انجام می‌داد و به عثمان استدلال می‌کرد که پیامبر(صلی الله علیه و آله) آن را انجام می‌داد شما چرا منع می‌کنید؟ راوی می‌گوید جواب عثمان را متوجه نشدم. [۲۵۵] متوجه نشدن جواب عثمان توسط راوی، می‌تواند ناشی از قابل اعتنا نبودن مطلب یا پا‌سخ غیر قویم ‌ایشان در ترک سنت‌ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در برابر سوال جدی امام علی (علیه السلام) باشد.
در این روایتها وفاداری امام علی (علیه السلام) به سنت‌ رسول الله (صلی الله علیه و آله) در یک مقایسه ناخواسته در مقابل اجتهاد بی‌ضابطه برخی صحابه مورد تایید قرار گرفته است. ناتوانی خلیفه از توجیه اجتهاد مودی به تعطیلی سنت ‌از مطاوی روایتهای مذکور کاملا مشهود است.
ابو وائل می‌گوید به عبد الرحمن بن عوف گفتم چه شد که با عثمان بیعت کردید ولی علی را کنار گذاشتید؟ در پاسخ گفت گناه من چیست؟ بیعت را به‌شرط عمل به کتاب خدا و سنت‌ رسول الله و سیره ابوبکر و عمر با علی شروع کردم ولی او شرط آخر را نپذیرفت و گفت به آنچه توان دارم عمل می‌کنم. اما عثمان شرایط مذکور را پذیرفت. [۲۵۶]
ابو جحیفه می‌گوید از علی (علیه السلام) سوال کردیم ‌آیا بعد از قرآن چیزی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در نزد شما هست؟ فرمود: «خیر مگر فهمی ‌که خدا از قرآن یا صحیفه به ما داده است. گفتم صحیفه چیست؟ فرمود عقل». [۲۵۷]
در دو روایت مذکور تبعیت از کتاب قویم الهی و سنت‌ نبوی (صلی الله علیه و آله) و استقلال رای امام علی (علیه السلام) و تاکید بر روش علمی ‌خود و به‌کارگیری عقل مورد توجه است.
وجود صحیفه در نزد ائمه اهل‌بیت (علیهم السلام) در روایتهای دیگر المسند مورد تایید قرار گرفته است. [۲۵۸] وجود صحیفه در خاندان اهل‌بیت (علیهم السلام) در کنار قرآن به‌عنوان مفسر آن نشان دهنده دستمایه بزرگ علمی ‌است که منحصرا در اختیار حضرت علی (علیه السلام) و فرزندان او است.
در تایید مرجعیت علمی‌ امام علی (علیه السلام)، المسند حاوی روایتهایی است که ناظر به رجوع صحابه در مسائل شرعی به علی (علیه السلام) است.
شریح بن‌ هانی می‌گوید در مورد مسح از روی کفش از عائشه سئوال کردم مرا به علی ارجاع داد و گفت او با پیامبر (صلی الله علیه و آله) زیاد مسافرت می‌کرد. [۲۵۹]
در روایتی دیگر عائشه می‌گوید ‌این سوال را از علی بپرس که ملازم پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود.[۲۶۰]و در جایی تصریح می‌کند مسئله را از علی سوال کن که عالمتر از من است. [۲۶۱]
ارجاع عائشه در موضوعات شرعی به امام علی (علیه السلام) و تصریح به اعلمیت حضرت در ‌این زمینه با توجه به تلقی اهل‌سنت‌ از عائشه به‌عنوان محدثه و راوی، جایگاه و مرجعیت علمی ‌حضرت را نشان می‌دهد.
در خصوص قضاوت علی (علیه السلام) در مورد قرعه کشی و وطی یک زن به‌وسیله سه نفر از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سوال شد فرمود: «بیشتر از آنچه علی گفت مطلبی برای بیان ندارم». [۲۶۲]
مطابق روایتهای منقول ابن‌حنبل، قضاوت علی (علیه السلام) با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مورد دیه تطابق دارد. [۲۶۳]
انطباق قضاوت امام علی (علیه السلام) با قول پیامبر (صلی الله علیه و آله) و تصریح حضرت به صحت آن در دو روایت از نشانه‌های وثوق و استناد به علم امام علی (علیه السلام) است.
عمر در مورد رهایی زن از رجم توسط علی (علیه السلام) گفت: «علی‌این اقدام را از روی علم و دانش انجام داده است». [۲۶۴]
خلیفه دوم به‌روشنی به علم و جایگاه قابل اعتماد امام علی (علیه السلام) در عرصه قضاوت شرعی، اشاره کرده است.
مطرب بن ‌الشغیر می‌گوید با عمران بن‌ حصین در کوفه شاهد نماز امام علی بودیم، عمران وقتی از نماز فارغ شد گفت نماز‌ ایشان همانند نماز رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود. [۲۶۵]
عبدالله بن مسعود از محدثین مشهور تصریح می‌کند: «داناترین اهل مدینه به فرایض دینی علی بن‌ ابی طالب است».[۲۶۶]
مدینه مرکز صحابه بود و اعلمیت به فرایض در نظر اهل‌سنت‌ دارای جایگاه ممتازی است. ابن‌حنبل به‌عنوان یکی از ائمه فقهی اهل‌سنت ‌با نقل روایت رضایتمندی خود را به مفاد آن اعلام نموده است.
بریده از پدرش نقل می‌کند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به دو گروه سرباز به فرماندهی علی و خالد ماموریت داد به یمن بروند و فرمود وقتی باهم بودید امیر همه علی است و وقتی جدا بودید هر کس امیر سربازان خود باشد. . . . [۲۶۷]
تعیین پیشوایی برای مردم توسط حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) گزافی نبوده و ناشی از لوازم ‌این امر است که از مسلمات آن دانایی و شایستگی در فرماندهی است. در ضمن پیشوایی حضرت به دیگر صحابه و عدم پیشوایی دیگران نسبت به‌ایشان نشان دهنده جایگاه مرجعیت حضرت است.
ابن‌حنبل با نقل خطبه امام حسن (علیه السلام) بعد از شهادت علی (علیه السلام) و ذکر ‌این نکته در خطبه که دیروز کسی از شما مفارقت کرد که در علم کسی به پایه او نمی‌رسد، [۲۶۸] به مرجعیت قطعی علمی ‌حضرت علی (علیه السلام) صحه می‌گذارد.
سبقت علمی ‌نسبت به اولین و آخرین در روایت منقول حاکی از دانش انبوه حضرت علی (علیه السلام) بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و تثبیت مرجعیت علمی ‌ایشان است.
۶- موالات و محبوبیت اهل‌بیت (علیهم السلام):
دوستی اهل‌بیت (علیهم السلام) و موده فی القربی[۲۶۹] از حقوق مسلم پیامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به امت است. اهل‌بیت (علیهم السلام) هم به‌دلیل انتساب قربی و شرفی به رسول الله (صلی الله علیه و آله) و هم به‌دلیل شایستگی‌های خود همواره در بین مسلمین محبوب و مورد تکریم خاص بودند و جز عده‌ای در تاریخ اسلام که به ناصبی بودن مشهورند، هیچ مسلمان و مومن به دین اسلام به اهل‌بیت (علیهم السلام) بی توجه نبود.
سفارش پیامبر (صلی الله علیه و آله)، محبت اهل‌بیت (علیهم السلام) را به فریضه دینی تبدیل کرده است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دوست داران حسنین (علیهما السلام) و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و علی (علیه السلام) را هم رتبه خود در بهشت در روز قیامت معرفی کرده است. [۲۷۰]

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir
دسته‌ها: تحقیق و پایان نامه