بنابراین طیف تلقیح سایه ای از نا پایداری به ظهور رساند که این که چگونه آموزش دهنده
ها مردم جوان را در تجزیه و تحلیل فرهنگ رسانه به عنوان محصولی از تولیدات اجتماعی
و مبارزه به خود مشغول می کنند و بعضی دیگر عقیده دارند که تنها راه برای غلبه بر دانش
آموزان برای عمل کردن در یک جهان اشباع شده از رسانه های گروهی به وسیله تمرکز
معلمین بر آماده سازی دانش آموزان برای عمل کردن در یک جهان اشباع شده از رسانه
تضمین می یابد . آموزش دهنده ها مجبور به ایفای نقش رهبر در هشدار دادن به دانش
آموزان و جونان در خطرات مواجه شدن شهروندی در فرهنگ رسانه و آموزش دهنده ها
نباید بر روی رشد مردم جوان به عنوان شهروندان منتقد با فرهنگ و فعال سیاسی تمرکز
یابند . بیشتر هدف شان باید رشد و توسعه شایستگی های مردم جوان با رسانه های که در
حال استفاده از آن هستند اما پیگیری مسیر به معنی آن است که مرحله دوم از سواد آموزی
رسانه مسیر به سمت کنار گذاشتن نوعی از پروزه های دموکراتیک بنیادی که سعی در
تصور کردن شرایط روش های خود مختاری عادلانه زندگی گر چه به آسانی به دست نمی آید
چنین پیشرفت های آموزشی رسانه را تضعیف می کند در نتیجه در پاسخ می خواهم از تیک
برای بررسی دو تنش سازنده در ارتباط بین حمایت گرایی و آماده سازی استفاده کنم با در
نظر گرفتن توانایی بالقوه مرکز تیک آموزش رسانه در این روش من از نویسندگانی مثل کار
من لوک (2002) داگلاس کلنر (2000،1298) جاستین لویس و سوت هالی (1998) استفاده کردم آنها هم چنین آموزش رسانه ای را به عنوان پروژه ای از عدالت اجتماعی صور کردهاند که چگونگی قرار گرفتن رسانه و معین مشخص کردن انتخاب های تغییرات دموکراتیک را مورد مخاطب قرار می دهند لن ماستر من و دیوید بدکینگام نقط

پایان نامه و مقاله

ه مقابل در این بحث هستند زیذا ماستر من به تازگی با گرایشات حمایت گرایی در این زمینه ارتباط پیدا کرده است او در ادامه بحث برای یک آموزش و پرورش رسانه ای که از نظریه انتقادی استفاده می کند و به خاطر این اثر او از پروژه آماده سازی بوکینگام پروزه آموزش دهنده های رسانه ممکن است به عنوان یک شکل از آموزش قرار گیرد متمایز می باشد .

تقسیم بندی بین این دو دانشمند می تواند به صورت سودمندی برای پیشنهاد تعهد و امکان
پذیری بین سواد رسانه مورد استفاده قرار گیرد . در مرکز هدف من تحقیق درباره دو عرصه
از تنش می باشد که بیان کننده این است که این تهعد چه می تواند باشد .
تنش نخست با نقش ساختار زدایی به عنوان ابزاری در سواد رسانه ای می باشد در فرم جدا
سازی استراتزی های انتقادی دیگر امروزه ساختار زدایی به عنوان ابزاری برای شناسایی
در رقابت آثار نیروهای اقتصادی و مکتبی در رسانه تاثیر کمتری دارد به هر حال اگر
تاثیرات ساختار زدایی کاهش بیابد آموزش دهنده های رسانه نباید به تحقیق استراتژی ها

یک مطلب دیگر :

کمک کنند اصنافی برای آشکار کردن اشکال بر خلاف برتری آزانس های رسانه ای باز
داشته شوند . این چیزی است که تیک پیشنهاد می دهد . آن شامل انتقاد از اینکه چگونه
قدرت در عصر جهانی سازی به کار گرفته می شود و امید و مبارزه ی موفقیت آمیز به آن
قدرت را نمایش می دهد . فیلم درباره ی مشکلات اجتماعی ، سیاسی یا تغییرات اقتصادی
بدون تجربه نیست اما مهم آن است که احتمالات برای چنین تغییری در روشی که آنها با
مردم جوان صحبت می کنند با سند اثبات کرده اند . بدین وسیله تیک به سمت نوعی از
اهداف دموکراتیک بنیادی که من اعتقاد دارم محدودیت های بیرونی و تعهد سواد آموزی
اقتصادی رسانه ها را ارائه می دهد پیش می دهد .
تنش دوم از طریق سطوح انجام دادم وقتی که لحظات انتقادی در آثار تولیدی دانش آموزان
مورد خطاب قرار می دهم در این جا از تیک برای استفاده از درس ها نکات تولید کننده های
جوان رسانه برگشتم و یک نوار ویدئویی موقعی که در سینما یک پسیفیک یک انستیتو فیلم
سازی در ونکوور و آن در گیر شدم
این ویدئو تولید شده در دبیرستان بخش مرکزی شهر چگونه جوانان قسمت ها مهم خود
بیانی از طریق مسئول دیجیتالی رسانه توسعه می دهد آن هم چنین چگونگی چنین خود بیانی
ما اغلب در بردارنده ی شکل گیری قدرت اجتماعی و سیاسی را شاخص کرده است موقعی
که آموزش دهنده گان حضور چنین شکل گیری در کار دانش آموزان مورد خطا قرار می
دهند بو کینگهام آنها را از خطر سانسور کردن کار دانش آموز با موضوع قرار دادن آن را
تجزیه و تحلیل انتقادی هشدار می دهند من به هر حال بحث می کنم که چشم پوشی کردن از
چنین تجزیه و تحلیلی به طور چشم گیر می توان بالاتر برای رهبری دموکراتیک در میان
آموزش دهنده و مردم جوانی که به صورت انتقادی کار هم سن و سالان خویش را می بینند
محدود می کند در نتیجه فرصت های برای تقویت یک حس نیروی فعال و انعطاف پذیری در
میان جوانان شکست می خورد ارزش انتقادی ساختارهای دانش آموزان همیشه در ارتباط با
ساختارهای قدرت اجتماعی سیاسی فرهنگی شکل گیری چنین مهارت های را محدود می کند
تصور می شود بدین معنی است محدودیت های آموزش رسانه منحصرا در تلاش برای آماده
سازی مردم جوان برای عمل کردن در یک فرهنگ اشباع شده ای از رسانه های گروهی
برای محافظت آنها در این فرهنگ قرار نگرفته است تقریبا در هر تهعد آموزش رسانه ای با
ظرفیت مردم جوان برای انعکاس و خود بیانی از طریق از درگیر شدن با ساختارهای قدرت
که چنین اعمالی را محدود می کنند و قادر می سازد تنها بعد از آن دانش آموزان و آموزش
دهنده گان نوعی از نمایی از رسانه های گروهی را تصویر می کند که قسمتی از آینده ای
خود مختار و منصفانه خواهد بود
حفاظت آماده سازی:
منتقدان با توصیف کردن حمایت گرایی به عنوان تعلیم و تربیت هم تراز از شلیک شناخته


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *