در تلاشهای مدیریت دانش مانند دیگر فعالیت های کسب و کار نتایج قابل ملاحظه در یک سری محدود از نواحی منجر به عملکرد موفقیت آمیز می شود. این نواحی به عنوان عوامل حیاتی موفقیت نام برده می شوند.

2-6-1) چایت[1]( 2000) مدلی را برای توصیف عامل های موفقیت برای اجرای مدیریت دانش ارائه داده است که عبارتنداز:

  • اطمینان از بینش و همراستایی
  • مدیریت کردن حوزه محتوی ، فرهنگ ، فرآیند و زیرساختها
  • ایجاد یک فرهنگ اثربخش

2-6-2) چویی[2]( 2000) مدلی را برای توصیف عامل های موفقیت برای اجرای مدیریت دانش ارائه داده است که عبارتند از :

  • آموزش کارکنان
  • مشارکت کارکنان
  • کارتیمی
  • تقویت افراد
  • رهبری و تعهد مدیریت ارشد
  • محدودیت سازمان
  • زیرساخت سیستم های اطلاعاتی
  • الگوگیری و جو مساوات
  • ساختار دانشی

2-6-3) داونپورت و دیگران[3](1998) عوامل اثر گذار بر موفقیت پروژه های مدیریت دانش را بررسی کرده و هشت عامل را استخراج کرده اند که عبارتند از:

  • ارتباط با عملکرد اقتصادی یا ارزش صنعت
  • زیرساخت سازمانی یا فرهنگی
  • ساختار دانشی استاندارد، منعطف
  • فرهنگ دانش دوست
  • زبان و اهداف واضح
  • تغییر در رویه های انگیزشی
  • کانالهای چندگانه برای انتقال دانش
  • پشتیبانی مدیریت ارشد

2-6-4) چانگ[4] و دیگران ( 2005) عوامل حیاتی موفقیت را بصورت زیر در نظر گرفته است:

  • تعهد و رهبری مدیریت ارشد
  • درگیری کارکنان
  • کارتیمی قابل اعتماد
  • تقویت کارکنان
  • زیرساختهای سیستم های اطلاعاتی
  • سنجش عملکرد

2-6-5) فورکول و گواد میلاس[5] (2002) عوامل موفقیت سازمان در مدیریت دانش را در قالب هفت اس مکینزی با تمرکز بر فرهنگ سازمانی بصورت زیر بیان می کنند:

  • افراد
  • قابلیت خلاقیت
  • سبک رهبری
  • ابزارهای مدیریت دانش
  • ساختار
  • فرهنگ سازمانی

 

2-7) پیشینه تحقیق:

2-7-1)تحقیقات خارجی :

1ـ در تحقيقي كه توسط جي سي توماس[6] (2001) با عنوان نقش عوامل اجتماعي و انساني در مديريت دانش انجام شده به اين نتيجه رسيده كه اين عوامل نقش كليدي در كليه مراحل ايجاد و استفاده از مديريت دانش، در سازمان دارند و بايستي در هر مرحله از پياده سازي مديريت دانش در سازمان لحاظ گردد.

2ـ در تحقيق ديگري كه توسط مركز ارنست و يانگ[7]برای نوآوری و تجارت  انجام شده، مزاياي دانش براي سازمان مورد بررسي قرار گرفته و به ترتيب مزايايي از قبيل تصميم گيري بهبود يافته، افزايش پاسخگويي، حس مسئوليت، كارآيي، نوآوري، انعطاف پذيري، كيفيت بهبود يافته، كاهش دوباره كاري و توانمندي را براي سازماني كه داراي مديريت دانش است، قایل شده است.

3ـ  در بررسي ديگري، كه گروه مشاوران دلفي انجام داده اند به اين نتيجه رسيده اند كه 49% شركت ها تا چهار سال آينده و 21% شركت ها در خلال سال آينده مديريت دانش خواهند داشت و 28% هم قبل ازاين تحقيق سيستم مديريت دانش را داشته اند و تنها 2% از شركت ها  اظهار داشته اند كه در مديريت دانش سرمايه گذاري نخواهند كرد ( رادينگ ،2003).

4ـ همچنین هانت[8] (1999) در مطالعه خویش به شواهد مناسبی مبنی بر ارتباط سرمایه اجتماعی و مدیریت دانش دست یافته است.

5ـ در مطالعه دیگری کوهن[9](1999) تأکید می کند که بین سرمایه اجتماعی و مدیریت دانش ارتباط معناداری وجود دارد.

6ـ آلدر و ون(2002) در تحقیقی نشان می دهند که میان سرمایه اجتماعی و انتقال دانش در سازمان ارتباط معناذاری وجود دارد.

7ـ کوگات (2004) در تحقیق خود به شواهد کافی مبنی بر تأثیر متقابل سرمایه اجتماعی با خلق و به کارگیری دانش دست یافته است.

8ـ هافمن (2005) در تحقیق دیگری ارتباط میان سرمایه اجتماعی و مدیریت دانش و کسب عملکرد بالاتر توسط سازمان را نشان داده است.

[1] Chait

[2] Choi

[3] Davenport et al

[4] Chung et al

[5] Forcadell and Guadamillas

2 J. C. Thomas

3 Ernst & Young Center for Business Innovation

4Hunt

5.cohen

 

 

 


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *