با وجود اینکه سرمایه اجتماعی عموما به عنوان یک مزیت افراد، گروهها و سازمانها درنظر گرفته شده است توجه کمی نسبت به جنبه های منفی سرمایه اجتماعی سازمان وجود دارد. با این وجود سرمایه اجتماعی مخاطراتی دارد که گاهی اوقات می تواند مهمتر از مزایا باشند. (Hansen et al , 1999).

آدلر و وان (2002) بحث می کنند که گاهی اوقات مزایای سرمایه اجتماعی برای یک فرد ممکن است مخاطراتی برای افراد دیگر ایجاد کنند. مخاطره اطلاعاتی، یک مخاطره مهم سرمایه اجتماعی است. اگرچه ایجاد سرمایه اجتماعی مستلزم سرمایه گذاری قابل ملاحظه در برقراری و حفظ روابط است، لکن در برخی موقعیت ها سرمایه گذاری برای سرمایه اجتماعی ممکن است به لحاظ هزینه اثر بخش نباشد. تحقیق هانسن (1998) درباره مزایای اطلاعاتی سرمایه اجتماعی نشان داد که آن دسته از تیم های پروژه که پیوندهای قوی با واحدهای دیگر داشتند اغلب کارهایشان را زودتر از آنهایی که دارای پیوندهای ضعیف تری بودند تکمیل می کردند. با این وجود اگرچه پیوندهای قوی مزایای اطلاعاتی داشتند، لکن حفظ و نگهداری آنها بسیار گران بودند. هانسن بحث می کند که پیوندهای ضعیف موثرتر از پیوندهای قوی هستند نه تنها به دلیل اینکه آنها فراهم کننده امکان دسترسی به اطلاعات مفید هستند ، بلکه بدلیل آنکه حفظ آنها ارزان تر از حفظ پیوندهای قوی است.

همچنین مزایای همبستگی سرمایه اجتماعی ممکن است نتیجه معکوسی برای یک فرد یاگروه داشته باشند. همبستگی قوی بین اعضا گروه ممکن است آنها را در رابطه با هم بیش از حد پایبند کند. این پایبندی جریان فکر های جدید را در درون گروه کاهش داده و به تنگ نظری و رخوت گروه منتج  می شود. همانطور که اسمیت دوور و پاول[1] (1994 ) خاطر نشان می کنند پیوندها مستحکم ممکن است همچنین به پیوندهای سست تبدیل شوند. کرن[2](1998) اظهار می کند که اعتماد بین سازمانی بسیار زیادی در حال حاضر در صنعت آلمان وجود دارد. شرکتها به تامین کنندگان دائمی بسیار وفادار هستند و بنابراین برای جستجو و پذیرش فکرهای تازه تر تحرک کمی دارند.

در درون یک گروه کاری منسجم ، فقدان نوآوری، ایجاد خرده فرهنگ ها و مسئله گروه فکری[3]می توانند مانع اثر بخشی گروه و افرادش شوند. همچنین یک سازمان می تواند از طریق روابط با بیرون سازمان ، دانش ارزشمند و حیاتی کسب کند و نوآوری انجام دهد. (Allen and Cohen 1969).

ایراد دیگر سرمایه اجتماعی به مزیت یکپارچگی مربوط می شود. این مزیت که در قسمت قبل به آن اشاره شد، ممکن است در برخی موارد، نتیجه عکس برای بازیگران اصلی به بار آورد. داشتن اتحاد و یکپارچگی بیش از اندازه با اعضای یک گروه ممکن است بازیگران را مشغول روابط و ارتباط با آنان ساخته و از توجه به اهداف و ماموریتهای اصلی می کاهد و در برخی مواقع حتی جابجایی هدف و وسیله صورت می گیرد، بدین صورت که حفظ روابط میان اعضا جایگزین اهداف و ماموریتهای سازمان می شود. علاوه بر امکان جابجایی اهداف، تقویت روحیه یکپارچگی می تواند موجب کاهش افکار جدید در سازمان، تنبلی و کوته بینی اعضا شود . همانگونه که دوور و پاول(1994) متذکر می شوند: پیوندهایی که موجب وسعت دید و تقویت بینش اعضا در سازمان می شود ممکن است، تبدیل به پیوندهایی شود که موجب کوری و نابینایی آنان شود.(Adler and Wookwon , 1999).

 

2-2-15) چارچوبی برای ارزیابی سرمایه اجتماعی سازمان

تاکنون مقیاس های مختلفی توسط پژوهشگران برای اندازه گیری سرمایه اجتماعی مورد استفاده واقع شده اند. در مدل سرمایه اجتماعی کلمن (1988) شاخص های پیشرفت تحصیلی خردسالان شامل ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی می شود. در ابعاد فردی و خانواده این شاخص ها شامل وجهه اجتماعی و اقتصادی قومیت، تعداد خواهر یا برادر، تعداد جابجایی های مسکونی، اینکه کودک در قبل از شروع مدرسه کارکرده یا خیر، انتظار مادر از پیشرفت تحصیلی کودک، سطح ارتباطات کودکان و والدین درباره مسائل شخصی و اینکه آیا هم پدر و هم مادر در خانه حضور دارند یا خیر می شود.

هال[4] (1999) نیز بر شبکه های اجتماعی (رسمی و غیر رسمی) و همچنین بر هنجارهای اعتماد اجتماعی که بطور وسیع مرتبط با چنین شبکه هایی هستند تمرکز دارد.

مقیاس پاتنم (1995) مبتنی بر دو دسته از عوامل شامل اثر بخشی دولت در فراهم ساختن دامنه وسیعی از خدمات(تامین مسکن، مهد کودک ها و کلینیک های سلامت خانواده) و پاسخگویی شان نسبت به سئوالات تلفنی و کتبی(پستی) و نیز کیفیت سوابق قانونگذاری شان است. برای اندازه گیری مشارکت مردم در زندگی اجتماعی، پاتنم شاخصی را برای قوت جامعه شهری مبتنی بر درصد جمعیت رای گیری در همه پرسی، خوانندگان روزنامه و تعداد انجمن های داوطلبانه، فعالیتهای فرهنگی و ورزشی به ازاء هر نفر تدوین کرد.

پاتنم (2000) بحث می کند که سرمایه اجتماعی به عنوان یک مجموعه از منابع که ریشه در روابط دارند، دارای ویژگیهای بسیار مختلفی است که شناسایی ابعاد آن یک اولویت تحقیقی است.

بر این اساس ناهاپیت و گوشال (1998) با رویکرد سازمانی جنبه های مختلف سرمایه اجتماعی را در سه طبقه جای می دهند: ساختاری، رابطه ای و شناختی. آنها بحث می کنند که اگرچه این سه بعد را می توان به صورت جداگانه تحلیل کرد ، لکن در حقیقت بسیاری ازآنها روابط متقابل زیادی با هم دارند.

 

2-2-16) عناصر و ابعاد سرمایه اجتماعی

2-2-16-1) ابعاد سرمايه اجتماعي از ديدگاه بورديو  به صورت زير مي باشد:

1) اندازه گروه يا شبكه

2) حجم سرمايه‌اي كه هر كدام از اعضاي شبكه داراي آن هستند.

2-2-16-2)كلمن، سه بعد زير را براي سرمايه اجتماعي در نظر مي‌گيرد :

1) تعهدات، انتظارات و اعتماد متقابل؛

2) كانال‌هاي ارتباطي؛

3) هنجارها و ضمانت‌هاي اجرايي مؤثر (Bolino et al, 2002).

2-2-16-3) ابعاد سرمايه اجتماعي از ديدگاه گروه «كندي» در دانشگاه ‌هاروارد:

اين گروه مطالعاتي، ابعاد زير را مورد شناسايي قرار دادند :

1)  اعتماد

1-1 ) اعتماد اجتماعي: محور اصلي سرمايه اجتماعي، پاسخ به اين سؤال است كه آيا شما به ساير افراد اعتماد داريد؟

1-2)  اعتماد ميان نژادهاي مختلف: اين بعد به اين امر مي پردازد كه تا چه حد به افرادي از نژادهاي ديگر اعتماد داريد .

2)  مشاركت سياسي

2-1) مشاركت سياسي عادي: اين نوع مشاركت را مي‌توان از تعداد افراد رأي دهنده، ميزان مطالعه و حجم خريد روزنامه، اطلاعات شهروندان از مسائل سياسي و مانند آنها، مورد اندازه‌گيري قرار داد.

2-2) مشاركت سياسي نقادانه: مطالعات نشان مي‌دهد كه ممكن است جامعه‌اي از لحاظ مشاركت سياسي عادي در حد پائيني باشد، اما در عين حال اين جامعه از لحاظ مشاركت سياسي نقادانه در سطح بالايي باشد و افراد در فعاليت‌هايي مانند راهپيمايي‌ها، تجمع‌ها و غيره حضور فعالي داشته باشند.

3)  مشاركت و رهبري مدني

3-1) رهبري مدني: رهبري مدني به ميزان مشاركت افراد در گروه‌ها، باشگاه‌ها، انجمن‌ها و امور شهر يا مدرسه و نظاير آنها مي‌پردازند؛ و اين سؤال را كه فرد تا چه اندازه در اين گروه‏ها و انجمن‌ها، نقش رهبري را ايفا مي‌كند، مد نظر قرار مي‌دهد.

3-2)  مشاركت مدني: منظور آن است كه افراد جامعه تا چه اندازه در انواع گروه‌هاي گوناگون، از قبيل گروه‌هاي مذهبي، گروه‌هاي حرفه‌اي، موسسات خيريه و امثالهم، فعاليت مي‌كنند.

4) پيوند‌هاي اجتماعي غير رسمي[5]:

برخي از جوامع و اجتماعات، سعي در توسعه روابط غير رسمي داشته، و عضويت‌ها و مشاركت‌هاي غير رسمي را بيشتر ترجيح مي‌دهند. در واقع اين بعد به سنجش جنبه‌هاي غير رسمي سرمايه اجتماعي مي‌پردازد.

5)  بخشش و روحيه داوطلبي[6]: اين بعد به بررسي ميزان عضويت و همكاري اعضاء با نهادهاي داوطلبانه و خيريه مي‌پردازد.

6) مشاركت مذهبي[7]: مذهب و دين نقش خيلي مهمي در سرمايه اجتماعي ايفا مي‌كند؛ افراد بر حسب دين و مذهبي كه دارند ممكن است منشأ مشاركت گردند، مانند حضور و فعاليت در امور مساجد، تكايا، كليساها و اماكن مذهبي .

7-) عدالت در مشاركت مدني: در برخي جوامع، تمايل به سوي افراد متمكن، تحصيلات عاليه و نژاد خاصي است و بالعكس در برخي جوامع ديگر افراد فقير و داراي پايگاه اجتماعي پايين‌تر در اولويت قرار دادند. از آنجايي كه اين عوامل در سلامتي جامعه مهم هستند، لذا اندازه گيري ميزان تساوي افراد مختلف، در مشاركت‌هاي اجتماعي، حائز اهميت است. مي‌توان اين بعد را با عواملي از قبيل نژاد، در آمد، تحصيلات مورد بررسي قرار داد.

8) تنوع معاشرت ها و دوستي‌ها: اشاره به معاشرت و رفاقت فرد، با طبقات مختلف اجتماعي، نژاد‌ها و اقوام و مذاهب و اديان متفاوت دارد. به عبارتي هر چه فرد با افراد طبقات و گروه‌هاي متعلق به نژادها و مذاهب گوناگون در ارتباط بوده و با آنها حالت دوستي ايجاد كرده باشد، موجب فزوني سرمايه اجتماعي شده است (الواني و سيد نقوي، 1380).

[1]Doerr  & Powell

[2]Kern

[3]Group Thinking

[4]Hall

[5]Informal social ties

[6]Giving & volunteering

[7]Faith-based Engagement


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *