سرمايه اجتماعي رابطه نسبتا مشكلي با اقتصاد يافته و به گونه اي هم طراز مفهوم سرمايه انساني شده است. مفهوم سرمايه انساني در دهه 1960 ظاهر شد و نمايانگر ارزش اقتصادي براي شركتها، افراد و بخش عمومي بود كه تاکید بر ابعادي چون مهارت، دانش و سلامتي داشت. جيمز كلمن، در گزارش مؤثر خود درباره عملكرد مدارس در شهرهاي آمريكا، به توسعه مفهوم سرمايه اجتماعي پرداخته و آن را راهي براي ادغام فرضيه اي اجتماعي با فرضيه اقتصادي دانسته و ادعا كرده است كه سرمايه اجتماعي و سرمايه انساني در اصل مكمل يكديگرند(Coleman 1988). مؤسسات رسمي پراهميتي چون بانك جهاني ومؤسسه همكاري اقتصادي وتوسعه در اين موضوع هم عقيده بوده اند (OECD, 2001; World Bank, 2001). براي مثالOECD در گزارش اخير خود در مورد “سلامتي وخوشي ملل” در مورد مكمل بودن سرمايه انساني و سرمايه اجتماعي به بحث پرداخته وهر كدام را تغذيه كننده ديگري دانسته است. (OECD , 2001) . ولي شولر به هر حال ترجيح مي دهد كه سرمايه اجتماعي را شقي ديگر نسبت به سرمايه انساني قلمداد نمايد، چرا كه سرمايه اجتماعي بر جمعي بودن تكيه دارد وحال آن كه سرمايه انساني فقط بر انگيزه هاي فردي به منظور نيل به اهداف فرد متكي است .(Fine , 2000)

كلمن(1995) معتقد است كه سرمايه انساني و سرمايه اجتماعي به همديگر مرتبط بوده و فريدمن و كراكهارت[2] (1997) بيان مي دارند كه اين دو به طور مثبت به موفقيت سازمان، مربوط مي‌گردند. ليندرز و گاباي[3] (1997) معتقدند كه رابطه بين سرمايه انساني و سرمايه اجتماعي علّي است، بدين معني كه اطلاعات و دانشي كه افراد دارند، به طور مثبت به جايگاهي كه آن‌ها در شبكه اجتماعي به دست مي‌آورند، مرتبط مي‌گردد و سرمايه اجتماعي آن‌ها را با توجه به نفوذشان بر ديگر اعضاء افزايش مي‌دهد. يعني كساني كه سرمايه انساني بالاتري دارند، بدليل داشتن تخصص بيشتر، مورد احترام سايرين قرار مي‌گيرند و ديگران براي مشاوره و كمك به آن ها مراجعه نموده و اين امر خود موجب مي‌شود تا اين افراد، تاثيرگذاري بيشتري بر سايرين داشته باشند. بنابراين سرمايه انساني بدين طريق باعث ايجاد سرمايه اجتماعي بيشتري براي فرد مي‌گردد. به طور مشابه فلورين و همكارانش[4] (2003) در يافته اند كه تعامل ميان سرمايه انساني و سرمايه اجتماعي، اثر مثبتي بر عملكرد مالي سازمان ها دارد (Lin and Huang , 2005).  مديران عالي، امروزه پي برده‌اند كه به طور فزآينده‌اي بر اهميت سرمايه اجتماعي افزوده مي‏شود؛ هم چنين آن‌ها متوجه شده‌اند كه افرادي كه داراي درجه‌هاي بالايي از سرمايه اجتماعي هستند، افراد كميابي بوده و معمولاَ تقاضا براي آن‌ها زياد است. ارزش زياد اين افراد، سازمان ها را متوجه شكار مغزها نموده است و بر اين اساس مديراني كه خواهان رشد و بقاي شركت‌ها هستند سعي دارند تا با جذب كاركناني با سرمايه اجتماعي بالا، «ثروت نامرئي سازمان» را افزايش دهند( Tymon and Stumpf , 2003). به طور كلي، افرادي كه داراي ميزان بالايي از سرمايه اجتماعي هستند در مقايسه با ساير افراد، جايگاه‌هاي شبكه‌اي سودمندي را در سازمان كسب مي‌نمايند به طوريكه جايگاه آنها به آنها اجازه مي‌دهد تا به انواع افراد و هم چنين اطلاعات لازم دسترسي داشته ‌باشند ( Lin and Huang, 2005). بنابراين قادر هستند تا دانش لازم را در مورد مشكلات مرتبط با كار و راه حل‌هاي كاربردي، كسب نمايند. اين امر افراد را قادر مي‌سازد تا مشكلات را به آساني حل كنند و هم چنين به مثابه يك منبع ارزشمند براي مبادلات بيشتر با همكاران عمل نمايند.

2-2-5) سرمايه اجتماعي از ديدگاه پاتنم

از زمان چاپ كتاب، “بازي بولينگ به تنهايي[5] ” رابرت پاتنم (1993-1998 ) به عنوان يكي از مدافعان سرمايه اجتماعي مطرح بوده است. درحالي كه كلمن و بورديو در جهان جامعه شناسي و نظريه اجتماعي جزء معروف ترين ها به شمار مي آيند،  مطالعات پاتنم مرزهاي تخصصي رشته وي را در علوم سياسي درنورديده و به رشته هاي گسترده تر اجتماعي راه يافته است.

استعاره ليگ بولينگ در كتاب وي به جاي فعاليت هاي جمعي به كار رفته است كه مي تواند افراد نسبتا بيگانه با يكديگر را هر چند وقت يكبار به دور هم جمع كند و مجموعه گسترده تري از شبكه ها را به وجود آورد تا سطحي از اعتماد دوطرفه ايجاد شود و در عوض همكاري متقابل تسريع گردد.

تعريف سرمايه اجتماعي توسط پاتنم در دهه 1990 كمي تغيير يافت. در سال 1996 او بيان داشت: منظور من از سرمايه اجتماعي، مشخصات زندگي اجتماعي است كه سبب مي شود شركت كنندگان[6]در فعاليت مشترك كاراتري براي تعقيب اهداف مشترك خود وارد شوند.Putnam,1996)).

سه عنصر اصلي اوليه از سال 1993 تغييري نيافته اند، اما عنصر جديد ارائه شده “شركت كنندگان” است كه در واقع به جاي جامعه از منافع سرمايه اجتماعي سود مي جويد (Baron et al , 2000) پس از اين پاتنم در اثر معروف خود اين گونه مي گويد:

هسته اصلي ايده سرمايه اجتماعي همان شبكه هاي با ارزش است. ارتباطات اجتماعي بر مولديت افراد و گروه ها تاثير گذار است.(Putnam , 2000) از نظر او ارتباطات اجتماعي به معنی ارتباطات بين افراد، شبكه هاي اجتماعي و معيارهاي تعامل و اعتمادي كه ايجاد مي شود، می باشد.

در اين تركيب جديد به نظر مي آيد كه تعريف قبلي كمي تعديل يافته است، چرا كه اعتماد (همراه تعامل) به عنوان عنصر ضروري معيارها معرفي مي شود كه از شبكه هاي اجتماعي حاصل مي شود.

پاتنم، سرمايه اجتماعي را مجموعه اي از مفاهيمي مانند اعتماد، هنجارها و شبكه ها مي داند كه موجب ايجاد ارتباط و مشاركت بهينه اعضاي يك اجتماع شده و در نهايت منافع متقابل آنان را تامين خواهد كرد. از نظر وي اعتماد[7] و عمل متقابل[8] اعضا در شبكه، به عنوان منابعي هستند كه در كنش هاي اعضاي جامعه موجود است.پاتنم سرمايه اجتماعي را به عنوان وسيله اي براي رسيدن به توسعه سياسي و اجتماعي در سيستمهاي مختلف سياسي مي دانست. تاکيد عمده وي بر مفهوم اعتماد بود و به زعم وي همين عامل بود که مي توانست با جلب اعتماد ميان مردم و دولتمردان و نخبگان سياسي موجب توسعه سياسي شود. بنابراين، اعتماد، منبع با ارزشي از سرمايه محسوب مي شود که اگر درحکومتي به ميزان زياد اعتماد وجود داشته باشد به همان اندازه رشد سياسي و توسعه اجتماعي بيشتر خواهد بود. تفاوت کار پاتنم با بورديو و کلمن در مقياس بکارگيري مفهوم سرمايه اجتماعي است. بر خلاف آن دو، پاتنم سرمايه اجتماعي را در مقياس کلان و در رژيم هاي سياسي حاکم بر جامعه مورد مطالعه قرار داد و به همين خاطر با مشکلات و پيچيدگيهاي خاص سياسي و ملاحظات سياسي روبرو شد. بطور خلاصه ، سرمايه اجتماعي را پاتنم به قرار زير تعريف كرده است:

مشخصات اجتماعي تشكيلات، مانند اعتماد، معيارها(نرمها) وشبكه ها، كه با تسهيل كردن عمليات هماهنگ شده مي توانند كارايي جامعه را بهبود بخشند.( Putnam , 1993).

پاتنم (2002) با مقدمات بالا، سرمايه اجتماعي را به چهار دسته تقسيم مي‌کند و اعتقاد دارد که اين انواع مختلف سرمايه اجتماعي داراي تمايزات منحصر به فرد نيستند، بلكه آنها مکمل هاي يكديگر هستند که از ميان آنها مي‌توان سرمايه اجتماعي را شناخت :

 

2-2-6)  سرمايه اجتماعي رسمي و غير رسمي

بعضي شکل‌هاي سرمايه اجتماعي، مانند انجمن ‌هاي اوليا و مربيان و يا اتحاديه‌هاي کارگري به طور رسمي سازمان يافته‌اند، بطوريکه داراي مسئولان مشخص، شرايط عضويت، وظايف، جلسات معين و مانند آن است. اما ترتيب دادن بازي‌هاي بسکتبال يا افرادي که در يک رستوران جمع مي‌شوند به شدت غير رسمي است. هر دوي آنها شبکه‌هايي تشکيل مي‌دهند که ارتباط متقابل در آنها مي‌تواند توسعه يابد و اين ارتباطات مي‌تواند نتايج خصوصي و عمومي در بر داشته است.

 

2-2-7) سرمايه اجتماعي متراکم[9] و غير متراکم[10]

بعضي اشکال سرماية اجتماعي شديداً در هم تنيده و چند رشته‌اي است که به آن سرمایه اجتماعی متراکم گفته می شود. مانند گروهي از کارگران فولاد که هر روز با هم در کارخانه‌اي کار مي‌کنند، براي تفريح شنبه بيرون مي‌روند، و هر يکشنبه به کليسا مي‌روند. سرمايه اجتماعي بسيار غير متراکم، که تقريباً رشته‌هاي نامرئي سرماية اجتماعي است، نيز وجود دارد، مانند سلام و احوال پرسي که افراد گاهي در صف انتظار نانوایی با هم رد و بدل مي‌کنند، يا مواجه شدن احتمالي با شخص ديگري در آسانسور. اين شکل‌هاي کاملاً تصادفي ارتباط اجتماعي نيز مي‌تواند شکل خاصي از رابطه دو جانبه را ترغيب کند. تجربه نشان داده است که تنها سر تکان دادن براي يک غريبه محبت را افزايش مي‌دهد و موجب مي‌شود هنگام بروز حادثه‌اي ديگران به کمک انسان بشتابند. به عبارت ديگر آن پيوند ظريف تک رشته‌اي، که از پيوندهاي بين بستگان درجة يک بسيار متفاوت است، مي‌تواند نمونة ديگري از شبکه اجتماعي غير متراکم باشد.

 

2-2-8) سرمايه اجتماعي درون‌نگر[11] و برون‌نگر[12]

برخي شکل‌هاي سرمايه اجتماعي به ميل خود يا به اجبار، درون‌نگر است و تمايل دارد منافع مادي، اجتماعي يا سياسي اعضاي خود را افزايش دهد، در حاليکه شکل‌هاي ديگر برون‌نگرند و به مصلحت عمومي مي‌پردازند.

گروه‌هاي دستة اول، عموماً براساس طبقه، جنسيت، نژاد سازمان يافته‌ و وجود دارند تا پيوندهاي مولد و شرايط را حفظ و تقويت کنند، مانند اتاق بازرگاني، سازمان‌هاي کار معاصر، اتحاديه‌هاي اعتبار غير رسمي که توسط مهاجران در کشورهاي غربي ايجاد شده است. در دستة دوم گروه‌هاي خيريه مانند صليب سرخ، جنبش حقوق شهروندي و جنبش‌هاي محيط زيست که در همة دموکراسي‌هاي پيشرفته در دهه‌هاي 1970 و 1980 پديد آمده‌اند، قرار دارند.

[1]Human capital  &  Social capital

[2] Friedman & Krackhardt

[3] Leenders & Gabbay

[4] florin et al

[5] Bowling Alone

[6]participants

[7] Trust

[8] Reciprocal

[9] Thick Social Capital.

[10] Thin Social Capital.

[11] In Ward – Looking Social Capital.

[12] Out Ward – Looking Social Capital.


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *