دوگانگي درون‌نگري و برون‌نگري ارتباط نزديکي با محورهاي گسستگي و پيوستگي دارد اما از نظر مفهومي با آنها متفاوتند.

سرمايه اجتماعي پيوسته افرادي را گرد هم جمع مي‌کند که از جنبه‌هاي مهمي شبيه هم هستند (نژاد، سن، جنسيت، طبقه اجتماعي و مانند آن)، در حاليکه سرمايه اجتماعي گسسته به شبکه‌هاي اجتماعي اشاره دارد که افرادي را گرد هم جمع مي‌کند که به هم شباهت ندارند. اين تمايز مهمي است، زيرا آثار خارجي شبکه‌هاي گسسته احتمالاً مثبت است، در حاليکه شبکه‌هاي پيوسته (محدود شده با موقعيت اجتماعي خاصي) براي توليد نتايج منفي در مخاطره بيشتري قرار دارد، زيرا گروه‌هاي کاملاً منسجم و همگرا آسانتر مي‌توانند براي اهداف شيطاني متحد شوند (Putnam , 2002).

پاتنم اعتقاد دارد در پيوستگي، روابط ميان گروه‌هاي منسجم مطرح است مانند سازمان‌هاي برادري، قلمروهاي نژادي و مانند آن. وي پيوندهاي قوي موجود در شبکه‌هاي همگراي متراکم را به «چسب قوي اجتماعي» تشبيه مي‌کند و اعتقاد دارد که آنها مناسب ترين حمايت‌هاي اجتماعي دروني را براي اعضاي خود فراهم مي‌کنند. از طرف ديگر، پاتنم تاکيد دارد که سرمايه اجتماعي گسسته بسيار واگراست. از نظر او اين شکل از سرمايه اجتماعي بر مفهوم «پيوندهاي ضعيف» مارک گرانووتر (1973) تاکيد مي‌شود. اين پيوندهاي ضعيف با منابع پراکنده براي افرادي که در جستجوي پيشرفتند واقعاً ارزش بيشتري از پيوندهاي قوي با خويشان و دوستان نزديک دارد (Putnam , 2000) .

 

2-2-10) انواع اصلی سرمایه اجتماعی از دیدگاه پاتنم :

پاتنم به بيان تفاوت بين دو نوع اصلي سرمايه اجتماعي مي پردازد :

2-2-10-1) سرمايه اجتماعي پل زن[3]  (در برگيرنده[4] )

سرمايه اجتماعي پل زن به گرد هم آوردن مردم از بخش هاي مختلف اجتماعي تمايل دارد.

2-2-10-2)سرمايه اجتماعي ميثاقي[5] (مانع شونده از دخول ديگران[6] )

سرمايه اجتماعي ميثاقي تمايل به ممانعت از دخول ديگران (غير خودي ها) دارد و مايل است كه همگني را حفظ نمايد. سرمايه اجتماعي ميثاقي براي تقويت پايه و اساس تعاملي خاص، مفيد است و سبب تحريك اتحاد مي شود و مانند چسب در جامعه شناسي براي حفظ وفاداري در گروهها به کار می آید. البته هرکدام از این انوع سرمایه اجتماعی براي نيازي خاص به كار مي آيد.

 

2-2-11) سطوح سرمايه اجتماعي

برخي از نويسندگان سرمايه اجتماعي را در دو سطح ملی و سازمانی بررسي و مطالعه كرده اند :

 

2-2-11-1) سطح ملي

سرمايه اجتماعي در اين سطح اشاره به شبكه ها، تعاملات و هنجارهايي دارد كه كيفيت وكميت تعاملات اجتماعي را شكل مي دهد. سرمايه اجتماعي فقط مجموع نهادهايي كه جامعه را تشكيل مي دهند نيست، بلكه سبب انسجام اين نهادها نيز مي گردد.(سازمان بانك جهاني، 2001). سرمايه اجتماعي مجموعه اي از هنجارهاي موجود در سيستم اجتماعي است كه موجب ارتقاي سطح همكاري اعضاي آن جامعه مي شود و موجب پايين آمدن سطح هزينه هاي تبادلات و ارتباطات مي گردد.(علوي،1380 ).

 

2-2-11-2)سطح سازماني

در تحقيقات كوهن و پروساك[7] (2001) به ايده بررسي سرمايه اجتماعي در سطح سازمانها اشاره شده است. افرادي مانند كوهن وپروساك اعتقاد دارند كه سرمايه اجتماعي مي تواند به توسعه اقتصادي كمك نمايد، برخي از مزايا مورد اشاره توسط اين افراد به شرح ذيل مي باشد:

به اشتراك گذاشتن بهتر دانش، ابقاء دانش سازماني، ايجاد روابط مبتني بر اعتماد، ايجاد روح تعاون، (درون سازمان، بين سازمان و مشتريان و شركاء) كاهش نرخ جابجايي، كاهش هزينه هاي استخدام، كمك به آموزش، كاهش تغييرات نيروي كار، افزايش فعاليتهاي مرتبط با ثبات سازماني و درك  مشترك.( كوهن وپروساك،2001 ).

كلارك سون سرمايه اجتماعي را به عنوان فرآيند حل مشكل توصيف مي نمايد. يك شخص به تنهايي نمي تواند سرمايه اجتماعي را ايجاد نمايد، ولي منبعي است براي افرادي كه در شبكه روابط اجتماعي كم و بيش بلندمدت قرار مي گيرند (بورديو ، كلمن ، پاتنم و آدلر ، 1999).

اهميت سرمايه اجتماعي سازماني در اين است كه سبب اجتماع افرادي (گروه ها ، تيم ها، سازمانها و…) مي شود كه با همديگر بطور موفقيت آميز كارها را به پايان مي رسانند. (كلمن ، جاكوب ، پاتنم و آدلر ،1999) سرمايه اجتماعي سازماني احساس انسجام را از طريق اعتماد و همكاري ايجاد مي نمايد (كوهن وپروساك، 2001).

[1] Bridging Social Capital.

[2] Bonding Social Capital

[3]Bridging social capital

[4]inclusive

[5]Bonding social capital

[6]exclusive

[7]Kohen & Prousak


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *