دورکنندگی

دانلود پایان نامه

متابولیت‏های ثانویه هستند که اثر حشره‏کشی روی راسته‏های مختلف حشرات دارند (سالواتور و همکاران۶۰، ۲۰۰۴). لیمونوئیدها علاوه بر اثر کشندگی بازدارنده بسیاری از فعالیت‏ها نظیر تغذیه، رشد، تخم‏گذاری و غیره می‏باشند (روی و صراف، ۲۰۰۶).
در یک بررسی اثر تدخینی اسانس‏های استخراج شده از نهنج و گلبرگ درخت نارنج روی حشرات کامل شپشه‏ی برنج S. oryzae در سه زمان ۲۴، ۴۸ و ۷۲ساعت مورد ارزیابی قرار گرفت. بنا بر نتایج این بررسی، شپشه‏ی برنج نسبت به اسانس گلبرگ در مقایسه با نهنج (میوه‏ی نارس) نارنج حساس‏تر بود. نتایج تحقیق ذکر شده نشان داد که اختلاف معنی‏داری بین مرگ‏و‏میر ناشی از غلظت‏های مختلف اسانس و زمان‏های مختلف کاربرد اسانس در مورد هر یک از اسانس‏های استخراج شده وجود دارد (عسگری کوچی و همکاران، ۱۳۹۰).
فعالیت حشره‏کشی اسانس نارنج C. aurantium که از بخش‏های مختلف نارنج (میوه، برگ، شاخه) تهیه شده بود روی مگس زیتون Bacterocera olea Rossi مورد ارزیابی قرار گرفت. بررسی اثر اسانس به دست آمده از پوست و گوشت میوه و کل میوه روی حشرات نشان داد که فقط اسانس پوست اثر حشره‏کشی داشت. این اثر هم‏چنین به طور معنی‏داری از فعالیت اسانس کل میوه بیشتر بود. بیشترین فعالیت حشره‏کشی به دست آمده از پوست میوه، گوشت میوه و کل میوه به ترتیب سبب ۱۰۰، ۴ و ۷۰ درصد مرگ‏و‏میر در مگس زیتون شدند (سیسکاس و همکاران۶۱، ۲۰۰۷).
در یک بررسی اثر تدخینی اسانس‏های پوست میوه‏ی نارنج C. aurantium و پرتقال L. Citrus sinensis روی حشرات کامل سوسک چهارنقطه‏ای حبوبات Callosobruchus maculatus fabr. مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان‏دهنده‏ی سمیت بالای این اسانس‏ها بود. مرگ‏و‏میر حشرات کامل با افزایش غلظت و مدت زمان در معرض قرار گرفتن (از ۳ تا ۲۴ ساعت) افزایش یافت. مقدار LC50 برای اسانس‏های پوست میوه نارنج و پرتقال به ترتیب برابر با ۱۴۵ و ۲۶۹ میکرولیتر بر لیتر هوا بود (مروج و ابر، ۲۰۰۸).
در تحقیق دیگری فعالیت حشره‏کشی تنفسی اسانس پوست میوه‏ی پرتقال C. sinensis و نارنج C. aurantium روی مگس سفید Bemisia tabaci Gennadius مورد ارزیابی قرار گرفت و با ترکیب تجاری Eugenol مقایسه شد. اسانس پرتقال با غلظت ۵/۸ و نارنج با غلظت ۵/۹ میکرولیتر بر لیتر هوا به ترتیب سبب ۹۷ و ۹۹ درصد مرگ و میر شدند. مقدار LC50 اسانس پرتقال، نارنج و Eugenol به ترتیب ۸/۳، ۸/۵ و ۲/۰ میکرولیتر بر لیتر هوا بود. در بررسی تاثیر اسانس‏ها روی کاهش تعداد تخم‏ها مشخص شد که غلظت ۵/۳ میکرولیتر بر لیتر هوا از اسانس پرتقال و ۷ میکرولیتر بر لیتر هوا از اسانس نارنج سبب کاهش معنی‏داری در تخم‏گذاری شد (ریبیرو و همکاران۶۲، ۲۰۱۰).
۲-۷ عوامل تعیین کننده سمیت اسانس‏ها
فعالیت زیستی اسانس هر گیاه بستگی به ترکیبات شیمیایی موجود در آن گیاه دارد. این ترکیبات حتی در بین گونه‏های یکسان ممکن است متفاوت باشد. این تفاوت مربوط به بخشی از گیاه که اسانس‏گیری می‏شود، مرحله‏ی رشدی گیاه و زمان نمونه‏برداری از نظر فنولوژی گیاه و هم‏چنین میزان حساسیت آفات هدف در برابر اسانس‏های گیاهی می‏باشد (سینق و مائوریا۶۳، ۲۰۰۵ و شایا و رافائل۶۴، ۲۰۰۷).
۲-۸ محل تاثیر اسانس‏های گیاهی
معمولا اسانس‏ها ترکیبی از مخلوط چند مونوترپن هستند. فعالیت سریع علیه برخی از آفات نشانه محل تاثیر عصبی آن‏ها می‏باشد و شواهدی برای تاثیر آن‏ها روی اکتوپامین (یک پیام‏رسان عصبی) توسط برخی اسانس‏ها و برخی دیگر روی کانال‏های کلراید وابسته به گابا۶۵ (گاما آمینو بوتریک ‏اسید)، وجود دارد (ایسمان، ۲۰۰۶). مطالعه روی محل تاثیر مونوترپنوئیدها، فعالیت بازدارندگی آنزیم استیل‏کولین‏استراز را به عنوان محل اصلی تاثیر آن‏ها نشان داده است (راجندران و سیرانجینی، ۲۰۰۸). برخی اسانس‏ها مانند اسانس نعنا، چای و کارواکرول روی نفوذپذیری غشای آکسون تاثیر گذاشته و موجب اختلال توازن پتاسیم و فسفر می‏گردد (لامبرت و همکاران۶۶، ۲۰۰۱). برخی اسانس‏های گیاهی روی گیرنده‏های اکتوپامین تاثیر می‏گذارند که حرکت حشره، ضربان قلب، رفتار، متابولیسم و شفیره شدن حشره را کنترل می‏کند (اکبر و همکاران۶۷، ۲۰۰۵). لینالول ترکیبی است که از گیاهان زیادی استخراج شده است و محل تاثیر آن در سیستم عصبی، انتقال یون‏ها و رهاسازی آنزیم استیل‏کولین‏استراز است (ترمبل۶۸، ۲۰۰۲). ۱و۸ سینئول و آلفاپینن۶۹ نیز بازدارنده آنزیم استیل‏کولین‏استراز بود و سینرژیست یکدیگرند (هوگتن و هاویز۷۰، ۲۰۰۵). گزارش‏های متعددی نشان می‏دهد که مونوترپنوئیدها از طریق بازدارندگی آنزیم استیل‏کولین‏استراز باعث مرگ حشره می‏شوند.
۲-۹ بررسی‏های انجام شده روی حشرات مورد آزمایش
طی آزمایشی، دورکنندگی اسانس درمنه Artemisia sieberi Besser روی سه گونه آفت انباری بررسی شد و مشاهده گردید که اثر دورکنندگی اسانس روی شپشه‏آرد که معادل ۹۰/۶۵% بود به طور معنی‏داری نسبت به شپشه برنج با ۷۰/۵۹% دورکنندگی و سوسک چهارنقطه‏ای حبوبات با ۸۰/۵۵% دورکنندگی بیشتر بود. با افزایش غلظت اسانس درصد دورکنندگی نیز در همه‏ی حشرات در سطح ۱ درصد به طور معنی‏داری افزایش یافت. بیشترین درصد دورکنندگی (۰۷/۷۷ درصد) در غلظت ۴ میکرولیتر در یک میلی‏لیتر استون و روی شپشه‏آرد مشاهده شد (نگهبان و محرمی‏پور، ۱۳۸۵).
در آزمایشی اثر تماسی، تدخینی و دورکنندگی اسانس E. globulus روی حشرات کامل T. castaneum مورد آزمون قرار گرفت. در این آزمون LC50 به دست آمده برای
سمیت تماسی از طریق قطره‏گذاری ۲۲/۰ میکرولیتر برای هر حشره بود. نتایج آزمایشات تدخینی نشان داد که LC50 این اسانس ۴/۱۱۲ میکرولیتر بر لیتر هوا است. دورکنندگی چهار غلظت ۹۳/۰، ۶۲/۰، ۳۱/۰ و ۱/۰ میکرولیتر بر سانتی‏مترمربع به ترتیب ۲/۵۴، ۸/۸۸، ۴/۹۴ و ۴/۹۴ درصد بود. در این تحقیق میانگین دورکنندگی روی حشره ۸۳ درصد محاسبه شد که از میزان غلظت‏ها تبعیت نمی‏کرد (باقری و همکاران، ۱۳۹۰).
بررسی سمیت تنفسی اسانس برگ گیاهان اکالیپتوسE. camaldulensis و بطری‏شور Callistemon viminalis Gaertn. روی حشرات کامل ۱ تا ۳ روزه شپشه‏ی آرد T. confusum و روی لاروهای ۵ و ۲۰ روزه آن نشان داد که با افزایش غلظت اسانس و زمان اسانس‏دهی مرگ‏و‏میر افزایش می‏یابد. لارو‏های ۵ روزه نسبت به حشرات کامل و حشرات کامل از لاروهای ۲۰ روزه حساسیت بیشتری به اسانس‏های به کار رفته نشان دادند (حمزه‏وی و همکاران، ۱۳۹۰).
در پژوهشی سمیت تنفسی ۲۸ اسانس گیاهی مختلف و ترکیبات اصلی آن‏ها علیه ۴ آفت مهم انباری R. dominica، O. surinamensis، T. castaneum و S. oryzae بررسی شد. در غلظت ۵-۱۵ میکرولیتر بر لیتر هوا ۱۱ اسانس و ۵ جزء از ترکیبات اصلی سمیت بالای تنفسی داشتند. مواد فعال به سه گروه تقسیم شدند. گروه (۱): ترکیبات ترپینن ۴- ال۷۱، ۱و۸ سینئول و اسانس‏های مریم‏گلی، برگ‏بو، رزماری و اسطوخودوس که اثر زیادی روی R. dominica دارند. (۲): ترکیبات لینالول، آلفا-ترپینئول۷۲، کارواکرول۷۳ و اسانس پونه‏کوهی، ریحان، مرزنجوش‏سوری و آویشن که بیشتر روی O. surinamensis تاثیر دارد. گروه (۳): ترکیبات ۱و۸ سینئول و اسانس رازیانه و قرص نعنا که تنها مواد فعال به عنوان ماده‏ی تدخینی روی T. castaneum در تمام آزمون‏ها بود (شایا و همکاران، ۱۹۹۱).
فعالیت تدخینی و تماسی ۱و۸ سینئول و لیمونن روی R. dominica و T. castaneum بررسی شد. براساس نتایج، R. dominica نسبت به T. castaneum به سینئول حساس‏تر است و در واقع سینئول اثر بیشتری نسبت به لیمونن روی R. dominica دارد. لیمونن نیز اثر مشابهی در تلفات حشرات ایجاد کرد با این تفاوت که لیمونن اثر بیشتری روی T. castaneum نسبت به سینئول دارد. در آزمایشات تماسی LC50 برآورد شده‏ی ۱و۸ سینئول روی R. dominica 64/1 میلی‏گرم بر سانتی‏مترمربع و برای T. castaneum 38/1 میلی‏گرم بر سانتی‏مترمربع است. LC50 لیمونن برای T. castaneum، ۲۵/۱ میلی‏گرم بر سانتی‏متر مربع بود. LC50 لیمونن روی R. dominica ارزیابی نگردید زیرا منحنی مرگ‏ومیر به حد بالایی نرسید. این نشان می‏دهد که لیمونن LC50 بالایی برایR. dominica نسبت به ۱و۸ سینئول دارد و به طور کلی ۱و۸ سینئول پتانسیل بالاتری نسبت به لیمونن در کنترل هر دو حشره دارد (پراتس و همکاران۷۴، ۱۹۹۸).
اسانس استخراج شده از برگ‏های زردچوبه Curcuma longa L. از نظر سمیت تماسی، تنفسی و همین‏طور تاثیر روی تولید نسل روی سه سوسک انباری R. domonica، S. oryzae و T. castaneum بررسی شد. افراد بالغ R. dominica در آزمایشات تماسی حساسیت بالایی به اسانس برگ C. longa با LD50 71/36 میکروگرم بر میلی‏گرم وزن بدن حشره نشان دادند، در حالی‏که در آزمایشات تنفسی حساس‏ترین حشره S. oryzae با LC50 36/11 میلی‏گرم بر لیتر هوا بود و LC50 برآورد شده برای سوسک کشیش و شپشه ‏آرد به ترتیب ۶۵/۱۳ و ۶۲/۱۹ میلی‏گرم بر لیتر هوا بود (تریپاتی و همکاران۷۵، ۲۰۰۲).
فعالیت حشره‏کشی اسانس ۷ گونه گیاهی شامل کافور Cinnamomum camphora L.، گونه‏ای از علف لیمو با نام Cymbopogon winterianus Jowitt، بابونه‏ی آلمانی Matricaria chamomilla L.، Morelia viridis Forum.، بادام Prunus amygdalus Dulcis.، رزماری Rosemarinus afficinalis L. و لیموترش Schizandra chinensis Turcz. روی O.surinamensis و T. castaneum در ۵ غلظت و سه زمان (۳ روز، ۱ هفته و ۲ هفته) بررسی شد. نتایج نشان داد که در غلظت ۱۲۵/۰ درصد وزنی/وزنی C. winterianus سمیت بیشتری داشت و بعد از آن M. chamomallia، M. viridis و P. amygdalus بیشترین اثر را از خود نشان دادند که تلفات ناشی از آن‏ها به ترتیب ۹۰، ۵/۸۸، ۳/۸۸ و ۳/۸۳ درصد بود. در بالاترین غلظت هم S. chinensis با ۳/۹۸ درصد بیشترین مرگ‏ومیر را داشته و بعد از آن M. viridis، C. camphora و C. winterianus با ۷/۹۶، ۳/۹۳ و ۹۰ درصد تلفات در رده‏های بعدی قرار می‏گیرند. نتایج نشان داد که M. viridis اثر قابل توجهی نسبت به سایر اسانس‏ها روی شپشه‏دندانه‏دار داشته و این حشره نسبت به شپشه‏آرد در برابر اسانس‏های آزمایش شده حساس‏تر است. نتایج حاکی از ارتباط‏ی مستقیم تلفات با زمان بود (الجابر۷۶، ۲۰۰۶).
در آزمایش سمیت تنفسی زنیان Carum copticum C. B. Clarke. روی حشرات کامل دو آفت انباری S. oryzae و T. castaneum، حساسیت S. oryzae نسبت به T. castaneum به طور معنی‏داری بیشتر بود، به گونه‏ای که LC50 به دست آمده برای S. oryzae برابر ۹۱/۰ میکرولیتر بر لیتر و برای T. castaneum برابر ۱۴/۳۳ میکرولیتر بر لیتر می‏باشد. میزان تلفات این آفات در غلظت‏های بالاتر از ۲/۱۸۵ میکرولیتر بر لیتر و با ۱۲ ساعت قرارگیری در معرض اسانس به ۱۰۰درصد رسید (صحاف و همکاران۷۷، ۲۰۰۷).
کوکو و چاندرپایتا۷۸ (۲۰۰۹) دورکنندگی، سمیت تدخینی و تماسی اسانس میوه‏ی Litsea cubeba Lour. را روی S. zeamais و T. castaneum بررسی کردند. در تمام غلظت‏های به کار رفته در آزمایشات دورکنندگی (۱، ۲، ۳، ۴ و ۵ میکروگرم بر سانتی‏مترمربع) T. castaneum عکس‏العمل بیشتری نشان داد. دورکنندگی اسانس با غلظت ارتباط‏ی مستقیم داشت. LC50 برآورد شده‏ در آزمایشات تنفسی به ترتیب ۴۶/۹۲ و ۵۷/۵۴۹ میکرولیتر بر لیتر هوا بعد از ۲۴ ساعت بود که نشان داد S. zeamais در مقابل اسانس حساسیت بیشتری نسبت به T. castaneum داشت. در آزمایشات تماسی وقتی اسانس در سطح پشتی بدن حشرات قرار گرفت، بالغین S. zeamais نسبت
به T. castaneum تلفات بیشتری نشان دادند. نتایج این آزمایشات نشان داد هگزان و متانول عصاره برگ این گیاه سمیت تغذیه ای، تماسی و تدخینی برای این دو گونه حشره دارد (کوکو و چاندرپایتا، ۲۰۰۹).
در پژوهشی فعالیت دورکنندگی چند اسانس گیاهی (دارچین، فلفل قرمز و فلفل سیاه) روی سه گونه آفت انباری مورد بررسی قرار گرفت. گونه‏های پودر شده با غلظت‏های ۰، ۲۵/۰، ۷۵/۰، ۵/۱ و ۵/۲ درصد بر پایه‏ی وزنی/وزنی۷۹ در ۲۰۰ گرم گندم از طریق یک قیف بلند ریخته شد. نتایج حاکی از آن بود که تمام پودرهای گیاهی آزمایش شده فعالیت دورکنندگی علیه سه آفت انباری تحت بررسی T. castaneum، R. dominica و Sithophilus granarius L. داشتند و در بین این سه حشره اثر دورکنندگی اسانس‏ها روی S. granarius بیشتر از دو حشره‏ی دیگر بود. در بالاترین غلظت و بیشترین زمان دانه‏های گندم تیمار شده با پودر دارچین بیشترین دورکنندگی را برای S. granarius (5/95 درصد بعد از ۱ ساعت)، دانه‏های تیمار شده با فلفل قرمز بیشترین دورکنندگی را برای T. castaneum (5/72 درصد بعد از ۶ ساعت) و فلفل سیاه بیشترین دورکنندگی را برای R. dominica (75/58 درصد بعد از ۲۴ ساعت) نشان داد. نتایج این آزمایش نشان داد که افزایش دز مصرفی مانند افزایش دوره‏های زمانی باعث افزایش دورکنندگی در تمام موارد می‏شود (شایسته و عاشوری۸۰، ۲۰۱۰).
اثر تدخینی اسانس ترب‏کوهی۸۱ روی S. zeamais و R. dominica در ۵ غلظت ۵/۱، ۳، ۶، ۱۲ و ۲۴ ppm به دو صورت بخوردهی روی ذرت، گندم و برنج و همین‏طور به شکل بدون وجود دانه انجام شد. در آزمایشاتی که بدون دانه انجام شد، بیشترین کشندگی در غلظت‏های پایین روی هر دو حشره بعد از ۱۲ ساعت مشاهده شد. LC50 محاسبه شده برای S. zeamais و R. dominica به ترتیب ۶۴/۰ و ۶۹/۰ میکروگرم بر میلی‏لیتر محاسبه گردید (زی و همکاران۸۲، ۲۰۱۰).
ترکیب شیمیایی و اثرات سمیت تنفسی اسانس

Leave a comment