دانلود پروژه واكنشهای پسیكوفیزیولوژیكال و اختلالات شبه جسمی و خواب – قسمت چهارم

دانلود پایان نامه

قدم بعدی در درمان شناسایی و كشف دفاعهای بیمار است. درمانگر باید با دقت تمام به جلو برود. به بیمار كمك كند كه كشف كند، تست كند و با مكانیسم های Coping بیشتر تطابق پیدا كند. پرستار می تواند بیمار را به استفاده از رفتارهای جدید تشویق كند و به بیمار در جهت ایجاد اعتماد به نفس كمك كند. پرستار باید نسبت به علائم افزایش اضطراب آگاه باشد و آنرا فوری گزارش كند.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

اگر درمان بسیار سریع باشد ممكن است اختلال فیزیكی بدتر شود. به منظور مطلوب شدن هرچه بیشتر عملكرد بیمار، ممكن است درمانگر تغییراتی را در محیط زندگی او ایجاد كند.

خانواده یك سیستم است و تغییر در یكی از اجزای آن نیازمند تطابق در قسمتهای دیگر آن است.

مهم است كه هر احساس مخفی شده ای مورد بحث واقع شود تا از خلق یك استرس جدید در بیمار جلوگیری به عمل آید. اگر اعضای خانواده حمایتگر باشند ممكن است درمان خانوادگی ضروری باشد.

از آنجا كه سیستم های حمایتی اجتماعی موظفند به بیماران در جهت تطابق با بیماریشان كمك كنند. پرستار می تواند در جستجوی افرادی كه حمایت خانوادگی ندارند كمك كند.

پرستاران باید آگاه باشند كه پدیده انتقال متقابل غالباً رخ می دهد، لذا واكنش نسبت به این رفتار از طریق مخالفت یا خشم فقط اضطراب بیمار و موقعیت او را بدتر می‌سازد. پیشنهاد می شود برای پرستارانی كه با این نوع بیماران كار می كنند یك نظارت عالی كلینیكی بوسیله یك روان پرستار با تجربه اعمال شود. اگر تعداد محدودی از پرستاران برای مراقبت از این بیماران در نظر گرفته شود باعث یك ارتباط اعتماد برانگیز خواهد شد.

صحبت های یك بیمار

همه آنچه من می خواهم انجام بدهم این است كه احساس بهتری داشته باشم. همسرم می گوید كه من بانی همه شكایات هستم، اما چه كسی دلش می خواهد بیمار باشد؟ این خوب نیست كه با سر درد به رختخواب رفت و با پشت درد از رختخواب بلند شد. از طرفی پزشك ها می گویند كه من مشكلی ندارم. پس ماجرا چیست؟

حالا من با پرستاری كار می كنم كه به من كمك می كند تا عادات جدیدی كه ممكن است به شرایط فیزیكم كمك كند یاد بگیرم. او به من یاد داده كه وقتی در فشار و درد هستم چگونه خودم را آرام سازم.

او به من فعالیتهایی را پیشنهاد كرده تا در موقعیتهایی كه مشكلات فیزیكی ام تشدید می شود، انجام دهم. ولی آیا موثر خواهند بود؟ از آنجا كه تازه شروع كرده ایم، نمی‌دانم. اما می دانم كه او حداقل فردی است كه می توانم با او صحبت كنم و كسی است كه در جدال من با احساسات گذشته من را حمایت می كند.

جدول 2-15: استراتژیهای بهداشتی خواب

·     ساعت منظم خواب و بیداری برای هفت روز هفته تهیه نمایید.

·  جهت كمك به شروع خواب و تداوم آن ورزش كنید. اما تمرین های شدید نزدیك به زمان خواب ممكن است در خواب مشكل ایجاد كند.

·     وقتی سعی می كنید كه بخوابید از نگرانی دوری كنید.

·     جهت رفع گاز و آرامش قبل از خواب زمان بندی كنید.

·  از هر چیزی كه در شب با خواب تداخل پیدا می كند ممانعت كنید. مثل استفاده از گوشی زمانیكه هم خواب شما پر سر و صدا باشد.

·  تامین درجه حرارت مناسب در اتاق، حمام گرم یا نوشیدنی گرم قبل از خواب به بعضی در به خواب رفتن كمك می كند.

·  گرسنگی یا سیری زیاده از حد ممكن است با خواب تداخل كند. از مصرف مقادیر زیاد گوشت قبل از خواب ممانعت كنید. در صورتیكه گرسنه اید از یك غذای كربوهیدرات دار سبك استفاده كنید.

·     چرت زدن های زیاد در طول روز ممكن است در خواب شبانه اشكال ایجاد كند.

·  در اتاق خواب نخورید، نخوانید، كار نكنید و تلویزیون تماشا نكنید. اتاق خواب باید فقط برای خواب و یا Sex استفاده شود.

·  وزن قابل قبولی را فراهم كنید. وزن زیاد ممكن است منجر به خستگی روزانه و آپنه خواب شود.

·     اگر بخواب نمی روید، از تخت خواب خارج شوید و به سایر فعالیت ها بپردازید.

آموزش بیمار

آموزش سلامتی به بیماران با اختلال پسیكوفیزیولوژیكال بسیار مهم است. بیمار با شرایط پاتولوژیك ارگانیك معمولاً به ساختاری در مورد مصرف دارو، درمان ها و تغییرات شیوه زندگی خود و خانواده نیاز پیدا خواهد كرد. همچنین به اطلاعاتی در مورد پیگیری مراقبتی و كنترل بحران نیازمند است. بعلاوه بیماران باید در مورد راههای تطبیق با اضطراب و استرس آموزش ببینند. كلاسهای گروهی ممكن است بیماران را قادر سازد كه تجربیاتشان را به دیگران منتقل كنند و در مورد رفتارهای Coping به یكدیگر كمك كنند.

بیمارانی كه در تطابق موفق بوده اند می توانند معلم های موثری جهت استراتژیهای Coping باشند.

حمایت فیزیولوژیكال

تعدادی از درمان های فیزیولوژیكال توسط پرستاران انجام داده می شود. یادگیری آرامسازی می تواند بسیار كمك كننده باشد. تشویق به فعالیتهای بدنی راه مثبت دیگری است در جهت كاهش استرس و آن فعالیتی موثر است كه بیمار از آن لذت ببرد.

مشاوره تغذیه ممكن است در ساختن مقاومت بیمار نسبت به استرس و بیماری كمك كننده باشد. بیماران تحت استرس نباید از محركها مانند كافئین در رژیم غذایی استفاده كنند. ممكن است آنها در مورد تعیین مواد یك رژیم مناسب، نیاز به یادگیری داشته باشند و در طرح یك غذای میزان شده نیاز به كمك داشته باشند. یك بیمار وابسته به الكل یا دارو جهت تطابق با استرس نیاز به تشویق بیشتری برای پیدا كردن مكانیسم های تطابقی می باشد.

بالاخره، درمان‌موثر اختلالات خواب كه نیازمند شناسایی علل زیر بنایی آن می‌باشد. داروها و الكل خواب منقطع ایجاد می كنند. همانطور كه نوشابه های كافئین دار این كار را انجام می دهند. نداشتن عادتهای بهداشتی خواب ممكن است یك مشكل باشد و بیمار می تواند به ایجاد استراتژیهای بهداشتی مناسب خواب تشویق شود (جدول 2-15). داروهای خواب آور می توانند كمك كننده باشند اما این داروها بعلت ریسك وابستگی شدید آنها باید از نظر زمانی بطور محدود استفاده شوند.

خلاصه طرح مراقبتی پرستاری برای بیماران با واكنشهای ناهنجار تطابقی در صفحه 42 ارائه شده است.

ارزیابی

ارزیابی مراقبتهای پرستاری بیماران با بیماریهای پسیكوفیزیولوژیكال براساس شناسایی اهداف مراقبتی این بیماران است. اگر اهداف بدست نیامد. پرستار باید سوالات زیر را پاسخ دهد.

  • آیا ارزیابی جهت شناسایی دقیق مسئله به اندازه كافی كامل بود؟
  • آیا بیمار موافق اهداف بود؟
  • آیا وقت كافی برای بدست آمدن اهداف گذاشته شد؟
  • آیا من مهارت كافی برای انجام یك مصاحبه مطلوب را داشتم؟
  • آیا از نظر محیط مضیقه ای كه روی تحصیل اهداف تأثیر بگذارد وجود داشت؟
  • آیا استرسورهای اضافی توانایی بیمار را جهت تطابق كردن تغییر داده بود؟
  • آیا برای بیمار اهداف قابل دسترسی بود؟
  • آیا ارزیابی های متغیری باید انجام می شد؟

مراقبت از این بیماران واقعاً پیچیده است، پرستار ممكن است طرح درمانی را بارها قبل از پیدا كردن یك برنامه موفقیت آمیز تنظیم كند.

مهمترین مسئله این است كه سعی كنیم بیمار را به تلاش دائم برای پیدا كردن سلامتی اش تشویق كنیم.

ماخذهای پیشنهادی

بخش 2: ارتباط درمانی پرستار و بیمار

بخش 4: یك مدل تطابقی استرس

بخش 5: زمینه بیولوژیكال مراقبت پرستاران

بخش 12: مداخله در بحران

بخش 14: واكنشهای اضطرابی و اختلالات اضطرابی

بخش 22: واكنشهای غیر مستقیم شیمیایی و اختلالات وابسته به مواد

بخش 25: داروشناسی

بخش 28: شناخت- رفتار درمانی

خلاصه

1- تسلسل واكنشهای احتمالی پسیكوفیزیولوژیكال نسبت به استرس بر پایه تئوری Selye شامل مراحل اخطار، مقاومت و تخلیه است.

2- رفتارهای بیماران وابسته به واكنشهای پسیكوفیزیولوژیك شامل موقعیتهای فیزیكی تحت تأثیر قرار گرفته بوسیله فاكتورهای پسیكولوژیكال، علائم پسیكولوژیكال جسمانی كردن، علائم تبدیلی، بدریختی بدن، اختلال درد، اختلال خود بیمار انگاری و مشكلات خواب است.

3- فاكتورهای مستعد كننده از قسمتهای بیولوژیك، پسیكولوژیك و فرهنگی- اجتماعی تشكیل شده اند. استرسورهای فعال كننده شامل تجربه های استرس آمیز هستند.

4- مكانیسم های تطابقی متعددی در واكنشهای پسیكوفیزیولوژیكال استفاده می‌شوند مانند واپس زدن، انكار، تبدیل و پس رفت.

5- تشخیص های اولیه پرستاری NANDA برای واكنش های پسیكوفیزیولوژیكال تطابق مختل، درد مزمن و اختلال در الگوی خواب می باشد.

6- تشخیص های اولیه DSM-IV تحت عناوین اختلال سوماتوفرم، اختلال خواب و فاكتورهای پسیكولوژیكال موثر در موقعیتهای طبی، دسته بندی شده اند.

7- نتیجه قابل انتظار از مراقبت های پرستاری آن است كه بیمار بتواند احساساتش را بجای آنكه بصورت علائم فیزیكی بروز دهد با زبان بیانی توضیح دهد.

8- مداخلات شامل ارزیابی های پسیكولوژیكال، آموزش بیماران و حمایت فیزیولوژیكال آنان می باشد.

9- مراقبت از این بیماران پیچیده است و پرستار ممكن است برنامه درمانی را قبل از دست یابی به یك ارزیابی موفقیت آمیز چندین بار اصلاح كند.

مراقبت شایسته

یك مثال كلینیكی از یك روان پرستار

ایجاد ارتباط با بیمارانی كه مبتلا به اختلالات پسیكوسوماتیك هستند اغلب برای شاغلین مراقبت های پزشكی مشكل است. انكار بیمار و عدم پذیرش تشخیص توسط بیمار، فرآیند ارتباط را سخت تر می كند. كاركنان روانپزشكی و اعضای خانواده زمانی به دخالت فراخوانده می شوند كه مراقبت های اولیه پزشكی كفایت نكند و بیمار نیاز به یك ارزیابی روانپزشكی داشته باشد.

من در شیفت عصر روی یك بیمار بستری كار می كردم. وقتی خانم O كه زن مسنی بود خودش جهت بستری شدن مراجعه كرد، خوب لباس پوشیده بود و سرحال بنظر می رسید. تاریخچه پزشكی او نشان می داد كه طی 2 ماه گذشته، هفته ای یكبار به پزشك خانوادگی و واحد اورژانس مراجعه كرده بود.

نتایج كلیه مطالعات تشخیصی در مورد وی منفی بود. خانم O اشاره كرد كه او توسط پزشك خانوادگی جهت پیگیری تشخیص به بیمارستان ارجاع داده شده است. براساس یك ارزیابی پسیكولوژیكال مشخص شد كه همسر او اخیراً فوت كرده است و او به تنهایی زندگی می كند. سه روز پس از بستری شدن، كارمندان به او توضیح دادند كه به چه علت بستری شده است و او علیرغم دستورات با عصبانیت آنجا را ترك كرد.

سه هفته بعد بعلت آنكه خانم O بطور پیوسته به اورژانس و پزشك خانوادگیشان مراجعه می كرد. پسرش ترتیبی داد تا او مجدداً بستری شود. وی بعلت بستری شدن اجباری در بیمارستان نسبت به پسرش خشمگین بود. خانم O در این مدت خسته بنظر می آمد. شكایت اصلی او لرزش و یك عفونت عمومی در سراسر بدنش بود كه باعث یك ترشح واژینال شده بود. پزشك خانوادگی به او نگفته بود كه نمی تواند هیچ نكته مثبت فیزیكال در وی پیدا كند. او شروع به تجویز داروهای ضد افسردگی كرد. طی 2 هفته ای كه در بیمارستان بستری بود. بیشتر وقتش را صرف ایجاد ارتباط با دیگران می كرد. او علاقه ای به پسیكوتراپی نشان نمی داد و از همكاری با پرستاران جهت درمان امتناع می كرد.

تقریباً دو ماه بعد در سومین دوره بستری پزشك خانوادگی خانم O هنوز به او نگفته بود كه فكر می كند وی یك اختلال پسیكوسوماتیك دارد. در این زمان او بنظر یك بیمار جسمانی می آمد. خانم O بیشتر روزها را در رختخواب می گذراند و مرتب از لرزش و ترشح واژینال شكایت داشت. او خوردن داروهای ضد افسردگی را بلافاصله پس از ترخیص قطع كرد. او نسبت به بچه هایش خشمگین بود و فكر می‌كرد كه آنها علیه وی هستند. او نمی توانست درك كند چرا فرزندانش قبول نمی‌كنند كه او واقعاً بیمار است. پس از سه هفته درمان خانم O مرخص شد.

2 سال بعد من خانم O را در یك بیمارستان روانپزشكی دیدم. واضح است كه این یك داستان موفقیت آمیز نیست. در حقیقت این مسئله به من در مورد مشكلات غیر بهداشتی جسمی و سیستم های روانپزشكی مراقبت كه در آن بیماران بعنوان قطعاتی جدا از هم درمان می شوند چیزهایی یاد داد. همچنین متوجه شدم كه من مسئولیتی در مورد خانم O احساس نكردم. این روزها اغلب به او فكر می كنم. حالا من برای درمان چنین بیماری بطور وسیع حمایت می كنم. این حمایت درمانی نیز باید براساس توجه به دیدگاه آنها باشد نه محدوده تنگ و تاریك تعاریف اجتماعی ما كه مراقبت پزشكی توصیف می شود.

خلاصه طرح مراقبتی پرستاری

واكنشهای ناهنجار تطابقی پسیكوفیزیولوژیكال

تشخیص پرستاری: تطابق مختل

نتیجه قابل انتظار: بیمار قادر خواهد بود كه احساساتش را بجای آنكه با علائم فیزیكال بروز دهد، بطور زبانی بیان نماید.

اهداف كوتاه مدت مداخله توضیح اصول
بیمار محدوده های استرس، تعارض، احساسات افكار و رفتارهای وابسته به آنها را تشخیص دهد. با مرور حوادثی كه گسترش علائم فیزیكی را ایجاد می كند، بیمار را در تشخیص موقعیتهای استرس آمیز یاری كنید. ارتباط بین شناخت، احساسات و رفتارها را تسهیل سازید. عدم توانایی برای مقابله كردن با تعارض های روانی كه منتج به اضطراب و استرس می شود باعث اختلال در عملكرد فیزیولوژیكال می‌شود.
بیمار دفاع های فعلی را توصیف كند و همچنین ارزیابی كند كه تطابقی هستند یا غیرتطابقی. به آهستگی دفاع ها را آنالیز كنید رفتارهای متغیر Coping را با بیمار استخراج كنید. نباید به دفاع های بیمار حمله شود. پرستار باید از دست آوردهای مثبت بیمار حمایت كند.
بیمار دو مكانیسم جدید تطابقی را جهت مقابله با استرس اتخاذ كند. بیمار را بخاطر رفتارهای تطابقی جدید مورد تشویق قرار دهید.

از آزمایش كردن مكانیسم های جدید توسط بیمار حمایت فعال نمایید.

حمایت از خانواده و سایر نزدیكان را جهت تقویت تغییرات وارد لیست خود نمایید.

تغییرات نیازمند زمان و حمایت تشویقی دیگران است. بویژه خانواده می توانند سهم مهمی درتطابق بهتر بیمار داشته باشند.
بیمار كاهش در علائم فیزیكی و سلامتی بیشتر بیولوژیكی را نشان دهد. به بیمار آرامسازی را آموزش دهید. جهت كاهش استرس فعالیت بدنی را تشویق نمایید.

در مورد وضعیت تغذیه بیمار مشاوره نمایید عادتهای خواب بیمار و سایر الگوهای بهداشتی مناسب خواب را بررسی نمایید.

خوب بودن نیازمند تعادل بین نیازهای بیولوژیك و پسیكوسوسیال است.

مداخله ای كه روی نیازهای فیزیولوژیكال بیمار متمركز شود می‌تواند به برگشت سلامتی بیولوژیكال بیمار كمك كند.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment