دانلود پروژه واكنشهای پسیكوفیزیولوژیكال و اختلالات شبه جسمی و خواب – قسمت سوم

دانلود پایان نامه

طرح آموزش بیمار- آموزش استراتژیهای Coping

موضوع فعالیتهای ساختاری ارزیابی
تعریف استرس احساساتی كه دلالت بر استرس دارند را لیست نمایید راجع به رفتارهایی كه با افزایش استرس همراه هستند بحث كنید بیمار رفتارهایی را كه همراه با موقعیتهای استرس آمیز دارد مشخص می كند.

 

شناسایی موقعیتهای استرس آمیز از بیمار بخواهید راجع به موقعیتهایی كه بعنوان موقعیت استرس آمیز تجربه كرده توضیح دهد. بیمار دقیقاً یك تجربه استرس آمیز را تشخیص خواهد داد.
نقش آن موقعیت را بازی كنید (در صورت امكان با ویدئو) راجع به رفتارهای وابسته به استرس و احساساتی كه تجربه می‌شود بحث كنید.
توصیف استرسورهای شایع زندگی از بیمار بخواهید موقعیتی كه تولید استرس می كند را توضیح دهد. بحث را به سمت المانهای شایع تجربیات استرس آمیز هدایت كنید. بیمار نماهای استرس آمیز زندگیش را شناسایی خواهد كرد.
تشخیص مكانیسم های Coping موقعیتهای استرس آمیز را با بازیگری تكرار كنید راجع به راههای تطابق با استرسورها بحث كنید حداقل یك مكانیسم تطابقی را با بازی نمایش دهید. بیمار زمانی كه استرس را تجربه می كند، یك مكانیسم Coping مناسب را انتخاب خواهد كرد.

 

 

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

تشخیص های طبی وابسته

اختلالات طبی وابسته به واكنش های پسیكوفیزیولوژیكال غیر تطابقی تحت گروههای عمومی اختلالات سوماتوفرم، اختلالات خواب و فاكتورهای پسیكولوژیكال كه شرایط طبی را تغییر می دهند، دسته بندی می شوند.

تشخیص های طبی و پرستاری وابسته به بیماریهای پسیكوفیزیولوژیكال
(NANDA) تشخیص های پرستاری وابسته

«تطابق مختل»

اضطراب

نقص در تصویر بدن

یبوست

تطابق غیر موثر

انكار غیر موثر

اسهال

نقص در فعالیتهای انحرافی

فرآیند فامیلی تغییر یافته

ترس

تبادل گاز مختل

ابقای سلامتی تغییر یافته

نا امیدی

اختلال در حركت

تغذیه كمتر از نیاز بدن

«درد مزدمن»

ضعف

نقص در مراقبت از خود

اعتماد به نفس پایین مزمن

اعتماد به نقص پایین موقعیتی

اختلال در سلامتی پوست

«نقص در الگوی خواب»

تداخل اجتماعی مختل

جدایی اجتماعی

دیسترس های مذهبی

(DSM-IV) تشخیص های طبی وابسته

اختلال جسمانی كردن

اختلال تبدیلی

بیمار انگاری

اختلال بدریختی بدن

اختلال درد

بی خوابی اولیه

پرخوابی اولیه

ناركولپسی

اختلال تنفسی وابسته به خواب

اختلال ریتم خواب و چرخه خواب و بیداری

فاكتورهای پسیكولوژیكال موثر بر موقعیتهای طبی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تشخیص های دقیق وابسته به واكنشهای پسیكوفیزیولوژیكال
تنه تشخیص NANDA مثال
تطابق مختل مثال: تطابق مختل وابسته به ترس از گرفتن مسئولیتهای بزرگسالی می تواند منجر به مشكلات متعدد بدنی گردد.

تطابق مختل وابسته به عدم توانایی بیان احساسات خشم آلود و رقابت جویانه می تواند منجر به افزایش فشار خون گردد.

درد مزمن درد مزمن وابسته به تعارضات ازدواج می تواند باعث درد مزمن پشت و مشكلات وابسته به راه رفتن گردد.

درد مزمن وابسته به فشارهای كاری منجر به گزارشات سردرد می‌شود.

اختلال در الگوی خواب اختلال در الگوی خواب وابسته به موضوعات خانوادگی و مالی منجر به‌مشكل خواب رفتن و بیداریهای مكرر در طول شب می‌شود.
تشخیص های DSM-IV نماهای اصلی
اختلال جسمانی كردن یك تاریخچه از شكایات فیزیكی كه قبل از سن 30 سالگی شروع می شود. در طول یك پریود از سالها شروع شده و منجر به درمان و یا اختلال در عملكرد شغلی و اجتماعی شده است. بیمار بایستی حداقل 4 علامت درد، 2 علامت گوارشی- یك علامت جنسی و یك علامت از اختلال عصبی را داشته باشد.
اختلال تبدیلی یك یا بیشتر از یك علامت یا نقص عملكرد موتوری یا حسی. فاكتورهای پسیكولوژیكال با علائم یا نقص ها بعلت تشدید یا شروع علائم بوسیله تعارضات همراه هستند. علائم یا كاستی‌ها نبایستی كاملاً با موقعیتهای پزشكی یا نورولوژیك یا رفتارهای فرهنگی قابل توجیه باشند.
بیمار انگاری مشغولیت همراه با ترس از داشتن یك بیماری یا مشغولیت توام با این عقیده كه فرد یك بیماری جدی براساس سوءتعبیر كردن علائم بدنی دارد. مشغولیت ذهنی علیرغم ارزیابی های پزشكی مناسب و اطمینان بخش مقاوم است و حداقل باید برای شش ماه تداوم داشته باشد و منجر به دیسترس یا اختلال در عملكرد شود.
اختلال بدریختی بدن مشغولیت ذهنی با یك نقص تصوری و یا شدت یافته ظاهری كه باعث دیسترس و یا اختلال عملكرد شود.
اختلال درد درد در یك یا بیشتر از یك منطقه آناتومیكال به شدتی كه توجه كلینیكی را به خود جلب كند و باعث دیسترس یا اختلال در عملكرد شود. فاكتورهای پسیكولوژیكال نقش مهمی در شروع، شدت، بدتر شدن و یا تداوم درد دارند.
بی خوابی اولیه مشكل در شروع و یا ماندگاری خواب یا خواب منقطع برای حداقل 1 ماه كه باعث دیسترس و یا مشكل در عملكرد شود.
پرخوابی اولیه خواب آلودگی شدید برای حداقل 1 ماه بصورت یك اپی زود طولانی مدت خواب یا اپی زود خواب در طول روز كه باعث دیسترس و یا اختلال عملكرد شود.
ناركولپس حملات مقاوم خواب در طول روز كه حداقل 3 ماه همراه با كاتالپسی (دوره های كوتاه مدت از فقدان ناگهانی تون عضلانی) و توهم یا فلج خواب در شروع یا پایان خواب همراه است.
اختلال تنفس وابسته به خواب اختلال خواب كه منتج به خواب آلودگی شدید و یا بی خوابی می‌شود و بدنبال آن آپنه خواب یا سندرم هیپوونتیلاسیون آلوئولی مركزی رخ می دهد.
اختلال وابسته به ریتم خواب و بیداری الگوی مقاوم و عود كننده نقص خواب كه منجر به خواب آلودگی شدید یا بی خوابی می شود و بدنبال عدم تطابق بین الگوی چرخه خواب و بیداری بیمار با چرخه خواب و بیداری محیط باشد و منجر به دیسترس و یا اختلال در عملكرد شود.
فاكتورهای روانی موثر بر شرایط طبی حضور یك موقعیت طبی كه در آن فاكتورهای پسیكولوژیكال در علت، تداخل با درمان و افزایش ریسك های سلامتی دخیل باشند.

شناسایی نتایج

نتیجه مورد انتظار پس از كاركردن با یك بیمار با واكنشهای غیرتطابقی پسیكوفیزیولوژیكال این است كه بیمار احساسات را بیشتر بطور گفتاری بیان نماید تا از طریق علائم فیزیكی. این یك هدف طولانی مدت می باشد و ممكن است برخی افراد به آن نرسند. علیرغم این مسئله، می بایست افزایش خود آگاهی برای بیماران قابل دسترس گردد. توانایی برای مقابله با تعارض، نیاز بیمار را برای استفاده از واپس زدن و انكار كاهش می دهد. لذا به بیمار اجازه می دهد با اپی زودهای كمتر بیماری فیزیكال و همین طور مسائل مربوط به درد و خواب مواجه شود. استقرار اهداف با این بیماران اغلب مشكل است.

هدف اولیه بیمار از بین رفتن علائم فیزیكی بیماری از طریق درمان طبی و یا جراحی می باشد و تشخیص تعارض پسیكولوژیكال غیر ضروری دیده می شود. این مقاومت وابسته به نیاز تامین دفاع علیه اضطراب شدیدی است كه منتج به بیماری می شود. پرستار باید اهداف درمانی اصلی را شناسایی كند. پرستار هم چنین می خواهد بیمار را از علائم فیزیكی رهایی بخشد. پرستار باید یك ارتباط اعتماد بر انگیز برقرار سازد بطوریكه بیمار احساس امنیت كرده و شروع به كشف تعارض های بین فردی و احساساتش نماید. پرستاران قادرند بیمار را راضی به ایجاد تغییراتی در روش زندگیشان نمایند. پرستار باید تشخیص دهد كه تغییر در یكی از اعضای خانواده می تواند در سایر اعضا نیز ایجاد تغییر نماید. خانواده ممكن است شریك فعالی در روش رفتاری غیر تطابقی بیمار باشد. در این موارد اهداف باید شامل بهبود روابط بین بیمار و خانواده وی نیز گردد.

برنامه ریزی

طرح مراقبت از این بیماران ممكن است خیلی طولانی باشد. پرستار باید به همه نیازهای فیزیوسوسیال بیمار توجه داشته باشد. بیشتر بیماران در مدتی كه نیازهایی در همه موارد دارند، نیازهای فوری تری در یك محدوده عملكردی دارند. اختلالات فیزیكال گاهی تهدید كننده زندگی هستند. مسائل پسیكوسوسیال مانع از بهبودی بیماری فیزیكال می شود، بنابراین می بایست توجه فوری به آن مبذول گردد.

اجرا

بیماران مبتلا به بیماریهای پسیكوفیزیولوژیكال اكثراً در بیمارستانهای عمومی و سرویس‌های سرپایی دیده می شوند. آنها معمولاً به علت علائم وابسته به عملكرد فیزیولوژیكال، مراقبت های سلامتی را جستجو می كنند. فقط بعد از آزمایشات طبی می‌توان نقش استرس های پسیكوسوسیال را در اختلال ارزیابی كرد.

در بعضی موارد اختلال پاتوفیزیولوژیكال دخالت طبی را ایجاب می كند. اگر شرایط طبی تهدید كننده زندگی است این مداخله برتری بالاتری می یابد. برای مثال یك بیمار با زخم خونریزی دهنده نیاز به یك مراقبت شدید برای حفظ زندگی دارد. با وجود این زمانیكه بحرانهای فیزیكی مرتفع شدند پرستار می تواند بیمار را در جهت جلوگیری از مسائل مشابه در آینده كمك نماید. بیماریهای فیزیكی با علل پسیكوسوسیال نیاز به دسترسی به مراقبتهای پرستاری دارند.

مراقبتهای پرستاری مهارت یافته و دلسوزانه نسبت به نیازهای فیزیكال بیماران اولین قدم در ایجاد ارتباط اعتماد برانگیز است. فردی كه درد دارد، خونریزی دارد یا راش دارد، نمی تواند هیجانات یا ارتباطات بین فردی را تحلیل كند.

مهمترین اصل برای بیماران تعیین حدود استرس آنها و حتی المقدور اقدام عملی جهت كاهش آنها می باشد. استرس و اضطراب ریشه مسائل این بیماران می باشد.

گرایشات پسیكولوژیكال

علائم پسیكوفیزیولوژیكال از فرد در مقابل اضطراب دفاع می كند. بعضی بیماران آنرا بعنوان فریاد كمك انتخاب می كنند و بدینوسیله از ایمپالس های پرخاشگرانه یا جنسی حمایت می شوند. پرستار نباید برای بیمار توضیح دهد كه مسائلش كاملاً پسیكولوژیكال است. بیمار هشیارانه در صدد افزایش فشار خون و یا یك اختلال تبدیلی نمی باشد و مسئله غامض این اختلال این است كه بیمار هشیارانه هیچ چیز را بیشتر از اینكه مراقبت بشود، دوست ندارد. شناسایی هشیارانه نقش پسیكولوژیكال علائم، اهداف آنها را شكست می دهد و آنها بطور شدیدی مقاوم می شوند. نمونه‌ای از این مقاومت در مثال كلینیكی زیر توضیح داده شده است.

مثال كلینیكی

خانم W یك زن 23 ساله ایست كه با یك تاریخچه شروع ناگهانی كوری در بیمارستان عمومی بستری شد. هیچ مشكل پاتوفیزیولوژی كه چشم ها را مورد تأثیر قرار دهد، یافت نشد. او در سن 5 سالگی شاهد خودكشی پدرش بوسیله شلیك گلوله بوده است. او هیچ خاطره ای از آن ماجرا را به یاد نمی آورد.

دوست پسر او اخیراً افكار خودكشی داشته است. بنظر می رسید كه كوری یك واكنش تبدیلی بود. پزشك تصمیم گرفت كه با خانم W در حالیكه وی با سدیم آموباربیتال خواب آلوده شده بود مصاحبه كند و آنرا با ویدئو ضبط كند. طی مصاحبه خانم W قادر بود ببیند. او منوی روزانه را خواند و گفت كه ساعت چه زمانی را نشان می دهد. او همچنین حادثه ای كه برای پدرش اتفاق افتاده بود را توضیح داد. وقتی خواب آلودگی تمام شد، خانم W دوباره كور بود. در طول مدتی كه او نوار ویدئویی را می دید در حقیقت توانایی دیدن را پیدا كرده بود. با وجود این وقتی به قسمتی كه حادثه خودكشی پدرش را توضیح می داد، رسید او كر شد.

تشخیص های انتخابی پرستاری

  • انكار حوادث اولیه زندگی بوسیله كوری و كری.
  • تداخل اجتماعی مختل افكار افسردگی دوست پسرش، باعث تشدید علائم فیزیكی شده است.

در یك اختلال تبدیلی، جانشینی علامتی بجای علامت دیگر دور از انتظار نیست. ایگو در مقابل تجربیاتی كه اضطراب را واپس زده است هنوز نیازمند دفاع است. بیمار واقعاً نیازمند كمك است. وقتی تعارض حل شود علائم از بین می روند. علت این امر آن است كه دیگر احتیاجی به آنها نمی باشد.

مهارت زیادی جهت مصاحبه درمانی با بیمار دارای واكنشهای پسیكوفیزیولوژیكال ناهنجار انطباقی لازم است.

درمان پسیكولوژیكال شامل درمان حمایتی، بینش درمانی، گروه درمانی، آموزش آرام سازی و دارو درمانی می باشد.

پرستار باید حمایتگر باشد و جهت صحبت با بیمار قابل دسترس باشد. پرستار باید مراقبت های فیزیكی را نیز فراهم نماید. فرآیند درمان نیازمند به این است كه احساسات پوشیده بیمار شناسایی شود و رویارویی حمایتی انجام شود. از آنجا كه بیمار از خشم خود آگاه می شود بیان مناسب آن ممكن است مشكل باشد. پرستار باید سعی بیمار را در جهت بیان خشم بعنوان سلامتی قبول كند. گاهی اوقات بیماران در این مرحله از درمان بعنوان فردی خشمگین و یا خرابكار توسط پرستاران برچسب زده می شوند.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment