دانلود پروژه رشته پزشکی در مورد مفهوم واقعی تغییر جنسیت – قسمت چهارم

دانلود پایان نامه

همه‌گیرشناسی

تقریبا اطلاعاتی در مورد شیوع اختلالات هویت جنسی در بین كودكان، نوجوانان و بزرگسالان در دست نیست. اكثر تخمینهای شیوع بر تعداد كسانی كه در جستجوی درمان برای تغییر جنسیت برمی آیند متكی است. به طوری كه از تخمینها برمی آید تعداد مبتلایان در جنس مذكر بیشتر است. نسبت پسرها به دخترها در سه كلینیك هویت جنسی كودكان بوده است كه همه حكایت از اندك بودن تجربه در مورد دخترهای مبتلا بوده است. این تفاوت ممكن است آسیب پذیری بیشتر پسرها را در مقابل اختلال هویت جنسی و یا حساسیت و نگرانی بیشتر در مورد پسران دارای هویت جنسی را در مقایسه با دختران دارای این صفات نشان می دهند. البته اكثر كسانی كه در پی كمك طلبی برمیآیند مردها هستند. (كاپلان،سادوك).

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

پیش‌آگهی

اطلاعات قابل اطمینان در مورد پیش‌آگهی ترانسسكسوال درمان نشده، در دست نیست. نمونه بالینی حاكی است كه این اختلال پس از تثبیت، سالیان درازی دوام مییابد اما معلوم نیست كه پس از میانسالی ادامه می یابد یا خیر. احتمالاً میزان خودكشی در ترانسسكسوالها بالاتر است. ترانسسكسوال كه در كودكی شروع میشود سیری مزمن دارد. اختلال عملكرد اجتماعی و شغلی در نتیجه تمایل شخص برای شركت در نقش جنسی مطلوب (مقابل) یافته شایعی است. افسردگی نیز شایع است به خصوص اگر شخص از تغییر جنسیت دادن به كمك هورمونها و جراحی دچار یاس و ناامیدی شده باشد. ترانس سكسوالهای مرد ممكن است اقدام به اخته كردن خود نمایند، نه به قصد خودكشی بلكه برای تحت فشار قرار دادن جراح برای مداوا با مسائل آنها (كاپلان،سادوك) .

درمان اختلالهای هویت جنسی

اینك مداخله های موجود برای كمك به افراد مبتلا به اختلالهای هویت جنسی را مورد بحث قرار میدهیم. این روشهای درمانی به دو نوع اصلی تقسیم میشوند : در یك روش سعی میشود تا بدن مشخص متناسب با حالت روانی او تغییر كند، روش دیگر در پی آن است كه حالت روانی فرد مطابق با بدن وی تغییر كند. (آزاد، حسین -1387)

«بازسازی جنسی بوسیله جراحی»

نوآوری در روش جراحی ، همراه با پیشرفت در درمانهای هورمونی در یك فضای فرهنگی-اجتماعی كه اجرای آنها را مجاز سازد، این امكان را پدید آورده است كه بسیاری از تغییر جنسیت گراها آرزوی خود را مبنی بر عضوی از اعضای جنس مخالف شدن دنبال كنند. بازسازی جنسی به وسیله جراحی[1] یك عمل جراحی است كه در آن آلت تناسلی موجود در فرد تغییر جنسیتگرا برداشته شده و به جای آن آلت تناسلی جنس مخالف بازسازی میشود. البته باید به یاد داشت كه این عمل جراحی از نظر زیست شناختی، یك مرد یا یك زن را تبدیل به جنس مخالف نمیكند. در جراحی جنسی بازسازی مرد به زن، آلت تناسلی مردانه به طور كلی برداشته میشود و تنها اندكی از بافتها حفظ میشود تا بدان وسیله یك مهبل مصنوعی تشكیل شود. دست كم یك سال پیش از جراحی، هورمونهای زنانه مناسب داده میشوند تا بدین وسیله سینه ها رشد كند، پوست نرم شود و بدن به شكل دیگری تغییر یابد. پس از جراحی نیز هورمونها باید به طور نامحدود مصرف شوند. بسیاری از تغییر جنسیتگراهای مرد به زن باید تحت الكترولیز گسترده و پرهزینه ای قرار گیرند تا موهای ریش و بدنشان از بین برود. برای زیرآوردن آهنگ صدایشان باید آموزش ببینند، زیرا هورمونهای زنانهای كه تجویز میشوند، موهای بدن و زیر و بمی صدا را به شكل زنانه تغییر نمی دهند (شیرمحمدی،رضا-1377).

برخی از تغییر جنسیتگراهای مرد به زن تحت عمل جراحی پلاستیك نیز قرار میگیرند تا چانه، بینی (سیب آدمی) آنها از بزرگی و حالت مردانه خارج شود. همزمان با این كارها فرد تغییرجنسیتگرا، زندگی كردن به صورت یك زن را در جامعه آغاز میكند، تا بدین ترتیب در حد ممكن چگونگی آن را تجربه كند. جراحی دستگاه تناسلی معمولا پیش از اتمام یك دوره آزمایشی یك یا دوساله انجام نمیگیرد. آمیزش جنسی معمول با جنس مخالف برای تغییر جنسیتگراهای مرد به زن امكان پذیر است. هر چند سوال درباره حاملگی بیمورد است زیرا تنها بخش بیرونی دستگاه تناسلی دگرگونی می یابد (آزاد،حسین-1380).

در مورد جراحی بازسازی زن به مرد، جریان كار دشوارتر است. آلتی را كه میتوان ایجاد كرد قادر به نعوظ بهنجار نیست، از این رو برای آمیزش جنسی معمول نیاز به عوامل كمكی مصنوعی است. نوعی عمل جراحی در حال حاضر امكانپذیر است كه عبارت است از گشودن میزنای به آلت تناسلی ایجاد شده تا بدین ترتیب فرد بتواند به راحتی ادرار كند و از این نظر مشكلی نداشته باشد. جراحی تغییر جنسیتگراهای مرد به زن اقدامهای هورمونی بعدی مورد نیاز است، زیرا هورمونهای مردانه قبلا تجویز شده و به طور موثر توزیع چربی بدنی را تغییر میدهند و موجب رویش ریش و موی بدن میشوند. نسبت تغییر جنسیتگراهای مرد به تغییر جنسیتگراهای زن، دامنه ها از هشت به یك تا یك به یك را شامل می شود. در نخستین كتاب جامع تغییر جنسیتگراهای زن به مرد لاتستاین[2] (1983) گزارش نمود كه هر ساله تعداد بیشتری از زنان برای عمل جراحی بازسازی جنسی اقدام میكنند (آزاد،حسین-1380).

نخستین بازسازی جنسی بوسیله عمل جراحی در اروپا در سال (1930) انجام گرفته اما یك عمل جراحی كه توجه جهانی را به خود جلب كرد در سال (1952) در گپنهاگ روی یك سرباز اخراجی انجام گرفت. او چند سال بعد با نام جان (در اصل جیمز) موریس- یك روزنامه نگار معروف- كتاب معما[3] را در سال (1974) به چاپ رسانید، این كتاب یك گزارش حساس و بسیار شخصی از زندگی وی به عنوان یك مرد و حالت بعدی او به عنوان یك زن بود. سالهاست كه در مورد فواید جراحی بازسازی جنسی بحث و گفتگو وجود دارد، یكی از نخستین مطالعات در این زمینه مطالعات مییر و دتر[4] در سال (1979) است كه در آن هیچ سودی برای فرد جراحی شده «از نظر توانبخشی اجتماعی» ملاحظه نشد. یافته های این مطالعه منجر به قطع برنامه بازسازی جنسی در دانشگاه پزشكی دانشكده جانهاپكینز شد كه بزرگترین مركز این نوع جراحی در ایالت متحده بود. با این حال، مطالعه های دیگر یافته های مییر-رتر را مورد انتقاد قرار داده اند. پژوهشها نشان دادند كه موفقیت تغییر جنسیتگراهای زن به مرد تا حدی بیشتر از تغییر جنسیتگراهای مرد به زن بوده است (شیرمحمدی،رضا-1377).

«تدابیر درمانی»

كودكان

1- ارائه یك الگوی همجنس مناسب از میان اعضای خانواده با سایرین مثلاً خواهر یا برادر بزرگتر

2- راهنمایی والدین برای تقویت و تشویق رفتارها و نگرشهای مربوط به جنس در كودك

3- پیگیری هر گونه اختلال روانی همراه با این عارضه

نوجوانان

به علت همراهی با بحران هویت دوره نوجوانی و سردرگمی در هویت جنسی، درمان سختتر است و سردرگمی در هویت جنسی دارای درمان سختتر میباشد و نوجوانان به ندرت مایل به ترك نقشهای غیرهمجنس هستند.

بزرگسالان

1- رواندرمانی هدف اصلی كمك به بیمار برای احساس راحتی با هویت جنسی مطلوب و دلخواهش میباشد. مقصود از این درمان ایجاد فردی با هویت جنسی قردادی نیست.

2- درمان میتواند شامل بررسی علل لزوم انجام اعمال جراحی برای تغییر جنسیت و نیز بررسی كنتراندیكاسیونهای این نوع اعمال باشد.

3- درمان هورمونی: در بسیاری از بیماران، استفاده از داروهای هورمونی، جایگزینی خوب برای عمل جراحی است كه میتوان از هورمونتراپی نیز نام برد (جهانفر،شایسته،مولایینژاد،میترا -1380).

غریزه جنسی آنچنان در كل شخصیت انسان تنیده شده است كه بدون آن مفهومی ندارد «واژه روان جنسی» تاكیدی بر ارتباط ناگسستنی این دو است.

فرضیه های ابتدایی فروید در نسبت دادن تمام فعالیتهای لذتبخش به انگیزه های جنسی تصویر مبهمی از ماهیت غریزه جنسی در ذهن پزشكان ایجاد كرده بود (شیرمحمدی، رضا-1382)

مثلا ما میدانیم از دهان گاهی برای خوردن و آشامیدن و گاهی نیز برای فعالیتهای جنسی استفاده میشود. هر دوی این اعمال لذتبخش بوده است و با استفاده از یك عضو صورت میگیرد. اما ماهیت این دو عمل آنچنان كه فروید تصور میكرد یكی نیست. هر عمل لذتبخش لزوما از غریزه جنسی فرد ریشه نگرفته، طرف دیگر مردم گاهی از ارتباط جنسی به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف غیرجنسی مثل ابراز برتری، وابستگی، قدرت و موقعیت فردی استفاده میكنند. گاهی نیز انگیزه های جنسی و غیرجنسی هر دو در بروز یك رفتار جنسی موثرند. احساسات جنسی هر چند انگیزه همه رفتارهای انسانی نیست، اما در یك ارتباط جسمی ساده بین دو نفر خلاصه نمیشود. (شیرمحمدی، رضا-1382)

یكی از عواملی كه در بیماران ترانسكسوال وجود ندارد هویت جنسی[5] میباشد كه میتوان تعریف این چنین از هویت جنسی داشت كه :

هویت عضوی یا جنسی عبارت است از خصوصیات جسمی و شكل اعضا تناسلی فرد مانند تركیبهای كروموزومی، اعضای تناسلی و خارجی و داخلی، تركیب هورمونی، نوع گنادها و صفات ثانویه جنسی به طور طبیعی این اجزاء آن چنان هماهنگ با هم وجود دارند كه برای شخص شكی در جنسیت خود وجود ندارد. (هافمن-1379)

بررسیهای پیگیری بعد از عمل جراحی تعیین جنسی دوباره

پیگیری بیمارانی كه تحت عمل جراحی تعیین جنسی دوباره قرار گرفته اند، نتایج متفاوتی را نشان میدهد. برخی ار متخصصان بالینی اظهار میدارند كه چنانچه بیماران قبل از عمل جراحی دوره دوساله نقش جنسی دلخواه را گذرانده باشند، همواره از نظر احساس بهزیستی و توانایی عشق ورزیدن از این عمل جراحی بهره مند میشوند. موقعیت شغلی بهبود مییابد، روابط جنسی پایدارتر میشود، بیماران ابراز میدارند كه اگر مجبور شوند بار دیگر تحت عمل جراحی قرار میگیرند –حتی اگر نتیجه جراحی ناامید كننده باشد- به این كار اقدام خواهد نمود (بلانچارد،اشتانیر،لكسمن و دیكی-1989)

اما در این باره اختلاف نظر وجود دارد. در پیگیری چهارده بیمار كه در ucla جراحی شده بودند، تقریبا تمام آنها عوارض جراحی داشتند. در یك بررسی پیگیری شش تا بیست و پنج ساله سیزده ناراضی جنسی مرد- به – زن فقط یك سوم آنها بعد از جراحی از نظر جنسی فعال مانده بودند و تنها یك سوم سازگاری جنسی متوسط تا خوب داشتند. فقط نیمی از آنها میتوانستند به ارگاسم برسند (آدنبرگ-1986)

در بررسی مربوط به ابراز پشیمانی، هیچیك از نودوهفت زن و مرد(سابقاً) همجنسگرا تحت عمل جراحی تعیین جنسی دوباره قرار گرفته بودند از این كار پشیمان نبودند، در حالی كه از چهارده مرد دگرجنسگرا، چهار نفر پشیمان شده بودند (هانت و هامپسون-1980).

بررسی پیگیری دراز مدت صدها بیمار حاكی از آن است كه گرچه جراحی تعیین جنسی دوباره چندان ایده آل نیست ولی امید زیادی را در ناراضییان جنسیتی ایجاد میكند. با اینكه ناراضی جنسیتی باید با مشكلات جدید سازگاری پیش آمده كنار بیایند، با پیشرفت فنون جراحی، این نوع عمل جراحی رضایت بخشتر شده است (سیدمحمدی، یحیی-1382)

اغلب بیماران بسیار خشنودترند و با زندگی جدید خود بسیار خوب سازگار میشوند، در بدن جدید خود براحتی زندگی میكنند، آمیزش جنسی دارند و ازدواج میكنند. البته این افراد باید فرزند اختیار كنند، زیرا هیچگونه جراحی نمیتواند اندامهای تولید مثل درونی را پیوند بزند. آن دسته از بیمارانی كه جراحی ناكارامدی داشته اند، اغلب از نظر روانشناختی دچار مشكل هستند. چون به نظر میرسد كه غیراز ناامیدی چاره دیگری وجود ندارد، عملهای جراحی تعیین جنسیت دوباره ظاهرا مناسب هستند (كاپیر و كوهن-1988).

در این قسمت برای برطرف كردن یعنی ابهامات كه مربوط به اسامی میباشد و سوال مطرح میكنیم اول اینكه :

  • آیا نارضائیان جنسی همجنس باز نیز هستند؟

هنگامی كه فردی به عنوان همجنسباز توصیف میشوند، علت آن یك جهت گیری جنسی است كه در فرد نسبت به افراد دیگر همجنس خود وجود دارد (امروز واژه های دیگری كه به جای همجنس باز ترجیح داده میشوند، (hesbian & gar) ). از طرف دیگر، نارضایی جنسی ارتباطی با جهت گیری جنسی ندارد. (فروند و واتسون-1993).

در حقیقت، یك نارضای جنسی میتواند یك دگرخواه جنسی یا دوجنسی (كه از لحاظ جنسی هم به زنان و هم به مردان دارای كشش جنسی است) باشد. این بسیار گیج كننده است. برای مثال، علاقه جنسی یك مرد مبتلا به نارضایی جنسی یه یك شریك جنسی مرد ظاهرا برای یك ناظر بیرونی یك مورد همجنس بازی به حساب میآید. همچنین بعضی از مردان مبتلا به نارضایی جنسی وجود دارند كه پیش از عمل جراحی تغییر جنسیت با زنان ازدواج كرده یا از لحاظ جنسی نسبت به آنها كشش داشته اند و پس از اینكه به زن تغییر جنسیت دادهاند گرایش خود را به شریكهای جنسی زن حفظ كردهاند. از ابهام بین همجنس بازی و نارضایی جنسی میتوان به وسیله یادآوری این نكته كه جهت گیری جنسی و هویت جنسی دو موضوع متفاوت هستند دوری جست (فروند و واتسون-1993).

2- آیا فردی كه از جنسیت خود ناراضی است، همان فرد مبدلپوش جنسی است؟

خیر. افراد مبدلپوش جنسی (كه اكثراً مرد هستند) شامل افرادی هستند كه از طریق پوشیدن لباس جنس مخالف (مبدلپوش) به برانگیختگی جنسی میرسند. (جانسون-1995)

مبدلپوشان جنسی همچنین گاهی از نظر روانشناختی به عنوان نوعی رهاسازی تنش جنسی، به پوشیدن لباسهای زنانه وابسته هستند. از طرف دیگر، نارضایان جنسی احساس میكنند كه آنها در واقع، اعضایی از جنس مخالف هستند كه در یك كالبد نادرست زندانی شدهاند- هویت جنسی آنها با گونادها، دستگاههای تناسلی یا اندامهای فرعی درونی انطباق ندارد. نارضایان جنسی هم چنین ممكن است مبدل پوش باشند، ولی انگیزه آنها دستیابی به جنسیت درست است تا رسیدن به برانگیختگی جنسی، مبدلپوشان جنسی را هم میتوان از مردانی كه در نقش زنان بازی میكنند (كه هنرپیشه هستند) و نیز مردان همجنس بازی كه گاهی لباس زنانه میپوشند (مبدل پوش) ، متمایز كرد(فروند و واتسون-1993).

بهداشت روانی و بیماران روانی

وقتی میگوئیم از نظر جسمی كاملا سالم هستیم، منظور این است كه هیچ نوع ناراحتی احساس نمیكنیم. بنابراین سلامت جسمی یعنی حالت مقابل بیماری جسمی. آیا سلامت روانی یا بهداشت روانی یعنی نداشتن بیماری روانی؟ به عبارت دیگر، كسی كه ازن نظر روانی هیچ نوع ناراحتی احساس نكند، در حالت بهداشت روانی كامل خواهد بود. این نوع رودر روی هم قرار دادن بهداشت روانی و بیماری روانی از دیدگاه زیستی (دیدگاه پزشكی) نشأت میگیرد. دیدگاه زیستی یا دیدگاه پزشكی میخواهد بداند كه چگونه بافتها یا اعضای بدن، بیمار میشود و چگونه باید آن را درمان كرد. با این همه میتوان پرسید: اگر بیمار روانی نباشیم واقعاً بهداشت روانی یا سلامت روانی خواهیم داشت ؟

ممكن است پاسخ این سوال خیلی آسان به نظر برسد و بلافاصله بگویید:

بلی . اگر چنین باشد همانطور كه قبلا گفته شد، احتمالات سلامت جسمی خود و نبود ناراحتی را در نظر گرفته است پاسخ مثبت داده اید ، اما اگر خوب بیندیشید قبول خواهید كرد كه لازم است پاسخ خود را دوباره ارزشیابی كنید زیرا زندگی بدون تعارضهای روزانه، بدون رنجها و ناكامیها چه مفهومی خواهد داشت؟ مفهوم بیماری روانی به ارزشها وابسته است كه زندگی اجتماعی را در اختیار ما میگذارد. بنابراین معلوم نیست بهداشت روانی واقعاً نبود بیماری روانی باشد به عنوان مثال انحرافهایی را در نظر بگیرید كه گاهی در نوجوانان دیده میشود. میدانیم كه این انحرافها زودگذر است و در مراحل رشد بوجود می آید. دختر نوجوان چه با كلام چه با شیوه لباسپوشیدن و چه با نشان دادن بخشی از یك موی سر، یا خانواده و گاهی با اجتماع به مخالفت برمیخیزد. والدین بلافاصله كم حوصله میشوند و با شدت اظهار میدارند. این نوع مخالفتهای نوجوانان بیانگر مرحله مهمی از زندگی است نه بی اعتنایی به والدین یا قوانین اجتماعی . با این مخالفتها آنها خودمختاری و انتخاب ارزشهای فردی و شخصی را یاد میگیرند. هیچ یك از این رفتارها نشانه بیماری روانی نیست. بلكه برای تایید و ثبت موقعیت و موجودیت فرد است (گنجی، حمزه -1376).

روانكاوی و بهداشت روانی

مكتب روانكاوی معتقد است كه بهداشت روانی یعنی، كنش متقابل موزون بین سه عنصر مختلف شخصیت : نهاد ، من ،من برتر. بدین ترتیب كه من باید بتواند بین تعارضهای نهاد و من برتر تعادل بوجود آورد. مكتب رفتارگرایی، در تعریف بهداشت روانی ، بر سازگاری فرد با محیط تاكید دارد. این مكتب معتقد است كه رفتار ناسالم نیز مثل سایر رفتارها، در اثر تقویت آموخته میشود. بنابراین، بهداشت روانی نیز رفتاری است كه به فرد آموخته شده است. (سید محمدی، یحیی -1382)

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment