دانلود پروژه رشته پزشکی در مورد مفهوم واقعی تغییر جنسیت – قسمت سوم

دانلود پایان نامه

ملاكهای تشخیص و طبقه‌بندی اختلال هویت جنسی

در (DSM.TV.TR ) اختلال هویت جنسی به عنوان گروه ناهمگونی از اختلالات تعریف شده اند كه ویژگی مشترك آنها، ترجیح قوی و مداوم برای اتخاذ وضعیت و نقش جنس مخالف است. این اختلال ممكن است در گفتار ظاهر شود كه شامل اصرار و پافشاری مبتنی بر تعلق واقعی به جنس مخالف است، و یا این كه به صورت غیركلامی و با انجام رفتارهای جنس مخالف خود را نشان میدهند. مولفه عاطفی اختلالات هویت جنسی را معمولا ملال جنسیتی[1] مینامند كه به این شكل قابل تعریف است : نارضایتی از جنسیت زیستی، تمایل به برخورداری از بدن جنس مخالف، و میل به اینكه به عنوان فردی از جنس مخالف به وی نگریسته شود (DSM.TV.TR ).

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

شكل افراطی اختلالهای هویت جنسی در ویرایش سومDSM. (DSM.III ) ومتن ویرایش شده آن در (DSM.III.R ) در مجموع نارضایتی جنسی [2] خوانده شده اند معمولا عبارتند از: تلاش برای پذیرفته شدن به عنوان عضوی از اجزای مخالف در اجتماع و انجام درمانهای هورمونی و جراحی برای شبیه شدن به شكل ظاهری جنسیت زیستی جنس مخالف.

براساس (DSM.TV.TR ) وقتی اختلالات جسمی دو جنسیتی وجود داشته باشد- مثل نشانگان عدم حساسیت نسبی به آندوژنها یا هیپرپلازی مادرزادی آدرنال- نمیتوان تشخیص اختلال هویت جنسی را مطرح كرد.

(DSM.TV.TR ) هم چنین مشخص كردن گرایش جنسی را لازم میداند. فرد مبتلا به اختلال هویت جنسی ممكن است به افراد جنس مخالف گرایش داشته باشد و یا افراد جنس موافقی یا افراد هر دو جنس گرایش نشان دهد و یا اصولا گرایش جنسی نسبت به هیچ یك از دو جنس نداشته باشد (كاپلان-1380،ص236).

خصوصیت اساسی اختلالات هویت جنسی ناراحتی شدید و مداوم شخص در مورد جنسیت تعیین شده خود اوست و شخص تمایل و اصرار دارد كه به جنس مقابل تعلق دارد (كاپلان -1380،ص238 ).

در دوران كودكی، دخترها با پوشیدن لباس پسرها، و پسرها با پوشیدن لباس دخترها از لباسپوش قالبی و تجویزی منحرف میشوند و خصوصیات تشریحی خاص خود را رد میكنند.

الف ) همانندسازی قوی و مداوم با جنس مقابل (این حالت صرفا شامل میل افراد به كسب امتیازات فرهنگی كه برای جنس مقابل متصور است نیست).

1- فرد تمایل یا اصرار دارد كه تعلق به جنس مقابل دارد و این تمایل خود را به طور مكرر ابراز میكند.

2- در پسرها ترجیح لباس دخترانه یا تقلید ظاهر دخترانه، در دخترها اصرار به پوشیدن لباسهای قالبی مردانه.

3- رجحان مداوم و قوی برای نقشهای جنس مقابل در بازیهای تخیلی یا تخیلات مداوم در مورد تعلق به جنس مقابل

  • میل شدید به شركت در بازیهای قالبی و تفریحات جنس مقابل
  • رجحان قوی همبازیهای جنس مقابل

در نوجوانان و بزرگسالان این اختلال با علائمی نظیر موارد زیر ظهور میكند: میل ابراز شده برای تعلق به جنس مقابل، جازدن مكرر خود به عنوان جنس مقابل، شخص متقاعد شده است كه احساسات یا واكنشهای خاص جنس مقابل را دارد مانند جنس مقابل زندگی كند و از دیگران انتظار دارد با او همانند جنس مقابل رفتار كنند
(DSM.TV.TR ).

ناراحتی مداوم در مورد جنسیت خویشتن یا احساس نامتناسب بودن در نقش جنسی خودی در كودكان این اختلال با هر یك از موارد زیر ظهور میكند: در پسرها تاكید در مورد اینكه بهتر بود كه آلت را نداشت یا بیزاری نسبت به بازیهای خشن پسرانه، رد اسباببازیها، بازیها و فعالیتهای قالبی پسرانه در دختران امتناع از ادرار كردن در حالت نشسته و تاكید بر اینكه واجد احلیل هستند یا در آینده واجد آن خواهد شد. تاكید بر اینكه شخص نمیخواد پستانهایش رشد كند یا دچار قاعدگی شود، بیزاری بارز نسبت به لباسهای زنانه در نوجوانان و بزرگسالان این اختلالات با نشانه‌هایی نظیر موارد زیر بروز میكند :

اشتغال ذهنی یا خلاصی از خصوصیات جنسی ثانویه و اولیه (مثل درخواست تجویز هورمونهای جراحی یا سایر روشهای تغییر جسمانی خصوصیات جنسی به منظور مشابهت با جنس نر یا ماده) اعتقاد به اینكه شخص با جنسیت عوضی زاده شده است .

پ ) اختلال همراه با یك اختلال جسمی دو جنسیتی نیست.

ت ) اختلال سبب ناراحتی چشمگیری بالینی با تخریب در كاردكرد اجتماعی ، شغلی یا سایر حوزه های كاركردی میشود (DSM.TV.TR ).

اختلالات هویت جنسی به گونهای كه مشخص نشده اند.

این تشخیص برای افرادی نگه داشته شده اند كه نمیتوان آنها را جزو اختلال هویت جنسی با ویژگیهای فوق الذكر طبقه بندی كرد. در (DSM.TV.TR) سه نمونه معرفی شده است، افراد مبتلا به اختلال دو جنسیتی و ملال جنستی، بالغین مبتلا به رفتار مبدل پوشی گذرا و وابسته به استرس، افرادی كه اشتغال ذهنی مداوم با اختگی با قطع احلیل دارند بدون اینكه تمایل به كسب خصوصیات جنسی جنس مقابل داشته باشند (DSM.TV.TR ).

ملاكهای تشخیص

این طبقه برای ثبت اختلالاتی در هویت جنسی است كه تحت عنوان اختلال هویت جنسی خاصی قابل طبقه بندی نیستند. نمونه های آن عبارتند از :

1) اختلالات دو جنسیتی (مانند نشانگان عدم حساسیت آندروژنی یا هیپرپلازی مادرزادی فوق كلیوی) همراه با ملال جنسیتی.

2) رفتار مبدل پوشی موقتی و وابسته به استرس.

3) اشتغال ذهنی مداوم با اختگی یا قطع احلیل بدون تمایل به كسب خصوصیات جنسی جنس مقابل (DSM.TV.TR ).

علل تغییر جنسیت گرایی

ماهیت پایدار و آشكار هویت جنسی ناجور و ناهمخوان در تغییر جنسیتگراها، پژوهشگران را به این گمان واداشته است كه آنان از نظر هورمونی با افرادی كه هویت جنسی بهنجار دارند متفاوتند. شاید زنی كه به مرد بودن خود باور دارد دارای افزایش آندروژن-مانند تسترون و آندروسترون- است. گلادیو[3] (1987) در بررسیهای خود دریافت اگر تفاوتی در سطح هورمونی مردان تغییر جنسیتگرایی بزرگسال، مردان دگرجنسگرا، و مردان همجنسگرا وجود داشته باشد، این تفاوت ناچیز است. (كاپلان-1380،ص240)

دریك بررسی زمینه یابی دیگر مییر[4] (1979) به نتایج دو پهلونی دست یافت، برخی از زنان جنسیتگرا دارای سطوح افزایش از هورمونهای جنسی مردانه بودند اما این موضوع در بیشتر آنها صدق نمی كرد. البته اگر هم این تفاوتها وجود داشته باشند به دشواری قابل تقسیراند بسیاری از تغییر جنسیتگراها هورمونهای جنسی را به كار میبرند تا بدین وسیله بدنشان تناسب با جنسیتی كه خود را بدان متعلق میدانند تغییر كند. بدین ترتیب حتی اگر یك پژوهشگر، صرفا تغییر جنسیتگراهایی را كه طی چند ماه چنین هورمونهایی را مصرف نكردهباشند، بررسی كند، همچنان اطلاعات نسبتا اندكی در مورد تاثیرات درازمدت درمان اولیه هورمونی در وضع كنونی آنان خواهد یافت. در هر حال، داده های موجود پشتیبانی روشنی از تبیین تغییر جنسیتگرایی بر حسب هورمونها نمیكنند. پژوهش در مورد نابهنجاریهای احتمالی كروموزمی از این هم كمتر نتیجه بخش بوده است. علاوه بر این تلاش برای یافتن تفاوتهای بین ساختار مغزی تغییر جنسیتگراها و گروه كنترل منفی بوده است (آزاد، حسین -1378)

علل بیولوژیكی (زیستی): افزایش تسترون موجب افزایش لیبیدو و خشونت در زنان را افزایش استروژن موجب كاهش میل جنسی و خشونت در مردان و كم شدن میل جنسی میشود (جهانفر،شایسته،مولایینژاد،میترا -1380).

در پستانداران حالت سكون سنجی در ابتدا ماده است، با رشد جنین فقط با  

افزایش اندروژن (كه از كروموزوم جنسی«Y» مایه میگیرد و مسئول رشد و تكامل بیضه هاست) جنس نر پدید می آید. بدون بیضه ها و آندروژن دستگاه تناسلی خارجی به شكل زنانه درمیآید. بنابراین نرینگی و مردانگی بستگی به آندروژنهای دوران جنینی و پیش از تولد را دارد. در حیوانات پست تر رفتار جنسی تحت تاثیر استروئیدهای جنسی است هر چه حیوان تكامل یافته تر باشد این تاثیر كمتر میشود. استروئیدهای جنسی در زنان یا مردان بالغ در ابراز رفتار جنسی تاثیر میگذارد، یعنی تسترون میتواند میل جنسی و پرخاشگری را در زنان افزایش دهد و استروژن میل جنسی و پرخاشگری را در مردان كاهش میدهد ولی نرینگی، مادینگی و هویت جنسی بیشتر حاصل حوادث پس از تولد تا سازماندهی هورمونی پیش از تولد است (DSM.TV.TR ).

همین اصل نرینه سازی یا مادینه سازی را میتوان در مورد مغز تعمیم داد. تستوسترون روی نورونهایی از مغز اثر دارد كه در نرینگی مغز در مناطقی نظیر هیپوتالاموس نقش دارند.

اینكه آیا در اختلالات هویت جنسی، تستوسترون در الگوهای رفتاری به اصطلاح مردانه یا زنانه نقش دارد هنوز مورد بحث است. یافته های اخیر از تفاوتهایی در مغز نارضایان جنسی مذكر به مونث حكایت میكنند. در مطالعه ای كه پس از مرگ شش نفر از این افراد انجام شد هسته قرمز آنها به اندازهای بود كه معمولا در زنان وجود دارد و این مسئله به همجنسگرا یا غیرهمجنسگرا بودن این مردان مبتلا به نارضایتی جنسی هیج ارتباطی نداشت . روانی اجتماعی ، فقدان الگوی مناسب یا تشویق مراقبین كودك برای بروز رفتارهای جنسی مخالف میتواند منجر به بروز اختلالات هویت جنسی در كودكان گردد. مادران این كودكان ممكن است افسرده و فاقد اراده لازم در تربیت كودك باشند. ویژگیهای سرشتی فرد در هنگام تولد نیزگاه موجب میشود پسران لوس و نازك نارنجی و دختران فعال خشن بار بیایند. تجاوزهای و سوءاستفاده های جسمی و جنسی میتواند به عنوان عامل مستعد كننده محسوب شود (جهانفر،شایسته،مولایینژاد،میترا -1380).

در كودكان سیر بیماری متفاوت است. علایم ممكن است به صورت خودبه خودی یا با درمان ناپدید شود. پیش آگهی به سن شروع و شدت علائم بستگی دارد این اختلال در پسران بیش از سن 4 سالگی بروز كرده است و در 7 تا 8 سالگی موجب بروز تعارض هایی با گروه همجنس میگردد. برعكس این عارضه در دختران نیز در سن پایین آغاز می شود ولی در دوران نوجوانی، تمایل به رفتارهای مردانه افزایش می یابد. در بالغین (بزرگسالان) این عارضه مزمن شده است. دستهای از محققین معتقد است كه تكامل جنسی تماما بیولوژیك است . پروفسور میلتون دایموند[5] داخل رحم از تحت تاثیر عوامل هورمونی است (جهانفر،شایسته،مولایینژاد،میترا -1380).

عوامل اجرایی قبل از درمان (جراحی) هویت جنسی

عوامل پیش از جراحی كه به نظر میرسد سازگاری مطلوب پس از جراحی را پیش بینی میكنند عبارتند از :

1- ثبات هیجانی معقول

2- انطباق موفقیت آمیز در نقش جدید برای دست كم یك سال

3- درك مناسب از محدودیتها و پیامدهای واقعی عمل جراحی

4- رواندرمانگری در زمینه برنامه هویت جنسی

البته مولفان تدكر می دهند كه درجات و رضایتها صرفاً به این معناست كه بیماران گزارش كرده اند و در عمل جراحی پشیمان نیستند.

شاید بتوان گفت كه بیشتر تغییر جنسیتگراهایی كه دگرگونی كالبدشناسی یافته اند وضعیت بهتر و مطلوبتری دارند، هر چند برخی از آنها اینگونه نیستند اما اساسا در جریان زندگی، بسیاری از رویدادها موجب میشوند كه افراد به میزان كمتر یا بیشتر به شادكامی یا آسایش دست یابند. اگر یك تغییر جنسیتگرای جراحی شده به مشكل ملال انگیزی ناشاد گردد، آیا میتوان این اقدام را به عنوان یك عمل ضد درمانی محكوم كرد؟ تغییر جنسیتگراهایی كه این روش جراحی را پیش میگیرند اغلب پیوندهایشان را با دوستان قدیمی و اعضای خانواده و جنبه های مختلف زندگی سابق خویش قطع میكنند. « آیا این من بودم كه در تیم فوتبال بازی میكردم ؟ » یا كسانی كه خود را از گذشته بدین شكل جدا میكنند فشار روانی چشمگیری را تجربه مینمایند، زیرا گذشته فرد در میزان احساس وی از خود در حال و آینده نقش دارد. بدین ترتیب تغییر جنسیتگرای جراحی شده با مبارزه هایی روبه رو میشود كه برای كمتر كسی پیش می آید، بدین دلیل سازگاری با زندگی جدید را احتمالا باید با سختگیری كمتری ارزیابی كرد. تمام درمانگران باتجربه، دارای هر دیدگاه نظری كه باشند، در برابر بیماری كه میگوید «اگر فقط» با احتیاط برخورد میكنند. موارد آن بسیار است «اگر فقط این قدر چاق نبودم» ، «اگر فقط این قدر عصبی نبودم» به دنبال هر «اگر فقط» عبارت و بیانی است كه نشانگر آن است كه زندگی بسیار بهتر و حتی فوق العاده بود. اگر فقط ……. بسیاری از اوقات امیدهای بیان شده چیزی جز خطاهای تصویری نیستند. موضوعها به ندرت چنین سادهاند. فرد تغییر جنسیت گرا به شكلی قابل فهم متوجه ناهمخوانی میان هویت جنسی خود و ساخت زیستی خویش است و نارضایتی حاضر را ناشی از نیرنگ ترسناك طبیعت میداند. اماً او عملا درمییابد كه بازسازی جنسی برای حل مشكلات زندگی وی كفایت نمیكند. این عمل شاید تاثیری بر پارهای از مسائل وی بگذارد، اما معمولا تاثیری در مشكلات دیگری كه معمولاً همه افراد در معرض آنها هستند نداشته باشد (مانند تعارض در كار، صمیمیتهای درون خود فرد) (فخری شجاعی،پیمان-1381).

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment