دانلود پروژه رشته پزشکی در مورد عوامل موثر در ایجاد عفونت و عواقب آن – قسمت دوم

دانلود پایان نامه

نوع دیگر سلول گلیال كه در ام اس نقش دارد astrocyte است سلولی كه بطور عادی از‌ آكسونها حمایت می‌كند. Astrocyte ها وقتی وارد میلین تخریب شده می‌شوند هم تعدادشان و هم اندازه‌اشان بزرگ مشود احتمالا خودشان آستروسیت بیش از حد بزرگ شده است كه باعث ایجاد زخم حول آكسون می‌شود.

سد مغزی خونی و چسبیدگی مولكولها

وظیفه آستروسیت تنظیم عبور مواد قابل حمل بین مجاری خون و دیگر سلولهای سیستم مركزی اعصاب است . برای دسترسی به بافت سیستم مركزی اعصاب سلولها باید از سد مغزی- خونی عبور كنند. تحت شرایط عادی توانایی مواد برای عبور از دیواره مجاری خون به سیستم مركزی اعصاب نیستند.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

در ام اس سلولهای گلبول سفید میتوانند از سد مغزی – خونی عبور كند و میلین را جهت تخریب مورد حمله قرار دهند. تحقیقات نشان داده است كه سد مغزی – خونی باید در درجه اول برای جلوگیری از بوجود آمدن ام اس و سپس برای جلوگیری از تخریب میلین اصلاح گردد.

چسبندگی مولكولها ساختار پروتئینی داشته و باور بر این است كه به سلولهای گلوبول سفید سیستم ایمنی كمك می‌كند تا از سد خونی مغزی بگذرند این مولكولها روی سطح سلولهای گلوبول سفید قرار دارند مثل آستر سلولهای مجاری خون.

سلولهای گلوبول سفید ابتدا بایستی به مجاری خون بچسبند و آستری را بكمك مولكولهای چسبنده قبل از عبور از سد خونی مغزی و رسیدن به سیستم اعصاب مركزی بوجود آورند.

محققین در حال آزمایش عامل جدیدی هستند كه مولكولهای چسبنده را بلوك می‌كند تا از عبور سلولهای سیستم ایمنی از سد مغزی خونی و رسیدن آنها به میلین جلوگیری كند. فاكتورهایی كه تصور می‌شود احتمالا نفوذ پذیری سد مغزی خونی را افزایش میدهند عبارتند از عفونت ویروسی و واكسیناسیون.

همراه با ماكروفروناژها لمفوسیتهای T وقتی با محركی مواجه می‌شوند فعال میگردند زمانی كه چنین شود لمفوسیتهای T از لحاظ زیست شناسی فعالیتشان بیشتر میگردد اندازه آنها بزرگتر شده و باعث پدید آمدن مواد شیمیایی بنام Cytokine ها می‌شوند اینها مولكولهای پروتئین هستند كه ارتباط بین سلولها و عمل میانجی‌گری پاسخ ایمنی را تسهیل می‌كنند چنین فرایندی بوسیله تعامل با گیرنده های خاص سطح سلول ممكن میگردد. چهار نوع سیتوكین عبارتند از:

Interleukines

Lymphokines

Interfernos

Tumor necrosis factor

عملكرد سیتوكینها عبارتند از (1) افزایش تورم و ضایعه (inflammatory) یا (2) كاهش تورم (anti- inflammatory) . سیتوكینهای Pro- inflammatory بوسیله عوامل زیر كار می‌كنند:

افزایش تعداد لیمفوسیتها

فعال نمودن ماكروفاژها

ledema افزایش گردش خون و (بلع از مایع محتبس) از بافت آوردن سلولهای اضافی گلبول سفید

سلولهای th-1 (T-helper 1)

این سلولها تولید كننده pro-inflammatory cytokines هستند. اینها سلولهایی هستند كه بیماری ام اس را بدتر گردند باعث ایجاد جراحت در میلین و آكسونها می‌شوند. كه شامل اینترفرن گاما (IFN – gamma) فاكتور (IL-12)inteleukin12 (TNF-alpha)tumor necrosis ، IL-, IL-6 2 و IL-1 هستند. سلولهای Th-1 تصور می‌شود در جریان یك حمله ام اس یا تشدید ناگهانی علایم افزایش پیدا می‌كنند.

سلولهای Th-2 (T-helper 2) این سلولها تولید كننده سیتوكینهای ضد التهاب هستند و كاركردشان متوقف نمودن التهاب و ضایعه (lesion) در ام اس می‌باشد. كه شامل Th-10, (Il-4_interleukin 4 و فاكتور رشد در حال تبدیل بتان (TGF-b). سلولهای Th-2 در زمان عود و برگشت ام اس كاهش پیدا كرده و رد پایان شعله وری بیماری میزان آن افزایش می‌یابد. درمانهایی كه باعث تغییر سلولهای T از Th-1 به Th-1 به Th-2 می‌شوند و روی ام اس موثرند داروهایی مثل كوپكسون كه نوعی اینترفرون بتا است می‌باشد. (این داور به عللی در این توزیع نمی‌شود).

سلولهای پلاسما Plasma Cells

برخی از لیموفوسیتهای وارد شده به مغز سلول پلاسما می‌شوند كه تولید كننده مقدار زیادی ایمیونوگلوبلین‌ها (آنتی بادی ها ) هستند آنها همچنین پس از یك تشدید علائم بیماری یا شعله وری برای مدت طولانی در سیستم اعصاب مركز باقی می‌مانند.

سلولهای گلیال Glial Cells

اینها سلولهای غیر نورونی مغز هستند كه یاری دهنده به اعصاب می‌باشند (نورونها سلولهای متفكر مغز هستند كه به سلولهای خاكستری نیز معروفند). یك نوع از سلول گلیال مربوط به ام اس Oligodendrocy te (oligo) می‌باشد. Oligo ها سلولهای تولید كننده میلین عصبی هستند. گاهی اوقات نیز میلین‌ها بوسیله همین سلولها ترمیم می‌ شوند فرایندی كه به آن remyelination گفته می‌شود. وقتی ترمیم میلین صورت بگیرد بیمار ام اس بهبود در علائم بیماری را حس می‌كند كه به این حالت remission گفته می‌شود. متاسفانه در بیشتر حالتهای ام اس oligoها نهایتا كاهش یافته یا با تمام میرسند كه در نتیجه آن میلین از بین میرود و توانایی میلین ‌سازی نیز از دست میرود.

میلین جدید بطور طبیعی بوسیله oligo های تازه یا جوان تولید می‌شوند این سلولهای تازه میلین طی مراحلی از نوعی سلول دیگر بنام سلول بنیادین بوجود میایند. همچنان كه سن انسان بلا میرود سلولهای بنیادین كمتر قادر به تبدیل به oligoها هستند oligo های پیرتر خودشان را تقسیم مو جایگزین نمیكنند. بدون oligo های جوان یا سلولهای بنیادین تولید میلین remyelination به آهستگی یا ناقص صورت می‌گیرد. محققین در حال كار روی مكانیزم كشت oligo های جوان یا سلولهای بنیادین در بیماران ام اس برای كمك به ترمیم میلین در نواحی كه دچار ضایعه هستند می‌باشند. اگر چه این فرایند تاثیر روی خود بیماری ندارد اما بهبود بالقوه در عملكرد اعصاب در بیماران دچار معلولیت شده را به همراه دارد مانند كاربرد آن برای بیمارانی كه دچار معلولیت شده را به همراه دارد مانند كاربرد آن برای بیمارانی كه دچار ضایعه ستون فقرات هستند و یا دیگرانی كه از ضایعات عصبی در رنجند.

در مطالعه‌های گذشته سلولهای گلیال در سگهای دچار ضایعه میلین كشت شدند. این كشت منجر به ترمیم میلین در مقیاس زیاد شد و برای یكی از سگها ترمیم میلین تا ماهها ادامه داشت.

علل احتمالی

درمانهای اولیه و شاركو

سالها پیش درمانها مبتنی بر فرضیاتی غلط استوار بودند. اولین اشاره به این بیماری به سال 1300 میلادی بر می‌گردد. زمانیكه اعتقاد بر این بود كه اساسا این یك بیماری مذهبی است و مربوط به افرادی است كه گناه و معصیتی را نسبت به دیگران روا داشته‌اند همینطور اینكه بخشش و آمرزش نیز در این رهگذر معجزه محسوب میشد.

در سال 1800 میلادی درمانی كه برای این بیماری بكار میرفت عبارت بودند از: زالو انداختن- مالیدن ضماد روی پوست. درمان بوسیله برق نیز گاهی داده میشد نسخه‌ها شامل گروهی از مواد غیر معمول (عجیب) و سمی بودند مثل جیوه- جوهر گنه گنه و استراكنین.

جین مارتین شاركو یك پزشك تجربی در پاریس در اواسط و اواخر سده 1800 میلادی اولین توضیح آسیب شناسی بیماری را به بیماران و پزشكان ارائه داد شاركو داروسازی را در دانشگاه پاریس مطالعه كرد جایی كه توانست تجارب بیماران و پزشكان را ادغام كند توضیحات بوسیله كالید شكافی الگوهای آسیب شناسی بیماری ارائه شدند.

بوسیله در كنار هم قرار دادن علوم بالینی (تجربی) با آسیب شناسی و بررسی بستگی بین آنها شاركو توانست پیشرفت زیادی در درك چندین بیماری حد مثل ام اس داشته باشد در توضیح سال 1868 شاركو از ام اس او پلاك‌هایی كه میلین آنها تخریب شده‌اند را توضیح میدهد و نقش تخریب شده‌اند را توضیح میدهد و نقش تخریب میلین در پیشرفت بیماری را پیشنهاد می‌كند شاركو همچنین كسب بود كه نام ام اس را روی این بیماری نهاد sclerose en plaque اگر چه پزشكان آن زمان با این بیماری آشنا بودند اما شاركو تعریفی روشن از بیماری را ارائه داد بنابراین سایر پزشكان ساده تر میتوانستند بیماری را تشخیص داده و درك روشنی نیز از وضعیت بیمار در زمان خودشان داشته باشند.

تا این زمان محققان پیشرفتهای برجسته‌ای در تبیین فرایندهایی كه مشخصا منجر به گسترش و وخیم‌تر شدن ام اس می‌شود داشته‌اند همراه با یافته‌های مهم كه تنها در دهه اخیر بدست آمده است. درمانهای جاری مبتنی بر تغییرات سلولی است كه تصور می‌شود در بدن بیمار مبتلا به ام اس رخ میدهد. و اگر چه بسیاری از جزئیات هنوز بصورت معما باقی مانده است اما محققان به یافتن علت بیماری و پیدا كردن درمان یماری بسیار نزدیك شده‌اند.

تحریكات عصبی، آكسونها (زایده بلند عصبی كه امواج عصبی را منتقل می‌كند)، مو میلین

تحریكات عصبی بعنوان پیام رسانان بین مغز و دیگر اعضا بدن عمل می‌كنند (از طریق ساقه مغز و ستون فرات) این تحریكات دستوراتی را برای چگونگی انجام كار ابلاغ می‌كنند. تحریكات عصبی در طول فیبرهای متصل به هم سفر می‌كنند این فیبرها را آكسون می‌نامند كه برآمدگی نازكی از سلولهای عصب هستند. این برآمدگی یا رشته‌ها دارای طولهای متفاوت از یك سانت تا چند متر هستند.

آكسونها شبیه به سیمهای برق كه جریان الكتریكی در آنها جاری بوده و باعث بكار افتادن اشیا می‌شوند هستند. آكسونها به غلاف پوشاننده جهت محافظت از خود نیاز دارند درست مانند سیمهای برق در منزل كه دارای روپوش پلاستیكی هستند بدون چنین پوششی جریان الكتریكی دچار افت شده یا كوتاه و قطع می‌شوند بنابراین نخواهند توانست تا دچار افت شده یا كوتاه و قطعه می‌شوند. بنابراین نخواهند توانست تا دستگاه مورد نظر پیش رفته آنرا بكار اندازند.

آكسونها بوسیله لایه محافظی به نام میلین پوشیده می‌شوند. كه تركیبی است از چربی و پروتئین. میلین بعنوان غلاف برای آكسونها عمل می‌كند و كارش بهینه‌سازی و روان سازی جریان تحریكات اعصاب است. تحریكات بطور عادی با سرعت 225 متر در ثانیه در طول آكسونها حركت می‌كنند.

ام اس روی سیستم مركزی اعصاب (CNS) كه شامل مغز و ستون فقرات است تأثیر میگذارد. این اختلال عصبی بطور سنتی یك بیماری تخریب میلین شناخته شده است. یعنی اینكه میلین محافظ فیبرهای عصبی تخریب یا از بین رفته‌اند.

بدون غلافی كه یك آكسون را پوشانده است جریان تحریك عصبی كاهش پیدا كرده آشفته شده یا كوتاهی مدار پیدا كرده و كلا قطع می‌شود. وقتی چنین اتفاقی رخ دهد پیامهای ارسالی از مغز دیر به مقصد میرسند یا درست به مقصد نمی رسند و یا اصلا به مقصد نمیرسند. در این حال فعالیتهایی كه قبلا بسادگی انجام می‌شدند حالا نیاز به زمان بیشتری برای انجام شدن دارند و انجامشان دشوار می‌شود یا حتی انجام شدنشان غیر ممكن میگردد.

تا چند سال پیش تحقیقات ام اس در درجه اول روی از دست رفتن میلین متمركز بود. تحقیقات جدید نشان میدهند. كه آكسونها نیز در ام اس دچار ضایعه می‌شوند. این یافته به محققین اجازه میدهد تا روی سایر رویكردها برای درمان ام اس كار كنند مثل استفاده از داروهایی كه میتوانند از مرگ سلول عصبی جلوگیری نمایند (عوامل حفاظت عصبی) یا فرایندهای كه اعصاب تخریب شده را ترمیم می‌كنند. در ام اس از نوع عود كننده فروكش كننده میلین و آكسونها بطور شدید و دائمی تخریب نمیشوند و زمانیكه تورم تخفیف پیدا می‌كند و عود بیمار پایان می‌یابد. علائم بطور عادی یا از بین میروند یا بشدت كاهش میابند.

تغییرات بارامی روی میلین با آكسونها رخ میدهد كه منجر به آهسته شدن تحریكات عصبی می‌شود اما این تغییرات اغلب برای ایجاد علائم كافی نیستند. حركت تحریكات عصبی در طول آكسون دارای یك سرعت كاهش یابنده است اگر چه تصور بر این است كه در چنین حالتهایی بیمار ام اس دچار بی رمقی و خستگی میگردد.

در نوع پیشرونده ام اس میلین و آكسونها در دچار تخریب جدی می‌شوند. گمان نمی‌رود تورم در سیستم مركزی اعصاب عامل باشد (آنجائیكه سلولها به دیگر سلولها حمله می‌كنند) اما بجای آن سلولها بخودی خود میمیرند كه این پدیده را apoptosis مینامند.

گاهی اوقات ام آر آی پیشرفت مداوم در اختلالات آكسون و atrophy مغز را در مراحل اولیه MS نشان میدهد. این یافته‌ها این عقیده را كه در مان ام اس بزودی پیدا می‌شود تقویت می‌كند.

شواهد نشان میدهد كه سلولها نیاز به بازسازی این آكسونها داشته و میلین احتمالا هنوز در نواحی خسارت دیده وجود دارند و درمانهای برای فعال نمودن این سلولها پیدا می‌شود.

ضایعات و سلولهای گلبول سفید

اگر چه محققان هنوز باید تایید كنند كه كدام عامل اولیه منجر به تخریب میلین و آكسون می‌باشد ولی عوامل بسیاری كه در این مورد درگیر هستند تعیین شده‌اند. یك عود بیماری ام اس وقتی شروع می‌شود كه میلین ملتهب و متورم می‌شود. به این ناحیه مورم شده Lesion یا ضایعه گفته می‌شود. مویی رگها در ناحیه، بزرگ شده و سلولهای گلبول سفید فعال به بافتهای مغز نشت می‌كنند. این سلولهای برانگیخته ماده شیمیایی بنام cytokines ترشح می‌كنند كه سلولهای خاصی بنام macrophages را فعال می‌كنند این سلولها میلین را تخریب می‌كنند.

گلبولهای سفید واحد اصلی سیستم ایمنی هستند و بوسیله بدن برای مبارزه با مواد خارجی تولید می‌شوند مواد خارجی كه میتوانند باعث عفونت و بیماری در انسان شود. اغلب محققان معتقد هستند كه ام اس یك بیماری خود ایمنی است بیماریی كه در آن گلبولهای سفید خون بطور اشتباه به سلولهای خودی حمله می‌كنند.

Macrophages

سلولهای گلبول سفید خون از thymus، spleen و گره های لنفا و تشكیل شده‌اند دو نوع از سلولهای گلبول سفید خون در ارتباط با ام اس هستند: سلولهای بزرگتر بنام Macrophages و سلولهای كوچكتر بنام lymphocytes.

Macrophages همچنین به سلولهای لاشخور معروفند زیرا با محاصره و خوردن آشغالها باعث تمیزی نواحی می‌شوند اما برای بیماران ام اس آنها میلین‌ها را می‌خورند Macrophages ترشح كننده proteases هستند كه عامل نابودی میلین‌ها می‌باشند. Macrophages همچنین تولید كننده prostaglandins هستند كه تا حدی باعث تورم بیشتر و اختلال در عملكرد سیستم ایمنی می‌شوند و حتی ممكن است باعث توقف مطلق این سیستم شوند. بعلاوه Macrophages ترشح كننده free oxygen ragicals هستند كه تاثیر اساسی روی عملكرد سیستم ایمنی بوسیله تخریب سلولها و افزایش تورم دارند.

Lymphocytes

در میان انواع زیاد Lymphocytes دو نوع B-lymphocytes و T-lymphocytes در مغز استخوان وجود دارند كه immnunoglovulins را تولید می‌كنند (gammaglobulins نیز نامیده می‌شوند) كه اغلب آنتی بادی هستنتد (سلولهایی كه با بیماریها و عفونتها میجنگند). امروزه تصور می‌شود آنتی بادیها قادرند به میلین صدمه بزنند.

درمانهایی برای این سلولهای b و آنتی بادی‌ها ممكن است محور دیگری برای داروهای آینده بر علیه این بیماری باشد.

بیشتر T-lymphocytes ها در غده thymus دوره بلوغ خود را میگذرانند. در یك بیمار ام اس كه دچار عود بیمار شده باشد شمار T-lymphocytes ها در مایع مغزی نخاعی ممكن است افزایش پیدا كنند. مایع مغزی نخاعی مایعی است كه در مغز گردش داشته و خوراك مغز و كانال مهره ستون فقرات ر ا تامین می‌كند.

از میان تعداد زیاد T-lymphocytes ها سه نوع آنها عبارتند از:

1- سلولهای T-helpe كه تعداد این سلولها در جریان تشدید ناگهانی علائم بیماری یا در زمان سامان بخشی پاسخ ایمنی در مایع مغزی نخاعی افزایش می‌یابد و بعنوان سلولهای T تنظیم كننده همراه با سلولهای T- suppressor محققین متوجه كاهش فعالیت این سلولها در خون در اوائل تشدید جدید علائم بیماری شدند و همانگونه كه از اسمش پیداست (Suppressor یعنی مهار كننده) این سلولها باعث توقف پاسخ ایمنی هستند. فعالیت سلول مهار كننده T بعد از یك حمله ام اس به حالت عادی بازمیگردد.

3- سلولهای T-killer این سلولها برای حمله و نابودی هر چیزی كه سیستم ایمنی آنرا ماده ای خارجی تلقی كند فرستاده می‌‌شوند.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment