دانلود پروژه رشته پزشکی با موضوع آنـاتـومـی ابـدومـن – قسمت پنجم

دانلود پایان نامه

لنف کبد

  • لنف سطحی کبد به زیر صفاق کبد رفته و به عقده های لنفاوی هپاتیک و کاوال و گروه سلیاک منتهی می شوند.برخی عروق لنفی از طریق رباطهای کرونری به مجرای توراسیک ملحق می شوند.
  • لنف عمقی کبد و بخشی به عقده های اطراف ورید اجوف تحتانی(کاوال) و بخشی به عقده های گروه هپاتیک در ناف کبد تخلیه می شوند.
  • نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

اعصاب کبد

سمپاتیک 7T تا 9T

پاراسمپاتیک: واگ

 اجزاء انتقال دهنده صفرای کبدی

شامل مجاری هپاتیک راست و چپ، مجرای هپاتیک مشترک، کیسه صفرا، مجرای سیستیک، مجرای صفراوی مشترک (کلدوک)

مجاری هپاتیک

راست و چپ به ترتیب از لوب راست و چپ کبد منشاء گرفته و در ناف کبد ظاهر می شوند.پس از 2-3 سانتی متر این دو مجرا با یکدیگر ملحق شده و مجرای کبدی مشترک را می سازند.

مجرای هپاتیک مشترک

4سانتی متر طول دارد و درون لبه آزاد امنتوم کوچک است.مجرای سیستیک که از کیسه صفرا منشأ می گیرد در حدود 3 سانتی متر طول دارد و از گردن کیسه صفرا به سمت پایین و خلف چپ رفته و به مجرای هپاتیک مشترک ملحق می شود و مجرای کلدوک را می سازند.مجرای سیستیک دارای اسفنکتر مارپیچی (spirsl valve) درتمام مسیر است. (باز نگه داشتن مجرا)

مجرای کلدوک

8 سانتی متری طول دارد ابتدا در ضخامت لبه آزاد امنتوم کوچک واقع شده و در جلوی فورامن ونیسلو است. مجرای کلدوک در جلو و سمت راست درون رباط هپاتودئودنال است، یعنی سمت چپ آن شریان هپاتیک و خلف هر دو ورید پورتال می باشد این بخش را سوپرادئودنال می نامند.

در بخش دوم مسیر کلدوک در خلف قسمت اول دئودنوم است و موقعیت آنرا رترودئودنال می نامند و در اینجا در سمت راست شریان گاسترودئودنال می باشد.

در بخش سوم مسیرش در سطح خلفی سر پانکراس قرار داشته و موقعیت آنرا اینفرادئودنال می نامند و در اینجا با ویرسونگ یا مجرای پانکراتیک برخورد و یکی می شوند و به آمپول واتر در جدار داخلی بخش دوم دئودنوم در وسط یکی شده و سپس به برجستگی پاپیلا دئودنال ماژور به جدار داخلی اثنی عشر باز می شود و اسفنکتر ادی در اطراف دو مجرا و نیز آمپول واتر وجود دارد این قسمت از مجرای کلدوک را اینترادئودنال می نامند.

بالینی کبد

لوبکتومی و برداشت سگمان کبدی

ضربات کبدی،سرطان و مواردی که بخشی از کبد تخریب شده است،بخشی از آن برشی داده و برداشته می شود.

  • پیوند کبد:در بیمارانی که برای مثال تنگی مجاری صفراوی بعلت مادرزادی دارند پیوند کبد صورت می گیرد و یا بیماران الکلی و سیروزی شدید.

سیروز کبدی

– در بیماری سیروز یا سخت شدن بافت کبدی که عمدتاَ ناشی از افزایش فشار خون پورتال در افرادی که الکلیسم مزمن دارند ایجاد می شود.در سیروز کبدی به علت افزایش الیاف فیبروزی در اطراف عروق، جریان خون کبدی مختل شده و کبد حجیم می شود .برای درمان و رفع انسداد خونی باید پیوند (shunt) بین ورید اجوف تحتانی و ورید باب انجام گردد.

کیسه صفرا (کوله سیست)

کیسه گلابی شکل در سطح تحتانی و قدامی کبد واقع شده شامل: فوندوس، جسم و گردن می باشد به طول 10-8 سانتی متر و عرض 3 سانتی متر است.

  • فوندوس (ته)(قعر) کیسه: پایین تر از لبه تحتانی کبد قرار دارد و در حد نوک غضروف دنده 9 راست و در تماس با جدار قدامی شکم است.این نقطه را مورفی می نامند که در محل تلاقی کنار خارجی عضله رکتوس ابدومینیس راست نیز هست.
  • جسم کیسه صفرا: مجاور کبد و نیز از طرف پایین مجاور بخش اول و دوم دئودنوم است.مسیر آن به سمت بالا و خلف و چپ است.
  • گردن کیسه صفرا: باریکتر است و در سمت راست ناف کبد قرار گرفته و در پایین مجاور بخش اول دئودنوم است.رباط کوله سیستودئودنال از گردن کیسه صفرا به روی بخش 1 دئودنوم متصل می شود.
  • بن بست هارتمن (اینفاندیبولوم = قیف یا مخروط): بخش برجسته خلفی داخلی گردن کیسه است و راهنمایی برای جراحان است. گردن کیسه به مجرای سیستیک متصل میشود که به سمت چپ رفته و با الحاق به مجرای هپاتیک مشترک مبدا مجرای کلدوک را می سازند.

توجه: بن بست هارتمن یا اینفاندیبولوم بین تنه و گردن کیسه صفرا است.اغلب سنگهای کیسه صفرا در بن بست هارتمن متوقف می شوند، گاهی هم از مجرای کلدوک گذشته و در آمپول واتر گیر می کنند و مانع جریان صفرا می شوند.

مجاورات کیسه صفرا

  • جلو: جدار قدامی شکم و سطح تحتانی کبد
  • خلف: بخش اول و دوم دئودنوم و کولون عرضی

توجه: مثلث کالوت از نظر جراحی اهمیت دارد و اضلاع آن عبارتست از: مجرای سیستیک،مجرای هپاتیک مشترک و شریان سیستیک.به مثلث کالوت مثلث سیستوهپاتیک نیز گفته می شود.شریان سیستیک ضلع فوقانی را می سازد.

بالینی کیسه صفرا

  • کوله سیستکتومی(قطع کیسه صفرا)

در بیماریهای مزمن کیسه صفرا، برداشت کیسه صفرا از مجرای سیستیک شروع می شود و بسوی فوندوس کیسه ادامه پیدا می کند.

بخش ابتدایی دئودنوم به سمت پایین رانده می شود و رباط هپاتودئودنال تحت کشش در می آید. بن بست هارتمن، مجرای سیستیک و هپاتیک مشترک را در زاویه قائمه قرار می دهد و رباط کوله سیستودئودنال نیز کشیده می شود و تمام بخشهای کیسه صفرا تحت نظر جراح واقع می شود.

درد کیسه صفرا

درد اسپاسمودیک شدید در ربع فوقانی راست ابدومن است که ناشی از عفونت یا سنگ در مجرای سیستیک یا اطراف آن است.در کوله سیستکتومی مجرای سیستیک و مجرای هپاتیک مشترک و شریان سیستیک جدا می شوند، البته از وجود وارسیونهای زیاد جراح باید مطلع باشد.پیش از هر چیز جراح باید شریان هپاتیک راست را بسته و سپس شریان سیستیک را مسدود سازد.

– کوله سیستیت یا التهاب کیسه صفرا

چنانچه سنگ در مجرای سیستیک بماند کوله سیستیت یا التهاب کیسه صفرا ایجاد می شود و صفرا در کیسه می ماند و کیسه متورم می شود و درد شدید کیسه صفرا به ناحیه اپی گاستریک و هیپوکندریاک راست و گاه به شانه راست (بعلت تحریک الیاف حسی عصب فرنیک راست که به صفاق کیسه صفرا می روند)و نیز به نواحی پشتی توراکس ارجاع می گردد.  

  • کوله سیستوستومی: برشی در کیسه صفرا به منظور خارج کردن آبسه یا سنگ داده می شود،این عمل تحت بیهوشی عمومی انجام می گردد جراح باید دقت کند که چنانچه سنگ در مجرای سیستیک موجود است به درون مجرای هپاتیک مشترک رانده نشود.

 عمل کیسه صفرا

cc 50 ظرفیت دارد. در تغلیظ صفرا عمل می کند. غشای مخاطی آن چینهای فراوان و دائمی دارد. با ورود چربی به بخش نازل دئودنوم ، هورمون کوله سیستوکینین(CCK) از غشاء مخاطی دئودنوم آزاد شده از طریق خون به کیسه صفرا رسیده و موجب انقباض آن شده و صفرا به داخل سیستیک و کلدوک رفته و آمپول واتر شل شده و صفرا به دئودنوم وارد می شود و روی چربی ها اثر کرده و در هضم اولیه آنها شرکت دارد.

عروق کیسه صفرا اغلب از شریان سیستیک شاخه هپاتیک راست است.

برش مورفی برای رسیدن به کیسه صفرا: برش زیر دنده ای راست مجاور غضروف دنده 9 راست است.

طحال

وابسته به دستگاه گردش خون و سیستم ایمنی می باشد و در ناحیه هیپوکندریاک چپ و کمی در اپی گاستریک واقع شده است. به شکل جسم هلالی حجیم می باشد.

بین فوندوس معده و دیافراگم واقع شده عمل آن در تصفیه خون و در سیستم ایمنی بدن شرکت دارد. طول آن حدود 12 سانتی متر، عرض 7-6 سانتی متر و ضخامت 3 سانتی متر است. طحال در مجاورت دنده 9و10و11 چپ واقع می شود و محور طولی آن در مجاورت دنده 10 است و به سمت پایین و خارج می شود.

  • طحال دارای دو سطح ،2انتها و 3 کنار است.
  • کنار فوقانی دندانه دار است
  • انتهای قدامی به خط میدآگزیلاری می رسد.
  • انتهای خلفی به بالا و خلف رفته و روی کلیه چپ در بالا تکیه می کند.
  • طحال کاملا توسط صفاق پوشیده شده است در ناف طحال رباط اسپلنیکورنال موجود است و حاوی دم پانکراس و عروق طحالی است.در امتداد انحنای بزرگ معده رفته و رباط گاسترو اسپلنیک را می سازد و درون آن عروق گاستریک کوتاه و گاستروامنتال چپ موجود می باشد.
  • توجه:شریان طحالی بالاتر از ورید است،شریان در کنار فوقانی پانکراس سیر میکند و ورید در خلف جسم پانکراس می باشد.
  • طحالهای فرعی گاه در زیر معده،مجاور کولون نزولی و به پایین تا اسکروتوم موجودند.

ساختمان طحال

شامل پولپ سفید(لنفوسیتها) و پولپ قرمز(سینوزوئیدها) و نیز پارانشیم همبندی و عروق و اعصاب…

مجاورات طحال

قدامی: معده، دم لوزالمعده، خم کولیک چپ

خلفی: دیافراگم،دنده های 9و10و11

عروق طحال از شاخه سلیاک است که از حاشیه فوقانی پانکراس عبور کرده و به آن خون می دهد و در ضخامت رباط اسپلنیکورنال به ناف طحال می رسد. ورید اسپلنیک در خلف تنه پانکراس است و ورید مزانتریک تحتانی را دریافت کرده و نیز عروق گاستریک کوتاه و گاسترواپی پلوئیک چپ و پانکراتیک را می گیرد و در خلف گردن پانکراس به مزانتریک فوقانی ملحق شده و ورید باب را می سازند.

 اعمال طحال

  • فاگوسیتوز

طحال یکی از اجزا سیستم رتیکولوآندوتلیال یا دفاعی و ایمنی بدن است. فاگوسیت ها لاشه مرده سلولها و سلولهای خونی متلاشی شده و میکروارگانیسم ها را جابجا می کنند و در تصفیه خون شرکت دارند. آنتی ژنهای عوامل خارجی موجب تحریک پاسخهای ایمنی سلولی و ترشحی میشوند.

  • خونسازی

طحال در دوران جنینی یکی از مراکز خونسازی بدن بوده است. لنفوسیت سازی در طول زندگی نیز ادامه می یابد و در سیستم و پاسخ ایمنی بدن شرکت می کنند. در بدن بالغین در شرایط خاص برخی بیماریها خون سازی طحال تحریک می شود مثل بیماریهای مراکز میلوئید (مغز استخوان) استخوانها و بافتهای خونسازی دیگر و لوسمی و… .

3- بانک خون

گلبول قرمز در طحال ذخیره می‌شود و در زمانهای مورد نیاز به گردش خون می‌آید و در حیوانات این عمل بیشتر صورت می‌پذیرد.

توجه:

– زمانی که اسپلنکتومی یا برداشت طحال ضروری باشد جراح باید به موقعیت دم پانکراس توجه داشته باشد

– انفارکتوس طحال(infarction ): از آنجا که عروق درون طحال انتهایی end artery هستند انسدادی یکی از شاخه‌های عروقی می‌تواند موجب سکته خونی یا انفارکسیون بخشی از طحال گردد

– گاهی اندازه طحال در بیماری آن به حدود 10 برابر طبیعی‌اش می‌رسد.

مجاورت سطح داخلی یا احشائی طحال

– اثر گاستریک یا معده : در جلو و بالای ناف طحال واقع شده و مجاور فوندوس معده است و سطح بیضی وسیعی می‌باشد.

– اثر رنال یا کلیه چپ : در خلف ناف طحال واقع شده است.

– اثر کولیک یا خم کولیک چپ: در جلوی ناف طحال و مجاور انتهای قدامی طحال است و خیلی فرو رفته است.

– اثر پانکراس : بین ناف طحال و اثر کولیک محل دم پانکراس است که درون رباط لینورنال در جلوی ناف طحال قرار دارد.

پانکراس

غده‌ای است به شکل عصا، به طول حدود 15 سانتی متر، و مجاور جدار خلفی شکم قرار دارد. در خلف صفاق و در اطراف صفحة ترنس پیلوریک. دارای سر، گردن، تنه و دم است. پانکراس دارای سطح قدامی و خلفی و تحتانی است و ورید اسپلنیک در خلف آن است.

سر پانکراس

شبیه دستة عصا و نیم حلقوی بین بخشهای اول و دوم و سوم دئودنوم قرار دارد و همانند رینگ یا حلقه چرخ در بخش مقعر دئودنوم واقع شده است. بخشی از سر پانکراس که به سمت چپ رفته و در خلف عروق مزانتریک فوقانی قرار می‌گیرد زائدة قلابی یا آنسیناتوس نام می‌گیرد. در جلوی سر پانکراس ریشة مزوکولون عرضی است. در خلف سر پانکراس مجرای کلدوک و ورید اجوف واقع شده است.

  • از نظر آناتومی سطحی کنار تحتانی سر پانکراس در سطح بالای ناف بوده و کنار فوقانی جسم آن در سطح ترنس پیلوریک است. دم آن به ناحیه هیپوکندریاک چپ می‌رود.
  • مجاورات خلف سر پانکراس: ورید پورتال، بخش سوم کلدوک، ورید اجوف، ستون راست دیافراگم، وریدهای رنال

 گردن پانکراس

در جلوی مبدأ ورید باب و ورید مزانتریک فوقانی واقع شده است.

 تنه پانکراس

به سمت چپ و بالا رفته و در 3 ضلعی است. در خلف تنه پانکراس، ورید رنال چپ از بین آئورت و شریان مزانتریک فوقانی عبور می‌کند.

 دم پانکراس

در ضخامت رباط لینورنال است و در تماس با جلوی ناف طحال است. عروق اسپلنیک همراه با دم پانکراس در رباط اسپلنیکورنال(لینورنال) می‌باشند.

مجاورات پانکراس

  • مجاورات قدامی پانکراس: کولون عرضی و مزوکولون عرضی، لسرساک، خلف معده
  • مجاورات خلفی پانکراس از راست به چپ : مجرای کلدوک، ورید باب، ورید اجوف، آئورت، شریان مزانتریک فوقانی (در پشت ابتدای جسم)، پسواس چپ، کلیة چپ، ناف طحال
  • مجرای ویرسونگ از ناحیة دم پانکراس شروع شده و در طول غده به سمت راست آمده مجاری فرعی را دریافت و به خلف سر غده می‌رسد.

 سطوح پانکراس

شامل سطح قدامی، سطح خلفی و سطح تحتانی است و کنارهای آن فوقانی، قدامی و خلفی که دو کناره اخیر در پایین قرار دارند مجرای ویرسونگ با کلدوک در بخش خلفی داخلی بخش نازل دئودنوم به آمپول واتر و پاپیلا دئودنال ماژور منتهی می‌شود. مجرای فرعی (سانتورینی) لوزالمعده گاه به مجرای اصلی می‌پیوندد و گاه کمی بالاتر از اثنی عشر می‌رسد و گاه موجود نیست.

  • از جزایر لانگرهانس انسولین و گلوکاگن ترشح می‌شود که در کنترل متابولیسم قندها دخالت دارند.

 موارد کاربردی پانکراس

  • کاهش ترشح انسولین موجب بیماری دیابت (قند خون) می‌شود.
  • کاهش ترشح آنزیمهای اگزوکرین لوزالمعده موجب اختلالات گوارشی می‌شود.
  • چنانچه توموری در مجاورت سر پانکراس به وجود آید روی کلدوک فشار آورده و مجرای صفراوی بسته می‌شود. روی وریدی پورتال فشار آورده و آسیت یا خیز ایجاد می‌کند و یا روی معده و پیلور فشار آورده و انسداد این نواحی را بوجود می‌آورد.
  • با کمک سونوگرافی، سی تی اسکن و MRI ، ضایعات یا توده های خوش خیم یا بدخیم پانکراس قابل تشخیص است.

توجه: عروق پانکراس از شاخه‌های اسپلنیک و پانکرآتیکودئودنال است و اعصاب آن سمپاتیک از شبکه سلیاک و مزانتریک فوقانی از طریق اعصاب اسپلانکنیک بزرگ و نیز اعصاب پاراسمپاتیک زوج 10 مغزی (واگ) می‌باشد.

  دستگاه ادراری (بخشهای شکمی)

شامل 2 کلیه و 2 حالب تا حد مدخل لگن مربوط به ابدومن می‌شود. وزن هر کلیه در حدود 150 گرم است. ادامه حالب ها در جدار لگن و مثانه و پیشابراه در لگن بحث می‌شود.

کلیه

کلیه‌ها مسئولیت دریافت و بیرون راندن بخش اعظم مواد زائد ناشی از متابولیسم سلولها و آب های اضافی را دارند

نقش اصلی را در کنترل تعادل آب و الکترولیتهای بدن و حفظ تعادل اسید و باز را دارند و مواد زائد را بصورت ادرار خارج می‌كنند.( اوره- اسید اوریك- كراتینین )

کلیه به رنگ قهوه‌ای به طول 12 سانتی متر، به عرض 6 سانتی متر و به ضخامت 4-3 سانتی متر می‌باشدكه در خلف صفاق در بخش عمقی فوقانی شکم واقع شده‌اند. کلیة راست کمی پایین‌تر است و آن به علت وجود لوب راست و بزرگ کبد می‌باشد و در تنفس کمی جابجا می‌شوند.

  • هر کلیه دارای 2 سطح قدامی و خلفی، 2 کنار داخلی و خارجی و 2 قطب فوقانی و تحتانی می‌باشد.
  • روی قطب فوقانی هر کلیه با واسطه جایگاه فاسیایی خاص غدد فوق کلیه‌ای واقع شده‌اند.
  • ناف هر کلیه در وسط کنار داخلی هر کلیه است و تقریباً در محاذات مهرة 1L می‌باشند.
  • در ناف هر کلیه از جلو به عقب ورید کلیوی، دو شاخه از شریان کلیوی، حالب، و شاخة شریانی در خلف لگنچه هم موجود است.

– سگمانهای کلیه

هر کلیه 5 سگمان دارد. فوقانی، تحتانی، قدامی فوقانی، قدامی تحتانی و یک سگمان خلفی هم دارد.

  • لوب ‌های هر کلیه به تعداد هرم‌های موجود درون کلیه است و در حدود 15-12 عدد می‌باشد.
  • کلیه ‌ها در بالا در حدود و مجاور دندة 11 هستند. کلیه راست کمی پایین تر است و بالای دندة 12 می‌باشد.

مجاورات کلیه‌ها

– مجاورات سطح خلفی کلیه‌ها از سمت داخل به خارج عبارت است از:

  • رباط قوس داخلی و پسواس / رباط قوسی خارجی و مربعی کمری / و عضله عرضی شکمی و از اعصاب از بالا به پایین در خلف کلیه‌ها عصب 11T و ایلیو هیپوگاستریک و ایلیو اینگوینال است.
  • صفاق در جلوی هر دو کلیه است و روی قطب فوقانی هر کلیه غده فوق کلیوی قرار دارد.

 مجاورات سطح قدامی کلیه راست

  • با لوب راست کبد در جلو و بالا
  • با خم کولیک راست در وسط و جلو و ا بتدای کولون عرضی
  • با دئودنوم در جلو و داخل
  • با رودة کوچک در جلو و پایین

 مجاورات سطح قدامی کلیه چپ

– با طحال در جلو و خارج

– با پانکراس در جلوی ناف و وسط

– با معده در بالا و داخل

– با خم کولیک چپ در جلو و خارج و کولون عرضی

– با رودة کوچک هم مجاورت دارد.

پوشش‌های کلیه (فاسیای رنال)

این فاسیا در امتداد فاسیا ترنسورسالیس می‌باشد. در جایی که به خارج کلیه می‌رسد دو لایه شده:

یک لایه به جلو و یک لایه به خلف کلیه می‌رود.

لایه قدامی: فاسیای رنال از جلوی عروق بزرگ شکم به سمت مقابل می‌رود.

لایه خلفی فاسیای رنال از پشت کلیه با فاسیای مربعی کمری و پسواس یکی می‌شود.

دو لایه فاسیایی در بالای کلیه یکی شده و یک حجره فاسیایی در روی قطب فوقانی کلیه ایجاد می‌کند که مجزا از کلیه بوده و محل غده سوپرارنال می‌باشد.

دو لایه فاسیای رنال در پایین کلیه از یکدیگر جدا می‌مانند.

چربی پری رنال بین دو لایه قدامی و خلفی فاسیای رنال و در اطراف کلیه واقع شده است.

چربی پارارنال در اطراف و بیرون فاسیای رنال است و چربی خلف صفاقی می‌باشد.

  • کپسول لیفی : در تماس با کلیه می‌باشد.

 آناتومی سطحی کلیه‌ها

هر کلیه تقریباً در یک چهارضلعی به نام موریس واقع می‌شود به شکل زیر:

  • خط یا ضلع عمودی داخلی با فاصلة 5/2 سانتی متر از خط میانی خلفی
  • ضلع عمودی خارجی با فاصلة 5/9 سانتی متر از خط میانی خلفی
  • خط افقی فوقانی در محاذات 11T
  • خط افقی تحتانی در محاذات 3L
  • فاصله ناف کلیه تا خط وسط خلفی در حدود 5 سانتی متر می‌باشد.
  • ناف هر کلیه در حدود محاذات 1L است. ناف کلیه راست پایین‌تر است.

ساختمان کلیه

کلیه از دو بخش قشر و مدولا یا مغز کلیه درست شده است.

  • قشر کلیه: شامل هرمهای فرّن (در بالای هرم کلیه) بخشهای فوقانی نفرون شامل کپسول بومن، لوله پیچیده نزدیک و دور و نیز عروق و اعصاب مربوطه است.
  • مدولای کلیه: شامل ستون های کلیوی و هرم های کلیوی است. درون هرم کلیوی بخشی از لوله نفرون (لوله هنله و جمع کننده ادرار) و عروق و اعصاب می‌باشد. رأس هرم به طرف مرکز و قاعده‌اش مجاور محیط و قشر می‌باشد. رأس هرم کلیوی شبیه غربال است و سوراخ های فراوان (پاپی رنال) دارد که قطرات ادرار از لوله‌های جمع کننده نفرون به کالیس کوچک یعنی فضای اطراف رأس هرم تخلیه می‌شود. هر کلیه 7 تا 12 کالیس کوچک و 3 تا 4 کالیس بزرگ دارد. به تعداد هرم های کلیوی کالیکس کوچک وجود دارد.
  • بخش مرکزی کلیه را سینوس کلیوی می‌نامند و آن شامل کالیس های کوچک و کالیس های بزرگ و لگنچه کلیوی و چربی اطراف و عروق و اعصاب می‌باشد.

انشعابات شریان رنال

شریان رنال پیش از ورود به ناف کلیه به تعدادی سگمان تقسیم می‌شود. درون سینوس کلیه بنام شاخه سگمنتال است و از ستون های کلیوی که می‌گذرد و شریان بین لوبی نام می‌گیرد در قاعده هرم ها شریان آركویت یا قوسی است و در قشر کلیه شاخه اینترلوبولار می‌باشد.

سپس به شاخه‌های افرنت و دیفرنت تقسیم شده و به داخل کپسول بومن رفته تا کلافه مویرگی را بسازد. شاخه‌های مستقیم به داخل هرم ها و نیز قشر کلیه منشعب می‌شوند و سپس وریدها به همان نام ها شروع می‌شوند.

توجه: شاخه‌های انتهایی شریان رنال end artery یا انتهایی هستند. بدین معنی که باهم آناستوموز ندارند و لذا امکان انفارکتوس به علت انسداد یکی از شاخه‌ها وجود دارد.

  • در ناف کلیه ورید رنال جلوتر از شریان است.

 اعصاب کلیه

  • سمپاتیک سگمان های 10L الی 12L اعصاب اسپلانکنیک مینور و تحتانی و گانگلیون آئورتیکورنال
  • پاراسمپاتیک واگ و نیز لگن از طریق 2S و 3L و S4

کاربردهای بالینی

  • گاهی کلیه لگنی است و گاهی نعل اسبی می‌باشد و در زیر شریان مزانتریک تحتانی حلقه می‌زند.
  • گاهی دو کلیه در یکطرف است و یکی کوچکتر از دومی است.
  • گاهی شرایین اضافی از آئورت به کلیه وارد می‌شود.
  • سنگ کلیه موجب دردهای قولنج (colic) کلیوی می‌شود و بسیار شدید است و در نتیجه اتساع لگنچه کلیوی می‌باشد. هماتوری یا خون ادراری پیوری یا چرک در ادرار می‌شود. ارجاع درد کلیه به ناحیه کمر و کشاله ران است.
  • منشأ سنگ های کلیه در نتیجة رسوب ترکیبات Ca مثل فسفوکلسیک و اوگزالوکلسیک (اگزالات) یا رسوب اسیداوریک و یا منشأ ژنتیک داشته رسوب سیستین می دهد.

 اورتر ( حالب)

مجرایی است باریک و بلند به طول 25 تا 30 سانتی متر و قطر 3 میلیمتر در جلوی عضله پسواس به پایین می‌آید تا به لبه مدخل لگن می‌رسد. معمولاً در فاصله 5 سانتی متری از خط وسط به پایین آمده و بقیه مسیر آن در زیر صفاق جدار لگن کوچک به سمت مثانه است که در لگن بررسی می‌شود.

اورتر در 3 نقطه تنگتر می‌شود:

  • در پیوستگاه آن در بالا با لگنچه
  • در مجاور لبه مدخل لگن
  • و تنگترین محل آن جایی است که در جدار مثانه نفوذ می‌کند.

 مجاورات قدامی اورتر شکمی

صفاق جداری عروق گونادال در محاذات 3L از جلوی اورتر تقاطع می‌کند. از جلوی اورتر راست ریشه مزانتر و عروق کولیک راست و ایلئوکولیک و از جلوی اورتر چپ عروق کولیک چپ و مزوکولون سیگموئید و رأس ریشة آن و رسس اینتر سیگموئید عبور می‌کنند.

مجاورات خلفی اورتر شکمی

پسواس ها، عصب ژنیتوفمورال 1L – 2L

ساختمان اورتر

  • لایه خارجی آن امتداد کپسول کلیه است.
  • لایه میانی عضلانی صاف است. به این ترتیب که الیاف حلقوی خارج‌ترند و الیاف طولی داخلی‌ترند.
  • چنانچه بر اثر عبور سنگ حالب اورتر متسع شود صفاق جلوی آن تحت کشش قرار می‌گیرد و چون صفاق جدار بسیار حساس به درد و کشش است درد شدیدی به سمت کمر و ران احساس می‌شود. (uretric colic)
  • عروق اورتر یا حالب از عروق رنال، گونادال و آئورت شکمی است.
  • اعصاب ناقل درد حالب‌ها از سمپاتیک سگمانهای 11T الی 2L می‌باشد و درد آنها بسمت کشاله ران و کفل‌ها منتشر می‌گردد

غدد فوق کلیه ( سوپرا رنال )

هر یک روی قطب فوقانی هر کلیه می‌باشند. غده سوپرارنال راست هرمی و سوپرارنال چپ هلالی شکل است. طول تقریبی هر یک 5 سانتی متر می‌باشد و عرض 3 سانتی متر. فاسیای آنها حجره مجرایی نسبت به فاسیای کلیه تشکیل می‌دهد.

 مجاورات سوپرا رنال راست

  • در جلو: ورید اجوف و فضای برهنه کبدی
  • در خلف : ستون راست دیافراگمی
  • در کنار داخلی سوپرا رنال راست عقده سلیاک راست است.

 مجاورات سوپرا رنال چپ

در جلو: در خلف بورسا امنتالیس و خلف معده و بخشی از تنه پانكراس و شریان طحالی است.

در خلف: با ستون دیافراگمی چپ

در كنار داخلی سوپرا رنال چپ با عقدة سلیاك چپ مجاورت دارد.

 ساختمان غده

شامل قشر و مدولا است.

  • قشر: از آن آلدوسترون و مینرالوکورتیکوئید ترشح می‌شود و در متابولیسم کنترل آب و الکترولیت‌ها شرکت دارد و گلوکوکورتیکوئید ترشح شده و روی کربوهیدراتها و هر سه ماده غذایی اثر دارند و هورمون‌های جنسی آندروژن، استروژن، پروژسترون مقداری از هر کدام ترشح می‌شود.

شریان ها

هر غده 3 شریان دارد :

1- شریان سوپرارنال : فوقانی از فرنیک تحتانی

2- شریان سوپرارنال میانی از آئورت

3- شریان سوپرارنال تحتانی از شریان رنال منشعب می‌شوند.

وریدها

یک ورید از هر غده خارج می‌شوند. در سمت چپ ورید آن به ورید رنال چپ می‌ریزد. در سمت راست به وناکاوا اینفریور (inferior vena cava) تخلیه می‌شود.

عمل هورمونهای سوپرارنال زیر نظر هورمونهای هیپوفیزی و حیاتی است.

– اجسام کرومافینی

شامل غده فوق کلیه و اجسام ریزی است که در طول زنجیر سمپاتیک و آئورت شکمی قرار دارند و دارای ساختمانی مشابه بخش مرکزی غدد سوپرارنال هستند و با کروم رنگ می گیرند.

بالینی حالب

در سه نقطه‌ای که حالب تنگتر است ممکن است سنگهای کلیوی و ادراری بماند و عبور نکند و مجرای اورتر را مسدود نماید و درد ناشی از اتساع قطر حالب از طریق سگمانهای 11T تا 2L نخاعی منتقل شود و آن را درد کولیک حالبی می‌نامند. امواج پریستالتیسم سنگ را به پیش می‌برد و اسپاسم عضلات صاف موجب درد قولنجی می‌شود که بسیار دردناک است. انتشار درد از کمر تا کشاله ران امتداد دارد.

آئورت شکمی

آئورت سینه‌ای در محاذات 12T از لابلای ستونهای دیافراگمی از خلف دیافراگم عبور کرده و به آئورت شکمی تبدیل می‌شود. در عمق شکم در جلو و کمی چپ تنة مهره‌های کمری به پایین رفته و در مقابل مهرة به دو شاخه ایلیاک مشترک راست و چپ تقسیم می‌شود.

هر ایلیاک مشترک به دو ایلیاک داخلی و خارجی تقسیم شده، ایلیاک خارجی از خلف وسط رباط اینگوینال به ناحیه ران می‌رود و ایلیاک داخلی از مدخل لگنی به جدار خارجی لگن کوچک در زیر صفاق نزول کرده و به احشای لگنی و غیره شاخه می‌دهد.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment