دانلود پروژه رشته روانشناسی در مورد كودكان و دانش آموزان ناشنوا – قسمت اول

دانلود پایان نامه

آشنایی با كودكان و دانش آموزان ناشنوا و نیمه شنوا

كودكان و دانش اموزان نا شنوا اگر چه در حقیقت به خاطر نقص شنوایی از نظر رشد كلی ( رشدهوشی ) عموما از دانش آموزان نا بینا ضعیف تر هستند ، اما مانند آنان بسهولت قابل تشخیص و شناسایی نیستند . از جمله مشكلات اساسی آنان در زمینه گویایی است .

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

اختلالات گویایی نتیجه ای است از نقص شنوایی ، البته بجز در مواردی كه اختلالی در دستگاه صوتی فرد بوجود می آید . دانش آموزان نا شنوا نه تنها ازنظر رشد عمومی ضعیف هستند بلكه در طول زندگی از نظر مهارت های برقراری ارتباط زبانی ، مانند درك مفاهیم و معانی كلمات ، صحبت كردن ، خواندن و نوشتن همواره دچار اشكال عمده و كندی قابل ملاحظه ای هستند . از آنجایی كه زبان عامل مهمی است در بر قراری روابط اجتماعی و آموزش و یاد گیری علوم مختلف ، بدیهی است كه مشكل دانش آموزان نا شنوا به مراتب بیشتر از صرف نقص حس شنوایی است . البته كودكانی كه بطور موقت شنوایی خود را از دست می دهند و یا آنانی كه با استفاده از وسایل كمك شنوایی از قبیل سمعك نقص شنوایی خود را جبران می نمایند ، چندان نیاز به معلم و آموزش وپرورش استثنایی ندارند . لازم است اولیای چنین كودكانی به شیوه ای مطلوب راهنمایی شوند تا از مراقبت های لازم پزشكی و خدمات سنجش شنوایی و غیره بهرمند گردند . در هر حال در كلاس درسنیز باید تسهیلات ضروری جهت سازگاری هر چه بیشتر دانش آموز فراهم گردد . معمولا درحدود 5 در صد از كل كودكان سنین مدرسه رو در مقایسه با دیگر كودكان به نحوی دارای درجاتی از نارسایی های شنوایی هستند ، از این گروه 5 در صد ، در هر ده نفر یك یا دو نفر می بایست تحت پوشش آموزش وپرورش استثنایی قرار گیرند . در برنامه های آموزشی وپرورشی و درمانی دانش آموزان نا شنوا، همكاری های همه جانبه مسئولان ومتخصصان مختلف از جمله اولیاء ،پزشكان ، روانپزشكان و معلمان ویژه گفتار درمانی و . . . ضروری است .

تعریف نا شنوایی

تا كنون تعریف دقیق و جامع و مانع و قابل قبول برای كلیه مراجع ذیصلاحاز ناشنوایی ارائه نگردیده است . علت فقدان چنین تعریفی از این بابت است كه ناشنوایی تا حدود زیادی یك امر فردی است . به عبارت ، دیگر سن وقوع ناشنوایی علت ناشنوایی ، نوع ناشنوایی و میزان و درجه اختلال شنوایی از جمله عوامل بسیار مهمی در تعریف ناشنوایی و افراد ناشنوا محسوب گشته و نقش فوق العاده در برنامه ریزی های آموزشی دارند . در واقع برای آنكه از عهده یك برنامه ریزی صحیح و مناسب برای گروهی از دانش آموزان بخوبی فائق آئیم ، لاجرم می بایست فرد فرد آنان را به طور جداگانه و كامل مورد ارزیابی قرار دهیم . به عنوان مثال دانش آموزی كه از زمان تولد و یا قبل از سنین سخن گفتن ناشنواست و كمترین تجربه زبانی ندارد با دیگر دانش آموزی كه پس از آنكه مدتها می گوید و می شنود و مهارتهای زبانی را به طور طبیعی كسب می نماید و آنگاه دچار نقص شنوایی می گردد كاملا با هم متفاوت بوده و این تفاوت در برنامه ریزی های آموزشی آنان فوق العاده دخیل است . اما به طور كلی می توان گفت كه افراد ناشنوا كسانی هستند كه از حس شنوایی خود در زندگی بهره ای نمی گیرند و افراد نیمه شنوا كسانی هستند كه با آنكه حس شنوایی آنان دارای اختلالاتی می باشند ولی در هر حال با سمعك و یا بدون سمعك تا حدودی می تواند از این حس استفاده كنند .

كودكان و دانش آموزان نیمه شنوا به دلیل آنكه نارسایی شنوایی آنان با درجات مختلفی ( از تخفیف تا شدید )می باشد معمولا قادرند با استفاده ویا بدون استفاده از وسایل كمك شنوایی از زبان بهرمند گردند واز طریق شنوایی قادر به صحبت كردن هم باشند اما در مقابل دانش آموزی كه كاملا ناشنواست با بهترین وسایل كمك آموزشی نیز قادر به توسعه زبان و مكالمه و صحبت كردن بطور همزنان نخواهد بود .

در هر حال افراد ناشنوا قادرند بیاموزند كه صحبت كنند .

علل وانواع ناشنوایی

دانستن علل   ناشنوایی و انواع مختلف آن از این جهت اهمیت دارد كه ممكن است در امر آموزش و درمان و توانبخشی بعضی از كودكان و دانش آموزان ناشنوا مفید فایده واقع گردد .

اختلالات شنوایی ممكن است مربوط به گوش خارجی یا گوش میانی و یا گوش داخلی باشد اختلال شنوایی را ممكن است از نظر شدت وضعف به ناشنوایی كامل ، نیمه شنوایی وسخت شنوایی تقسیم نمود . به طور كلی اختلالات شنوایی را می توان به دو گروه عمده بشرح زیر تقسیم نمود كه هر یك به گروه كوچكتر قابل تقسیم است و برای هر گروه علل مختلفی ممكن است سبب اختلال ناشنوایی باشد .

1- ناشنوایی انتقالی

در این نوع از اختلال شنوایی ، گوش میانی كه مسئولیت انتقال صدا می باشد معیوب است . معمولا این نوع ناشنوایی مطلق نیست و فقط شخص قسمتی از شنوایی خود را از دست می دهد . علل آن ممكن است بیماریهای مجرای گوش ، بیماریهای پرده صماخ ،بیماریهای گوش میانی ، ضربه ها وامثال آن باشد .

2- ناشنوایی ادراكی یا عصبی

این نوع ناشنوایی مربوط به گوش داخلی وسلول های شنوایی است . به نحوی كه سلول حسی از ادراك و احساس صدا عاجز است . این نوع نقص شنوایی ارثی و یا مادرزادی است . علل عمده آن عبارتند از : سیفلیس ارثی ، همخونی ،سرخجه ،الكلیسم ، سل ، بد شكلی اعضای شنوایی ، صدمات وجراحات دوران جنینی ، تولد نارس مسمومیت های مادر در هنگام بارداری ویا استعمال برخی داروهای مضر در زمان بارداری . و یا اكتسابی است كه علل آن عبارت است از : صدمات وارد بر كودك در هنگام تولد ، صدمات وجراحات بعد از تولد ، عفونت های موضعی ، مثل ورم گوش ، عفونت های عمومی مانند منژیت و مسمومیت های بخصوص با اكسید دو كربن . همچنین در موارد بسیار نادر ناشنوایی آمیخته ( انتقالی و عصبی ) در اثر بیماری های توام گوش میانی وگوش داخلی عارض می گردد .

ازنظر پزشكی ، امكانات درمانی ، با روشهای جراحی و غیره عمدتا برای معالجه وبهبود ناشنوایی های انتقالی بیشتر است اما در قالب موارد تا كنون ، پزشكی بویژه در مورد ناشنوایی عصبی و ادراكی موفقییت چندانی نداشته است . تعبیه وتنظیم لوازم كمك شنوایی مانند گوشی های مخصوص برای ناشنوایی های عصبی و ادراكی بسیار مشكل تر ازناشنوایی های انتقالی .

 

اختلالات شنوایی در كلاس های عادی و وظیفه استادان

همان گونه كه قبلا اشاره شد با توجه به اینكه به طور كلی حدود 5 در صد از تمامی كودكان و دانش آموزان سنین مدرسه رو در هر جامعه ( سنین 6الی 17 سال و یا 7 الی 18 سال )به نحوی دارای اختلالات شنوایی هستند ، تعداد قابل توجهی از این كودكان در مدارس و كلاس های عادی جای گرفته اند . نگاهی به تعداد كل دانش آموزان ناشنوا و نیمه شنوا كه تحت پوشش رسمی آموزش استثنایی قرار گرفته است بیانگر این حقیقت است كه بقییه یا به كلاس های عادی راه یافته اند و یا آنكه اصل درهیچ مدرسه ای عادی یا استثنایی ثبت نام نكرده و از آموزش و پرورش بهره ای نمی برند . لذا معلمان مدارس عادی همواره باید با این فرض در كلاسهای خود حضور یابند كه به احتمال زیاد در میان شاگردان یك كلاس 50-40 نفری ممكن است شاگرد یا شاگردانی باشند كه بسختی می شنوند ( و یا دچار نارسایی های بصری و یا ذهنی هستند و … ) بنابرین ضروری است كه معلم كلاس در این زمینه ها با بررسی وارزیابی ساده و كلاسی به حضور احتمالی چنین دانش آموزانی پی برده و به روابط و رفتار وقضاوت خود پیرامون استعداد و ویژگیهای مختلف شاگرد ویا شاگردان حتی الامكان اطمینان حاصل نماید .

همواره راههای زیادی است كه می توان بهوسیله آنها قدرت شنوایی شاگردان را ارزیابی نمود . بعضی ازاین روشها بسیار ساده و ابتدایی است و بعضی دیگر بسیار دقیق و مستلزم وسایل و دستگاههای مختلف الكترونی سنجش شنوایی است . از جمله روشهای متداول وبسیار ساده سنجش شنوایی استفاده از« ساعت » است . آزمایش كننده یا معلم ساعت را ( معمولا ساعت بغلی ) از فاصله ای دورتر به طور اهسته به طرف گوش شاگرد نزدیك می نماید و از او می خواهد به محض اینكه صدای « تیك تیك» ساعت را شنیداعلام نماید .

این آزمایش به طریق معكوس نیز انجام می گیرد ، یعنی معلم ساعت را ابتدا در نزدیكی گوش دانش آموز قرار داده و بتدریج و بآهستگی ساعت را از گوش دانش آموز دورتر می سازد و از آزمایش شونده می خواهد كه هر وقت ، دیگر صدای « تیك تیك » را نشنید معلم را مطلع نماید .

این آزمایش ساده ( اما غیر مطمئن ) برای گوشهای چپ وراست شاگرد به طور جداگانه انجام می شود . بدیهی است این روش همان گونه كه ذكر شد بسیار ابتدایی بوده و هرگز نمی تواند در جهت ارزیابی و تشخیص دقیق اختلالات شنوایی مورد استفاده قرار گیرد . گاهی نیز به علت دقت كم و وجود عواملی از قبیل سرو صداهای جانبی ، مقایسه های غیر مناسب بین شاگردان و غیره ممكن است موجب قضاوتهای نا صحیح شود . البته معلم باید درارزیابی وكیفیت هرگونهاختلال شنوایی در شاگردان توجه و دقت لازم را معمول داشته و اقدانات لازم را در مراقبت های پزشكی و جایگزینی شاگرد در كلاس بعمل آورد . قدر مسلم برای شاگردان مدرسه كه معمولا برای سنجش شنوایی خود نزد پزشكان گوش نمی روند ، مدرسه ،فرصتی است كه با تست هاو وسایل دقیق دیگر شنوایی آنان مورد ارزیابی و سنجش قرار گیرد .

در هر حال معلم می بایست به حالات وعلائمی كه احتمالا نشانه هایی از اختلال شنوایی در شاگرد است توجه داشته وبدون جهت از قضاوتهای نادرست در مورد شاگرد اجتناب نماید .تاخیر در پاسخ ، تقاضای مكرر از معلم برای تكرار مطالب و گاه بی توجهی و بازیگوشی همواره نمی بایست به عقب ماندگی ذهنی وكندی هوش و یا شیطنت و اخلالگری و … تداعی شود . شاید شاگرد بخوبی نمی شنود و اشكال در همین باشد. در این ارتباط از جمله رفتارها و علائم احتمالی اختلال شنوایی عبارتند از :

دانش آموز با آنكه صدای معلم برای فضای كلاس مناسب و قابل شنیدن است غالبا از معلم تقاضای تكرار مطالب را می كند و یا از همكلاسی كنار دست خود می پرسد « چی گفت » « چی » و … وقتی می خواهد خوب به مطلبی گوش كند سعی می نماید سرو گوشش را به طرف صحبت كننده بچرخاند و یا دستش را كنار گوشش می گذارد . دانش آموز در صحبت كردن همواره از یك آهنگ مناسب برخوردار نیست ، معمولا بلند و یا آهسته صحبت می كند .

دانش اموز گاهی دچار بی علاقگی می شود و در فعالیتهای گروهی و كلاس ، شركت فعال ندارد .

از نظر خواندن ودیكته نوشتن ضعیف است ، در پاسخ به سئوالات معلم و دیگران معمولا با مشكل روبروست ، برای آنكه بخشی از صحبتهای مخاطب را بخوبی نشنیده ودرك نمی نماید و در مقابل سئوالات ناقصی كه درك كرده نا گزیر به شیوه ای مختلف عكس العمل نشان می دهد . او بسیار حساس است ، گاهی از اینكه مرتب از معلم یا همكلاسی اش بخواهد سئوال ومطلبش را تكرار نماید و یا بلند تر صحبت نماید ، خجالت می كشد ( در واقع حتی اگر خودش قبول كرده باشد كه از نظر شنوایی دچار اشكال است بسادگی مایل نیست كه دوستانش متوجه شوند كه او خوب نمی شنود و یا اینكه خودش بگوید كه « گوشم سنگین است » زیرا كه همین جمله كافی است كه احتمالا مورد استهزاء عده ای قرار گیرد كه او را دیگر همچون خود نبینند و با مشخصه نقص شنوایی و یا كری صدایش كنند ) . در نتیجه گاهی پاسخهای نادرست می دهد و دلیل چنین پاسخهای نا درست نه از بابت تنبلی وكند ذهنی است و نه لجاجت بلكه معمولا به همان دلیل درست متوجه نشدن سئوال است .

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment