دانلود پروژه رشته روانشناسی در مورد شباهت و تفاوت شیطانی – قسمت سوم

دانلود پایان نامه

نام گذاری بیشتر از آنكه اجماعی همگانی و اجتماعی باشد، اتفاقی است كه در اجتماع می افتد وجود اجتماع شرط لازم برای رخداد نام گذاری است و این تفاوت از اجتماع به مثابه یككل است. هستی اجتماع محل وقوع و هستی یافتن نامگذاری است.

نام گذاری تنها خلق یك دال برای یك مصداق نیست بلكه گاهی به صورت معكوس خلق مصداقی برای یك نام است نام گذاری رخدادی است كه در آننهاشیاء و نه مصادیق بلكه هستی ها (در مفهوم هایدگری آن) هست می شوند.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

نوعی عمل هستی بخشاند و نوعی خلق از عدم .

نامیده شدن (نامیدن)، كش آمدگی نام گذاری است. اگر نام گذاری بیش تر بر شرت و خاصیت دال تكیه دارد،نامیدن به شرت مدلول سوسوری تكیه دارد. در حالی كه نام گذاری نوعی علامت ونشان گذاری صرف و فراخوانی درجهت دعوت برای بازی زبانی است؛ نامیدن نوعی نشان گذاری محتوایی است. نشان گذاری كه صرفاً هستی بخش نبوده وصرفاً در جهت فراخواندن دیر هستی ها به بازی زبانی نیست بلكه محدود كردن بازی هر هستی به محتوایش است.

نامیدن عملی تكراری است، نوعی پرتاب و هستی (مصداق) جدید به درون دالی فرسوده، نامیدن خلق تازه نیست بلكه نوعی اروای دادن هر چیز تازه به شباهت های از پیش موجود است. نامیدن نوعی اعتبار بخشی و نوعی اشتهار است.

نامیدن آن چیزی است كه ایجاداهمیت می كند. مهماست كه شما را دیوانه، ابله، بزهكار، هم جنس، باز بنامند یا چیزی غیر از آن.

نامیدن فرایندی هدف دار اما فاقد فاعل است نامیدن از خلال روابط استراتژیك قدرت دانش شكل می بندد این روابط قدرت – دانش حاكم درهر زمانه ای تعیین كننده امر جدی از امر ناجدی و امر مهم از امر بی اهمیت است. نامیدن معلوم نیست كه توسط چه كسی صورت می بندد اما امری كاركردی است.

نامیدن از خلال انسان ها اما با اهداف شخص یالااقل اهداف قابل تشخیص صورت می گیرد نامیدن تفریح نام گذاری را به بازی كسل كننده تكرار هدفمند دال های سنگینی از محتواهای غیر قابل جای گزین تبدیل می سازد.

نامیدن فرآیندی تاریخی است وبرای دریافت بار و نژاد هر نامیده شدنی بأید به تبار شناسی آن پرداخت.

تبار شناسی یا جدیت هر چه تمام تر، گردش و پیچش های فرایند نامیده شدن را دنبال می كند اماخود تبارشناسی جزئی از فرایند نامیدن وخود نوعی نامیدن است. و این از آن روست كه خود نیز در بازی قدرت شریك ورهایی ناپذیر است.

نامیدن نوعی طبقه بندی یا كمك به طبقه بندی است.نامیدن قرار دادن همه چیز تازه در درون یك دال و در نتیجه كمك به تكمیل یك طبقه بندی از یك سو و طبقه دار شدن آن چیز از سوی دیگر است.

طبقه بندی بر اساس شباهت عمل می كندآن چیزها كه به هم شبیه ترند در یك طبقه جای می گیرند.

طبقه بندی كاركردن تفاوت هابه نفع شباهت هاست طبقاتباهم متفاوتند اما لزوم تشكیل هر طبقه شباهت است.طبقه بندی شباهت رامفروض می گیرد تا به تفاوت ها برسد.

نامگذاری نوعی ایجاد تداخل اختلال واغتشاش در طبقه بندی هاست. از آنجا كه نام گذاری معرفی امری بدیع و تازه است دست كم در بردارنده و یا شروع طبقه و بدین است نام گذاری و فزونی بخشیدن به آن از بین بردن طبقه بندی با سركار گذاری آن به دنبال محتوایی در یك دال تو خالی و سرگردان است.

رخداد و فرایند

از جایی شروع شده است جایی نامعلوم و به جایی ختم شده است جایی نامشخص و در این حین آنچه بر او رفته است فرایندی از دگرایسی هاست فرایند به زمان وگذشت آن محتاج نیست. گذشت زمان تنها رایندرا بر نمی سازد، طی شدن یك فرایندبه كار بسته شدن ترفندها وعملیات های پی در پی است . فرایندحافظ آن چیزهایی است كه بأید فرایند امری حافظه مند و مستلزم آن است.

رخداد در برابر فرایند، نه تنها احتیاج به زبان ندارد، كه بأید زمان رابه صورت با اشتهای ببلعد رخداد از چیزی آغاز نمی كند رخداد بركنده شدن و گسست از چیزی نیز نیست، رخداد امری منحصر به فرد و محض و متفاوت از ما برین است.

رخداد برای شكل گیری محتاج به قاعده ای و به كار بندی قاعده این دارد. رخداد قاعده را از حیث قاعده بودن ساقط می سازد. رخداد نه در پی توضی و تبیین چیزی است و نه اجازه می دهد كه كسی یا چیزی به تبیین ان اقدام كند. رخداد درهای خویش را به روی هر دستبرد این چنین می بندد. رخداد بهسوی هدف و یا در پی هدفی نیست. رخدادها د رانتظار فراخوان دیگران نمی مانند و نیز برای حضور ما فراخوان نمی زنند . رخدادها مهمان های ناخوانده ای هستند كه در نزده وارد می شوند و خداحافظی نكرده خارج میگردند.

نام گذاری یك رخداد است و نامیده شدن یك فرایند . فرایند كش آمدگی هم در زمان و هم در مكان هم در حیطه واژگان و … است.

بر عكس رخداد یك ان تاریخی و قابل بیرون افتادگی از تاریخ است. فرایند كش آمدی آن ، آن تاریخی است . نامیدن از این فرآیندی از انتخاب ها و نسبت دادن های قاعده مند است. نام گذاری خطراب قرار دادن هیچ است. نام گذاری قاعده ای ندارد نام گذاری رخدادی در زبان است.

دو نوع تصور از جهان قابل پی گیری است :

اول آنكه نام گذاری اصل و ارجع بر نامیدن است. از این رو هر چیز نامیدن خود نوعی نام گذاری است.

دوم آنكه نامیدن اهل و ارجح بر نام گذاری بده واز این جهت هر نوع نام گذاری نوعی نامیدن است.

در دیدگاه اول فرایند مجموعه ای از رخدادها لحاظ می شود مجموعه ای از پیوستگی ها و ناپیوستگی ها رخدادها از این دو كل فرایند نامیدن نوعی خلق تلقی می شود.و در این دیدگاه جهان ، جهان بازی ها آزاد است. نامیدن صرفاً خلق گروهها، هویت ها ودال های جدیدتر است.

در دیدگاه دوم : رخداد، خود مجموعه ای از فرایندهاست. مجموعه ای از فرایندها به مثابه یك رخداد از این رو هر نام گذاری نوعی بارگذاری معنایی است. در این دیدگاه جهان جهان بازی های آزاد نیست بلكه جهان بازی های قاعده مند و داخل در شبكه ارتباطات قدرت است.

دیدگاه اول اساس را راستی و بی طفی می گیرد. دیدگاه دوم اصل را بر دروغ و طرفداری ایت مندی می گذارد و راستی و بی طرفی را نتایجی آن به شمار می آورد. دیدگاه اول به زمان به گونه ای خطی نمی گردد از این روكه نامیدن چیزی است كه در زمان بعد از نام گذاری اتفاق می افتد اما دردیدگاه دوم زمان به صورت درونی لحاظ می شود از این رو كه نامیدن خود به نام گذاری جدید ختم می شود. نام گذاری هایی كه همه نوعی نامیدن هستند.

آنچه در این دیدگاه وجود دارد فرآیندهاست. رخداد نوعی جعل فرایندها و دادن ماهیت ضد ایجابی به آنهاست. جدا كردن یك فرایند از بستر تاریخی آن و سنجش آن به منزله یك رخداد ناب نوعی نجات دادن نام گذاری از نامیدن شدن نوعی به دام انداختن شباهت های تحمیلی توسط نامیده شدن به یك دال فرسوده به وسیله تكیه بر تفاوت های هر چیز با یك چیز انگیز نوعی تن ندادن به طبقه بندی تحمیل شده توسط نامیدن با توسل به نام گذاری های افراطی در حد رخداد سازی افراطی.

در دیدگاه دیگر آنچه آن واحد ایم رخدادهایند.

و فرایند تنها توهمی است كه زیر انبوهی از رخدادها محبوس شده اند. و جستجوی آنها ناممكن است فرایند خود مجموعه ای از رخدادهاست.

فرآیند رخداد تكنولوژیك

آن گونه كه هایدگرمی گوید هر جا كه هدفی و غایتی در كار است ابزاری برای نیل به آن احتیاج است و جایی كه سلطه و حكومت ابزار حكم فرماست علمیت سر بر می آورد. فرآیند از آنجا كه گذری از چیزی به چیزی است نیازمند علتی است علتی كه نه باعث یا سبب فیزیكی آن بلكه مسوول آن است و معلول مدیون آن .

آنجا كه فرایندی بدیع واقع می‌شود و تفاوت خود را به رخ می كشد جایی است كه علت ناشناخته می ماند زیرا چیزی تجربه ناشده و بدیع است. به این شگفتی رخداد نیز از آنجا كه سوولی ندارد و راههای ورودی خویش را به سوی هر دانش مكن می بندد نوعی شگفتی است با این حال دانش چه از فرآیند بدیع و چه از رخداد در حال شگفتی زدایی است.

دانش در پی آن است كه با قرار دادن آینده ای قراردادها و مفروضات خویش شفافیت را به ارمغان آورد. دانش تفاوت بوجود را با فرایندی از نامیدن های شبیه ساز از بین می برد.

تكنولوژی این فرآیند است نه آن نتیجه . تكنولوژی ابزارهای تكنیكی نیست تكنولوژی فرایندی است كه می نامد. تكنولوژی نوعی استفاده از دانش مفروض جهت هموار كردن طبقه بندی هاست. تكنولوژی آن گونه كه هایدگر می‌گوید تنها ارتباط خویش را با انسان به عنوان ابزار و امری انضمامی سامان نمیدهد. تكنولوژی فرایندی است كه در ارتباط با انسان معنا می یابد تكنولوژی فرایندی از خلال انسان هاست از این رو در اختیار انسان نیست، بلكه در ارتباط با آن است. تكنولوژی قابل تعریف نیست تكنولوژی خویش را از خلال انسان ها تعریف می‌كند.

از دیروز توجه به تكنولوژی در كنار علم با تولد انسان از درون عصر كلاسیك هم زمان است. تكنولوژی در خدمت انسان یا انسان درخدمت تكنولوژی نیست تكنولوژی نوعی نفوذ در تمام فرایندهایی است كه انسان در آن حضور دارد. تكنولوژی ایجاد فضایی جدید است فضایی كه از فرآیندهای بیشمار آكنده است. تكنولوژی دیگر ابزاری در دست انسان نیست . تكنولوژی ابزاری نیست كه فرایندی را راهبر می‌كند بلكه خود فرایندی است كه هدف و مقصد را نیز تعیین می‌سازد.

تكنولوژی فرایندی جا افتاده است اما حضورش و ماندگاریش را مدیون مدفون ساختن خویش در فرآیندهای متفاوت و بدیع است. تكنولوژی ماندگاریش را مدیون نوعی نوبودگی است و تناقض از این جا بر می خیزد كه تكنولوژی قابل نابود سازی نیست. تكنولوژی پیوسته برای ماندگاری خویش خویش را در طرح ها و فرآیندهای جدید تجدید می‌كند.

بدین وسیله تكنولوژی تخریب كننده فضاست. تكنولوژی با باز تجدید فضاها و تكثیر سرطانی آنها، به بی سامانی و بی فاغانی بشر دامن می زند تكنولوژی انسان را بی خانه می‌سازد.

تكنولوژی با آن كه فرایندی بدیع است و خویش را در بداعت ها باقی می گذارد؛ اما باعث ایجاد شگفتی نمی‌شود. شگفتی از ناشناسی علت نشأت می‌گیرد از مواجه شدن با چیز غیر قابل انتظار از ترسی كه در جهت و هول عدم تعیین و پیش‌بینی ناپذیری آینده بر می خیزد. اما تكنولوژی پیش‌بینی ناپذیری و غیر منتظره بودن رابه قاعده تبدیل می‌سازد. تكنولوژی با تكثیر نوآوری ها و بداعت ها شگفتی زدایی را در دستور كار خود گذاشته است. انسان دچار تكراری های نوآورانه گشته است. به گونه ای كه دیگر پیامبران نوظهوری نیز اگر بروز كنند قادر به ارائه معجزه نخواهند بود معجزات پیامبرانه برای انسان هیچ چیز شگفت امیزی ندارد. هم از این روست كه شاید نبوت ختم شده است.

تكنولوژی همیشه وجود داشته است. اما تكنولوژی هیچ گاه به معنایی كه امروز مرادعی كنیم نقشی تعیین كننده نداشته است.

تكنولوژی در هیأت فرایندی از نامیدن جوامع رانشانه گذاری می‌كند. تكنولوژی تعیین می‌كند كه پیشرفت چه معنایی دارد. بر این طریق پیشرفت معنایی تكنولوژیك می یابد. تحقیق ها و پژوهش های امروزی كه در مورد جوامع گذشته همگی پیشرفت تكنولوژیكی را به عنوان معیار سنجش تمدن های مختلف به كار می‌گیرند. معیاری كه سر آوردن آن شاید مصادف به تولد انسان فوكویی از خرابه های عصر كلاسیك باشد. معیاری كه باید تمدن كشورها شهرها و انسنان ها را با آنسنجید. و این سنجش همان گونه كه فوكو اشاره می‌كند سنجش دانش مدار نیست بلكه بهكار اندازی و خلق یك دانش مفروض برای شناسایی و كنترل ابژه های پژوهش در قامت سوژه هایی انسانی است از این رو تكنولوژی خنثی نیست. تكنولوژی به عنوان اساسی برای فرهنگ و ارزش گذاری فرهنگ در آمده است.

تكنولوژی تنها اثر گذار در سطح تولیداتو وسایل مورد استفاده نیست. تكنولوژی به عنوان فرایندی به كار می افتد فرایندی كه كارش نظم دهی و طبقه بندی و برنامه‌ریزی است. تكنولوژی زندگی را مرتب شده می خواهد هر چیز در جای خود. با این حال تكنولوژی اصولاً جاها را به هم می ریزد. تكنولوژی چیزی نیست كه بتوان به گرانش افسار انداخت و آن را رام خویش كرد. تكنولوژی قسم خورده برای كمك و خدمت به این قشر یا آنقشر نیست. تكنولوژی خودكار و نسبتاً خود مختار است. تكنولوژی آن نظمو برنامه‌ریزی ای نیست كه دانشمندان و كارشناسان در پژوهش گامها و آزمایش گاه ها بر روی كاغذ و صفحات فشرده ضبط و آماده می كنند .

تكنولوژی آن نظم و برنامه‌ریزی خودزایی است كه در اعمال برنامه های دانش مندان خود را تحمیل می‌كند از این رو تكنولوژی قابل مهار توسط برنامه‌ریزی های پیش از اجرا نیست تكنولوژی در حین اجرا و در فرآیند تكونیش با پیچ و خم ها و كش و قوس هایی كه به خود می‌دهد طرح خویش را به طوبی می برد.

تكنولوژی فرایندی به سمت نابودی ذات انسان یا نابودی جهان انسان نیست تكنولوژی فرایندی «به هیچ نیست» با این حال نمی توان خوش بینانه به همین جملات اكتفا كرده و تكنولوژی را به حال خود واگذاشت. فكر تكنولوژی معیار شدن تكنولوژی تكنولوژی نه تنهامعیار اخلاقی می‌شود بلكه تكنولوژی به عنوان یك فرآیند تمام فرآیندهای انسانی را به سمت و سوی تكنولوژیك شدن سوق می‌دهد. بی خانگی انسان نابوذرات معنوی اسنان نابودی جسم فیزیكی بر اساس جنت های اتمی همه و همه نتایج یا سوء نتایج این سیاست تكنولوژی هستند.

چنین معیار شدنی معیار شدن دلبخواهی نیست. تكنولوژی برای معیار كردن خویش از كسی اجازه نمی گیرد تكنولوژی نه مسئولیت چیزی را ب رعهده می‌گیرد ونه مسئوولیت آن بر عهده كسی است.

ماهیت علم جدید كه هم زاد انسان و امر تكنولوژیك است. آن گونه كه فوكو نشان داده نه امری خیرخواهانه بلكه بیش از حد در نقش بازرسی از ابژه ای به نام انسان بوده است. ماهیت علم جدید امری تكنولوژیك است علم قصد برنامه‌ریزی و تحت تفسیردر آوردن جهان را داشته است با سوزدن خورشید علوم انسانی از افق عصر كلاسیك و موضوع شدن انسان از برای علم تكنولوژی به عنوان آنچه در خدمت بشر یا برای بشر تصور می شد در ارتباط با فرایندی قرار گرفت كه نزدیكی هر چه بیشتری با انسان را تجربه كند. این نزدیكی در انتقال بیماری های مقاربتی بی تأثیر نبود.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment