دانلود پروژه رشته روانشناسی در مورد انگیزش – قسمت دوم

دانلود پایان نامه

تئوری مبتنی بر نیازهای سه گانه

دیوید مك كللند[1] و تعداد دیگری از پژوهشگران سه عامل انگیزشی ذیربط یا نیاز را پیشنهاد نمودند.

1- نیاز به كسب موفقیت[2]: یعنی تلاش در راه درخشیدن و با توجه به رعایت استانداردهایی موفق شدن و در راه موفقیت تلاش نمودن.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

2- نیاز به كسب قدرت و اعمال آن [3]: یعنی صاحب قدرت افراد را وادار كند تا بگونه ای عمل نمایند كه اگر غیر از این می بود به شیوه دیگری رفتار می كردند.

3- نیاز به ایجاد دوستی [4] : یعنی تمایل به كسب حمایت و ایجاد روابط صمیمی با دیگران.

مك كللند در اثر تحقیقی كه دربارة نیاز به كسب موفقیت انجام داد به این نتیجه رسید كه افراد بسیار موفق خود را از دیگران تفكیك یا متمایز می نمایند و همواره می بالند كه آرزویشان انجام كارهای بهتر است.

نیاز به كسب قدرت یعنی كسب توانایی جهت اعمال نفوذ بر دیگران و كنترل آنها كسانی كه به شدت احساس نیاز به كسب قدرت می نمایند همواره می كوشند تا مسئولیتهای دیگران را برعده بگیرند و برآنان اعمال نفوذ نمایند، ترجیح می دهند در شرایط رقابتی كار بكنند و همواره در پی كسب شهرت، اعتبار و حیثیت می باشند و بیش از اینكه به عملكرد مؤثر یا موفقیت آمیز توجه كنند، در پی اعمال نفوذ بر دیگران هستند.

سومین نیازی كه به وسیله مك كللند برشمرده شد، نیاز به ایجاد ارتباط دوستانه و صمیمیت با دیگران است. این نیاز كمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. این احساس نیاز و طرح دوستی ریختن با دیگران از جمله هدفهایی است كه دیل كارنگی آن را متذكر می گردد یعنی تمایل به دوست داشتن و مورد قبول و پذیرش دیگران واقع شدن.

نظریه تعیین هدف

مدارك و شواهد زیادی مبتنی بر تأیید «نظریه تعیین هدف»[5] در دست است. تئوری مزبور بیانگر این است كه قصد یا اراده فرد یا سازمان را (كه به صورت هدف تعیین می شود) میتوان به عنوان منبع اصلی انگیزش به حساب آورد. با اطمینان زیاد میتوان گفت كه هدفهای خاص به عملكرد بالا می انجامد و نیز اینكه اگر اعضای سازمان هدفهای مشكل را پذیرفتند (در مقایسه با تأمین هدفهای آسان) عملكردی عالی تر ارائه خواهند كرد.

تأمین هدفهای خاص و مشكل منجر به بازدهی در سطح بالا می شود (در مقایسه با هدفهای عمومی كه به هنگام تعیین آنها معمولاً می گویند «نهایت سعی خود را بكنید.»

اگر عواملی چون توانایی و «پذیرفتن هدف» ثابت بمانند، ما همچنین میتوانیم مدعی شویم كه هر قدر این هدفها مشكل تر باشد سطح عملكرد عالی تر خواهد بود.

تحقیقاتی كه دربارة نظریة تعیین هدف انجام شده بیانگر این است كه هدفهای خاص، هماورد طلب و چالشگر به عنوان منابع و نیروهای محرك و ایجاد كنندة انگیزه به حساب می آیند. اگر چه ما نمی توانیم نتیجه بگیریم كه مشاركت كاركنان در فرایند تعیین هدف همیشه امری مطلوب است. ولی اگر انتظار نوعی مقاومت در برابر هدفهای مشكل، چالشگر و هماورد طلب وجود داشته باشد، ترجیح داده می شود كه افراد در فرایند تعیین این هدفها مشاركت كنند ( و نه اینكه مقامات بالاتر آنها را تعیین نمایند ) بنابراین نتیجه كلی كه از این بحث می گیریم این است كه ما مدارك و شواهد كافی در دست داریم مبنی بر این كه نوع قصد، عزم یا اراده (كه برحسب هدف بیان می گردد) به عنوان یك عامل محرك و ایجاد كننده بالقوه انگیزه به حساب می آید.

تئوری تقویت رفتار

تئوری تقویت رفتار [6] نقطه مقابل نظریة تعیین هدف است. در نظریة تعیین هدف یك روش شناخته وجود دارد و بیانگر این است كه هدف و مقصود فرد راهنمای عملی وی خواهد بود. در تئوری تقویت رفتار ما با رهیافت رفتاری سر و كار داریم. بدین صورت كه نوعی رفتار (با توجه به شرایط ویژه محیطی) تقویت میشود. این دو تئوری از دو دیدگاه فلسفی متفاوتند. نظریه پردازان تئوری تقویت رفتار نوع رفتار را به عنوان عاملی می دانند كه محیط سبب آن می باشد، رویدادهای درونی فرد یا افراد مورد توجه این نظریه پردازان نیست. آنچه موجب كنترل رفتار می شود عامل تقویت كننده می باشد (یعنی هر نوع رفتار كه واكنش یا پاسخی عالی در پی داشته باشد، به احتمال بسیار زیاد تكرار می شود).

در تئوری تقویت رفتار حالت درونی فرد نادیده انگاشته می شود و تنها به چیزهایی توجه می شود كه به هنگام عمل یا اقدام برای شخص اتفاق می افتد.

سرانجام می گوییم كه در تئوری تقویت، بحث قانون علت و معلولی وجود دارد (یعنی رفتار تابع نتایجی است كه به دست می آید و شرایط خاصی موجب تقویت رفتار می گردد و این كه افراد میتوانند چیزهایی را یاد بگیرند) و قانون علت و معلولی و مفهوم تقویت رفتار به ما كمك می كند كه بتوانیم عامل انگیزش را توجیه نمایین.

نتیجه تحقیقاتی كه در این زمینه انجام شده بیانگر این مطلب است كه اگر رفتار افراد تقویت شود آنها در راه تأمین هدف تلاشهای بیشتری به عمل می آورند (در مقایسه با مواردی كه نوع رفتار تقویت نشود). تردیدی نیست كه تقویت رفتار بر نوع رفتار فرد (به هنگام كار) اثر می گذارد. میزان فعالیتی كه فرد برای كار یا كارهای مختلف می نماید به نتایجی بستگی دارد كه در سایة رفتار یا رفتارهای خاص به دست می آید. ولی برای انواع انگیزش كاركنان نمیتوان به توجیهی كه در تئوری تقویت رفتار گنجانده شده است.

نظریه برابری

اعضا و كاركنان سازمان در خلأ كار نمی كنند. آنها همواره خود را با دیگران مقایسه می نمایند.

در نظریه برابری، مرجع یا چیزی كه فرد خود را با آن مقایسه می كند از اهمیت زیادی برخوردار است. سه مرجع همواره مورد توجه است :

«دیگران» ، «سیستم» و «خود» ، مقصود از دیگران دوستان، همسایگان و همكارانی هستند كه كارهایی مشابه در همان سازمان انجام می دهند.

در نظریه برابری گفته می شود كه چون كاركنان و اعضای سازمان احساس اجحاف كنند به گونه های زیر اقدام می نمایند.

1- از میزان فعالیت خود می كاهند یا میزان مصرفی خود و دیگران (و نیز بازده) را مخدوش یا مختل می كنند.

2- به گونه ای رفتار می كنند كه دیگران را تشویق به كم كاری كنند.

3- می كوشند تا از میزان مصرف خود (داده ها ) و بازدهیها بكاهند.

4- مرجع یا آنچه را كه شخص خود را با آن مقایسه می كند، تغییر دهند.

5- سازمان را ترك می كنند.

نظریه انتظار

نظریه انتظار [7] از ویكتور روم یكی از پذیرفته شده ترین توجیحاتی است كه درباره انگیزش می شود. با وجود این كه انتقادهای زیادی بر آن وارد شده است، ولی نتیجة بسیاری از نتیجة تحقیقاتی كه در این زمینه انجام شده نظریه فوق را تأیید می كند.

این نظریه شامل سه متغیر یا ارتباط می گردد انها از این قرارند:

1- اهمیت : یعنی اهمیتی كه فرد به نتیجه، دستاورد یا پاداش بالقوه ای می دهد كه در اثر انجام كار مزبور به دست می آید. در این فرایند نیازهای ارضا نشدة فرد مورد توجه است.

2- ارتباط بین عملكرد و پاداش : میزان یا حدود باور فرد، مبنی بر اینكه سطح معینی از كار به نتیجه ، دستاورد یا پاداش مورد نظر می انجامد.

3- ارتباط بین تلاش و عملكرد : از نظر یا دیدگاه فرد، مقدار كوشش یا تلاشی است كه احتمالاً به عملكرد معینی بینجامد.

نمودار الگوی ساده انتظار

بیشتر تئوری های انگیزش به وسیله آمریكایی ها و در ایالات متحده آمریكا ارائه شدهاست. آشكارترین ویژگی كه در این تئوری ها وجود دارد همان تأكید زیادی است كه بر فردگرایی و مردسالاری شده است.

تئوری سلسله مراتب نیازها كه به وسیله مزلو ارائه شد بر پایه این استدلال قرار دارد كه نیازها در سطح فیزیكی شروع می شود و سپس به سرعت سلسله مراتب را می پیماید. آنها عبارتند از : فیزیكی، امنیتی، اجتماعی، احترام و خودشكوفایی. این سلسله مراتب (اگر اصلاً كاربرد داشته باشد) گویای فرهنگ آمریكایی است.

یكی دیگر از اصول یا مفاهیم انگیزش كه دارای تعصب یا یكسونگری آمریكایی است همانا نیاز به كسب موفقیت می باشد. این دیدگاه كه چون فردی احساس شدیدی به كسب موفقیت بنماید، به وسیله عوامل درونی تحریك می گردد مبتنی بر دو ویژگی فرهنگی است (تمایل به پذیرفتن میزان بالای خطر در كشورهایی كه پدیدةاجتناب از عدم اطمینان شدید است چنین وضعی مشاهده نمی شود و توجه به عملكرد، كه این تنها مربوط به كشورهایی است كه بیار مرد سالار هستند). چنین آمیزه ای را میتوان تنها در كشورهایی كه از نژاد انگلوساكسون هستند، مثل ایالات متحده آمریكا، كانادا و بریتانیا مشاهده كرد. از سوی دیگر در كشورهایی چون چین و پرتغال نمیتوان چنین ویژگیهایی را مشاهده نمود. تردیدی نیست كه نظریة تعیین هدف هم در محدودة فرهنگی خاص كاربرد دارد. از آن جهت این تئوری در آمریكا مورد قبول واقع شده و كاربرد دارد كه در فرهنگ آمریكایی مسأله خردگرایی و استدلال مطرح است.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment