دانلود پروژه رشته روانشناسی در مورد اختلالات وابسته به مواد – قسمت دوم

دانلود پایان نامه

اختلال سایكوتیك ناشی از الكل و درمان:

ملاك‌های تشخیصی اختلالات سایكوتیك ناشی از الكل توهم و هذیان است.

درمان توهمات ناشی از ترك الكل شباهت زیادی به درمان دلیریوم دارد شامل بنز و دیازپین‌ها، تغذیه كافی و مایعات. در موارد طول كشیده و مواردی كه به این رژیم درمانی پاسخ ندهد می‌توان از داروهای ضد جنون استفاده كرد. درمان فرد الكلی پس از تشخیص شامل سه مرحله است: مداخله، سم‌زدایی و باز پروری. در این رویكردها فرض بر این است كه همه تلاش‌های ممكن برای به حداكثر رساندن كاركرد طبی و پرداختن به فوریتهای روانپزشكی به عمل آید. بنابراین برای مثال در بیمار الكلی كه نشانه‌های افسردگیش در حدی است كه احتمال خودكشی وجود دارد بستری شدن در بیمارستان برای حداقل چند روز و تا زمان بر طرف شدن افكار خودكشی ضروری است.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

سپس بیمار سوء مصرف یا وابستگی به الكل بایستی با واقعیت اختلال مواجه شود (مداخله)، در صورت لزوم سم‌زدایی شود و باز پروری را شروع نماید. در افراد الكلی دچار سندرومهای روانی مستنقل نیز مبنای این سه مرحله شباهت زیادی با مراحل درمان افراد الكلی بدون سندرومهای روانی مستقل دارد. اما در مورد اول درمان الكلیسم پس از كنترل اختلال روانی ( تا حد امكان ) انجام می‌شود.

مداخله: هدف این مرحله كه مواجهه نیز نامیده می‌شود غلبه بر احساسات انكار و كمك به بیمار برای شناسایی پیامدهای نامطلوبی است كه احتمالاً در صورت عدم درمان بروز خواهند كرد. مداخله فرایندی است كه با هدف افزایش انگیزه درمان و تداوم پرهیز انجام می‌شود. در این مرحله اغلب درمانگر بیمار را متقاعد می‌سازد كه مسئولیت اعمالش را به عهده دارد و در عین حال خاطرنشان می‌كند كه الكل چه تخریبهای مهمی در زندگیش ایجاد كرده است. استفاده از شكایات اصلی بیمار نظیر بی‌خوابی، اشكال در عملكرد جنسی، ناتوانی برای مدارا با استرس‌های زندگی، افسردگی، اضطراب یا نشانه‌های سایكوتیك برای این منظور مفید است. خانواده می‌تواند در فرایندهای مداخله بسیار كمك كننده باشد. اعضای خانواده باید یاد بگیرند كه بیمار را در مقابل مشكلات ناشی از الكل محافظت نكنند، در غیر این صورت ممكن است بیمار انگیزه و انرژی لازم را برای قطع مصرف الكل به دست نیاورد . در حین مرحله مداخله اعضای خانواده می‌توانند به بیمار پیشنهاد كنند كه احتمالاً از طریق گروه‌های الكلی گمنام یا افرادی كه از الكلیسم نجات یافته‌اند ملاقات كنند و خود آنها نیز با این افراد همكاری كنند.

در بحث سم زدایی: اكثر افراد دچار وابستگی به الكل هنگام قطع مصرف دچار نشانه‌های نسبتاً خفیفی می‌شوند. اگر بیمار از نظر سلامت جسمی در وضعیت خوبی باشد تغذیه خوبی داشته باشد و دارای نظام حمایت اجتماعی مناسی باشد سندرم افسردگی ترك شبیه مورد خفیفی از سرماخوردگی خواهد بود. نخستین مرحله اساسی سم زدایی معاینه جسمی كامل است. در صورت فقدان یك اختلال طبی جدی یا سوء مصرف ماده‌ای دیگر، احتمال بروز سندرم شدید ترك الكل اندك است. مرحله دوم سم زدایی عبارت است از استراحت، تغذیه كافی، ویتامین‌های مختلف و به خصوص انواع حاوی یتامین.

در اكثر بیماران باز پروری :دارای سه بخش است: 1ـ تلاشهای مداوم برای افزایش انگیزه ترك و حفظ انگیزه در حد بالا. 2ـ كمك به بیمار برای سازگاری مجدد با شیوه عادی و عاری از الكل. 3ـ پیشگیری از عود آن.

از آن جا كه این مراحل در جریان سندرمهای حاد و طول كشیده ترك و بحرانهای زندگی انجام می‌شوند در طول درمان باید مرتباً اهمیت درمان به بیمار خاطر نشان شود و با ارائه مطالبی به وی كمك شود و نظامهای حمایتی روزمره و شیوه‌های مدارای جدیدی بوجود آورد. هیچ حادثه مهم و واحد زندگی، دوره آسیب رسان عمر یا اختلال روانی قابل تشخیصی وجود ندارد كه علت منحصر به فرد الكلیسم محسوب شود. هر چند بسیاری از افراد الكلی معتقدند كه علت مشكل آنها افسردگی، اضطراب، استرس زندگی یا سندرمهای درد بوده است. تحقیقات، یافته‌های حاصل از پرونده‌ها و افراد مرجع اطلاعات نشان می‌دهد كه الكل عامل بروز اختلال خلقی، تصادف یا استرس در زندگی است و عكس این قصیه صادق نیست.

در بیماران بستری و سرپایی از رویكرد درمانی عمومی یكسانی استفاده می‌شود. انتخاب شیوه گسترده‌تر و عمیق‌تر درمان بستری اغلب به شواهد سندرمهای شدید طبی یا روانی دیگر، فقدان تسهیلات و گروههای سرپایی مناسب در نزدیك محل سكونت بیمار و سابقه شكست درمان سرپایی بستگی دارد. فرآیند درمان عبارت است از مداخله، بهبود كاركرد روانی و جسمی، تقویت انگیزه، رجوع به خانواده و ارائه مراقبت در 2 تا4 هفته اول به عنوان دوره ویژه كمك رسانی به بیمار. پس از این اقدامات حداقل 3 تا 6 ماه مراقبت سرپایی با فواصل بیشتر ضروری است. مراقبت سرپایی شامل تركیبی از مشاوره انفرادی و گروهی، اجتناب حساب شده از داروهای روانگردان به جز موارد مورد نیاز در اختلالات مستقل و شركت در گروههای خودیار نظیر الكلی‌های گمنام است.

اقدامات مشاوره: در چند ماه نخست باید معطوف به مسایل روزمره بیمار و كمك به وی برای حفظ انگیزه بالای ترك و تقویت كاركردی وی باشد. فنونی از روان درمانی كه اضطراب ایجاد می‌كنند و یا نیازمند بینش‌های عمیق هستند در ماههای اولیه بهبود مؤثر نیستند و حداقل از لحاظ نظری ممكن است تا روشهای مربوط به ادامه ترك را مختل كنند. بنابراین در اینجا به اقدامات مشخص 3 تا 6 ماه نخست مراقبت تأكید می‌شود. بخش اعظم مشاوره به نحوه ساخت یك شیوه زندگی عاری از الكل پرداخته می‌شود. در این مباحثات مسایلی نظیر نیاز به پیوستن به یك گروه همتراز ترك، برنامه‌ریزی رویدادهای اجتماعی و تفریحی بدون مصرف الكل و روشهایی برای برقراری مجدد ارتباط با اعضای خانواده و دوستان مطرح می‌شوند.

سومین بخش عمده درمان پیشگیری ازعود است كه طی آن ابتدا موقعیتهای پر خطر از لحاظ عود، شناسایی می‌شود. مشاور باید بیمار را كمك كند تا به شیوه‌های مدارایی دست یابد كه هنگام افزایش میل مصرف الكل یا هنگامی كه یك حالت هیجانی یا حادثه زندگی شخص را به سمت مصرف الكل سوق می‌دهد از آن شیوه‌ها استفاده كند. بخش مهمی از پیشگیری از عود یادآوری نگرش مناسب در مورد لغزشهای بیمار است. بیمار هرگز نباید از دوره‌های كوتاه مدت مصرف الكل به عنوان بهانه‌ای برای بازگشت به مصرف مرتب الكل استفاده كند. تلاشهای مربوط به دستیابی به شیوه زندگی بدون الكل و حفظ آن نوعی بازی نیست كه همه منافع آن با یك مزه‌مزه‌كردن الكل از دست برود. در عوض بهبود از آثار الكل نوعی فرآیند آزمایش و خطاست. در اكثر اقدامات درمانی اثرات الكل به روی افراد مهم زندگی بیمار بررسی می‌شود و جنبه مهمی از مرحله بهبود این است كه به اعضای خانواده و دوستان نزدیك بیمار كمك شود تا الكلیسم را درك كنند و با این واقعیت آشنا شوند كه باز پروری فرآیند مستمری است كه 6 تا 12 ماه یا بیشتر طول می‌كشد. مشاوره خانوادگی، مشاوره زوج‌ها و گروه‌های حمایتی بستگان و دوستان به افراد كمك می‌كند روابطشان را بازسازی كنند، یاد بگیرند كه بیمار را در مقابل پیامدهای مصرف الكل در آینده محافظت نكنند و تا حد امكان از برنامه بهبود بیمار حمایت كنند.

داروها: در صورتی كه دوره سم‌زدایی تكمیل شود و بیمار جزء آن 10 تا 15 درصد افراد الكلی دچار یك اختلال خلقی، مستقل، اسكیزوفرنی، یا اضطرابی نباشد، شواهد موجود تجویز داروهای روانگردان را برای درمان الكلیسم تأیید نمی‌كنند.

در موارد بی‌خوابی و اضطراب طولانی در واكنش به استرسهای زندگی و پرهیز طولانی مدت باید از روشهای تغییر رفتار و اطمینان بخش استفاده شود. داروهایی كه برای این موارد تجزیه می‌شوند ( از جمله بنز و دیازپین‌ها ) احتمالاً اثراتشان پیش از برطرف شدن بی‌خوابی از بین می‌رود. بنابراین بیمار ممكن است دوز دارو را افزایش داده و دچار مشكلات بعدی آن شود. به همین ترتیب غمگینی و نوسانات خلق ممكن است در چندین ماه درحدی خفیف ادامه یابد. اما كار آزماییهای بالینی كنترل شده نشان داده‌اند كه تجویز داروهای ضد افسردگی یا لیتوم در درمان شخص الكلی معمولی كه دچار اختلال روانی مستقل یا طول كشیده نیست اثری نداردو. اختلال خلق قبل از ظهور اثرات داروها برطرف می‌شود و بیمارانی كه ضمن دریافت دارومشروبخواری را از سر می‌گیرند با خطرات بالقوه مهمی مواجه می‌شوند. با توجه به این كه شواهدی برای مؤثر بودن داروها در این حالات وجود ندارد خطرات تجویز معمول این داروها بیش از مزایای احتمالی آنهاست.

اختلالات وابسته به آمفتامین یا شبه آمفتامین:

آمفتامین در بریتانیا، استرالیا و چندین كشور اروپائی غربی پس از حشیش رایج‌ترین داروی غیر مجاز هستند. سولفات آمفتامین نخستین با در 1887 تولید شده و در سال 1932 به عنوان یك داروی استثنایی قابل وصول بدون نسخه‌ برای رفع احتقان بینی و آسم در كار بالینی وارد شد. در 1937 قرص‌های سولفات آمفتامین برای درمان ناركولپسی، پاركینسون پس از آنسفالیت و افسردگی و بی‌حالی معرفی شد. در حال حاضر طبق نظر اداره دارو خوراك ایالات متحده FDA موارد مجاز مصرف آمفتامین در درمان چاقی، افسردگی، كج خلقی، سندرم خستگی مزمن، ایدز و ضعف اعصاب و بعنوان درمان كمكی افسردگی مقاوم به درمان دارویی به كار می‌روند.

آمفتامین‌های قابل وصول عمده عبارتند از: دكستروآمفتامین، متا آمفتامین و متی فیندیت.

( ‌Ritalin ) این داروها اسامی خیابانی نظیر كریستال، یخ، كریستال مت و سرعت( Speed) دارند. به طور كلی آمفتامین‌ها را مقلدهای سمپاتیك، محرك‌های روانی هم می‌نامند. رانندگان كامیون در سفرهای طولانی، بازرگانان، ورزشكاران، دانشجویان از جمله عمده مصرف كننده‌های آمفتامین‌اند. آمفتامین‌ها اعتیاد آورند هر چند میزان اعتیادآوری

آنها در حد كوكائین نیست. تمام آمفتامین‌ها سریعاً از راه دهان جذب شده و تأثیر آنها معمولاً ظرف یك ساعت پس از مصرف خوراكی ظاهر می‌شود. آمفتامین‌های كلاسیك از راه وریدی هم مصرف می‌شوند و از این طریق تأثیر آنها تقریباً بلافاصله ظاهر می‌شود. آمفتامین‌ها موجب آزاد سازی كنند كوتكولامین‌ها ( دو پامین و نوراپی نفرین وسروتومین ) می‌شوند. وابستگی به آمفتامین می‌تواند موجب نزول سریع تواناییهای شخصی برای مدارا با تعهدات و استرس شغلی و خانوادگی شود. شخصی كه به سوء مصرف آمفتامین می‌پردازد برای رسیدن به نشئه معمول ناچار است. مقادیر فزایند‌ای از این دارو را مصرف كند و علایم جسمی سوء مصرف آمفتامین تقریباً همواره با سوء مصرف مستمر پدید می‌آید. مسمومیت با آمفتامین در ارتباط با آسیب دیدن واقعیت سنجی است. تشخیص اختلالات سایكوتیك ناشی از آمفتامین در ارتباط با آسیب دیدن واقعیت سنجی است. تشخیص اختلالات سایكوتیك ناشی از آمفتامین با شروع در جریان مسمویت گذاشته می‌شوند. نشانه‌های مسمومیت با امفتامین عمدتاً ظرف 24 ساعت فروكش و پس از 47 ساعت بطور كامل بر طرف می‌شود.

پس از مسمومیت با آمفتامین یك دوره فروریزی ( Crash ) بروز می‌كند كه نشانه‌های آن عبارتند از : اضطراب، رعشه، خلق ملامت بار، بی‌حالی، خستگی، كابوس، سردرد، تعرق، گرفتگی عضلانی، كرامپ‌های شكمی و گرسنگی سیری ناپذیر، نشانه‌های ترك عمدتاً طی 2 تا 4 روز به اوج خود رسیده و ظرف یك هفته فروكش می‌كنند. جدی ترین نشانه ترك افسردگی است كه مخصوصاً پس از مصرف مستمر مقادیر بالای آمفتامین شدید بوده و ممكن است با افكار خودكشی همراه باشد.

مشابهت بالینی سایكوز ناشی از آمفتامین با اسكیزوفرنی پارانوئید پژوهشگران راوا داشته است كه برای درك پاتو فیزیولوژی اسكیزوفرنی پارانوئید به مطالعه وسیع نورو شیمی ناشی از آمفتامین بپردازند. نشانه بارز اختلال سایكوتیك ناشی از آمفتامین وجود پارانویا است. اختلال سایكوتیك ناشی از آمفتامین با توجه به چندین ویژگی اسكیزفرنی پارانوئید قابل تفكیك است. این ویژگی‌های افتراق دهنده عبارتند از : برتری توهمات بینایی، عواطف كاملاً متناسب، بیش فعالی، تمایلات جنسی قوی، اغتشاش شعور، بی ربطی كلام و … هر چند مشخص شده است كه نشانه‌های اختلال سایكوتیك ناشی از آمفتامین و اسكیزفرنی مشابهند، سطحی شدن عاطفه و ناگویی اسكیزفرنی در اختلال سایكوتیك ناشی از آمفتامین وجود ندارد با این حالاز لحاظ بالینی اختلال سایكوتیك حاد ناشی از آمفتامین ممكن است از اسكیزفرنی كاملاً غیر قابل تفكیك باشد. درمان انتخابی اختلال سایكوتیك ناشی از آمفتامین مصرف كوتاه مدت آنتاگونیست‌های گیرنده دوپامین مانند هالو پریدول است.

شروع اختلال خلقی ناشی از آمفتامین ممكن است در خلال مسمومیت یا ترك باشد. به طور كلی مسمویت با ویژگی های مانیك یا خصوصیات خلقی مختلط همراه است در حالیكه ترك با ویژگیهای خلق افسرده تظاهر دارد. ضمن دوره ترك و مسمویت می‌تواند اختلال اضطرابی شروع شود. آمفتامین مثل كوكائین می تواند نشانه‌های شبه اختلال وسواس فكری عملی، وحشت زدگی و هراس را بوجود آورد. هر چند آمفتامین غالباً برای تقویت تجارب جنسی به كار می رود اما مصرف مقادیر زیاد و مصرف طولانی مدت آن با ناتوانی جنسی و سایر كژكاریهای جنسی همراه است این كژكاری‌ها در D SM-IV-TRتحت عنوان كژكاری جنسی از آمفتامین با شروع در خلال مسمویت طبقه‌بندی شده است.

مسمویت با آمفتامین می‌تواند بی‌خوابی و محرومیت از خواب ایجاد كند در حالیكه ترك آمفتامین ممكن است موجب بی‌خوابی و كابوس شود.

در افرادی كه قبلاً از آمفتامین‌ها استفاده نكرده‌اند یك دوز واحد 5 میلی‌گرمی موجب افزایش احساس راحتی شده و نشئه، سرخوشی و رفتار دوستانه ایجاد می‌كند. دوزهای پایین عموماً موجب بهبود توجه و عملكرد در تكالیف نوشتاری، شفاهی و اجرایی می‌شود. در عین حال كاهش خستگی، ایجاد بی‌اشتهایی و بالارفتن آستانه درد مشاهده می‌شود. با مصرف دوزهای بالا برای دوره‌های زمانی طولانی اثرات نامطلوب دارو ظاهر می شود. در درمان اختلالات وابسته به آمفتامین یا شبه آمفتامین همچون اختلالات وابسته به كوكائین كمك به بیمار برای پرهیز از دارو ( كه كیفیات تقویت كننده قوی داشته و میل شدید ایجاد می‌كند) دشوار است. معمولاً برای دستیابی به پرهیز پایدار بستری كردن و استفاده از چندین روش درمانی ( روان درمانی انفرادی، خانوادگی و گروهی) ضروری است. درمان اختلالات اختصاصی وابسته به آمفتامین  ( نظیر اختلال سایكوتیك و اختلال اضطرابی ناشی از آمفتامین ) با داروهای اختصاصی ممكن است برای مدتی كوتاه ضروری باشد. در چند روز اول می توان از داروهای ضد جنون ( فنویتازین یا هالوپریدول ) استفاده كرد. در غیاب سایكوز برای درمان سرآسیمگی وبیش فعالی بیماران مفید است.

روانپزشك برای مدارا با افسردگی زمینه‌ای یا اختلال شخصیت یا هر دو باید از بیمار به اتحاد درمانی برسد. اما از آنجا كه بسیاری از بیماران وابستگی شدید به دارو دارند روان درمانی ممكن است بسیار مشكل باشد. اختلالات همزمان نظیر افسردگی شاید به داروهای ضد افسردگی پاسخ دهند. بو پروپیون ( Wellbutrin ) پس از ترك آمفتامین تجویز میشود. این دارو در بیمارانی كه باحالت ملال همراه پرهیز مواجه می شوند احساس راحتی ایجاد می كنند.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment