دانلود پروژه رشته روانشناسی با موضوع هوش هیجانی – قسمت دوم

دانلود پایان نامه

– نمی دانم چرا علیرغم اینکه خواهان موفقیت در کنکور هستم ولی هنگام مطالعه بی انگیزه هستم.

– نمی دانم چرا احساس پوچی و کلافگی می کنم.

2 – کنترل احساس خود :

شناختن احساس هایی چون تنفر ، عصبانیت ، افسردگی ، اضطراب ، غم و …. هزاران احساس دیگر به تنهائی کافی نیست ، بلکه باید آنها را تحت کنترل بگیریم . راننده خوب نه تنها جای ترمز ماشین را می شناسد ، بلکه به هنگام لزوم آن را در اختیار می گیرد و بر آن مسلط است.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

3 بر انگیختن و به هیجان آوردن خود :

افرادی که هوش عاطفی بالا دارند ، با اندیشیدن به عواقب احتمالی یک عمل ، نسبت به انجام دادن یا ندادن آن برانگیخته می شوند. این افراد قدرت دارند که اهداف متعالی خود را تجسم کنند ، برنامه بریزند و جهت رسیدن به آنها انرژی بگذارند. پشتکار و اراده نشانه برانگیخته شدن آنهاست و این کاری است که کمتر از هوش عقلانی بر می آید.

4 – شناخت احساسات دیگران :

افرادی با هوش عاطفی بالا ، هرگز در لاک خود فرو نمی روند تا فقط اسب خود را برانند.

آنها تعاملات گسترده ای با اجتماع دارند و می توانند دنیا را از منظر دیگران هم ببینند . لذا این افراد تحمل بالایی نیز دارند.

5 تنظیم روابط با دیگران :

پس از شناخت احساسات دیگران ، نوبت به روابط با آنها می رسد. در اینجا تعادل و تعامل حرف اول را می زند. افرادی با هوش عاطفی بالا ، هرگز در دوستی ها و روابط بین فردیشان افراط و تفریط ندارند. آنها از هر کس انتظاری متناسب با خودش دارند.

آنها می دانند که تمام آدمها شخصیت کامل و بیست نیستند. لذا توقع ندارند همه افراد همانطور عمل کنند که   درست است ، یا همانطور عمل کنند که آنها دوست دارند.

در واقع مردم را همانطور که هستند می پذیرند و اگر تلاشی جهت تغییر شخصیت دیگران در جهت اصلاح آنها انجام می دهند، توقع ندارند که حتما به نتیجه رضایت بخش ختم شود.

هر کدام از شاخصهای پنجگانه فوق مباحث عمده ای در روانشناسی کاربردی و وروانشناسی علمی دارد که در اینجا به همین مقدار بسنده می کنیم .

افراد بخش عمده ای از هوش هیجانی خود را در خانواده فرا می گیرند. بهترین منبع یادگیری این توانایی خانواده و خصوصا والدین هستند. پژوهش های نشان می دهد که هوش هیجانی کودک محصول نمایش مهارتهای هوش هیجانی والدین است و نه تجربه شخصی آنها از استرس هیجانی.
بار- آن بیان می کند که هوش هیجانی درطول زمان رشد می کند و می تواند با بهترین برنامه ریزی و روان درمانی بهبود یابد.
پژوهش ها نشان داده اند که آموزش مهارتهای اجتماعی و هیجانی که به تعبیری هوش هیجانی است نقش مهمی در بهبود کیفیت روابط بین فردی و اجتماعی دارد . این نوع آموزش ها عمدتا در مدارس و محیط های شغلی صورت گرفته است.
راهبردهای افزایش هوش هیجانی
همانطور که اکثر مهارتها در اثر تعلیم و تربیت رشد می یابند, برخی مهارتهایی که درهوش هیجانی دخیل اند نیز می توان از این طریق افزایش داد.
تعامل خوب والد – کودک در زمینه تشخیص هیجانها و نام گذاری آنها یکی از راهبردهای مهم افزایش هوش هیجانی است.
راه دیگر افزایش این توانایی, ایجاد یک محیط امن عاطفی است به گونه ای که کودکان بتوانند آزادی و اطمینان خاطر درباره احساساتشان با والدین گفتگو کنند.
آموزش مهارتهای اجتماعی یکی دیگر از راههای افزایش هوش هیجانی است. این آموزشها شامل کنترل خشم و عصبانیت , همدلی, تشخیص و به رسمیت شناختن تشابهات و تفاوتهای مردم, اظهار ادب و صمیمیت و تعارف , برقراری ارتباط , حل مساله و مشکل , تصمیم گیری و ایجاد هدف و مقاومت در برابر فشارها می تواند باشد.
ترتیب دادن جلسات گروهی در باره انواع هیجانات مثل شادی و غم , عشق و تنفر و… که افراد درباره احساسات و هیجانات خود اطلاعات عینی تری پیدا کنند.
به کودکان عبارات در برگیرنده هیجانات و احساسات آموزش داده شود . والدین نیز می توانند با بیان هیجانات خود فرزندانشان را در شناسایی هیجانات یاری نمایند. مثلا احساس بی قراری نمی کنم, احساس ناامیدی می کنم و …
بطور کلی روان درمانی مشاوره , مربی گری و آماده سازی راههایی اند که می توانند به افزایش هوش هیجانی کمک کنند.
تحقیقات انجام شده در باره هوش هیجانی
وانگ ولاو تاثیرات مهارتهای مدیریت هیجانی را در عملکرد شغلی , رضایت شغلی , تعهد سازمانی و نقل و انتقال کارکنان بررسی کردند. آنان دریافتند که هوش هیجانی با عملکرد شغلی و رضایت شغلی ارتباط دارد.
بار- آن و پارکر بیان کردند که در بیشتر شاخص های (1-EQ ) گروههای مسن تر نسبت به گروههای جوانتر به طور قابل ملاحظه ای امتیاز بالاتر کسب کردند و پاسخ دهندگان با سن نزدیک به 50 سال بالاترین میانگین امتیاز ها را کسب کردند.
بر اساس پژوهش بار- آن در سال , 1997 با نمونه ای نرمال در امریکای شمالی , خانمها مهارت های بین فردی قوی تری را نسبت به آقایان نشان دادند. اما مردان دارای ظرفیت درون فردی بیشتر, مدیریت هیجانات بهتر و انطباق پذیری بیشتر نسبت به زنان بودند. زنان از هیجانات آگاهی بیشتری نشان می دهند . از نظر بین فردی بهتر ارتباط برقرار می کنند و از نظر اجتماعی نسبت به مردان احساس مسئولیت بیشتری می کنند. مردان عزت نفس بهتری دارند و خوش بین تر از زنان هستند .
دولویکس و هیگس نیز در تحقیقات علمی خود نشان دادند که هوش هیجانی با پیشرفت و موفقیت فردی در محیط سازمان و نیز با عملکرد فردی همبستگی زیادی دارد.
مولفه های هوش هیجانی در تحقیق خانم اسماعیلی عبارت بودند از :
آگاهی های درون فردی / آگاهی های بین فردی / مهارتهای حل مساله / شیوه های مقابله با فشار و سازگاری
برنامه درمانی – آموزشی اجرا شده در این تحقیق :
این برنامه طی 12 جلسه – هرهفته یک بار یا دوبار / هربار 2 ساعت
هفت گام آموزشی این جلسات :
گام اول : ایجاد خود آگاهی
گام دوم: تقویت انعطاف پذیری
گام سوم: تقویت قوه انتخاب
گام چهارم: آموزش مهارت های برقراری و حفظ مهارتهای بین فردی
گام پنجم : تقویت توانایی مقابله با استرس
گام ششم : آموزش مهارتهای حل مساله
گام هفتم: بررسی موقعیت فرد در برآوردن نیازهای عالی
تحقیقات انجام شده در ایران درباره هوش هیجانی
1- اقای محمد علی بشارت به بررسی ارتباط ابعاد شخصیت وهوش هیجانی , پرداخته است. ایشان در این پژوهش نوع ارتباط ابعاد شخصیت شامل نوروزگرایی , برونگرایی , تجربه پذیری , همسازی و وظیفه شناسی با هوش هیجانی در بین دانشجویان رشته های مختلف دانشگاه تهران بررسی نموده است. نتایج پژوهش نشان داده است که بین هوش هیجانی و ابعاد برون گرایی , تجربه پذیری , همسازی و وظیفه شناسی همبستگی مثبت معنی دار و بین هوش هیجانی و نوروزگرایی  همبستگی منفی معنی داری وجود دارد.
2- خانم معصومه اسماعیلی , , دکتر احدی , دکتر دلاور و دکتر شفیع آبادی به بررسی تاثیر آموزش مولفه های هوش هیجانی بر سلامت روان پرداخته اند . در این پژوهش که باطرحی آزمایشی انجام شده است گروه آزمایشی در معرض آموزش مولفه های هوش هیجانی قرار گرفته و در جلسات آموزشی طراحی شده در هفته شرکت نموده اند. تحلیل یافته های تحقیق نشان داد که آموزش مولفه های هوش هیجانی در افزایش سلامت روان موثر بوه و علائم بیماری را در مولفه های سلامت روان کاهش داده است . لذا آموزش مولفه های هوش هیجانی سبب ارتقای سلامت روانی می شود بطوری که فردبهره بهتری در گزارش های شخصی از موفقیت در مقابله بامشکلات به دست می آورد . این مقاله در فصلنامه روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران شماره , 49 شهریور 86 به چاپ رسیده است.
3- خانم ایران ذراتی , آقای امیر امین یزدی و پرویز آزاد فلاح به بررسی ارتباط هوش هیجانی و سبک های دلبستگی پرداخته اند. این پژوهش در بین دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد انجام شده و نتایج نشان می دهد که بین سبک دلبستگی ایمن و هوش هیجانی ارتباط مستقیم و معنادار وجود داشت. سبک دلبستگی ناایمن , مضطرب – دوسوگرا با هوش هیجانی ارتباط معکوس و معنادار داشت . مردان و زنان در این پژوهش از نظر هوش هیجانی تفاوت معناداری نداشتند. تحلیل دراین تحقیق نشان داد که سبک های دلبستگی پیش بینی کننده خوبی برای هوش هیجانی و مولفه های آن هستند. انها در این پژوهش نتیجه گرفتند که روابط کودک , والدین زمینه مهم و تاثیر گذاری بر رشد توانایی های کودکان است که آنان را قادر می سازد تا درمورد خودشان , دیگران و تعاملات اجتماعی بیاموزند.
این مقاله در فصلنامه تازه های علوم شناختی , شماره , 29 بهار 85 به چاپ رسیده است.
4- آقای منصور حکیم جوادی و آقای جواد اژه ای به بررسی ارتباط کیفیت دلبستگی و هوش هیجانی در دانش آموزان عادی و تیز هوش پرداخته اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که بین کیفیت  دلبستگی و هوش هیجانی ارتباط معناداری وجود دارد. تحلیل واریانس چند عاملی نشان از معناداری اثر جنس در زیرمقیاس مقابله , حرمت خود, روابط بین فردی , خود آگاهی هیجانی و خود شکوفایی داشت.
نتایج نشان از دلبستگی بیشتر تیز هوشان به همسالان و دلبستگی بیشتر گروه عادی به خانواده داشت. دختران دارای هوش هیجانی بیشتری از پسران بودند. این مقاله در فصلنامه روانشناسی , شماره , 30 تابستان 83 به چاپ رسیده است.
5- آقای دکتر محمد علی بشارت تاثیر هوش هیجانی بر کیفیت روابط اجتماعی را مورد بررسی قرار داده است. این پژوهش در بین دانشجویان دانشگاه تهران انجام شده و نتایج حاصل موید آن است که بین هوش هیجانی و مشکلات بین شخصی دانشجویان همبستگی منفی معنادار وجود دارد . هوش هیجانی همچنین با زمینه های مختلف مشکلات بین شخصی دانشجویان همچون قاطعیت , صمیمیت ,مسئولیت پذیری  هم بستگی معنی دار دارد. هوش هیجانی با تقویت سلامت روانی توان همدلی با دیگران , سازش اجتماعی رضایت از زندگی مشکلات بین شخص را کاهش می دهد و زمینه بهبود روابط اجتماعی را فراهم می سازد.هوش هیجانی همچنین از راه ویژگی های ادراک هیجانی , آسان سازی هیجانی , شناخت هیجانی و مدیریت هیجان ها و با ساز و کارهای پیش بینی , افزایش توان  کنترل و تقویت راهبردهای رویارویی کار آمد به فرد کمک می کند تا کیفیت روابط اجتماعی را بهتر سازد

وقتی تحقیقات به درون یک شغل یا حرفه می نگرد تا دریابد که چه چیز افراد را تا بالا می برد و چه چیز آنها را ثابت نگه می دارد و باعث سقوط آنها می گردد هوش هیجانی , پیش بینی کننده قویتری نسبت به بهره هوش عمومی خواهد بود.
تحلیل توانمندی های شغلی از سوی اسپنسر و اسپنسر در بیش از 286 سازمان در دنیا نیز نشان داد که هجده توانمندی از بیست و یک توانمندی در مدل کلی تمایز برجستگان از افراد متوسط مبتنی برهوش هیجانی بودند.
همه ما ترکیبی از هوش هیجانی داریم . در واقع بین هوش عمومی و برخی جنبه های هوش هیجانی همبستگی پایین وجود دارد و باید گفت این دو قلمرو اساسا مستقل هستند .
بار- آن در مجموع  هوش هیجانی و هوش شناختی را دارای سهمی برابر در هوش کلی یک فرد می داند که نشانه پتانسیل یک فرد برای موفقیت در زندگی است.
کاربردهای هوش هیجانی
شناسایی عواطف موجب کسب آگاهی نسبت به آنها شده , زمینه درک صحیح عواطف دیگران را فراهم می نماید. کاربرد عواطف موجب تولید عقاید, بروز یک احساس یا تقویت روح همکاری گروهی را فراهم می آورد. درک و فهم هیجانها و عواطف موجب کسب بینش نسبت به انگیزه های افراد شده ما را نسبت به نقطه نظرهای دیگران , آگاه تر می نماید.
هشیاری , یک عامل پیش بینی کننده خیلی خوب برای عملکرد های شغلی محسوب می شود.
 خوش بینی , یک عامل مهم و سازنده در برخی موقعیت های شغلی و سبک های خاص رهبری می باشد.
تحمل استرس , مرکز بینش افراد برای موقعیت های استرس زا و تحمل استرس مهم است.
مدیریت افراد و تمایل آنها برای تعاملات اجتماعی از جنبه های مهم وحیاتی مورد نیاز برای بسیاری از مشاغل محسوب می شوند.
از هوش هیجانی نباید به عنوان یک ترتیب برای دانش و آگاهی و مهارتهای شغلی نام برد. هوش هیجانی می تواند سبب بهبود و اصلاح فعالیتهای حرفه ای و کسب مهارتهای لازم ومطلوب گردد. هوش هیجانی نمی تواند برای داشتن یک زندگی شاد ومرفه هم شرط لازم باشد و هم شرط کافی . شرط لازم هست اما کافی نیست. برای بسیاری ازمردم هوش هیجانی نقش لکه های جوهر در آزمون رورشاخ  را بازی می کند که هر کسی از آن برداشت خاصی دارد و آن را به گونه ای متفاوت ازدیگران استنباط می نماید.
برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment