دانلود پروژه رشته حقوق در مورد عدالت ترمیمی و حقوق بزه دیده – قسمت سوم

دانلود پایان نامه

بر طبق اظهارات زهر، جبران خسارت و مساعدت به بزه دیده ممكن است به عنوان چرخه دیگری در نظر گرفته شود، چون تلاشهای بیهوده‌ای جهت بهبود ناكارآمدی چهارچوب حقوق كیفری صورت گرفته است. همانگونه كه زهر بیان می‌دارد، این رویكرد در صدد حل مشكل بر اساس الگوی موجود می‌باشد.اما این رویكرد فرضیه‌های اساسی در مورد نقش دولت و بزه دیده در عدالت را مورد سوال قرار نمی‌دهد. این فرضیه‌ها، مشكلات قانونی را شناسایی می‌كنند اما ریشه اصلی مشكل نمی‌باشند. در پاراگراف‌های قبلی نشان دادیم كه نظام عدالت كیفری در چهارچوب مفهومی و مبنائی آن می‌تواند به صورت قدم به قدم اصلاح گردد و این اصلاح به منظور ارضای هر چه بیشتر نیازهای همه افراد درگیر می‌باشد. به نظر توماس كوهن كسانی كه از عدالت ترمیمی به عنوان الگویی جدید یاد می‌كنند، ظرفیت حل مشكل الگوی غالب را ناچیز پنداشته‌اند.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

4- دو استراتژی جهت اعمال تغییرات موثر

نتیجه بخش قبلی این است كه آشكار می‌گردد دو استراتژی جهت بهبود وضعیت حقوق بزه دیدگان در نظام حقوقی وجود دارد. یكی از این استراتژی ها جهت بهبود وضعیت حقوق بزه دیدگان در نظام حقوقی وجود دارد. كه به منظور تغییر در الگو می‌باشد واستراتژی دیگر جهت اصلاح تدریجی الگوی اخیر عدالت كیفری انتخاب شده است. این استراتژیها متقابلاً منحصر به فردند. بنابراین ما باید تعیین كنیم كه كدامیك از این استراتژی‌ها امیدبخش‌تر به نظر می‌رسد. آنچه كه من ترجیح می‌دهم رویكرد تدریجی است. دو گونه از استدلالات این امر را مورد حمایت قرار می‌دهند.

همچنان كه در بخش اول توضیح داده شد، اولین دسته از استدلالات از طبیعت الگو ناشی می‌شود. الگو به دیدگاهی جهانی بر می‌گردد. الگو شامل همه محدودیت‌ها، مفاهیم، ارزشها، اولویت‌ها و اصول غالبی است كه در برنامه دانشگاهی مفروض وجود دارند. الگو همچنین در بر دارنده اهداف و معیارهای موفقیت است. طبیعت الگو حاوی مفاهیم تئوری و عملی دور از دسترس است. به قول كوهن الگوهای رقیب فاقد تناسب هستند. عدم تناسب‌پذیری الگوهای مختلف به این معنی است كه برخوردی ناقص بین آنها وجود دارد. حمایت‌های صورت گرفته از الگوهای مختلف نمی‌توانند در جایی مطرح شوند. موفقیت و بهبود در چهارچوب الگوئی نسبت به چهارچوب الگوئی جدید، نامربوط و بیهوده است. بنابراین استدلال در مورد الگویی جدید جا را برای مشاجرات منطقی محدود می‌كند. هیچ زمینه مشتركی كه به عنوان مبنائی برای ارتباط بین طرفداران دو الگو عمل كند، وجود ندارد.

مشخصات مفهوم تئوری الگو دو دسته از استدلالات مشخص علیه استراتژی تغییر الگو به نفع عدالت ترمیمی را ارائه می‌دهند. اول عدم توافق كه منتهی به انتخاب نهایی بین عدالت كیفری یا عدالت ترمیمی می‌شود. اگر مجبور شویم تصمیمی در این روش دو گانه بگیریم به احتمال كم عدالت ترمیمی را انتخاب می‌كنیم. این امر واقع گرایانه نیست كه انتظار داشته باشیم كه اكثریت در جوامع دانشگاهی آمادگی داشته باشند كه همه موضوعات مبنائی موجود حقوق كیفری و آئین دادرسی كیفری را كنار بگذارند. علاوه بر آن، بایستی در نظر داشته باشیم كه تعداد بیشتری از اشخاص كه دارای نفع، سهم یا حقی در جرم ارتكابی هستند، در اعمال نظام عدالت كیفری وجود دارند. قانونگذاران، سیاستمداران و افراد حرفه‌ای از قبیل قضات، مقامات تعقیب و وكلای مدافع به اندازه كل جامعه دارای ایده‌ها، نظرات و حتی غالباً احساساتی در مورد جرم و بهترین طریق پاسخ به جرم می‌باشند. گفتمان دانشگاهی در این زمینه نتوانسته است در خلا اجتماعی به موفقیت دست یابد. این امر در مقابل، قویاً مرتبط با اوضاع و احوال فرهنگی حاكم بر جامعه در دوره زمانی مفروض است. با در نظر گرفتن این نوع از مشكلات بغرنج اجتماعی ـ فرهنگی، بسیار غیر محتمل است كه در میان همه این مشكلات، مشكلی بنیادین وجود داشته باشد. تغییر ناگهانی در دیدگاه جهانی منجر به نقض همه ایراداتی شده است كه مفاهیم جرم و مجازات را در بر گرفته بودند. برای مثال در این مفهوم، دكترین حقوقی متفاوت از قلمرو فیزیك نظری است. استدلال دوم به استدلال اول نزدیك است. هیچ راهی جهت مدیریت فرایند انتقال از یك الگو به الگوئی دیگر وجود ندارد. فرایند انتقال به عنوان تجربه‌ای شبه مذهبی توصیف می‌شود. به عبارتی تغییر عقیده جمعی به اعتقادی جدید می‌باشد. از آنجا كه هیچ فرصتی جهت انجام مشاجرات منطقی بین الگوهای تغییر یافته و دیگر الگوها وجود ندارد، هیچ رهنمودی وجود ندارد مبنی بر اینكه چگونه وضعیت حاكم بر الگوی جدید مورد حمایت قرار می‌گیرد. این امر تنها تركیبی از شرایط مرتبط با این امكان است كه عدالت ترمیمی همواره بر هزینه صرف شده در نظام سنتی جهت اجرای عدالت كیفری غالب می شود. حتی با مورد توجه قرار دادن الگوی جدید، به سمت استراتژی موفقی جهت ارتقا بخشیدن حقوق بزه دیدگان، نزدیك نمی‌شویم.

دسته دوم از ملاحظاتی كه رویكرد فوق الذكر را حمایت می‌نمایند، مبتنی بر ماهیت جامع الگوی جایگزین عدالت ترمیمی می‌باشد. ابتدائاً شرایط مبنائی را كه دارای بخش عمده‌ای از ظرفیت حل مشكل هستند را توضیح می‌دهیم. بر این اساس باید الگوی جدید معرفی گردد تا مورد پذیرش قرار گیرد. بنظر كوهن الگوی جدید باید راه حلی را برای مشكلات تصدیق شده‌ای ارائه دهد كه عموماً و عمدتاً نمی‌توان بطریق دیگری بر آنها غلبه یافت.

این امر بسیار سوال برانگیز است كه آیا معیارها توسط عدالت ترمیمی به عنوان شرط لازم الگو برآورده می‌شوند یا خیر. در طی نهمین سمینار بین‌المللی بزه دیده‌شناسی، ویت كمپ بیان داشت : «حتی اگر ما به سیستمی از عدالت ترمیمی نزدیك شویم، هنوز هم به اجزاء سیستم اخیر (كیفری) نیاز داریم تا حقوق بزهكاران و بزه دیدگان را تضمین نمائیم كه نمی‌خواهند در برنامه‌های عدالت ترمیمی شركت كنند. ما بزهكارانی داریم كه رویكرد مذكور برای آنها كارآرائی ندارد وباید به زندان فرستاده شوند تا شهروندان، گروهها و جوامع مورد حمایت قرار گیرند. این مسئله باید تعمیم داده شود. ما برای تعداد زیادی از پرونده‌ها كه عدالت ترمیمی در مورد آنها كارآمد نیست، به نظام عدالت كیفری مجازات محور نیاز داریم. برای مثال در پرونده‌های جرم بدون بزه دیده مانند قاچاق مواد مخدر، نظام موجود عدالت كیفری ضروری است. علاوه بر آن ما در مواردی كه گروه كثیری از شهروندان بزه دیده می‌شوند، بدون حقوق كیفری سنتی نمی‌توانیم كاری از پیش ببریم. در چنین موردی افراد تا حدی تحت تأثیر قرار نمی‌گیرند تا میانجیگری یا هر نوع مداخله ترمیمی دیگری توجیه شود. جرائم مربوط به محیط زیست با جرائم اقتصادی مثالهای بارزی از این نوع هستند و آخرین و نه كم ارزش ترین مورد، بعضی از پرونده‌های جرائم مستهجن (از نظر جنسی) هستند كه به حدی جدی هستند كه فعلاً غیر قابل تصور است كه آنها را به عنوان مسائل شخصی بین بزهكار و بزه دیده در نظر بگیریم. البته مثالهای قتل عمد و زنای به عنف به ذهن خطور می كنند. علاوه بر این، مشكل اینجاست كه در اكثر پرونده‌ها بزهكار اصلی یافت یا دستگیر نمی‌شود. درتمام این موارد، مفهوم عدالت ترمیمی آن طور كه درالگوی جدید از آن حمایت شده، قسمت اعظم مفهوم خود را از دست می‌دهد. اما حتی زمانی كه بزهكار دستگیر نمی‌شود، بزه دیده هنوز هم به مساعدت و حمایت از سوی نهادهای اجرای قانون نیاز دارد. بایستی منافع بزه دیده مورد توجه قرار گیرد. بنابراین بزه دیده در اثنای تحقیق (بازجوئی) باید اطلاعات و سایر حقوق را در مقابل دولت دارا باشد.

نباید این محدودیت‌ها را به عنوان استثنائاتی بر این قاعده ارائه یا تفسیر كنیم عدالت ترمیمی الگوی جدید امیدوار كننده‌ای نیست كه به علت مرحله آغازین پیشرفتش با چالشهای متناقضی مواجه شده باشد. حقوق كیفری در شكل ساختاری سنتی خود حداقل به عنوان قسمتی از ذهنیت ما نسبت به عدالت در مفهوم موسع آن باقی خواهد ماند. این كه این واقعیت غیر قابل اجتناب (نظام عدالت كیفری هنوز هم مورد نیاز است) را بپذیریم، منافاتی با این ادعا نخواهد داشت كه عدالت ترمیمی در معنای واقعی كلمه، الگویی جدید می‌باشد.

اظهارات پایانی

عدالت ترمیمی، ایده‌ای بزرگ، فلسفه‌ای متقاعد كننده و الهامی شكوهمند است اما الگویی جدید نیست. این ایده بایستی آنگونه مورد استفاده قرار گیرد كه بتواند به صورت مرحله به مرحله نظام عدالت كیفری را اصلاح نموده و بهبود بخشد. نیازی نیست كه این مراحل، كوچك یا بی‌اهمیت باشند. كاملاً بر عكس، در واقع اصلاح تدریجی گامی بزرگ است كه در شكل گفتاری حكیمانه ظاهر شده است. به نظر مارتین رایت بهتر است در مورد استمرار این ایده فكر كنیم و تلاش كنیم تا مركز ثقل را از عدالت سركوبگر به عدالت ترمیمی سوق دهیم . در این مفهوم است كه عدالت ترمیمی اصلی راهبردی است. مفاهیم و اهدافی كه عدالت ترمیمی به دست می‌دهد، می‌تواند منتهی به طرحی دقیق و برنامه‌ای ارزشمند شود كه هدف آنها بهبود وضعیت بزه دیدگان در نظام عدالت كیفری است. این روش پاسخگوترین و مؤثرترین راه شكل‌دهی اصلاح است.

در وضعیت فعلی صرفاً اظهاری نهایی در مورد مسئله مبنایی و اهمیت عملی این روش بیان گردیده است. ممكن است به نظر تا حدی علمی جلوه كند كه معنی فنی مفهوم الگو را بیابیم و ببینیم عدالت ترمیمی چطور با آن مفهوم متناسب است. چرا اجازه ندهیم كه استفاده‌ای غیر جدی تر از این الگو بشود؟ با این همه، این امر نمی‌تواند مورد اعتراض واقع شود كه عدالت ترمیمی ایده‌ای جدید، موسع و جذاب می‌باشد.

این امر حایز اهمیت است كه حالت كاملاً معرفت شناختی عدالت ترمیمی رادرك نمائیم، چرا كه این حالت دارای درخواستهای عملی مهمی می‌باشد. هنگامی كه دانشجویان در مورد ویژگی‌های عدالت ترمیمی مطالبی را می‌آموزند، آنها معمولاً نسبت به آن علاقمند و حساس می شوند. این امر در مورد مقامات اجرای قانون، از قبیل پلیس و مأموران تعقیب عمومی نیز صادق می‌باشد. به نظر می‌آید آنها تنها هنگامی این مسئله را درك می‌كنند كه به آنها گفته شود كه تنها راه رسیدن به عدالت ترمیمی ترك همه عقاید، مفاهیم و اهدافی است كه به نظام سنتی حقوق كیفری پیوند خورده اند. برای اغلب مردم مورد فوق الذكر امری بسیار بعید است . بنابراین به منظور افزایش منافعی كه در حالت بالقوه عدالت ترمیمی نهفته است این امر حائز اهمیت است كه ماهیت دقیق و حدود تلاشهای اصلاحی صورت گرفته را بیان كنیم. حقوق بزه دیدگان در مورد بهبود نظام است نه دربارة منسوخ كردن نظام و سپس از ابتدا شروع كردن آن.

كتاب توماس كوهن در مورد تحولات علمی بسیار مؤثر بود. همچنین از این كتاب سوء تعبیر شده است. بعد از چاپ كتاب، بعضی از متفكرین احساس كردند كه تنها راهی كه می توان در گفتمان علمی به طور واقعی سهیم شد این است كه تحولی علمی را پیشنهاد یا هدایت نمائیم . منظور كوهن چیزی متفاوت است. پیشرفت به تدریج در اثنای دوره‌های علم طبیعی رخ می‌دهد.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment