دانلود پروژه رشته حقوق با موضوع جـرم سیـاسـی – قسمت اول

دانلود پایان نامه

مقدمه :

تفكیك بین جرایم سیاسی ، و جرایم عمومی و عادی ، تا انقلاب فرانسه (1789) نه تنها ناشناخته بود ، بلكه ، قبل از آن تاریخ ،‌جز در برخی حكومتها آن هم به صورتی بسیار محدود ، نامی از جرم سیاسی برده نمی شد، ولی در عوض جرایمی كه ماهیت سیاسی داشت و به نحوی مربوط به شاهان و سلاطین و امپراطوران می شد ، با شدیدترین و هولناك ترین مجازاتها ، مواجه بود . و گاه نه فقط مجرم سیاسی ، بلكه خانواده و تبار و مال و منال و خلاصه هستی او ، فدیه و قربانی عمل واقدام مجرم می گردید .

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

از انقلاب فرانسه به بعد ، اندك اندك با ظهور و بروز مكاتب طرفدار فرد « جرم سیاسی » ماهیت و هویت مستقل پیدا كرد و سالها به عنوان اماره و نشانی از رشد ، و مترقی بودن و آزادیخواه بودن تلقی می شد و همین سیر به تدریج در سایر كشورها ادامه یافت و زمانی جرم سیاسی و تفكیك آن از سایر جرایم سخن روز شد .

طرح مقوله جرم سیاسی و تفكیك آن از جرایم عادی و عمومی كه قرآن كریم و روایات و فقه غنی و سرشار اسلام ، هزار و اندی سال پیش ، یعنی درست زمانی كه وحشتناك ترین مجازاتها در كمین مجرمان سیاسی بود ، بدان پرداخته و مزایای چشمگیر و قابل توجهی به مجرمان سیاسی داده بود .

همین انگیزه ،‌باعث كشش و كوششی بود كه دقت و تحقیق در اطراف و جوانب «‌جرم سیاسی » را سبب می شد .

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز ، اصلی را به « جرم سیاسی و مطبوعاتی » اختصاص داده كه مقرر می دارد :

«‌رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیأت منصفه در محاكم دادگستری ، صورت می گیرد . نحوه انتخاب ، شرایط ، اختیارات هیأت منصفه و تعریف جرم سیاسی را ، قانون بر اساس موازین اسلامی معین می كند.»

فصل اول :‌كلیات

بخش اول: تعریف جرم شناسی [1]

جرم شناسی دانش نوساخته‌ای است كه دوران كودكی خود را می‌گذراند . سده‌ای پیش نیست كه این دانش تجربی و تركیبی از مقام پند او تفكر و اندیشه و گفتار فارغ گردیده و به عمل پیوسته وذهنی بودن به عینی شدن درآمده و راه امعان نظر ، تجدید ،‌آزمون و سنجش را در پیش گرفته است .

جرم شناسی یكی از جالب ترین وارزنده ترین و انسانی ترین و مقدس ترین و پرثمرترین رشته های دانش است.

جرم شناسی یكی از جلوه های با شكوه و درخشان كنجكاوی ژرف و گسترده و همه جانبه دانشمندان و متخصصان بشر دوست است . جرم شناسی ، دراین كنجكاوی ، همه دانشهای تجربی و انسانی از روانشناسی ، روانپزشكی، زیست شناسی ، جامعه شناسی ، علوم پرورشی ، تاریخ ؛ فرهنگ ملی ، اقتصاد ، آمار ، بوم شناسی و رشته های دیگر از علوم را برای سعادت انسانی و جامعه به خدمت خود درآورده است .

عالی ترین هدف هر جامعه پیشرو متكی بر ارزشهای اخلاقی ،شناخت انسان‌ این موجود ناشناخته و فراهم كردن بهترین شرایط تجلی حدیث و نبوغ و خلاقیت و اعتماد معنوی و تأمین رشد هرچه بیشتر اخلاقی و سعادت اجتماعی آن جامعه متعالی است .

در این زمینه جرم شناسی ، در میان همه دانشها ، از لحاظ جامعیت مقامی ویژه و والا دارد و مضافاً آنكه انسان و سعادت و سربلندی او هدف نمائی اندیشه كار جرم شناسی است .

جرم شناسی یا بزه شناسی رشته ای است از «‌علوم جنائی»كه دربارة « عوامل جرم زا» و كیفیات و امور و مقتضیات و شرایط فردی و محیطی واجتماعی مؤثر در بروز رفتار جنائی یا «‌علل » و وقوع جرم و صور گوناگون بزه وجنبه های كمی و كیفی آن و از پیدایش حالت خطرناك در انسان یا انسانهای تبهكار و معمای تشكیل گروه های جامعه ستیز در میان جوامع انسانی با روش عینی و علمی یا مشاهده و آزمون و مقایسه و استقراء كافی به بررسی وتحقیق مداوم می پردازد تا مگر با استمداد و استفاضه از تمام تخصص های علمی بر طرق پیشگیری مستقیم یا غیر مستقیم از حدوث جرائم و روشهای درمان و اصلاح و تربیت بزهكاران یا كسانی كه در اثر عوامل جرم زای فردی (‌تن و روان ) و محیط طبیعی و اجتماعی بدی را برگزیده اند و از خود رو برتافته و از انسانیت گریخته اند و پرورش دوباره واز نو سازگار ساختن آنان با جامعه و نظام اجتماعی دست یابد.

گفتار اول : چرا جرم شناسی را دانش مقدسی می شماریم ؟

جرم شناسی از این رو دانش مقدسی است كه می كوشد تا راهی بیابد كه انسان ناكامی كه با خودش قهر كرده و از خویش گرفته و از جامعه روبرتافته و سر ناسازگاری در پیش گرفته است با خودش آشتی كند و راه مهر ورزیدن بیاموزد ، با جامعه نیز در صلح و صفا و یكرنگی به سر برد ، گم گشتگان را بر راه آورد ، رقابت و جنگ و ستیز را به تعاون و محبت و داد تبدیل كند . شقاوت را به سعادت ، سقوط را به اعتلاء ، بدی را به نیكی ، زشتی را به زیبایی ، نفرت را به محبت ، خصومت را به دوستی ، كفر را به ایمان ، ناپاكی را به پاكی ، بدل ساز . خلاصه در نوسازی انسان و جامعه می‌كوشد بدون اینكه بخواهد از پیشرفت مادی او و رشد آن چشم پوشد . سعی دارد از او انسانی برتر و والاتر برای زندگی بهتر وانسانی تر همگام با معنویات و سطوح عالی اخلاقی بسازد.

این شیوه با هدف پاك و عالی آن كه ما آنرا احسان و برنامه انبیاء راه اصلاح و خیر عموم و حكومت عقل می‌دانیم راهی است الهی و ازجنبه قدسی برخوردار است از تمام دانش ها من جمله از مذهب برای بهبود زندگی اجتماعی و پاكسازی و انسانی والا شدن سود می جوید .

كوتاه سخن آنكه جرم شناسی بر آنست تا عدالت واقعی را از طریق احسان به نیكوترین وجهی تحقق بخشد .

باید نیكی كردن را آموخت تا محلی برای بد آموزی و سیه روزی و بدی كردن باقی نماند. باید بیچارگان و عوامل بدبختی و تباه زدگی آنان را شناخت ، بیماری آنان را تشخیص داد ، به درمان آنان همت گماشت ، موانع داخلی و خارجی یا فردی اجتماعی را ، كه سد راه كمال و حقیقت و خلوص و پاكی و انسانیت و حریت است از سد راه برداشت و راه زندگی شرافتمندانه را به سوی آنان گشود .

بخش دوم : علت جرم

بنا به روایت پی ناتل به تازگی از طرف سازمان ملل متحد علت چنین تعریف گردیده است :
«‌شرط لازمی كه بدون آن رفتار مجرمانه بروز نخواهد كرد »

تعریف سازمان ملل متحد از «‌علت » ناظر به «‌علت جرم » یا «‌علت جنایی » است یعنی علت را به طور علی الطلاق و عام تعریف نمی كند بلكه نوعی از علت یا « علت جرم »‌را فقط تعریف می كند و از سوی دیگر همانگونه كه آقای پی ناتل از قول من هنتیگ نقل كرده است سازمان ملل متحد مفاهیم علت و شرط را به هم درآمیخته است .

الف كین برگ استاد سوئدی می نویسد :« هر رفتاری كه از انسان سر می زند واكنش یك محرك است . هر موجود زنده كاملی نیز تابع این اصل است و از آنجا چنین نتیجه می شود كه تمامی اعمال انسانی همیشه تابعی از وضع ساخت فردی او و فشارهای وارده از محیط بر او است از تركیب طرز ساخت فردی و محیط فقط یك علت پدید می آید كه آنرا « عقده علی » می شناسند .

با تجزیه و تحلیلی كه از اطراف پژوهندگان به عمل آمد مسلم گردید هر عمل آدمی ثمره سرشت یا نهاد فردی و استعدادهای ارثی او و مجموع تأثیرات عوامل محیط های داخلی وخارجی است كه او را در برگرفته است ، محتویات تاریخچه حیات بزهكار از لحظه های كه خود او به صورت سلول تخم تشكیل شده تا لحظه‌ای كه عمل جنائی از او سرزده ، هریك به گونه‌ای در تكوین جنایت مؤثر بوده است . زنجیر مسدود علیت از ارتباط ناگسستنی تمام این عوامل كه به نحوی در هم آمیخته اند به وجود می آید . آخرین حلقه این زنجیر مسدود علیت رفتاری است كه ما آنرا جرم می نامیم .[2]

خلاصه فصل اول :

ابتدا سعی شده در فصل اول كلیاتی درباره جرم بحث شود كه جرم شناسی را مورد بررسی قرار داده ایم و بعد وارد بحث جرم سیاسی می شویم .

جرم شناسی یكی از جالب ترین و ارزنده ترین و انسانی ترین رشته های دانش است .

هدف از جرم شناسی این است كه روش هایی برای درمان واصلاح و تربیت بزهكاران به كار برده است . انسان ناكامی را كه با خودش قهر كرده است و از خویش فاصله گرفته با خودش آشتی كند و راه مهروزیدن را بیاموزد .

در فصل دوم علت جرم را مورد بررسی قرار داده ایم . نتیجه‌ای كه از این بحث می گیریم این است كه هر عمل آدمی ثمره‌سرشت یا نهاد فردی و استعدادهای ارثی او و مجموع تأثیرات عوامل محیط های داخلی و خارجی است كه او برگرفته است .

فصل دوم : احكام و مسائل جرم سیاسی

بخش نخست:پیشینه تاریخی جرم

جرم سیاسی :

جرم سیاسی ، یكی از انواع «‌جرایم » است كه در حقوق كیفری مورد بحث و بررسی قرار می گیرد . در تعریف جرم ممكن است ؛ عنصر «ضد اخلاقی » بودن یا خصیصة «‌ضد اجتماعی » بودن آن ، مورد نظر حقوقدان باشد ، لیكن هر چه هست ، به لحاظ حقوقی ، جرم ؛ فعل یا ترك فعلی است كه قانونگذار برای آن مجازات یا مجازاتهایی در نظر گرفته است جرایم بنا به ملاحظات مختلفی طبقه بندی شده اند .

جرم ممكن است آنی یا مستمر ، عمدی یا غیر عمدی ، مشهود یا غیر مشهود و امثال اینها باشد . یكی از طبقه بندی های جرایم ، در حقوق جزا، طبقه بندی جرم به لحاظ روانی می باشد كه در این قسم از طبقه بندی، جرم به جرم عمومی و جرم سیاسی تقسیم می شود .در مقابل جرم عمومی مثل قتل ، دزدی ، كلاهبرداری و خیانت در امانت ، جرم سیاسی قرار دارد . جرم سیاسی ، جرم ناشی از یك فكر سیاسی است و به معنی اخص ، جرمی است كه به هر تقدیر با نظم سیاسی موجود ، در عرصه های داخلی یا خارجی مخالف است .

پیشینة تاریخی جرم سیاسی

جرم سیاسی و مجازات های مربوط به آن در ادوار مختلف دستخوش تحولات و دگرگونی هایی بوده است . در ادوار باستان ، در خیلی از سیستم ها و حكومت ها بنا به نظر برخی از حقوقدانان ، اساساً‌جرم سیاسی مورد توجه نبوده و به عنوان « جرم »ی كه دارای مزایایی باشد ، شناخته نبوده است . اما برخی معتقدند كه در بعضی از نظام‌های حقوقی جرم سیاسی ، به هر تقدیر دارای برجستگی ویژه بوده است . النهایه ، در ادوار گذشته ، بر خلاف دورانهای بعد، این جرم مجازاتهای سنگین تری داشته و حكومتها ،برخورد بسیار شدید و هولناكی با مجرمین سیاسی می كرده اند .

بنا به قول بعضی از كیفر شناسان این شیوه ( داشتن مجازاتهای سنگین ) همچنان ادامه و استمرار داشته است تا پس از انقلاب فرانسه و حاكمیت مكاتب طرفدار فرد ، پس از تغییر و تحولاتی ، جرم سیاسی،‌تعریف ویژه‌ای می یابد و از آن به بعد در برخورد با مجرمان سیاسی مدارای بیشتری می شود و امتیازات خاصی به مجرمین سیاسی داده می شود .

مجدداً پس از تحولاتی ، این برخوردها ، چهره عوض می كند و بار دیگر با مجرمان سیاسی ، چون گذشته با خشونت و تندی بیشتری رفتار می شود ، و حتی در برخی از كشورهای مترقی كه طرفدار حقوق فردی نیز هستند ، برای جرایم سیاسی و مصادیق آن رفته رفته محدودتر و تنگ تر می شود، به حدی كه دركشورهای كمونیستی و امثال آن مجدداً جرم سیاسی از « گناهان كبیره » تلقی می گردد در خیلی از موارد ، عنوان جرم سیاسی وتعریف آن از حقوق جزایی و قوانین كیفری محو شده و دیگری نامی از « جرایم سیاسی » برده نمی‌شود .

نگاهی به تاریخ ، تا انقلاب 1978 فرانسه

مورخین نوشته اند، در دوران هخامنشی ، جرایمی كه جنبه های سیاسی داشته و یا جرایمی كه مربوط به امنیت كشور می شده ،توسط والیان مورد رسیدگی قرار داده و شخص شاه به تقصیرات مهم سیاسی و یا جرایمی كه قضات مرتكب می شدند رسیدگی می كرد.

هرگاه شخصی به اتهام خیانت به كشور و شاه دستگیر می شد ، رسم بر این بود كه وی را به پایتخت می‌آورند و پس از اینكه گوش ها و بینی او را می بریدند جهت عبرت دیگران ، در شهر به گردش درآورده و سپس او را به ولایتی كه مرتكب جرم شده بود ، عودت داده و می كشتند .

در دورة‌ هخامنشیان جرایم دارای دو جنبه عمومی – سیاسی و خصوصی بودند . در جرایم عمومی – سیاسی:

«‌ارتكاب جرم علیه شخص پادشاه ، و اعضای خانواده سلطنتی و همچنین توطئه برای سرنگونی حكومت … و خیانت به كشور و جاسوسی ، عصیانگری و طغیان همگی از جرایم عمومی محسوب و مجازات اعدام به دنبال داشت .

داریوش دوم ، شخصی به نام «‌هركارینا» را كه قصد توطئه داشت ، دستگیر و به قتل رسانید ، در كتیبه داریوش بزرگ آمده است كه فرمان داد گوش و بینی و زبان «‌فراورتیس» را بریده و سپس او را مصلوب سازند.

علاوه بر مجازاتهای فوق الذكر ، فرار از جنگ ، پیوستن به دشمن از جرایم عمومی محسوب و مجازات اعدام داشت . دست از آستین درآوردن در حضور شاه جرم و مجازات اعدام داشت . علاوه بر اینكه سوء قصد به جان پادشاه مستوجب اعدام بود ، بلكه شروع به توطئه نیز جرم محسوب و مجازات اعدام دربرداشت»

پس از انقلاب فرانسه

پس از انقلاب فرانسه در سال 1789، مدتها نسبت به مجرمین سیاسی ، چون گذشته عمل می شد و آنگونه كه نویسندگان حقوق كیفری آورده اند ، حتی در قانون جزای سال 1810 كه توسط ناپلئون و تحت نفوذ و قدرت او تهیه و تدوین شده بود، مجازات اعدام برای مجرمین سیاسی در نظر گرفته شده بود و اجرا می شد.

در دوران سلطنت ژوئیه در قانون جزای 1830 وضع مجرمین سیاسی بهبود پیدا می كند و از نظر صلاحیت رسیدگی ، دادگاه استان مأمور رسیدگی به مجرمین سیاسی می شود به این قبیل جرایم قبلاًٌ‌ در دادگاه های شهرستان رسیدگی می شد در سال 1832 مجازات جرایم سیاسی نسبت به گذشته ملایم تر می شود و در نهایت در سال 1848، مجازات اعدام نسبت به جرایم سیاسی لغو و منسوخ می گردد.

اواخر قرن نوزدهم

دراواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم ، تعاریف جرم سیاسی و مفهوم و گسترة مصادیق آن ، تحول یافت ، و هر مرام و اندیشه و مكتبی با توجه به اصول و گرایشهای خود وهمچنین با در نظرگرفتن اوضاع و احوال سیاسی داخلی و خارجی و ضرورتها و مقتضیات عصر ، با « جرم سیاسی » بگونه خاصی برخورد كرد . در این تحولات قطعاً ، فعالیتهای مخرب آنارشیست ها، بروز مكتب های فكری قدرت طلب و اقتدارگرا ، و وقوع جنگهای جهانگیر مدخلیتی غیر قابل تردید داشت . در این دوره ، حتی بین جرایم سیاسی از یك سو و جرایم اجتماعی از سوی دیگر تفكیك قائل شدند و روشن است كه به بهانه پیشگیری از «‌جرایم اجتماعی »شمول و گسترة «‌جرایم سیاسی » را محدودتر كردند. قوانین جزایی سالهای 1893 و 1894 برای جرایم اجتماعی كه نظامات اجتماعی را به طور كلی در معرض تهدید و نابودی قرار می داد، مجازاتهای بسیار شدیدی در نظر گرفت .[3]

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment