دانلود پروژه رشته حسابداری با عنوان تئوری حسابداری – قسمت چهارم

دانلود پایان نامه

– معنای اصول :

این یك سوال نا محدود است كه طرح شده تا دانشجویان به فكر كردن دربارة آنچه كه ممكن است به وسیله عنوان اصول معنی داده شود ، وادارد. این احمقانه است كه فكر كنیم 21 سال می تواند نشریات با آن چه دانشجویان سال چهارم برای نیم قرن تهیه كرده اند ، تحلیل كند . از طرف دیگر این غیر معقول نیست كه از آنها انتظار داشته باشیم با این نشریات ، به این امید كه آنها از بعضی معماهای غیر قابل حل كه با كار رو به رو است ، دست به گریبان شویم . اصل موضوع كه هنوز در مباحثه بین Byrne و May وجود دارد در صحفه ی 95 این متن گزارش شده است .

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

9- پیامدهای اقتصادی و سرقفلی :

منبع در این سوال به فصل یك ( بایستی در فصل چهار خواند شود . ) موضوع این سوال از فصل 1 به فصل 4 بدون اصطلاح منبع تغییر یافته بود .دراین نشریه ارائه شده است . چه مواردی مورد بحث قرار گرفته است آیا مباحثی دربارة اصول و شروط اصلی در نظریه های Chairman Beresford درباره پیامدهای اقتصادی وجود دارد .

Chairman Beresford به نظر می رسد كه به طور اجباری برای آن چه كه ممكن است به عنوان یك ایدة تركیبی و یا حتی معنایی از حسابداری شرح داده شود، بحث كند. به نظر می رسد كه بررسی آن ، حسابداری را از نقطه نظر برنامه ای به طور دقیق نشان دهد . حقیقت برای من در بین این دومورد وجود دارد . یك شخص نمی تواند انكار كند كه حسابداری دارای پیامدهای اقتصادی است . از طرف دیگر ، پایه ریزی كردن حسابداری بر اساس پیامدهای اقتصادی اش در سنت سیاسی ما به نظر احمقانه می رسد

George Washingtog این وضعیت را وقتی كه پیامد ها را نادیده گرفته می شود وباید حقیقت را گفت ، مسئله غامض این است كه در حسابداری ، حقیقت همیشه واضح نیست. برای مثال آیا بهای تمام شدة تاریخی حقیقت است ؟

10- سرمایه گذاری زیان ( سرمایه كذاری كردن زیان )

تهیه این سوال احتمالاً كمی غیرمنصفانه است . این درست است كه بگوئیم آنها سرمایه گذاری كردن در زیان را به عنوان یك كار عمومی بدون در نظر گرفتن واقعیت پذیرفته اند . آن چه كه سوال برانگیز است . محتوا كه از آن ذكر شده است یا می باشد . یعنی هزینه های انتقالی به دورة آتی و هزینه های پیش پرداخت شده كه آنها با یگدیگر در صحفه ی 75 ارائه شده اند .

آنها این كار را انجام می دهند زیرا آنها آنرا به عنوان مبالغ نگهداری شده معوق می شناسند كه به عنوان هزینه های موجود در دوره های آتی مالی بعد مطالبه می شوند . ضمناً آنها را به عنوان دارایی ها در ترازنامه نشان داده می شوند . آنها در لیست هزینه های پیش پرداخت شده غیر عادی است . سپس هزینه های معوق كه از دوام بیشتری نسبت به هزینه های پیش پرداخت شده بر خودار هستند تفكیك می نمایند . علاوه بر این ، آنها اغلب بخشهایی از هزینه های قانونی را تشكیل نمی دهند و گاهی مواقع به عنوان زیانهای غیر عادی شناسایی می شوند كه هنوز برای هزینه یا قلم حذف شده دلیل متقاعد كننده ای وجود ندارد. برای مثال آنها هزینه های سازمانی ، هزینه های تحقیق و توسعه و كسر مستهلك نشده اوراق قرضه نشان می دهند . آنها زیانهای انتقالی به دوره ی آتی بیان می كنند كه :

شامل هزینه های انتقالی به دوره آتی و زیانهای كه قبلاً قطعی و متحمل شده است برای بیان هدف مطالبه ی آنها در مقابل درآمدهای آینده قرار می گیرند و به عنوان یك كار عمومی نمی باشد در یك مورد معمولی از این نوع ، ارزش یك بخش از دارایی ناگهانی و به طور غیر منتظره به وسیله بعضی از نتایج اقتصادی یا طبیعی از دست داده می شود . با این نتیجه كه زمان برای تما م شدن درآمدهای مشكوك الوصول و استهلاك آنها بر روش معمولی وجود نداشته اند . ممكن است دلیل خوبی برای ثبت اقلام زیان در مقابل درآمد سال جاری وجود داشته باشد ، اما برای انتقال مبلغ در ترازنامه به عنوان یك هزینه های انتقالی به دوره ی آتی كه به نسبت تقسیم شود . چنین دلایلی به طور مكرر در مورد موضوع مطلوبست . در مورد قوانین و مقررات وجود دارد كه اجازه ندارند زیان را به عنوان هزینه عملیاتی در نظر بگیرند . آنرا برای تمام هزینه های انتقلی به دورة آتی یادآور می شویم كه یك قضاوت محافظه كارانه بایستی ، تمام هزینه های انتقالی به دورة آتی كه تخصیص داده شده به خوبی رسیدگی كند و توجه كند كه آیا سودهای پیش بینی شده به اندازة كافی برای تایید به تعویق انداختن هزینه ها تاكید می كند . در این مورد آنها
می توانند پیشنهادات FASB را مبنی بر سرمایه گذاری هزینه های توسعه نرم افزار منعكس كنند . به طور خلاصه ، یكبار صورت سود و زیان اولیه را تهیه نماید . به ویژه اگر شخص یك بازنگری واقعی از حسابداری آن قدر گمراه كننده است كه آنها بایستی در طی دوره های آتی مستهلك شوند . مشكل این است كه این مساله باعث انعكاس نادرست سود شود كه اساساً شامل تمامی درآمد عملیاتی جاری می باشد . این نشریه در سوال بعدی این موضوع رامورد بررسی قرار می دهد

11- درآمد جامع (یا سود جامع )

   صورت سود و زیان عملكردی از واحد تجاری را اندازه گیری می كند . سوال این است كه آیا این اندازه گیری بایستی به حوادثی كه در این دوره و یا حوادثی كه در آن مدیریت دارای كنترل می باشد ، محدود شود . در یك سطح ، معقول ترین اندازه گیری از عملكرد مدیریت در آمد عملیات جاری و یا حتی محدودترین درآمد قابل كنترل جاری می باشد . مسئله ای كه در طی 6 دهه تا به حال مورد بررسی قرار گرفته شده است . این است كه مدیریت به طور مكرر تلاش كرده است تا عملكرد ضعیف خود را با گنجاندن سودهای غیر جاری و غیر قابل كنترل پنهان نمایند در حالی كه با زیانهای جاری و قابل كنترل را در آن بگنجاند . راه حل ( غیر رضایت بخش ) این بوده است كه مدیریت را مجبور كنیم تا تأثیر تمام حودادثی كه جاری است یا نه و یا قابل كنترل است یا غیر قابل كنترل را بگنجانیم . تاریخ مقررات حسابداری در این قرن بر یك اندازه قابل توجه از تعیین چگونگی اندازه گیری درآمد بر نتایج حق تمركز دارد و صورت سود و زیان جامع در مقابل درآمد عملیاتی نقش بزرگی را ایفا می كند .

12- هدف از اصول :

موضوع ذكر شده در این سوال آنقدر زیاد است كه شخص نمی تواند به طور خلاصه به آن جواب دهد تمام چیزی كه یك شخص می تواند امیدوار باشد كه انجام دهد اهمیت موضوعاتی است كه در آن ذكر كرده است . سوال این است كه ما چگونه پیشنهاد كنیم تا استاندارد های حسابداری را تنظیم كنیم و اینكه آیا آنها می توانند از یك مجموعه از اصول همگانی و جامع گرفته شوند . مقاله ی مفید كه در این زمینه خوانده می شود . مقاله ای است كه توسط Bob Mautz در ژانویه سال 1965 در مقاله حسابداری تحت عنوان «جایگاه مفروضات در حسابداری» می باشد .

او عنوان كرد كه شروع به تعریف جامعی از مفروضات اصلی واقعاً یك تصادف بود . آن یك بخش از یك پرولوگ برای مفهوم واقعی گزارش،نیاز به یك بحث تحقیقی دارد او می گوید كمیته توجه ای به تعریف دارد شناخته بودوآنرا حذف كرده است ا ین یك نمونه خوباز اینكه چگونه گاهی مواقع تئوری پایه ریزی می شوداما آنرا به یك بحث كلاسیك واستدلال خوب برای اهمیت اصول دنبال كرد . به طور خلاصه ، او پرسید كه چگونه یك شخص می تواند مشخص كند كه آیا این قلم ویژه یك دارایی است در صورتی كه در ذهنش هیچمفهومی از آنچه كه یك دارایی است ، ندارد ؟

در این بررسی ، كاربرد این مفهوم برای موارد ویژه به وسیله اصول حسابداری راهنمایی شده است . در اینجا شرح فصل از چگونگی برخورد كردن با این مشكلات تكرار می شود را نشان می دهد Mautz در این مقاله بحث می كند كه این مشكلات مورد انتظار بودند . بخشی از قیمت كه ما برای مشاركت در فعالیت ها و پیشرفت یك كار بزرگ می پردازیم ، است . یك تلاش عقلانی غیر قابل توجه این است كه از تركیبات مختلف استفاده شود اینها به طور ویژه ای تا زمانی كه بخشهای تركیب كننده اش مشخص شوند بایستی به عنوان فعالیت بخش شرح داده شوند ، دردسر آور خواهند بود . بعضی معتقدند كه ما می توانیم تمام مشكلات با اتخاذ كردن رویكرد برنامه ای بر طرف كنیم . من معتقدم كه كمك زیادی باید از این منبع به عمل آید . اگر چه آنها ارائه شده اند ، اما نیاز به این اصول ، هنوز اساسی می باشد .

13- تئوری به عنوان یك ضمانت كلی :

این سوال خیلی شبیه به آنچه كه در آخر فصل با توجه به مقاله ی Horwitz وkolodny پرسیده شده است ، می باشد . جواب این سوال بایستی جستجو شود یك نقل و قول مستقیم از مقاله Goldberg در اینجا ارائه شده است ، كه اعتقاد به این است كه آن ممكن است در شكل محتوای مفید باشد . این مقاله یك پیشگفتار برای چاپ مجدد مقاله 1938 توسط A.A Fitzgerald یك حسابدار استرالیایی شناخته شده می باشد ، كه نظرات متخصان پیشین More . Hatfield . sonder را تفسیر كرده است . Goldberg اظهار كرد كه Fitzgerald * اصولی را تشخیص داده بود و اینكه او حقایق اساسی را متوجه شد Goldberg یادآور شده كه ماهیت را به عنوان یك حقیقت بنیادی را بررسی نكرده است و بنابراین حقیقت نسبی است و یا میزان پذیرش ضمنی در بنیادگرایی كه به آن توجه نكرده است ازاین رو ،او نپرسید كه چه تفاوتی بین یك كار مورد قبول كه مبتنی بر یك تجربه و تحلیل معقول است و هنوز می تواند در تعریفش فرار گیرد وكار دیگر با آوردن یك دلیل اساسی یك حقیقت بنیادی گسترش می یابد .goldberg عقیده fitzgeraldرااینطور بیان كرد كه از اصول باید بدون تردید درباره چگونگی به كار گرفتن موقعیت ها استفاده شود اما پیشنهاد می كند كهخیلی از استانداردها جاری ارتباط كمی با اصل اساسی را دارد او پیشگفتارش را باپرسیدن از اینكه آیا در حقیقت ، هیچ حقیقت بنیادی وجود دارد كه در تئوری حسابداری و یا در آخرین راه حل كشف شود . او نتیجه گیری می كند كه باید فرضیات كه نتیجه توافق و قرار داد انسانی و قابلیت استفاده محدود دارد .

این سوالی است كه باید مشخص شود كه آیا اصلاَ قابل تعیین است . این یك موضوع مربوط به آینده است نه گذشته . شرایط در ارتباط با اثبات اولیه نا مطمئن است، اصول به طور بالقوه ی ضمانت كلی است ، به طور شخصی نتیجه بگیرد كه Goldberg معتقد است كه حسابداران بررسی خواهند كرد . نظریه Linus دربارة ضمانت و مورد تردید و بررسی قرار می گیرد موضوع توسط حسابداران منطقی در بازار برای مدیران اجرائی تهیه شده است .بحث بعدی مبتنی بر پیشنهادات پروفسور John Shank است كه این گزارش سالیانه شامل بزرگترین مبلغ كسر اوراق قرضه است كه تا به حال بیش از 51 میلیون دلار می باشد . طبق این بررسی از صورتهای مالی ، او كشف كرد كه دیگر انتشارات جالب حسابداری به ویژه سرقفلی منفی و حسابداری تفكیك پذیر برای گواهینامه حق تقدم خرید سهام می باشد . همة این مسائل به روش حسابداری NVF برای اكتساب شركت سهامی Sharon مربوط می شود . موارد اصلی اش به خوبی مورد بررسی قرار گرفته است . من بحث انتشارات حسابداری اوراق قرضه تمركز دارد. من یك بحث از این مورد را با همكاری دانشجویانی كه از كلاسهای متوسط انجام دادم و متوجه شوم كه چگونه اوراق قرضه به كار ببرند و آنها را شناسایی كنند و ازسال 1969 تا 1989 را بخوانم و شروع كنم . ما معمولاً بایستی تجدید نظر كوچكی انجام دهیم تا به آنها یادآوری كنیم كه بعد از ABC اوراق قرضه بر اساس ارزش اسمی شان شناسایی نشدند پس چرا NVF یك نرخ كوپن 5 درصد برای اوراق قرضه قرار داد و چنین تخفیف زیادی را قائل شد ؟

جواب اول این است كه صادر كردن 99 میلیون دلار از 5 درصد بدهی سهم از 13 درصد بازار اوراق قرضه ارحجیت دارد . در جریان پول نقد نیز صادر كردن 42 میلیون از وام 13 درصدی حتی اگر چه هر دو 42 میلیون از پول نقد جاری را تهیه می شوند ارحجیت دارد . سهم اوراق قرضه پائین تر دارای قیمت های بهرة پول نقد پائین تر در طی عمر اوراق قرضه هستند اما دارای بهای تمام شده بالاتر ی می باشد . یك شركت ممكن است بهای تمام شده نقدی سالانة پائین تری را ترجیح دهد . دیگر شركت ها ممكن است ترجیح دهند مجبور نباشد قیمت تمام شده نهایی بالاتری بپردازند. بنابراین یك دلیل سادة برای گردش وجوه نقد وجود دارد . موضوع اصلی كه دانشجویان بایستی دربارة اوراق قرضه بفهمند این است كه صرف نظر از جریان پول نقد ، هزینة بهره یكسان می باشد ، این همیشه این طور نسیت . پیش از بیانیه APB 21 ، یك شركت هزینة بهره پائین تری را نشان داد . این شانس برای افزایش درآمد گزارش شده است یك انگیره روشن را برای مدیریت ایجاد كرد تا اوراق قرضه را به كسر صادر نماید .

با این پیش زمینه ما می توانیم حالا به سوی سوا لی كه من گرایش داشتم كه به طور همزمان به آن جواب دهم ، برویم . چرا كسر را به عنوان یك دارایی گزارش می كنیم ؟

چرا آن را به عنوان یك بدهی متقابل گزارش می كنیم ؟

من برای این سوال در فصل مربوط به بدهی ها اظهار عقیده می كنم به من اجازه بدهید كه یك شرح مختصری از نظرم را در این جا ارائه دهم .

من معتقدم كه هر دو رویكرد اشتباه است اوراق قرضه به نظر من بایستی در ارزش جاری شان ارزیابی شود . در این ارزش جاری شان نگهداری شود . این طور بگویم كه اوراق قرضه بایستی بر اساس ارزش دفتری نگهداری شود . روش امروزی اوراق قرضه بر اساس ارزش ناخالص می باشد و كسر اوراق قرضه به طور جداگانه نشان داده شده است كه به طور ساده قابل فهم نیست كه ارزش زمانی پول كه در یك دوره زمانی حسابداری مشخص ثابت می باشد .

همانطوری كه Moore . Hatfield . Sarders رویكرد قدیمی تر این است كه كسر اوراق قرضه را به عنوان یك هزینه انتقلی به دورة آتی می باشد ، زیرا آن در طی عمر اوراق قرضه به سرمایه تبدیل و مستهلك می شود ، جدا از انتقال كسر اوراق قرضه به سمت چپ به راست می باشد . حسابداری امروزی دقیقاً همان كاری را انجام می دهد كه حسابداران قدیمی انجام می دادند . ما هنوز دربارة مستهلك كردن كسر اوراق قرضه بحث می كنم . اگر چه بهای تمام شده كه در عوض مربوط به حساب عجیبی است كه باعث كم كردن ارزش فعلی از ارزش اسمی ایجاد گردد. آنچه در واقع در حال اتفاق افتاده است این است كه بهرة پرداخت شد كمتر از هزینة بهره است . بنابراین بدهی پرداختی در حال افزایش است محتوای اقتصادی از آنچه كه در حال اتفاق افتادن است به وسیله حسابداری نامفهوم می باشد . آیا كسر ناشی از یك دارایی به عنوان یك حساب كاهنده دارایی یا بدهی می باشد ، به دست آوریم ؟ آیا تغییر در اصول وجود دارد ؟

من تردید دارم كه اصول پیشنهاد شده اندكه باشد و آن فهم بهتری از ماهیت تجزیه و تحلیل ارزش فعلی ارائه می دهد كه كار حسابداری را بهبود می بخشید . از این رو ، اصول در این دوره تغییر می كند . یك فهم جدیدی از آنچه كه شرایط دارایی ها و بدهی ها ارائه می دهد وجود دارد به ویژه هزینه های انتقالی به دورة آتی به استثنای دارایی ها می باشد. بنابراین در مجموع جوابهای ارائه بر این سه سوال این است كه كه اولاً كسر اوراق قرضه یك هزینه انتقالی به دوره آتی نیست و می توان گفت كه دارایی نیست . یك شخص می تواند این را از تعریف دارایی دریابد .. تا وقتی كه یك شخص هزینه های انتقالی به دورةآتی را از طبقه دارایی ها خارج می كند . در این زمینه ، یك تعریف جدید از دارایی ها به تغییر حسابداری اوراق قرضه كمك كرده است .

جواب سوال دو این است كه یك تغییر در اصول وجود دارد . یك تعریف جدید از دارایی . از این رو ، تعریف كردن كسر اوراق قرضه به عنوان نظارت ، در نظر من رضایت بخش نیست . سرانجام برای پرداختن به كسر اوراق قرضه به عنوان یك دارایی بر برتری صورت سود و زیان و بررسی كسر اوراق قرضه كه به عنوان یك هزینه های انتقالی به دورة آتی تكیه دارد . یك شخص ممكن است بیان كند كه این بررسی در كسر اوراق قرضه هنوز حسابداری اوراق قرضه را از طریق نظریة استهلاك كسر به خود اختصاص می دهد .

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment