دانلود پروژه رشته تاریخ در مورد چارچوب بررسیی روابط خارجی ایران و روسیه – قسمت دوم

دانلود پایان نامه

شاه عباس پس از انتقاد صلح با عثمانی‌ها، به نبرد با ازبك‌ها پرداخت و آنها را از نواحی خراسان و هرات بیرون كرد. او با سازماندهی جدید داخلی، برقراری مناسبات حسنه با دول اروپایی یعنی روسیه با فرستادن حسینعلی بیگ به دربار روسیه، طرح اتحاد سه جانبه روسیه، اتریش و ایران، اتحاد ایران و اسپانیا قوت قلب پیدا كرد. قدرت و فتوحات شاه عباس سلطان عثمانی را به صلح واداشت و قراردادی در سال 1613 در استانبول به امضا رسید و به طور كلی توافق شد كه سر حدات دو كشور به همان صورتی كه در زمان سلطان سلیمان قانونی بوده، باقی بماند. شاه عباس هم تعهد كرد كه بین‌النهرین را تخلیه و به عثمانی‌ها واگذار بكند.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

آغاز درگیری‌های ایران و عثمانی بر سرگرجستان و ارمنستان از سال 1616 به نفع ایران تمام شد و عثمانی‌‌ها مجدداً در برابر قدرت ایران سرتمكین فرود آورده و عهدنامه صلح ایروان در سال 1618 امضا شد كه مواد و شرایط عهدنامة دوم صلح استانبول را تأیید كرد. شاه عباس در این وضعیت، سیاست گسترش روابط با دول اروپایی را مورد توجه قرار داد و رابرت شرلی را به پاس خدمات شایسته‌اش به ایران عازم اروپا كرد تا از راه روسیه، بالهستان، انگلستان ایتالیا، اسپانیا و در راه بازگشت به هند ارتباط برقرار كند.

بروز اختلافات میان ایران و اسپانیا، تصرف بندر گمبرون بدست پرتغالی‌ها، گسترش روابط بازرگانی با انگلیس و نهایتاً اتحاد ایران و انگلیس علیه پرتغالی‌ها، باعث شد تا هرمز به تصرف ایران درآید و پس از این تحول پرتغال از جنوب ایران خارج و روابط سیاسی ایران و انگلیس وارد مرحله جدیدی شد.

روابط ایران با روسیه در زمان شاه عباس پس از بوریس گودونوف تزار روسیه ( 1605 ) نسبتاً مسالمت‌آمیز بود. هرج و مرج و ناآرامی روسیه را فراگرفته بود و حاكمان مختلفی در آنجا بر سر كار آمدند ( دیمتری غاصب، واسیلی شویسكی، میخائیل رومانوف و … ). جنگ روسیه بالهستان و رقابت با عثمانی باعث شده بود كه تا فاصله روسیه و ایران روابط دوستانه‌ای داشته باشند.

فتوحات ایران در شرق و غرب، شاه عباس را بسیار مقتدر ساخته بود، به طوری كه در سال 1628 بصره را نیز متصرف شد. اما با درگذشت شاه عباس، حملات عثمانی‌ها مجدداً آغاز شد و پیشرویهای عثمانی ادامه یافت، تا اینكه لشكركشی‌های سلطان مراد، ایران را مجبور به انعقاد قرار داد صلح قصر شیرین ( زهاب ) در سال 1639 كرد. این قرارداد بسیار اساسی تلقی گردید و تا حدود پایان سلسله صفویه آرامش نسبی بین ایران و عثمانی برقرار بود.

جنگهای ایران در نواحی شرق عمدتاً بر سرقندهار، روابط نه چندان جدی با برخی دول اروپایی ( انگلیس، فرانسه و آلمان )، تیرگی روابط با عثمانی بر سر بصره و جلوس پتركبیر و آغاز سیاستهای توسعه طلبانه برای دسترسی به آبهای گرم و مداخله در امور هندوستان تحولات عمدة این عصر بودند تا اینكه به علت آشوب و نا آرامی‌های داخلی سلسله صفویه فروپاشید.

با تضعیف تدریجی قدرت ایران در این ، روسیه به عثمانی نزدیك شده و حتی قرار داد تقسیم ایالات ایران را ( 1724 ) امضا می‌كنند. بدین ترتیب عثمانی از مناطق غربی و جنوبی و روسیه از طرف شمال به تجاوز علیه ایران پرداختند. ظهور نادر و اخراج افغانها، مرگ پتركپر و تغییر سیاست روسیه برای تخلیه ایالات ایران‌ اندكی اوضاع ایران را بهبود بخشید. امضای قرار داد رشت ( 1732 ) بین ایران و روسیه، معاهدة گنجه ( 1735 ) ناشی از مشكلات داخلی روسیه، قدرت یابی ایران و تیرگی روابط روسیه با عثمانی بود. پس از این نادرشاه به عثمانی روی آورد و فتوحات چندی انجام داد و نهایتاً سراسر ایالات قفقاز كه مدت 13 سال در تصرف روسها و عثمانی‌ها بود، به تصرف ایران در آمد.

تاجگذاری نادرشاه (1736) و امضای قرارداد صلح با عثمانی (1736) اندكی به نواحی غربی ایران آرامش بخشید. حمله نادر به شرق برای تسخیر قندهار و امپراتوری هند ،‌توجه او را از عثمانی سلب نموده و عثمانی‌ها مجدداً به دست اندازی پرداختند. حملات نادر به قففاز ، ‌روسیه را هم نگران كرد. مخاصمات نادر با عثمانی ادامه داشت و مذاكرات او با عثمانی و علمای نجف سودی نبخشید و جنگ دیگری بین ایران و عثمانی درگرفت، و بالاخره فتوحات نادر منجر به انعقاد معاهدة صلح بین ایران و عثمانی (1746) گردید كه سرحدات دو كشور به همان سیاقی كه در زمان سلطان مراد چهارم بود تثبیت گردید.

با مرگ نادر شاه (1747) مجدداً اوضاع داخلی ایران به آشوب و ناآرامی گرایید و ایران به نوعی تقسیم گردید كه در هر قسمت یك نفر حكومت می كرد . بالاخره كریم خان زند در سال 1757 با غلبه بر رقبای خود به تخت سلطنت نشست. دولت عثمانی به شدت گرفتار جنگ با روسیه و سایر دول اروپایی بود و روسها هم تا زمانیكه سلطنت كاترین دوم بنیان و استحكام یافت، گرفتار شورش های داخلی و جنگ با ترك ها بودند. وضعیت ایران هم كمی تثبیت گردید.

رقابت و مخاصمات اروپایی ها باعث شد كه ایران به روابط جدید با آنها فكر بكند. تجدید روابط با هلند، فرانسه و انگلستان تسهیل شد. روسیه به تدریج در نواحی شمالی ایران نفوذ كرده و از راه تجارت منافع قابل توجهی به هم می زد. اختلاف ایران و عثمانی باعث شد تا روسیه در سال 1778 سفیری به ایران بفرستد. و پیشنهاد اتحاد علیه عثمانی را مطرح نماید. كریم خان از این پیشنهاد استقبال كرد، اما عملی نشد.

با مرگ كریم خان ، اوضاع ایران مجدداً آشفته و برسر جانشینی وی در داخل كشور مبارزات مفصلی صورت گرفت. اشغال جزیرة قشم توسط انگلیسی ها ، اخراج تدریجی فرانسویها و هلندیها از شبه قارة هند، توسعه سیاست نفوذی انگلستان در ایران، مداخلات و تجاوزات روسیه در مرزهای شمالی ایران به ویژه گرجستان و قطع كردن دست عثمانی از گرجستان و قفقاز موجبات جسارت یابی جدید روسیه علیه ایران شد.تا اینكه ، آقا محمدخان قاجار توانست بر رقبا پیروز شده و سلسله قاجاریه را تأسیس كند.

دوره دوم – عصر سلسله قاجاریه

با ظهور آقامحمدخان و تأسیس سلسله قاجاریه،‌تا حدودی ثبات به ایران بازگشت،‌اما روند تضعیف ایران كم كم رخ می نمود. در این دوره، عثمانی به سبب شكستهای چندگانه از روسیه در مسیر زوال افتاده بود و مثل گذشته به ایران فشار وارد نمی كرد. اروپائیان مشغول مهار انقلاب فرانسه بودند. روسیه با لهستان بیشتر درگیر بود. انگلستان قدرت جدیدی بود كه همة اروپائیان را تحت تأثیر قرار داده و در حوزة شبه قارة هند و ایران نیز رو به پیشرفت بود. مرزهای شرقی ایران نیز نسبتاً آرام بود.

روس ها پس از حملات و اقدامات فجیع آقامحمدخان در گرجستان ،‌به نواحی جنوبی معطوف شدند و از 1796 دربند، باكو، طالش را تصرف و حتی از رود ارس عبور كردند. پیشروی روسها ادامه داشت، تا اینكه در همان سال كاترین دوم درگذشت و پل اول تزار جدید (1796-1801) دستور داد تا روسها گرجستان و كلیه نواحی ایالات اشغالی ایران را تخلیه نمایند. پس از این حادثه آقا محمدخان مجدداً به گرجستان حمله ور شد و مرگ او موجب انقطاع موقتی این جنگها گردید.

ظهور آلكساندر اول (1801-1825) در روسیه منجر به آغاز درگیریهای ایران و روسیه شد. در گام اول گرجستان را قسمتی از خاك روسیه (1802) اعلام داشتند. تلاش ایران برای اتحاد با انگلیس و فرانسه هم فایده بخش نبود. حملات روسیه به گنجه و ایروان ادامه یافت و بالاخره با ترغیبات انگلیس پیمان صلح گلستان (1813) امضا و قسمتهای عمده ای از خاك ایران جدا و به روسیه تعلق گرفت.

انگلستان با امضای قراردادهای مختلف (عهدنامه مفصل – 1812، عهدنامه تهران – 1814) با ایران سعی می كرد كه از هجوم مداوم روسها جلوگیری و به نوعی استقلال ایران را حفظ نماید. تا منافعش در هند و افغانستان به خطر نیافتد. جنگ های ایران و عثمانی با دسیسه چینی روس ها مجدداً آغاز شد و در سال 1823 عهدنامة اول ارزروم امضا شد و سر حدات دو كشور در همان شرایط زمان نادرشاه تثبیت شد. در حین جنگهای ایران و عثمانی روسیه حملات جدیدی به خاك ایران كرده مذاكرات و اختلافات همچنان ادامه داشت، اما نهایتاً جنگهای جدیدی بین ایران و روسیه درگرفت كه پیشروی روسیه تا تبریز در سال 1827 ایران را به شدت نگران كرد و سرانجام با میانجیگری انگلیس عهدنامه تركمانچای (1828) همراه با رژیم كاپیتولاسیون برایران تحمیل گردید.

متعاقب عهدنامه های گلستان و تركمانچای ، مرگ عباس میرزا و جسارت یابی روسیه،‌انگلیسیها به شوراندن عشایر و قبایل به ویژه در شرق كشور اهتمام ورزیدند تا مخصوصاً در حوزة افغانستان یك حریم امنیتی برای هندوستان فراهم كنند برای اینكه آنجا خطر نیافتد. شورش های شرق ایران به ویژه در هرات موجب حملات ایران به آن مناطق شد ولی نهایتاً با برنامه ها و سیاستهای انگلیس هرات هم براساس معاهدة صلح پاریس برای همیشه از ایران جدا شد.

روسیه پس از شكست در جنگ كریمه به خوبی دریافت كه دولتهای اروپایی دیگر اجازه نخواهند داد كه پس از این دامنه متصرفات خود را در بالكان و اروپا توسعه دهد،‌به این جهت متوجه تركستان و آسیای مركزی شد و بالاخره قوای روسی بین سالهای 1816 تا 1866 قسمت اعظم ناحیه سمرقند، تاشكند و بخارا را متصرف گردیدند و تا سال 1873 كلیة‌آن نقاط به انضمام بقیة سرزمین بخارا و خیوه به تصرف روسها درآمد. روسیه با امضای پیمان آخال (1881) توانست از برنامة‌توسعة ارضی احساس رضایت بكند. این اقدام روسیه باعث شد تا انگلیسی ها احساس خطر كرده و به مقابله با پیشروی روس ها بپردازند و به دفاع از حریم امنیتی شبه قارة هند اهتمام ورزند.

در این هنگام ضعف داخلی ایران در زمان ناصرالدین شاه ، سفرهای او به اروپا، آغاز روند اعطای امتیازات مختلف به روسها و انگلیسیها به نفوذ بیشتر آنها در ایران منجر شد. توجهات شدید انگلیس به كنترل اوضاع منطقه و ایران باعث شد تا مجمع الجزایر بحرین از ایران جدا و سرحدات شرقی ایران بوسیلة انگلیسها مشخص شود. نقش روسها در تشكیل و تأسیس قزاقخانة شاهنشاهی هم بسیار اهمیت دارد. داستان قرضه های مظفرالدین شاه نیز بر حرص روس و انگلیس جهت نفوذ فزاینده در امور ایران افزود. یكی دیگر از محورهای جدید قدرت كه در اروپا مجدداً مطرح می شد، آلمان بود كه با روس و انگلیس رقابت داشت و ایران را هم تحت تأثیر قرار داده بود كه با امضای فرمان مشروطیت و تأسیس مجلس شورای ملی (1906) اوضاع ایران وارد مرحله جدیدی شد.

رقابت روسیه ،‌انگلیس ،‌اتریش ، آلمان و فرانسه به عنوان عمده ترین قدرتهای آن زمان در اروپا تشدید می شد تا جائیكه قرارداد روسیه و انگلستان (1907) دربارة تقسیم ایران به مناطق نفوذ، محصول این رقابت ها بود. روابط ویژه روسیه با محمدعلی شاه ،‌رویكرد محمدعلی شاه به مشروطیت ، سكوت انگلستان و ‌ماجرای اقدامات شوستر در ایران باعث شد تا اختناق و انفعال داخلی و مداخلات خارجی به اوج برسد. با آغاز جنگ جهانی اول و اعلام بی طرفی ایران، روس و انگلیس برای مقابله با نفوذ آلمانها موجب شد تا ایران به اشغال روس و انگلیس درآید.

وقوع انقلاب كمونیستی روسیه در سال 1917 و ‌پایان جنگ جهانی اول 1918 باعث تحولات نوینی در منطقه گردید. رویكرد شوروی به ایران و ممالك جنوب ،‌ضعف آلمان ، آغاز تجزیة امپراطوری عثمانی و فرصت طلبی نوین انگلیسها سرفصل های جدیدی برای سیاست خارجی ایران گشود. اعلامیة 1918 شوروی مبنی بر الغای كلیة امتیازات و حقوق دورة تزاری ، قرارداد 1907، كاپیتولاسیون و غیره اهمیت زایدالوصفی داشت. ضعف شدید مالی ایران و بحران اجتماعی باعث شد تا انگلیس بر میزان نفوذ خود افزوده و حتی به تحمیل قرارداد 1919 به ایران بپردازد. مطامع نوین شوروی هم منجر به تصرفات جدید آنها در قفقاز و شمال ایران گردید. بدین ترتیب موازنة‌جدیدی بین شوروی و انگلیس در منطقه و ایران ‌آغاز شد.

كودتای 1921 (سوم اسفند 1299) ،‌انعقاد عهدنامة مودت 1921 بین ایران و شوروی، الغای قرارداد 1919 و تخلیه خاك ایران از نیروهای روس و انگلیس حوادث مهم این اند. بدین ترتیب با روی كارآمدن رضاخان، طرزبرخورد احمدشاه و بازی های روس و انگلیس در مورد ایران زمینه های سقوط احمد شاه و پایان سلسله قاجاریه را فراهم كرد در مجموع این دوره برای ایران بسیار پرتجربه و تلخ بود.

دوره سوم – عصر پهلوی ها

  • مساعی انگلیس در به قدرت رساندن رضاخان و اقتدار روزافزون او موجبات احتیاط هر چه بیشتر شوروی شد. روسیه به تغییر رویه پرداخت تا با رفاقت ی از منافع اقتصادی بهره جوید، لذا قرارداد بازرگانی در سال 1924 در همین راستا به امضا رسید. تحكیم قدرت برای سردار سپه و حتی خلع سلسله قاجاریه در سال 1924 همگی از مستظهر بودن رضا شاه به انگلیس حكایت داشت.

اختلاف ایران و شوروی در مورد حمایت شوروی از فعالیت های كمونیستی در ایران بسیار پرماجرا بود و نفوذ انگلستان با انعقاد قرارداد نفتی 1933 (به جای امتیاز دارسی ، وارد كردن ایران به پیمان سعدآباد (1937) بر سوء ظن شوروی می افزود. تلاش انگلیسها راحتی به تخریب روابط ایران با سایر كشورها مثل آمریكا هم كشانده اند.

تضعیف تدریجی قدرت بریتانیای كبیر، اوج گیری قدرتهای جدید و رقیب مثل آلمان و آمریكا و نگرانی جهان غرب از كمونیسم معادلات جدیدی را در عرصه بین المللی مطرح كرده بود. ظهور هیتلر و برنامه هایش موجبات تمایل رضاشاه به آلمان را فراهم می كرد. با آغاز جنگ جهانی اول و پیشروی های هیتلر در شرق اروپا و روسیه نگرانی متفقین را تشدید كرده و نزدیكی آلمان و ایران را بهانة اشغال ایران قرار دادند.

معاضدت مجدد قدرتهای بزرگ (شوروی ،‌انگلیس و آمریكا) برای اشغال ایران موجبات حذف رضاشاه و استعفای او گردید. انعقاد پیمان اتحاد سه جانبة ایران ، شوروی و انگلیس (1942) اعلامیة كنفرانس تهران (1943 ) هم از موازنة بازدارندة بین رقبای همكار حكایت داشت تا جائیكه با برگزاری كنفرانس متعدد در خلال جنگ بین قدرتهای بزرگ به ویژه كنفرانس یالتا و پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم و ظهور دو ابرقدرت شرق و غرب تكلیف تمام جهان را از این به بعد مشخص ساخت.

سعایت انگلیس و آمریكا برای به قدرت رساندن محمدرضا پهلوی، تلاش شوروی برای گرفتن امتیاز و اعمال فشار در قضیه آذربایجان و عدم ترك خاك ایران از بازی جدید این قدرتها در ایران حكایت داشت. دیپلماسی قوام در انعقاد قراداد نفتی با سادچیكف و فشار تعیین كننده آمریكا به شوروی ،‌به پایان اشغال ایران انجامید (1946) و غربیها برای تعیین حریم بهداشتی برای شوروی ،‌از استقلال و تمامیت ارضی ایران دفاع كردند.

موافقتنامه قوام سادچیكف هم در مجلس شورای ملی رد شد، غائلة آذبایجان فیصله یافت و شوروی مترصد اتخاذ برنامه های جدید گردید.

تحكیم نسبی و تدریجی قدرت محمد رضا پهلوی در داخل با اطمینان از پشیمانی غرب و استفاده از برنامه‌های كمك آمریكا در قالب طرح مارشال و غیره، ایران را هم سرنوشت غرب ساخت.

سیاستهای جاه‌طلبانه شاه در منطقه، نزدیكی و همكاری با اسرائیل تحت كنترل‌های آمریكا و انگلیس، به جدایی ایران از اعراب انجامید. رقابت با عراق ، مصر و عربستان باعث می‌شد تا شوروی به دنبال نفوذ در خاورمیانه باشد تا موازنة‌ لازم را ایجاد نماید و از فضای جنگ سرد زیاد از حد متضرر نشودو موازنة‌ نسبی برقرار باشد.

تحولات داخلی ایران برای به چالش كشیدن قدرت مطلقة‌ شاه، تعدیل امتیازات نفتی و مقابله با زیاده خواهی‌های انگلیس در مسئله نفت و ملی شدن این صنعت، روابط ایران با قدرتهای بزرگ را وارد مرحله دیگری ساخت. انگلیس با تمام برنامه‌های تهاجمی وارد عمل شد و امریكای نه چندان جدی را به مبارزه واقعی كشاند، چرا كه مطالع خود را در این اقدام تصور نمودند. شوروی ابتدا ب رضایت و بعداَ با بی‌ اعتنایی بر تحولات نظارت می‌كرد، ولی با كمك نكردن به دولت تحت فشار مصدق و ندادن 11 تن طلای مورد نظر ماهیت خود را نشان داد و سقوط مصدق با كودتای 28 مرداد به ثمر نشست.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment