دانلود پروژه رشته تاریخ در مورد هویدا و وزیرانش – قسمت دوم

دانلود پایان نامه

هنگامی كه پس از ترور، مقامات كشور كیف دستی نخست‌وزیر را باز كردند، معلوم شد كه چندین موافقت‌نامه را با خود برای تقدیم به مجلس همراه داشته از آن جمله:

1- Rpyal Dutch Shell

2- French group

3- Tide Water group

4- The Atlantic group

5- Philips Petroleum Company

6- Italy’s National Fuel Board

7- India’s Oil and Natural Gas

8- India’s Oil and Gas Commission

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

اما كتاب‌هایی كه درباره‌ی هویدا در داخل ایران چاپ شده:

سه نظر كاملاً متفاوت درباره‌ی اسناد و بایگانی محرمانه‌اش ابراز گردیده كه در نتیجه بعضی از نویسندگان در اروپا و آمریكا هم عیناً آن را نقل كرده‌اند، ولی هر سه این اظهارنظرها بیشتر بر ابهام سرنوشت بایگانی محرمانه‌ی هویدا كه می‌توانسته لااقل تا امروز یا به وسیله‌ی خانم «وجیهه معرفت» منشی مخصوص و محرم اسرار ایشان یا از طریق «فریدون هویدا» مورد استفاده قرار گرفته باشد افزوده است.

اظهار نظر نخست- كه بسیاری آن را نقل كرده‌اند: تعدادی از اعضای فامیل هویدا از وجود چنین بایگانی اطلاع داشتند، ولی متفق‌القول بودند هنگامی كه انقلاب و ترور فراگیر گردید، در ‌آتش‌سوزی‌هایی كه برپا شده بود، بسیاری از آن اسناد سوخته و از بین رفت.

شایعاتی وجود دارد كه هویدا وقتی در بازداشت بود، از خبر آتش سوزی و از میان رفتن اسنادش اطلاع نداشت، اصرار داشت كه، دادگاه انقلاب اسلامی به او مهلتی یك ماهه بدهد تا او سنادش را مرور كند و كتابی بنویسد و احتمالاً اسناد را در اختیار مقامات جمهوری اسلامی بگذارد تا دادگاه انقلاب با دسترسی به اسناد مذكور حقایق بسیاری را كشف نماید كه اگر چنین مطلبی صحت می‌داشت ممكن بود، در نهایت نظریه‌ی دادگاه انقلاب را نسبت به تعیین مجازات هویدا تغییر بدهد، ولی چنان كه می‌دانیم، خلخالی و غفاری به همه‌ی این گفت‌وگوها خاتمه دادند و این قضیه از شایعه بالاتر نرفت.

اظهار نظر دوم- كه از قول ساواك در كتاب‌های بسیار نقل شده:

مسلماً اگر چنین اسنادی وجود می‌داشت، می‌توانست علیه مقامات ساواك و پادشاه و دربار مورد استفاده واقع بشود، ولی چنین امری به وقوع نپیوست، پس باید بپذیریم كه موضوع بیشتر جنبه‌ی تبلیغاتی داشته است زیرا در آن هنگامه بسیار بودند كه تشنه‌ی به دست ‌آوردن چنان اسنادی به آن اهمیت بودند.

به علاوه آنچه را كه می‌توان درباره‌ی این موضوع یقین كرد، سكوت كامل دوستان هویدا حتی خانم منشی ایشان و فریدون هویدا است كه محققاً اگر می‌توانستند حتی با حدس و گمان درباره‌ی آن اسناد سخنی بگویند لااقل سكوت خود را می‌شكستند، به ویژه كه كتاب سقوط شاه نوشته‌ی فریدون هویدا نمایانگر آن است كه در كمال عصبانیت و با پرخاشگری نوشته شده و محققاً اگر از اسنادی كه مورد بحث می‌باشد اطلاعی حتی در محدوده‌ی گمان هم می‌داشت، می‌توانست به آنها اشاره بنماید.

اظهار نظر سوم- در پاره‌ای از كتاب‌ها آمده است: در زمان محاكمه‌ی هویدا، بعضی از دوستانش كه به او دسترسی داشتند، از او خواسته بودند كه، مندرجات آن بایگانی را بیرون بیاورد و به افشای آن بپردازد، ولی چنان كه شایع هست او حاضر نشده بود در آن خصوص با كسی گفت‌و گو نماید، فقط اشاره كرده بود كه آن اسناد مدارك مربوط است به انجام معاملات تجاری غیرقانونی خاندان سلطنتی.

موضوع گل اركیده و جاسوسی

نقل از كتاب ابوالهول پارسی – سفارت آمریكا در تهران در تاریخ 21/1/1978 طی یك یادداشت غیررسمی شایعاتی را برای وزارت خارجه‌ی آمریكا گزارش می‌نماید: درباره‌ی گل اركیده‌ای كه هویدا هر روز به سینه‌اش می‌زد.

می‌نویسد شایعاتی در بین مردم رواج دارد كه هویدا پشت گل اركیده‌اش یك میكروفون بسیار ظریف و حساس را مخفی می‌نماید تا بتواند تمام صحبت‌ها و گفت‌وگوهایش را حتی با پادشاه مستقیماً برای سفارت آمریكا گزارش بنماید.

فریدون هویدا در یك مصاحبه‌ای با دكتر عباس میلانی.

متاسفانه چنین شایعاتی از طریق منابع مبهمی در بین مردم در سطح بین‌المللی پخش می‌شد و رواج پیدا می‌كرد. بدون آن كه كسانی كه می‌شنوند به واقعیت قضیه بیندیشند.

و این قبیل اتهامات و مبهمات درباره‌ی زندگی هویدا فراوان ساخته شده كه هیچ كدام حقیقت نداشته است.

در كتاب خاطرات آخرین سفیر شاه در لندن؛ در صفحه‌ی 230 می‌خوانیم كه پرویز راجی می‌نویسد:

ساعت نه و نیم در وزارت دربار به دیدار هویدا رفتم، او مطابق معمول شاد و سرحال بود، پرسید چطور گذشت كه مقصودش دیدارم با اعلیحضرت بود، خلاصه‌ی گفت و گوهایم را با پادشاه برایش تعریف كردم و در پایان گفتم كه تردید دارم كه اعلیحضرت در ذهن خود میان «بسط آزادی» كه باید به معنی خاتمه دادن تسلط ساواك و خفقان مطبوعات تلقی شود و دموكراسی سبك غرب كه از نظر نیاز و مقتضیات كنونی ایران بسیار نامناسب است، تمایزی قایل باشند.

هویدا دوباره نغمه‌ی آشنای «فساد» را ساز كرد و گفت «عین سرطان» شده، گویی اینها آخرین روزهای حكومت است. عده‌ای با حرص و ولع باور نكردنی، مشغول انباشتن جیب‌هایشان هستند. هنگام رفتن تا آستانه‌ی در همراهی‌ام كرد. دستم را فشرد و با لبخندی بزرگ گفت آخر سرهمه‌مان یكی از آن قرصهای زهر‌آگین را قورت خواهیم داد و آنهایی كه بخت بهتری دارند شاید به موقع در بروند كه باید گفت چنین بیانی از ناحیه‌ی هویدا آن هم در مقام وزارت دربار حكایت از آن دارد كه او «آینده‌اش را پیش‌بینی می‌كرد.»

نحوه‌ی بازداشت هویدا از طرف پادشاه

سرآنتونی پارسونز در صفحه‌ی 155 كتاب غرور و سقوط می‌نویسد:

روز هفتم نوامبر با شاه ملاقات كردم، اولین خبری كه به من داد بازداشت ژنرال نصیری رئیس سابق ساواك بود.

شاه پس از كمی تامل به من گفت كه ژنرال‌ها می‌خواهند هویدا را هم بازداشت كنند. من دیگر نتوانستم خودداری كنم و گفتم اعلیحضرت می دانند كه من و هویدا بیست سال است با هم دوست هستیم.

ولی آنچه مرا وادار به سخن گفتن می‌كند دوستی من با او نیست. او سیزده سال نخست‌وزیر شاه بوده، توقیف او در حكم توقیف شاه است. محاكمه‌ی او در حكم محاكمه‌ی شاه است و محكومیت او محكومیت شاه تلقی خواهد شد. به دنبال این بیان صریح من سكوتی طولانی برقرار شد. آن شب وقتی به سفارت برگشتم درباره‌ی سرنوشت هویدا فوق‌العاده نگران و بیمناك بودم. می‌دانستم كه نظامی‌ها از او نفرت دارند و یقین داشتم اگر هویدا به زندان بیفتد چه رژیم باقی بماند و چه سرنگون بشود او زنده بیرون نخواهد آمد. صبح روز بعد به ویلای كوچك هویدا تلفن كردم و با كلمات رمز و ایما و اشاره به او گفتم كه می‌ترسم ارباب سابقش او را به دست دشمنانش بدهد و تا وقت باقی است باید به فكر نجات خود باشد.

هویدا خندید و گفت «تونی عزیز» من یك ایرانی هستم و كاری نكرده‌ام كه از آن شرمسار باشم. به او گفتم كه از فكر قهرمان شدن دست بردارد، ولی هویدا گفت بگذار هر كاری كه می‌خواهند بكنند. اگر قرار باشد روزی مرا محاكمه كنند، من خیلی حرف‌ها برای گفتن دارم، حالا هم سرگرم خواندن داستان‌های پلیسی هستم.

در كتاب پاسخ به تاریخ چاپ لندن 1980 آمده است:

شاه صبح روز هفدهم آبان ماه شخصاً به هویدا تلفن كرد و گفت، به منظور حفظ سلامت و امنیت خودتان در نظر دارم شما را در بازداشت خانگی قرار دهم.

اسكندر دلدم در كتاب زندگی هویدا صفحه‌ی 383 می‌نویسد: عصر روز یكشنبه 17 آبان ماه 1357 سه نفر نظامی از گارد شاهنشاهی برای بازداشت هویدا به منزل او مراجعه كردند، لیلا امامی همسر مطلقه‌ی هویدا نیز در خانه حضور داشت. هویدا افسران را به شام دعوت كرد. پس از صرف شام، آن‌ها هویدا را به یكی از اقامتگاه‌های ساواك منتقل كردند.

دكتر فرشته انشا در مصاحبه‌ای كه با روزنامه‌ی كیهان لندن نموده می‌گوید:

امیرعباس هویدا طبق قانون حكومت نظامی بازداشت شد و تا آنجا كه من می‌دانم اتهام خاصی به او وارد نشد بلكه به ملاحظه‌ی مسائل امنیتی و حفظ جانش به بازداشتگاه رفت. در تمام مدت فقط یك بار درخواست دیدار مادرش را نمود و این دیدار چند دقیقه و در یك سكوت سنگینی برگزار گردید.

دكتر انشا می‌گوید تا تاریخ 21 بهمن وی همه روزه در سه بازداشتگاه مختلف ساواك از هویدا دیدن می‌كرده، ولی پس از آن روز فقط روز 29 بهمن در مدرسه‌ی علوی و برای آخرین بار هم در زندان قصر موفق به دیدار او شده بود.

می‌گوید روحیه‌ی هویدا در زندان خوب بود و به آنچه درباره‌ی او اتفاق خواهد افتاد بی‌اعتنا، ولی شدیداً نگران اوضاع مملكت بود. با اینكه زندگی را خیلی دوست داشت ولی از مرگ نمی‌ترسید.

مصطفی الموتی در كتاب ایران در عصر پهلوی جلد 12 صفحه 423 می‌نویسد:

از یكی از دوستان نزدیك هویدا شنیده است: از روزی كه هویدا از وزارت دربار كنار رفت تا آخرین روز حیات، من دقیقاً در جریان كارهای او بودم. وقتی از وزارت دربار به خانه آمد به او پیشنهاد شد كه به عنوان سفیر ایران به بلژیك برود. ولی او نپذیرفت. اما از آن پس هیچ‌گاه به او پیشنهاد خروج از كشور نشد. حتی یك بار چندتن از بستگان او پیشنهاد كردند كه برای مدت كوتاهی به اروپا برود و او هم قبول كرد، من حضور داشتم كه به اعلیحضرت تلفن كرد و اجازه خواست، ولی اعلیحضرت گفتند كجا می‌خواهید بروید، من هم در تهران هستم، بهتر است در تهران بمانید. با این طرز هویدا از سفر منصرف گردید، یك روز هم وقتی فرشته انشا به دیدنش رفته بود یك نامه‌ای به او داد كه فرشته آن را مخفی كرد و از زندان بیرون آورد، همان نامه‌ای بود كه هویدا به «ادگار فور و دوستان فرانسویش» نوشته بود كه جانش در خطر است.

شاه در كتاب پاسخ به تاریخ می‌نویسد:

پس از سقوط دولت شریف امامی در 14 آبان 1357 «ازهاری» مامور تشكیل دولت نظامی گردید و به منظور نشان دادن قصد دولت خود برای مبارزه با عوامل ناراضی تراش در دولت‌های گذشته اقدام به بازداشت گروهی نمود، از آن جمله امیرعباس هویدا، من شخصاً به منطقی بودن این تصمیم و كارآیی آن اعتمادی نداشتم، اما خود هویدا (كه هنوز هم از ته دل به او احترام می‌گذارم) شجاعانه این بازداشت را پذیرفت و عازم زندان شد. من حتی به او توصیه كردم برای رهایی از سیل انتقادات، برای مدتی به خارج از كشور برود، به این منظور پست سفارت ایران در بروكسل را به او پیشنهاد كردم نپذیرفت- من مطمئن هستم هویدا به منظور نشان دادن حس وفاداریش داوطلب عزیمت به بازداشتگاه گردید.

مقایسه شاه با دوگل توسط هویدا

پرویز راجی در كتاب خاطرات آخرین سفیر شاه در لندن در صفحه‌ی 4 می‌نویسد:

دوران نخست‌وزیری منصور دیری نپایید، زیرا هدف گلوله‌ی آدم‌كشی قرار رگفت و شاه كه سعی داشت تداوم اوضاع را تاكید كند، وزرای مقدم كابینه را نادیده گرفت و هویدا را به نخست‌وزیری برگزید.

حدود دو ماه بعد وقتی نخست‌وزیر دعوتم كرد تا همكاریم را با او ادامه بدهم، اخذ تصمیم از جانب من چندان طول نكشید. زیرا فرصتی بود برای همكاری با دومین شخص با قدرت مملكت، مورد اعتماد واقع شدن، اعمال قدرت سیاسی را از نزدیك دیدن، نفوذ شخصی به كار بردن، مناصب اداری بذل و بخشش كردن، برایم قابل مقاومت نبود. از اینها گذشته شخصیت خود امیرعباس هویدا.

همیشه این احساس را داشتم كه وی فردی استثنایی بود. لطف و صفایی سرشار و محبتی طبیعی داشت، فیس و افاده كه خصیصه‌ی اغلب مردان صاحب قدرت است هرگز در او دیده نمی‌شد. برای زیردستانش هرگز قیافه‌ی ولی‌نعمت نمی‌گرفت، گرچه تواضع چشمگیری نداشت اما دسترسی به او ناممكن نبود. «ظرفیت آن را داشت كه به خود بخندد و این صفتی است در میان سیاستمداران ایرانی بسیار نایاب».

می‌گوید مظفر‌الدین شاه هر وقت می‌خواست عقیده رك و بی‌پرده مشاوران نزدیكش را بداند، می‌گفت: «اجازه فرمودیم كه جسارت كنید.»

همكاران نزدیك امیرعباس، ولو بیانشان از حد نزاكت تجاوز می‌كرد نزد او «اجازه‌ی جسارت» داشتند. هویدا هرگز مقامش را به رخ كسی نكشید. در عین حال قادر بود بی‌نهایت زیرك و حیله‌گر باشد. حتی هنگامی كه استدلالش سست بود می‌توانست عقاید خود را به دیگران بقبولاند و در صورت لزوم مطلب را سرهم‌بندی كند و نظرات مخالفان را یكسره بی‌اعتبار سازد. «گهگاه بی‌رحم شود» اما به طور كلی آدمی مهربان، باگذشت و فاقد بدخواهی بود.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment