دانلود پروژه رشته برق در مورد ژئواستراتژی كنونی در قفقاز جنوبی – قسمت دوم

دانلود پایان نامه

پیمانهای نظامی، تضمین انرژی

مسایل مرتبط با تامین امنیت انرژی امروزه در كانون توجه سازمانهای نظامی قرار گرفته و در این راستا امنیت خطوط لوله نفت و گاز در برابر عملیات تروریستی از اولویتهای سازمانهای نظامی می باشد. به عنوان مثال تنشهای رو به افزایش گرجستان و مولداوی با روسیه، سازمان گوام را به تجدید نظر در امنیت انرژی این سازمان و جستجوی آلترناتیو هایی برای استقلال از نفت و گاز روسیه واداشته است .در چنین سناریوهای بدیلی، این آذربایجان است كه نقشی حیاتی هم در عرضه انرژی و هم در ترانزیت آن از آسیای مركزی ایفا می كند . هنوز زود است كه قابلیت تداوم این سناریو پدیدار شود .هرچند با در نظر داشتن دولت روس گرای فعلی در اوكراین، اجرای طرحهای امنیت انرژی گوآم قدری غیر محتمل می شود.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

نیروهای مسلح روسی فعلا به حفاظت از منابع انرژی مشغولند. ضمن اینكه برای پیمان امنیتی روسیه محور CSTO، تامین امنیت انرژی به عنوان یك وظیفه، اهمیتی بیش از پیش می یابد. آزمایشی كه اخیرا در یك نیروگاه هسته ای ارمنستان انجام شد نشان داد كه مركز مبارزه با تروریسم پیمان CIS قبلا در این عرصه درگیر بوده است. بنابر این به نظر می‌رسد نقش آفرینی CSTO در امنیت انرژی منطقه به ویژه در قفقاز جنوبی و بالاخص در ارمنستان در آینده توسعه می یابد. علاوه بر آن نیروهای ساحلی منطقه ای – همچون CASFOR و BLACKSEAFOR – قابلیت استفاده در چنین مواردی را در منطقه قفقاز دارا هستند.

براساس منابع غربی و روسی، غرب نیز بطور مستقیم در فرآیند امنیت انرژی در قفقاز جنوبی درگیر است.گفته می شود افسرانی از تركیه همراه با همتایان آذری و گرجی خود، مرتبا در تمرینات نظامی ویژه جهت انجام عملیات لازم در دفاع از پروژه باكو جیحان شركت می نمایند. علاوه بر این، در سال 2005 موافقت نامه ای بین ناتو و ایالات متحده جهت تامین امنیت خط لوله فوق به امضاء رسیده است و در آینده خط لوله گاز باكو ـ تفلیس ـ جیحان را نیز تحت پوشش امنیتی خود قرار خواهد داد.

علاوه برآن واحدهای نظامی ناتو و ایالات متحده، حمایت و یا آموزش نیروهای آذری و گرجی متولی حفاظت از خط لوله فوق را نیز به عهده خواهند داشت. افزون بر این گفته می شود ایالات متحده در نظر دارد سه قایق توپدار و یك زیردریایی كوچك به منظور حفاظت از میادین نفتی خود در اختیار آذربایجان قرار دهد.

در عین حال، گرجی ها و مقامات رسمی ناتو و ایالات متحده، همگی هرگونه تحرك ناتو و آمریكا را در تامین امنیت خط لوله های آذربایجان و گرجستان تكذیب كرده و ادعا  كرده اند كه این دو كشور خود مسئولیت حفظ امنیت خطوط انتقال انرژی را به عهده دارند. با این حال اظهارات مقامات رسمی ناتو، نشست های ویژه و هدفمند و دیگر فعالیت های انجام شده در این عرصه، نشان دهنده علاقه روزافزون ناتو به قفقاز جنوبی و به ویژه منابع انرژی آن است.

با توجه به اینكه به نظر می رسد ناتو و ایالات متحده همچون روسیه و CSTO، در امر امنیت انرژی در قفقاز جنوبی درگیر هستند، عملا منطقه شاهد رقابت این دو قطب قدرت در جهان امروز است كه در بدترین حالت مسابقه تسلیحاتی بین متحدان منطقه ای این دو قطب – ایران و ارمنستان در طرف روسیه و آذربایجان و گرجستان در طرف غرب – نمی تواند از نظر دور داشته شود.

رقابت روسیه و آمریكا در قفقاز جنوبی و خزر

اهمیت ژئو استراتژیك قفقاز جنوبی و خزر به عنوان كریدور ارتباطی اروپا به آسیای مركزی ،به عنوان سرپلی برای كنترل و فشار بر ایران و همچنین به دلیل ذخائر انرژی و مقوله جنگ علیه تروریسم، دلایل اصلی حضور ایالات متحده در منطقه هستند. ایالات متحده با عملیات سنگین نظامی خود در عراق و افغانستان و درپی چرخش ازبكستان به سوی روسیه، متمایل به دستیابی نقاط اصلی قدرت در قفقاز و در راستای حمایت از ژئو استراتژی جهانی خود می باشد .

تحركات اخیر ایالات متحده ممكن است مبتنی بر اصل تعادل قوا در این منطقه باشد كه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شكل گرفته است .هم اكنون كاملا مشخص است كه ایران و روسیه به عنوان بزرگترین قدرتهای منطقه ای از این امر احساس تهدید می كنند. روسیه، قفقاز جنوبی را حیاط خلوت سنتی خود می داند و توجه روز افزون غرب به این منطقه را زیر نظر دارد. ایالات متحده، آذربایجان را به عنوان مهمترین متحد خود در حوزه دریای خزر برگزیده است و برنامه همكاریهای نظامی با این كشور را طراحی و اجرا می نماید. تحلیل گران نظامی روسیه بر این باورند كه این برنامه تداعی كننده برنامه آموزش و تجهیز آمریكا – گرجستان است كه از زمان آغاز در سال 2002 گرجستان را برخوردار از ارتشی توانمند، آموزش دیده و مجهز ساخته است.

تحلیل گران روسی از این بیم دارند كه به زودی این امر در مورد آذربایجان نیز محقق شود كه در اینصورت روسیه از تمام ابزارهای خود جهت نفوذ در آذربایجان محروم خواهد شد.

به نظر می رسد همكاری نظامی آمریكا با كشورهای قفقاز جنوبی و حاشیه دریای خزر به آرامی و بدون مخمصه در حال انجام است. هرچند ایالات متحده در منظر افكار عمومی تظاهر به بی میلی برای حضور نظامی در منطقه می نماید، اما آشكار است كه این حضور نظامی در راستای دفاع از منافع این كشور در منطقه و از جمله امنیت انرژی است. علاوه بر پشتیبانی نظامی آمریكا، بودجه دفاعی فزاینده آذربایجان نیز در راستای تقویت قدرت نظامی این كشور است. مسئله ای مطرح شده این است كه آیا ایالات متحده قادر به راضی كردن دیگر كشورها از قبیل قزاقستان جهت پیوستن به این پیمان همكاری نظامی خواهد بود؟

روسیه نشان داده است كه به طور جدی علاقمند به حفظ اقتدار منطقه ای خود با ناوگان قدرتمند دریای خزر است. با وجود حضور رو به افزایش آمریكا در منطقه ،روسیه نیازمند شكل دهی اتحادهای جدید منطقه ای است. تحقق یك نیروی ساحلی روسیه محور CASFOR كه شامل كشورهای ساحلی دیگر علاوه بر ایران باشد، هنوز زود به نظر         می رسد . یك دلیل مناقشه محتمل، رژیم حقوق نامشخص دریای خزر است .مدت زیادی است كه كشورهای ساحلی دریای خزر در نیل به توافقی در خصوص رژیم حقوقی دریای خزر ناموفق مانده اند. چندی پیش برخوردی شبه نظامی بین آذربایجان و ایران بر سر میدانهای نفتی منطقه به وجود آمد. به نظر می رسد این تنش ها مادامی كه وضعیت حقوق دریای خزر در حالت نامشخص باقی است، ادامه یابد. به سبب منافع سیاسی و ژئو استراتژیك و ناكامی آشكار دو طرف در رسیدن به تفاهم، پیش بینی می شود رقابت روسیه و ایالات متحده در قفقاز جنوبی و حاشیه دریای خزر تا سالهای آینده نیز به طول انجامد.

نقش فراگیر اتحادیه اروپا در حل و فصل مناقشات

مناطق جدائی طلب آبخازیا و اوستیای جنوبی مانعی جهت پیوستن گرجستان به ساختارهای غربی پدید آورده اند. گرچه گرجستان در راندن نیروهای حافظ صلح روسی از قلمرو خود مشتاق تر است، اما روسیه برعكس در صدد تداوم حضور خود برای حفظ تاثیر بر گرجستان می باشد و از این رو جایگزینی نیروهای خود در مناطق جدائی طلب با نیروهای ناتو را نخواهد پذیرفت.

اظهارات اخیر مقامات رسمی اتحادیه اروپا، نشان دهنده سیاست فعالانه تر این اتحادیه در قفقاز جنوبی است. اتحادیه اروپا باشهرت « بهترین میانجی » دارای دارای دایره وسیع از ابزار و لوازم ایجاد صلح و ثبات است. این موضع گیری را می توان اینگونه تعبیر كرد كه از سوی اتحادیه اروپا رویكرد امنیتی فعال با گسیل نیروهای حافظ صلح به آبخازیا و اوستیای جنوبی نه به عنوان جایگزین نیروهای روسی كه به عنوان نیروهای كمكی آنها اتخاذ می شود و هدف این سیاست نیز گسترش ثبات و آرامش در این مناطق است. چنین ماموریتی برای ژست و چهره اتحادیه اروپا منفعت هایی در پی خواهد داشت و تائیدی بر قابلیت این اتحادیه در اجرای ماموریتهای مدیریت بحران محسوب می شود. بعلاوه این امر می تواند گرجستان را ترغیب به فراخوانی نیروهای حافظ صلح غربی برای استقرار در مناطق بحرانی خود نماید.

همچنین با در نظر داشتن این واقعیت كه مذاكرات طولانی سازمان امنیت و همكاری اروپا(OSCE) برای نیل به یك راه حل در مناقشه قره باغ بدون ثمر بوده است، اتحادیه اروپا در صدد پیگیری برنامه عملیاتی جامع و فراگیر در مورد این مناقشه است. در اینجا، انجام ماموریتهای نظامی همراه با مساعدتهای اقتصادی و اجتماعی به منظور ترویج توسعه وآبادانی كشور و جامعه ، می تواند نیل به یك راه حل سیاسی را نزدیكتر سازد. علاوه بر این یك قفقاز جنوبی باثبات، برای صدور سازمان یافته  انرژی آسیای مركزی و قفقاز به بازارهای اروپایی كاراتر و مفید تر خواهد بود . در اینصورت اهداف سیاسی و اقتصادی می توانند یكپارچه و متحد شوند.

تلاش مشترك ناتو و اتحادیه اروپا در قفقاز جنوبی

با پشت سرگذاشتن رویكرد حاكی از بی رغبتی دهه 90، در قرن بیست ویكم ناتو و اتحادیه اروپا سیاست فعال تری را درقبال قفقاز جنوبی دنبال می كنند. (دلایل تغییر نگرش ناتو و اتحادیه اروپا، در رویكرد ایالات متحده در قبال منطقه نهفته است). برای كشورهای اروپایی به سبب افزایش قیمتها و عدم اطمینان به منابع متعارف نفت و انرژی (روسیه و خاورمیانه )، مقوله امنیت انرژی عامل اصلی توجه به قفقاز جنوبی است. هرچند پیوستن گرجستان به ناتو – و درپی آن اذربایجان و احتمالا ارمنستان – ممكن است سالها به طول بیانجامد ولی با سردمداری گرجستان، روابط بین قفقاز جنوبی و ناتو می تواند تعمیق بیشتری یابد.به همین ترتیب ارتباطات فزاینده كشورهای قفقاز جنوبی و اتحادیه اروپا نیز می تواند گسترش یابد، هرچند چشم انداز عضویت این كشورها در این اتحادیه تاریك تر از عضویت آنها در ناتو است. شواهدی وجود دارد مبنی بر اینكه ناتو در راستای اهداف آشكار ژئواستراتژیك خود در امنیت خطوط انتقال انرژی قفقاز جنوبی نقش آفرین              می باشد و یا حداقل در آینده خواهد بود. اتحادیه اروپا نیز علاقمند است تا فعالیت هایی را در حوزه زیرساختهای انرژی، توسعه اقتصادی، حاكمیت قانون و حتی حل و فصل مناقشات به سبب برخورداری از وجهه ای مستقل تر از ناتو در قفقاز جنوبی به انجام رساند.

بدین ترتیب ناتو و اتحادیه اروپا در تحولات گسترده پیش روی منطقه با یكدیگر مشاركت خواهند كرد و با تاسیس دفاتر كاری در زمینه های تخصصی خود، احتمالا قادر خواهند بود امنیت و ثبات را به منطقه بیاورند.

معاضدت نظامی و ابزار انرژی در سیاست امنیتی

با توجه به اینكه قدرت نظامی آمریكا و ناتو، روسیه و CSTO و نیروهای ساحلی به امنیت انرژی در این منطقه معطوف شده است، به این نتیجه می توان رسید كه در آینده نزدیك تركیبی از نیروی نظامی و انرژی، ابزار اصلی قدرت در منطقه قفقاز جنوبی را تشكیل خواهد داد. به سبب اهمیت روزافزون منابع انرژی، درهم تنیدن بیشتر این دو ابزار سیاسی نه تنها در حوزه قفقاز جنوبی كه حتی در كل جهان قابل پیش بینی خواهد بود. این مسئله در تقابل با این اندیشه است كه ابزار اقتصادی (انرژی ) جایگزین ابزار نظامی شده است. از این رو كشورها و سازمانهای منطقه ای و بین المللی نیازمند به داشتن ابزار نظامی و اقتصادی حساب شده و هماهنگی بین این ابزار در راستای دستیابی به یك سیاست امنیتی موفق هستند.

*مارسل دهاس پژوهشگر ارشد موسسه روابط بین الملل هلند با تخصص در حوزه های دكترین نظامی، استراتژی و سیاست امنیتی هلند، ناتو، اتحادیه اروپا، روسیه و كشورهای مستقل مشترك المنافع است. او در مشاغلی چون تحلیلگر سیاسی- نظامی، تدریس روابط بین الملل و حقوق بین الملل، مدیریت بخش تحقیقات دانشكده ناتو و مشاور سیاسی انجام وظیفه كرده است. وی در آخرین سمت خود، مسئولیت تدوین دكترین دفاعی هلند را به عهده داشته است.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment