دانلود پروژه رشته اقتصاد در مورد حداقل دستمزد و روش های تعیین آن – قسمت دوم

دانلود پایان نامه

2- حداقل دستمزد منطقه ای

بر برخی كشورها، حداقل دستمزدهای، مختلفی جهت مناطق یا نواحی جغرافیایی مختلف تعیینمی شود.در آمریكا علاوه بر حداقل دستمزد ملی، حداقل دستمزد ایالتی نیز وجود داد. در اندونزی به تعداد 40 استان، حداقل دستمزد وجود دارد. در ژاپن، فیلیپین، تابلند و مكزیك، مناطق مختلف كشور بر اساس میزان متوسط هزینه خانوار یا میزان توسعه یافتگی آنان در كشور دسته بندی شده اند و برای هر دسته، حداقل دستمزد خاصی تهیه می شود. در ژاپن، 47 استان به سه گروه نسبتاً همگن بر مبنای «هزینه زندگی و سطح توسعه اقتصادی دسته بندی شده‌اند. همچنین درفیلیپین ومكزیك نواحی مختلف در سه گروه دسته بندی شده اند.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

5-3- حداقل دستمزد در شاخه های مختلف فعالیت های اقتصادی

دراین شیوه، شاخه های مختلف فعالیت اقتصادی همگن از نظر توانایی پرداخت یا اندازه بنگاه ها و یامیزان سرمایه نیروی كار دسته بندی شده و حداقل دستمزدی برای آن ها تعیین می شود مانند ژاپن یا حداقل دستمزدها برای شاخه های مختلف فعالیت های اقتصادی از طریق چانه زنی جمعی بین انجمن های كارفرمایی و اتحادیه های كارگری صورت می گیرد كه اجرای آن برای همه بنگاه های موجود در گروه مربوطه اجباری است؛ اتریش، آلمان، دانمارك و سوئد از ایندسته كشورها هستند.

5-4- حداقل دستمزد در حرف مختلف

این شیوه نسبت به شیوه قبلی به صورت تفصیلی تر اجرا می شود كه بسیار پیچیده تر است. در كاستاریكا، 520 حداقل دستمزد وجود داست كه در سال 1988 به 350 و در سال 1990 مورد كاهش یافت.

5-5- گستره حداقل دستمزد به صورت تركیبی

شاید مناسب ترین شیوه تعیین حداقل دستمزد به صورت تركیبی باشد؛ در این روش، ویژگی های مناطق جغرافیایی و شاخه های فعالیتی مختلف آن ها در نظر گرفته می شوند. مثلا در آمریكا علاوه بر حداقل دستمزد فدرال، ایالت ها می توانند حداقل دستمزد خاص خود را داشته باشند؛ در اندونزی و ژاپن نیز علاوه بر تعیین حداقل دستمزد در مناطق مختلف در رشته های فعالیتی مختلف نیز حداقل دستمزد تعین می شود.

6- كشورهای فاقد نظام حداقل دستمزد

كشورهای معدودی وجود دارند كه هیچ نوع از نظام های حداقل دستمزد را ندارند، از جمله آن ها می توان به سنگاپور امارات متحده عربی و مالزی اشاره كرد. در سنگاپور دولت مخالف حداقل دستمزد است به این دلیل كه انعطاف ناپذیری را به نظام اقتصادی تحمیل كند. دولت این كشور تاكید دارد كه دستمزدها باید با عرضه و تقاضای نیروی كار در بازار تعیین شوند. به كارفرمایان و كارگران اجازه داده می شود با یكدیگر مذاكره كنند و به صورت دو جانبه به توافق برسند. دولت بر ایجاد فرصت های اشتغال بیشتر و محیط سرمایه گذاری بهتر برای مقابله با دستمزدهای كم و بیكاری متمركز می شود و شرایط سرمایه گذاری خوب را از طریق ارائه تسهیلات زیر بنایی بهتر تشویق می كند. در واقع سرمایه گذاری مكفی در منابع در منابع انسانی، نظام مالیاتی پایین، ارتباطات خوب صنعتی، شبكه پولی و بانكی با ثبات، حفظ قانون و تشویق پایین، ارتباطات خوب صنعتی، شبكه پولی و بانكر با ثبات، حفظ قانون و تشویق بخش خصوصی توانسته اند دستمزدها و استانداردهای بالاتر زندگی را با بهبود بهره وری همراه با وضع خوب سرمایه گذاری در پی داشته باشند.

شایان ذكر است كه كشورهای مذكور، دارای اقتصادی پویا و جمعیتی نسبتاً كم با تحصیلات بالا هستند.

7- آثار تعیین حداقل دستمزد

تعیین حداقل دستمزد و تعدیلات آن آثار اجتماعی – اقتصادی مختلفی دارد كه برخی از آن ها به اجمال در ادامه مورد بررسی قرار می گیرند.

7-1- اثر بر اشتغال

آثار حداقل دستمزد بر اشتغال و توزیع آن، بیشترین توجه را به خود معطوف كرده است. مخالفان اظهار می دارند كه افزایش های حداقل دستمزد بنگاه ها و در نتیجه، تمایل آن ها به استخدام كمتر می شود و برخی شاغلین نیز در نتیجه اعمال این سیاست امكان دارد كه شاغلین نیز در نتیجه اعمال این سیاست امكان دارد كه شغلشان را از دست بدهند. اكثر مطالعات صورت گرفته در این مورد بر تأثیر منفی حداقل دستمزد بر اشتغال جوانان و نوجوانان تاكید می كنند زیرا گروههای مذكور تجربه و مهارت و سرمایه به مراتب كمتری نسبت به گروه های سنی بالاتر دارند.

در واقع طبق یافته های برخی مطالعات صورت گرفته افزایش ملایم در حداقل دستمزد واقعی، اثری منفی بر سطوح اشتغال كل ندارد.

اما از طرف دیگر موافقان افزایش حداقل دستمزد اظهار می دارند كه افزایش میزان مذكور می تواند قدرت خورید دریافت كنندگان آن را افزایش دهد و چون میل نهایی به مصرف آن ها بالاست و درآمدشان صرف خرید كالاهای كم دوام و مصرفی آن ها بالاست و درآمدشان صرف خرید كالاهای كم دوام و مصرفی عمدتا ساخت داخل می شود تقاضا برای كالاهای مذبور را بالا می برد كه نتیجه آن، تولید بیشتر و اشتغال بالاتر است؛ به این اثرات مثبت حداقل دستمزد بر اشتغال «اثر مزدی» گفته می شود.

7-2- اثر بهره وری

جهت جلوگیری از آثار منفی افزایش حداقل دستمزد بر تورم با افزایش بهره وری باشد. ولی باید به این موضوع توجه كرد كه ربط حداقل دستمزد به بهره وری مشكلاتی دارد كه برخی از آن ها عبارت اند از:

1- روش دقیقی برای سنجش صحیح بهره وری كه مورد قبول همگان باشد وجود ندارد.

2- میزان افزایش بهره وری را نمی توان در كوتاه مدت بدست آورد.

3- تمامی صنایع از دستاوردهای بهره وری به طور یكسان بهره مند نیستند.

4- اغلب ممكن است كه افزایش بهره وری به علت استفاده از فناوری های برتر باشد و نه نیروی انسانی. از زاویه دیگری نیز می توان به این موضوع توجه كرد: اگر كارگران به عنوان یكی از عوامل تولید دستمزد كمی دریافت كنند و نتوانند نیازهای اساسی شان را برآورده نمایند. انگیزه كمتری جهت تلاش بیشتر خواهند داشت و شاید از نظر جسمی توانایی لازم برای كارایی بهتر را نداشته باشند. كارفرماها نیز با افزایش هزینه نیروی كار، به استخدام افراد با بهره وری بالاتر اقدام می نمایند.

افزایش مزایا و پرداخت ها در برخی موارد به نفع بنگاه نیز است از جمله میزان خرج كارگر از بنگاه كاهش می یابد. بنابراین، میزان متوسط كارگران با تجربه افزایش می یابد. علاوه بر این ها، با پرداخت های بالاتر، كارفرما می تواند انتظار تلاش بیشتری را از كارگر داشته باشد.

7-3- اثر بر قیمت ها

اثر بر قیمت ها بستگی به این موارد دارد:

1- كارگران‌ دریافت كننده‌حداقل دستمزد چند درصد از هزینه تولید راتشكیل می‌دهند.

2- كشش تقاضای كالاهای تولید شده توسط بنگاه ها چه میزان است.

3- كارفرما به چه میزان افزایش هزینه های نیزوی كار را به قیمت كالاهای تولیدی، یعنی به مصرف كننده منتقل می كند.

كارد و كروگر (1995) طی تحقیقی نشان دادند كه افزایش 15 درصدی در حداقل دستمزدها، قیمت های رستوران های نیوجرسی را حداكثر تا 2/2 درصد افزایش می دهد، زیرا كارگران فقط 30 درصد از كل هزینه را شامل می شوند و نیمی از آن ها در سال مربوطه حداقل دستمزد دریافت می كنند.

باید به این نكته توجه كرد كه افزایش حداقل دستمزدها بر سایر رده های مزدی، به ویژه رده های پایین اثر می گذارد كه این انر می تواند انتظارات تورمی را در پی داشته باشد.

البته بسیاری از دانشگاهیان و نمایندگان كارگران، آثار عواملی از قبیل سیاست های مالی و پولی را بر تورم مهمتر می دانند.

 

7-4- اثر بر سطح سایر مزدها

سطح حداقل دستمزد به مثابه اولین رده مزدی، به صورت نسبی با سایر رده های مزدی اثر می گذارد كه این تاثیر بر رده های پایین بیشتر از رده های بالای مزدی است. همچنین حداقل دستمزد به عنوان معیاری جهت بالا رفتن مزدها، نه تنها در بخش زسمی بلمژكه در بخش غیر رسمی استفاده می شود. طی تحقیقی كه در سال 2001 در اندونزی در این مورد صورت گرفت مشخص شد كه 10 درصد افزایش در حداقل دستمزدهای واقعی موجب افزایش متوسط دستمزدهای حقیقی كارگران تا 9/8 درصد می شود.

7-5- اثر بر كارفرمایان

سیدنی وب (1912) محتق است كه یك كف دستمزد به طور یكسان به نفع كارفرما و كاركنان خواهد بود. این امر از كارفرمایان در برابر شكسته شدن قیمت توسط سایر رقیبان كه به دنبال پرداخت كمتر از یك حداقل دستمزد منصفانه به نیروی كار هستند حمایت می كند. البته این امكان وجود دارد كه بنگاه نتواند قیمت محصولات تولیدی را زیاد افزایش دهد، در نتیجه حاشیه سود كارفرما كم می شود.

7-6- اثر بر بودجه دولت

در صورتی كه افزایش پرداخت به كارگران در محدوده كارگران بخش عمومی یا استخدام شده توسط پیمانكاران دولتی باشد، افزایش دستمزدها مخارج دولت را افزایش می دهد. به هر حال جهت برآورد اندازه تاثیر حداقل دستمزد بر مخارج دولت باید تعداد كارگران دریافت كننده و میزان افزایش حداقل دستمزد بر مخارج دولت باید تعداد كارگران دریافت كننده و میزان افزایش حداقل دستمزد مورد بررسی قرار گیرند. طی مطالعه ای كه در ایالات متحده صورت گرفته این اثر كوچك ارزیابی شده است.

7-7- اثر بر فقر

از اهداف اصلی تعیین حداقل دستمزد، كاهش فقر در میان كارگران كم درآمد است. هدف از افزایش مزدها این است كه افراد كم درآمد بتوانند نیازهای اساسی شان را پوشش دهند. البته باید توجه داشت كه حداقل دستمزد می تواند بر استاندارد های زندگی خانواده هایی مؤثر باشد كه یك فرد از اعضای آن ها در حال كار كردن باشد.

مخالفان، انتقادهایی بر اثر بخشی حداقل دستمزد در  در كاهش فقر دارند آنان اظهار می دارند كه با تحمیل حداقل دستمزد و افزایش آن فرصت های شغلی كمتری وجود خواهد داشت و شاغلان به هزینه بیكاری بیكار شدن دیگران از دستمزدهای بالاتر منتفع می شوند.

باید توجه داشت كه برای تعیین اثر نهایی كل بر خانواده ها یعنی افزایش درآمد تعدادی در برابر بیكار شدن برخی دیگر باید مطالعات دقیقی در مورد خانواده ها و افراد دریافت كننده حداقل دستمزد صورت پذیرد. به هر حال، بهتر است به این نكته توجه داشت كه حداقل دستمزد مناسب تنها راه كاهش فقر نیست و كارایی آن در كاهش فقر به میزان دسترسی به مزایای بیكاری و تامین اجتماعی بستگی دارد.

8- سیاست های مكمل حداقل دستمزد

برای محقق شدن اهداف اصلی حداقل دستمزد و كم شدن آثار منفی احتمالی باید هماهنگ و همگام با دیگر سیاست های اجتماعی و بازار كار، سیاست های مكمل حداقل دستمزد بكار گرفته شوند. این سیاست ها عبارتند از:

معافیت های مالیات بر درآمد

افزایش میزان معافیت های مالیات بر درآمد شخصی كمك می كند كه كارگان مقدار بیشتری از دیافتی هایشان را حفظ كنند. البته، مشكل این سیاست آن است كه افزایش معافیت های مالیاتی، درآمد پس از كسر مالیات كارگران را لزوما به طور قابل توجهی افزایش نمی دهد، زیرا چنین افرادی مالیات كمی می  پردازند. در ایران میزان حداقل دستمزد پایین تر از میزان دستمزد مشمول مالیات است.

تعیین حداقل دستمزدها از طریق چانه زنی جمعی انجمن های كارفرمایی و اتحادیه كارگری

تعیین دستمزدها از طریق چانه زنی جمعی در سطح بخش های فعالیت های اقتصادی مختلف، به طور موثر در برخی كشورهای اروپایی بكار گرفته می شود كه در آنها آزادی فعالیت شكل ها وجود دارد و اكثر كارگران تحت پوشش این مزیت ها قرار دارند مزیت این شیوه آن است كه مزدها با توجه به ظرفیت های پرداختی بخش ها تعیین می شود: در نتیجه آثار اقتصادی منفی به حداقل می رسد.

8-3- برنامه های كمك به كارفرما

یكی از مشكلات مهم بسیاری از بنگاه های ناكارآ،مشكل مدیریت و یا نبودن دانش كافی است. تحقیقات اوارد (2000) دال بر این است كه كارفرماهای كوچك برای وفق دادن خودشان با افزایش حداقل دستمزد مشكل دارند. مشكلاتی كه ارژز نبودن دانش و خبرگی ناشی می شود. بنابه پیشنهاد وی، انجمن ها یا شبكه های كارفرمایی می تواند به طور كامل این دانش ها و مهارت ها را به اعضاء منتقل كند. گرچه می توان نقش هایی را نیز برای دولت در این زمینه، یعنی ارتقاء دانش و مهارت، قائل شد.

تعیین حداقل دستمزدهای پایین تر برای گروه های خاص

برخی كشورها برای بكارگیری نیروی كار جوان و مقابله با بیكاری آنان دستمزدی پایین تر از میزان حداقل دتمزد بزرگسالان را اعمال می كنند كه به طور نرخی واحد یا چند نرخ مختلف متنالسب با سن جوان است. در واقع، اگر مشاغل مربوط نیازمند آموزش باشد، دستمزد پایین تر به مفهوم سهیم شدن نیروی كار جوان در هزینه های آموزش است.  علاوه بر این مشاركت جوانان در بازار كار با اجرای این سیاست یعنی دستمزدهای پایین‌تر كاهش می یابد.

نحوه عملكرد كشورها در زمینه دستمزد جوانان به سه صورت زیر است:

الف) میزان‌حداقل دستمزد پایین تر از میزان اعمال شده برای بزرگسالان: این روش در برخی كشورها نظیر برزیل، جمهوری‌چك، آلمان، یونان، اندونزی و ژاپن اجرا می شود.

ب) حداقل دستمزد پایین تر از میزان اعمال شده برای بزرگالان: در كنیا 71 درصد، در نیویورك 60 درصد و در پرتقال 75 درصد میزان حداقل دستمزد بزرگسالان برای جوانان اعمال می شود.

ج) میزان های مختلف، حداقل دستمزد جهت رده های سنی مختلف جوانان كه پایین تر از میزان اعمال شده برای بزرگسالان است. این میزان در برخی كشورها در جدول زیر ارائه شده است:

البته انتقادهایی بر میزان های پایین تر از حداقل دستمزد برای جوانان وارد شده است كه از آن جمله می توان به این مورد اشاره كرد: میزان و كیفیت كار كارگر بدون معیارهای سنی و جنسی باید ملاك باشد. كارگر جوانی كه آموزش دیده و بهره وری او در سطح بزرگسالان است. باید دریافتی برابر با آن ها داشته باشد. توصیه نامه شماره 146، مصوب 1973، تصریح می كند كه توجه خاصی به اجرت های مناسب پرداختی به جوانان باید صورت گیرد كه اصل پرداخت‌های مساوی در برابر كار مساوی را
می توان از آن برداشت كرد.

بهتر است كه میزان های پایین تر را برای جوانان فاقد مهارت و آموزش تعیین شده، میزان دستمزد دریافتی آن ها به سطح بزرگالان هم رده آنان قابل افزایش است.

8-4- سیاست های فعال بازار كار

سیاست های فعال بازار كار در بسیاری از كشورها، از جمله كشورهای عضو سازمان همكاری و توسعه اقتصادی (OECD) برای مقابله با بیكاری بكار گرفته می شوند.

میزان حداقل دستمزد جوانان نسبت به نرخ مربوطه برای بزرگسالان در برخی كشورها

سن/ كشور بلژیك فرانسه هلند اسپانیا
15 30%
16 70% 80% 5/34% 39%
17 76% 90% 5/39% 61%
18 82% 100% 5/45% 100%
19 88% 5/52%
20 94% 5/61%
21 100% 5/72%
22 82%
23 100%

 

برنامه هایی جهت اشتغال گروه های بیكار هدف اجرا می شود. از جمله این برنامه ها آموزش حرفه ای و یا بازآموزی بیكاران به منظور بالا بردن اشتغال پذیری آنان، ایجاد شغل های یارانه ای و یا برنامه های تشویق خود اشتغالی است.

اتحادیه كارگری و سندیكاهای كارفرمایی می توانند در طراحی و اجرای سیاست های فعال بازار كار نقشی كلیدی ایفا كنند. كارفرماها می دانند كه چه نوع مهارت هایی لازم است و اتحادیه های كارگری می توانند در ارتقای برنامه های آموزشی موثر باشند.

نتیجه:

با توجه به اختلافات سال های اخیر بر سر میزان تعیین حداقل دستمزد و آثار منفی احتمالی یك حداقل دستمزد برای كل فعالیت های اقتصادی كشور، تجارب سایر كشورهای مورد بررسی در این مقاله، توانایی های پرداخت بخش های مختلف بهتر است كه چند بار حداقل دستمزد با توجه به بخش های مختلف اقتصادی و مناطق مختلف جغرافیایی تعیین شود. تا علاوه بر رسیدن به هدف تعیین حداقل دستمزد؛ آثار منفی احتمالی كاهش یابد. همچنین جهت كاهش آثار منفی احتمالی باید سیاست های مكمل حداقل دستمزد نیز اجرا شوند.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment