دانلود پروژه رشته اقتصاد در مورد تولید ناب – قسمت چهارم

دانلود پایان نامه

نكته كیفیتی دیگری كه نقش مهمی را ایفاء می كند تفاوت بین ارتباط مونتاژگر تولید انبوه و عرضه كننده آن و مونتاژگر تولید ناب و عرضه كننده آن است . در تولید انبوه مونتاژگر ،‌ یك حد كیفی را تعیین می كند به این صورت كه حداكثر تا چند قطعه معیوب در هر انباشته ارسالی قابل قبول است . در این نوع ارتباط مناقصه ایی با هدف قیمت پیشنهادی قطعه برگزار می شود كه هر عرضه كننده ایی كه قیمت پایین تری را ارائه كند برندة مناقصه است . پس عرضه كنندگان سعی می كنند بدون دادن كوچكترین اطلاعاتی به مونتاژ گر فقط مناقصه را ببرند و بعد با تعدیلاتی قیمت هر قطعه ، از قیمت قرار داد اولیه بیشتر می شود .

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

و چون برخلاف تولید ناب عرضه كننده از ابتدا در جریان فرآیند طراحی نیست و فقط زمانی متوجه می شود كه محصولات به دست مشتریان رسیده باشد و بعد feed back آن به دستش برسد ،‌ كار زیادی برای اصلاح قطعه تولید شده اش نمی تواند بكند . همین امر ساخت را دشوار و پر هزینه می كند . و چون از جانب مونتاژگر فشار زیادی بر عرضه كننده مبنی بر كاهش قیمتها وارد می شود در نتیجه اصولاً عرضه كننده به فكر تولید با كیفیت نمی افتد و فقط به تیراژ تولید اهمیت می دهد . بنابراین تولید به این طریق نه تنها سود خوبی را نصیب عرضه كننده نمی كند . بلكه كیفیت نیز، نه رضایت بخش است و نه قابل اصلاح . و این همه به دلیل آن است كه هیچ كس با هیچ كس ارتباط واقفی ندارد. حال در تولید ناب ، مونتاژگر از ابتدا عرضه كنندگان را در طراحی و تكوین محصول دخالت می دهد و جالب است كه آنها بر اساس قیمتهایی كه می دهند انتخاب نمی شوند ، بكه اساس گزینش آنها سابقة‌ همكاری و تجربه ای است كه از عملكرد آنها وجود دارد . مونتاژگر ناب بر اساس همین عملكرد كه كیفیت در آن نقش مهم را ایفاء می كند عرضه كنندگانش را به رده های مختلفی طبقه بندی می كند . گروه تكوین عرضه كننده همراه با شوسای خود و با كمك مهندسان طراحی دائماً از شركت مونتاژ و نیز از عرضه كنندگان ردة دوم خود ، روند مهندسی و تكوین دقیق قطعات را پیش می برند . در این سیستم ، نخست مونتاژگر ناب یك قیمت هدف ( target price ) برای خودروی مورد نظر تعیین می كند ؛ سپس با عرضه كننده بر سر چگونگی ساخت این خودرو به نحوی كه در چهارچوب این قیمت سود معقولی برای هر دو فراهم آورد به توافق می رسد . برای رسیدن به این قیمت نهایی مونتاژگر و عرضه كننده از تكنیكهای مهندسی ارزش استفاده می كنند كه خود یك رهیافت سازمان یافته خلاق با هدف تشخیص موثر هزینه های غیرضروری است . یعنی هزینه ای كه نه كیفیت بهتر و نه استفاده ای بهتر و نه ظاهر بهتری برای فرآورده ایجاد می كند . صرفه جوئیهایی از این قبیل توسط اصلاحات پیوسته یا كایزن حاصل می شوند كه عبارتند از به كار گیری ابزار آلات جدید یا طراحی دوباره قطعه . توافق میان مونتاژگر و عرضه كننده بر سر مشاركت در سود ، عرضه كننده را در بهتر كردن فرآیند تولید دلگرم می كند . زیرا در این صورت همة سود حاصل از نوآوریهای عرضه كننده برای كاهش هزینه ها و فعالیت كایزن به خود او باز می گردد . در چنین سیستمی كه مصرف كننده چندین عرضه كننده دارد وقتی بییند كه عرضه كننده ای كیفیت مورد نظرش را ارائه نمی كند ،‌ سهم كمتری را به آن می دهد و در عوض به كسی كه با كیفیت بالاتری تولید می كند سهم بیشتری می رسد پس حالا می توان متوجه این موضوع شد كه چرا در ژاپن یا در تولید ناب كیفیت بالاتر مساوی هزینه پایین تر است ولی در كشورما بر عكس است و فعالیت های كیفی را امری هزینه زا تلقی می كنیم . در واقع در تولید ناب عرضه كننده سود بیشتر در تولید محصول با كیفیت تر می بیند . چون ما به التفاوت هزینه ها و سود بر طبق حجم كار معینی محاسبه شده است ، جریمه ای كه از طرف مونتاژگر برای عرضه كننده در نظر گرفته می شود تأثیر غیر قابل تحملی بر میزان سود دهی عرضه كنندة‌ خطا كار دارد . گاه پیش می آید كه تولید كنندگان ناب عرضه كننده ای را اخراج كنند، كاری كه مسلماَ دلبخواهی صورت نمی‌گیرد. عملكرد عرضه‌كنندگان پیوسته مورد نقد و ارزیابی قرار می‌گیرد. اگر عرضه كننده‌ای فاقد هرگونه عملكرد اصلاحی در روند تولید باشد، عاقبت اخراج می‌گردد. در تولید ناب عرضه كنندگان ردة اول تشكیل انجمنهایی را می دهند كه یافته های جدید خود را دربارة شیوه های بهتر ساخت قطعات به یكدیگر منتقل می كنند . بیشتر این انجمنها در اشاعه دادن مفاهیم نوین مثل SPC یا TQC یا مهندسی ارزش اهمیت بسیار بالایی داشته اند.

SPC در تولید ناب

تغییری كه در سیستم عرضه غرب رخ داده ، آن است كه شركتهای مونتاژ نگرش متفاوتی نسبت به كیفیت پیدا كرده اند . همة مونتاژگران ایالات متحده برای درجه بندی عرضه كنندگان خود ، یك سیستم درجه بندی كیفی ایجاد كرده اند. این سیستم فقط برای هر محموله اعملا نمی گردد ،‌ بلكه همة قطعاتی را كه در طول یك دورة ‌نسبتاً طولانی مونتاژ می شوند ، در حوزة‌ توجه قرار می دهد . این برنامه ها سیستمهای آماری پیچیده ای اند كه عرضه كنندگان را بر اساس تعداد عیوب كشف شده در كارخانه مونتاژ ،‌ عملكرد ایشان در تحویل قطعات ،‌ پیشرفت در تحقق كیفیت ،‌ برنامه های اصلاحی در كارخانه عرضه ، سطح تكنولوژی ، نگرشهای مدیریت و غیره ، درجه بندی می كند . هدف از این برنامه ها آن بود كه هر عرضه كننده تدریجاً در بهره وری كیفیت به سطوح بالا و بالاتر برسد . این برنامه ها از طریق تكنیكهای توسعه نظارت بر كیفیت ،‌ مانند مدیریت آماری فرایند (SPC) ،‌ تأثیر عمده ای بر عرضه كنندگان گذاشت.*

ارزیابی نشان می دهد كه كاربرد spc توسط عرضه كننده ها از %19 در سال 1983 به %93 در 1988 افزایش یافته است . ژاپنی ها نیز از طریق همین روند ، كیفیت كار عرضه كنندگان خود را بهبود بخشیدند ،‌ با این تفاوت كه آنها در اواخر دهة 1950 یعنی حدود سی سال قبلتر ، spc را میان عرضه كنندگان خود شیوع دادند . آشكار است كه تولید كنندگان انبوه هنوز راه درازی پیش رو دارند . در واقع فقط وقتی عرضه كنندگان سیستمهای spc را به كار ببرند تا بفهمند كه چه موقع یك ماشین در حال تولید كردن قطعات معیوب است و علت این اتفاق را كشف كنند و سپس اطمینان یابند كه مشكل مورد نظر دیگر روی نخواهد داد ،‌‌ آنگاه spc به صورت فعالیت روز مره ای برای كارگران تولید در خواهد آمد.

رفتار با مشتری

در این قسمت به بررسی علت واقعی همه تلاشهایی می پردازیم كه برای تولید صورت می گیرد و آن علت همانا « مصرف كننده » است . در اینجا به ارتباط بین شركت تویوتا با مشتریانش به عنوان یك تولید كننده ناب می پردازیم . بسیاری از كارمندان بخش فروش این شركت فارغ التحصیلان مدارس عالی اند كه درست هر بهار پس از فراغت از تحصیل به كار فرا خوانده می شوند . آنها در دانشكدة كورولا ،‌ برنامة آموزش فشرده‌ای دارند كه حاوی شصت دورة‌ درسی است كه عمدتاَ به بازاریابی مربوط می‌شود. وقتی كارمندان جدید بخوبی آموزش دیدند ـ گر چه آموزش رسمی برای همة كارمندان در هر سال ادامه می یابد- در یكی از مراكز فروش معین به كار گمارده می شوند و فروش خودرو را آغاز می كنند . همة اعضای گروه در تمامی جنبه های فروش ، شامل شناخت محصول ، سفارش گرفتن ،‌ امور مالی ، امور بیمه و جمع آوری اطلاعات ،‌ تعلیم دیده اند . در پایان هر ماه كاری گروه یك روز را به حل سیستماتیك مشكلات موجود اختصاص می دهد و در این راه از چراهای پنجگانه و دیگر تكنیكهای حل مشكل سود می جوید . این جلسات گروه فروش معادل حلقه های كنترل كیفیت در كارخانه است . ممكن است این سوال مطرح می شود كه اگر قرار باشد خودروها بر اساس سفارش مشتری ساخته شوند ، كارخانه چگونه از عهدة این امر بر خواهد آمد؟ مسئولان اجرایی كارخانه تلاش می كنند كه دربارة تقاضا برای گونه های متفاوت ،‌ رنگها و موارد دیگر ، حدس قریب به یقین بزنند . آنها بر اساس این حدس ،‌ برنامة زمانبندی ساخت كارخانه را تعیین می كنند و همین برنامه را به عرضه كنندگان سازه ها می دهند و از این طریق عرضه كنندگان می دانند كه چه باید بسازند . صحت این پیش بینی ها آشكارا وابسته به دفعات تجدید نظر در برنامة ساخت در طول زمان است . البته ، اینكه برنامه زمانبندی ساخت در ژاپن صحیح‌تر است و می تواند با سفارش ویژه مشتری به راحتی همساز شود ،‌ به دو دلیل زیر است : نخست آنكه خواسته واقعی خریداران ، بسیار سریعتر به كارخانه منتقل می شود و دوم آنكه فروشندگان ژاپنی از نزدیك مراقب تغییر سلیقه های مشتریان خود هستند . به همین دلیل كارخانه مونتاژ و عرضه كنندگان سازه ها می توانند درست تر برنامه ریزی كنند و تركیب درستی از محصولات را وارد خط مونتاژ كنند . در این سیستم دیگر لازم نیست كه فروشنده با دادن تخفیف فوق العاده از شر خودرویی كه چندان هم باب میل خریدار نیست ،‌ راحت شود . افزون بر این ، هدف اصلی فروشنده آن است كه مشتری احساس كند فردی از خانواده فروشنده است ، و مطمئن باشد كه معامله خوبی انجام داده و خودرویی با قیمت مناسب خریده است . به یاد آورید كه مشتری و كارمند فروش ، اولین وآخرین معامله خود را با یكدیگر انجام نمی دهند . احتمالاً همین كارمند فروش ،‌ در گذشته ،‌ به همین مشتری خودروی فروخته است . حتی ممكن است این كارمند فروش از طرف مشتری به خاطر طلب خسارت یك تصادف با شركت بیمه وارد دعوا شده باشد ،‌ و تا زمانی كه خودروی مشتری در دست تعمیر است ، خودرویی به او قرض داده باشد .حال سوال اینجاست كه در یك كارخانه مثل PARS آیا نمی توانستند چنین كاری را با تلویزیونهایی كه از مدل خارج شده اند و به ناچار انبار شده اند یا تلویزیونهای كه در تعمیرگاهها قرارداد این كار را انجام داد ؟ و مطمئناً هزینه به مراتب پایین تری نسبت به یك خودرو ساز به شركت تحمیل می شود . پس شاید حالا معلوم شده باشد كه چرا یك ایرانی احساس وفاداری به مارك تجاری خاصی را ندارد.

جالب اینجاست كه بدانیم چون خودروهای ژاپنی خیلی كم عیب اند ،‌ و رقابت در بازار خوروی ژاپن خیلی شدید است ،‌ طبیعی است كه فروشنده حتی پس از پایان زمان رسمی گارانتی ،‌ در رفع هر مشكلی كه مالك با خودرواش پیدا می كند، همكاری كند . كارمند فروش برای تولد مالك كارت تبریك می فرستد و در صورت وقوع مرگی در خانوادة او ،‌ تسلیت خود را به او ابراز می دارد . افزون بر این ، سیستم ژاپنی كمك می كند تا محصول ، بدون عیب وارد بازار شود و از وقوع هر خطای خطرناك و شرم آور پیش از آنكه در معرض عموم قرار گیرد و یادآوری آن در انظار عمومی ضرروت پیدا كند ،‌ جلوگیری می كند . سرانجام اینكه سیستم فروش ناب وفاداری به شبكه را در خریدار تلقین می كند ، به طوری كه رقبای تازه به سختی می توانند به سهم بازار او دست یابند.

نتیجه گیری

ابتدا برای نتیجه گیری یك نمونه از شكست اروپایی ها را در مورد كوشش برای حضور در سطح جهانی را بررسی می كنیم . هنگامی كه تجربه اروپاییها را در این مورد بررسی می كنیم ، یك اصل بدیهی و بنیادی آشكار می شود : وقتی در سرزمین خود مجهز به تولید ناب نشده اید ،‌ هرگز نمی توانید بر یك بنیاد جهانی آنرا بوجود آورید . فولكس واگن شاهد خوبی بر این ادعاست . در 1974 ،‌‏ فولكس واگن یك كارخانة مونتاژ امریكایی در وست مورلند پنسیلوانیا تأسیس كرد . هدف فولكس واگن آن بود كه همزمان با ترقی مارك آلمان و تهاجم فزایندة تولیدكنندگان ژاپنی به امریكای شمالی ، یك مركز تولید امریكایی با هزینة كمتر به وجود آورد . اما فولكس واگن تولید ناب را نمی شناخت و مدیران تولید خط قدیمی جنرال موتورز را كه توانسته بود از آنجا بیرون بكشد، در كارخانة امریكایی خود به كار گمارد. عاقبت كار مصیبت بار بود . كاهش هزینه ها به واقعیت پیوست و تغییراتی كه در محصول ایجاد شد تابا بازار امریكا متناسب تر شود ، از كیفیت آن كاست و همین امر موجب شد كه خریداران خارجی جذب محصولات قدیمی آلمانی گردند . این مثال را برای این آوردم كه اصولاً ما ایرانیان آدمهایی هستیم كه قبل از انجام هر كاری تمامی زوایای كار را در نظر نمی گیریم و حالا شاید بهتر متوجه شویم كه محصولات ما اعم از خودروهای ایران خودرو و یا حتی محصولات پارس الكتریك و …. نه از لحاظ قیمتی و نه از لحاظ كیفتی و تنوع و …. قابل رقابت در بازارهای جهانی نیستند . پس نتیجه گیری حاصل از این بررسیها ساده است : بهترین راه نوع انسان برای تولید محصول ، شیوة تولید ناب است. بدین شیوه می توان محصولاتی بهتر با تنوعی وسیعتر و با هزینه ای كمتر تولید كرد . همچنین ،‌ اهمیت دیگر تولید ناب در آن است كه كارمندان را از سطوح پایین كارخانه گرفته تا تشكیلات مركزی ،‌ با كاری چالشگرانه تر و ارضاء كننده تر روبرو می گرداند . از این رو، تمامی جهان هر چه سریعتر باید تولید ناب را اقتباس كند.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment