دانلود پروژه رشته اقتصاد در مورد تــورم – قسمت اول

دانلود پایان نامه

مقدمه

تورم به عنوان یكی از مشكلات موجود در اقتصاد كه همواره موجب نگرانی دولتمردان هر كشوری می باشد، در اقتصاد مطرح است. تورم می تواند هم به عنوان معلول ساز و كارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و هم علت بسیاری از پدیده ها نه فقط در عرصه اقتصاد بلكه در زمینه های اجتماعی و فرهنگی مطرح باشد. بدون شك پدیده ای با این ابعاد برای هر دولتی بسیار قابل توجه است لذا به ترتیب به موارد زیر پرداخته می شود:

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

الف) تعریف تورم

ب) انواع تورم

ج) عوامل موثر بر تورم براساس دیدگاههای مختلف

د) تورم در ایران و دیدگاههای مختلف در ارتباط با آن

الف) تعریف تورم

به افزایش مداوم قیمت ها كه منجر به كاهش قدرت خرید مقدار معینی پول شود «تورم» می گویند تورم یكی از عارضه های مشهود در بسیاری از اقتصادها پس از جنگ جهانی دوم بوده است. در مفهوم گسترده تر، تورم را می توان افزایش عمومی سطح قیمتها بدون افزایش سطح تولید كالاها و خدمات است(2).

ب) انواع تورم

تورم را می توان از دو دیدگاه به شرح زیر طبقه بندی نمود:

ب-1) از دیدگاه میزان تورم:

در ادبیات اقتصادی تورم، از این دیدگاه بر یك تقسیم بندی خاص توافق جمعی وجود ندارد و بسته به بینش ذهنی هر اقتصاددان و شرایط اقتصادی- اجتماعی كشورهای مختلف این تقسیم بندی تغییر می یابد. لیكن معمول آن است كه تورم را به 3 یا 5 رده تقسیم نمایند. در تقسیم بندی 3 رده ای، تورم به تورم ملایم یا خزنده، شدید یا شتابان و لجام گسیخته یا بسیار شدید(5) تقسیم می شود. در حالیكه در طبقه بندی 5 رده ای تورم را بدین شرح تقسیم بندی می كنند كه تورم بین 2 تا 4 درصد را تورم خزنده، از 4 تا 10 درصد را ملایم، از 50-10 درصد را شدید و از 50 درصد به بالاتر را بسیار شدید و آن تورم شتابناك و مهار نشده ای كه فروپاشی كامل نظام پولی و شبكه اعتباری كشور را به همراه داشته باشد تورم لجام گسیخته گفته اند.

ب-2) از دیدگاه عوامل موثر بر تورم:

در این دیدگاه دو عامل را می توان باعث تورم دانست كه عبارتند از:

1- افزایش تقاضا

2- كاهش عرضه (كه معمولاً بواسطه افزایش هزینه های تولید اتفاق می افتد)

به واسطه این دو عامل می توان تورم را به دو نوع تورم ناشی از فشار تقاضا و تورم ناشی از فشار هزینه تقسیم نمود.

در تورم ناشی از فشار تقاضا، تقاضای كل به دلایل مختلفی مانند افزایش نقدینگی، افزایش بودجه عمومی دولت و… افزایش می یابد. در حالیكه عرضه به اندازه كافی كشش پذیر نیست در نتیجه اقتصاد در قیمت و مقدار بالاتری به تعادل می رسد.

در تورم ناشی از فشار هزینه عرضه كل اقتصاد بخاطر افزایش هزینه های تولید كاهش می یابد. این فشار هزینه می تواند بدلیل افزایش در قیمت عوامل تولید (مانند افزایش قیمتها بواسطه شوك نفتی سال 1974 در كشورهای اروپایی) افزایش در دستمزدها و یا افزایش در سودجویی بیشتر صاحبان بنگاهها كه ممكن است به دلیل انحصاری شدن بازارها باشد اتفاق افتد.

ج) عوامل موثر بر تورم براساس دیدگاههای مختلف

ج-1) معروف ترین و قدیمی ترین نظریه در خصوص تورم نظریه پولی تورم می‌باشد كه در واقع نوعی تورم طرف تقاضاست بدین ترتیب كه افزایش پول در جریان باعث افزایش در تقاضا می شود كه این خود باعث افزایش در سطح قیمتها می‌گردد.

براساس این نظریه و طبق ارتباط P.Y=M.V كه در آن P معرف سطح عمومی قیمتها، Y معرف كل تولید واقعی در اقتصاد، M معرف حجم پول و V معرف سرعت گردش پول می باشد و با فرض ثبات سرعت گردش پول، تورم در اندازه افزایش حجم پول منهای افزایش تولید، ایجاد خواهد شد و اگر حجم پول كنترل گردد، تورم حتماً كنترل خواهد شد.

ج-2) همانطور كه در قسمت انواع تورم نیز مطرح شد، اگر قیمت گذاری براساس اصل “مارك آب” باشد، افزایش در هزینه باعث افزایش تورم می شود. این نظریه بعد از بحران انرژی در دهه 1970 تحت عنوان «تورم ركودی» موضوعیت پیدا كرد.

طرفداران این نظریه، تورم پولی را مورد اعتراض قرار نمی دهند اما نسبت به ثبات سرعت گردش پول مطمئن نیستند.

ج-3) انتظارات و تورم:

طرفداران نظریه های مبتنی بر انتظارات معتقدند تورم هر دوره‌ای از تورم در دوره های دیگر اقتصاد نیز تأثیر می پذیرد. در واقع انتظارات تورمی خود باعث ایجاد تورم می گردد. بطور كلی نظریه های مبتنی بر انتظارات به دو دسته انتظارات تطبیقی و عقلایی رده بندی می شوند كه در اینجا از پرداختن به آنها خودداری می شود.

ج-4) نظریه ساختار گرایان در خصوص تورم (تورم ساختاری)

این دسته از اقتصاد دانان معتقدند اساساً اگر ساختار اقتصاد ساختاری رقابتی نباشد، عوامل اقتصادی در طبقات مختلف دارای قدرت اقتصادی از جمله قدرت قیمت گذاری می شوند لذا می بایست چنین طبقاتی را شناسایی كنیم. به نظر ایشان اگر عوامل اقتصادی دارای قدرت قیمت گذاری باشند، تورم بدون توجه به نقدینگی افزایش می یابد.

د) تورم در ایران

تورم مشاهده شده در ایران براساس آمارهای منتشره از سوی بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران می باشد.

مهمترین عوامل موثر بر تورم در ایران از دیدگاههای مختلف به شرح زیر است:

1) نقدینگی بالا: این گروه از افراد تورم ایران را تورم طرف تقاضا می دانند و معتقدند تورم در اقتصاد ایران به خاطر افزایش در تقاضای كل به دلیل افزایش در نقدینگی است و راه حلی كه ارائه می دهند، كنترل نقدینگی می باشد.

2) تورم به خاطر كسری بودجه دولت: گروه دیگری عامل اصلی تورم در ایران را كسری بودجه دولت و اساساً زیاد بودن تقاضای كل بخاطر بالا بودن سهم دولت از كل اقتصاد می دانند كه راه حل مواجهه با تورم را نیز طبیعتاً در كاهش حجم دولت و نیز كنترل كسری بودجه دولت می دانند كه در بخش مربوط به كسری بودجه به آن رسیدگی می شود.

3) تورم ساختاری: برخی از اقتصاد دانان مطابق نظریه ساختارگرایان معتقدند تورم موجود در اقتصاد ایران منبعث از شرایط ساختاری خاص این اقتصاد است. ساختار غیر رقابتی، تضاد و اصطكاك های توزیعی میان عوامل تولید، وجود دلال گری در اقتصاد ایران كه یكی از شاخصهای بارز اقتصاد ایران است و تمركز بخش اعظمی از حجم پول در دست دلالها كه به ایشان قدرت قیمت گذاری می دهد باعث می شود حتی با كنترل حجم نقدینگی، اقتصاد دچار تورم شود و بجای حجم نقدینگی سرعت گردش پول و یا حتی تغییر در تولید است كه باعث می شود سطح قیمتها اجازه بالا رفتن یابند. نتیجه چنین ساختاری باعث می شود كه با وجود تورم بالا، بنگاهها همچنان دچار كمبود نقدینگی باشند. از دیگر مشخصه های اقتصاد ایران، وجود مافیاهای اقتصادی و بخش غیر رسمی اقتصاد است كه در واقع بخش اعظمی از پول در گردش را به خود اختصاص داده است.

4) تورم بخاطر تغییرات نرخ ارز: وجود نرخ ارز دستوری در اقتصاد كشور از یك سو و تغییرات ناگهانی این نرخها از سوی دیگر باعث می شود كه حجم عظیمی پول در اختیار تاجران بین‌المللی قرار گیرد كه این خود می تواند عامل مهمی در ایجاد تورم شود. بطور كلی نمی توان تورم كشور را فقط بخاطر وجود یكی از عوامل فوق دانست بلكه در هر دوره ای یك یا چند عامل از عوامل فوق باعث ایجاد تورم شده است كه در مراحل بعد به آن پرداخته می شود.

بررسی روند تورم در ایران

در این قسمت روند تورم در ایران در 6 دوره به صورت زیر بررسی می شود:

1- قبل از 1338

شروع جنگ جهانی دوم سبب افزایش شاخص هزینه زندگی طی سالهای
22-1320 گردید در دوره 25-1323 به علت فروكش كردن جنگ، سیر نزولی قیمتها شروع شده و شاخص هزینه زندگی 5/12% كاهش یافت. در سالهای 30-1326 با اجرای سیاست درهای باز در مبادلات تجاری از صعود قیمتها ممانعت به عمل آمد و طی این دوره قیمتها از ثبات نسبی برخوردار شدند. مشكلات ناشی از ملی شدن صنعت نفت در سال 1329، صعود قیمتها را تا سال 1340 كه برنامه تثبیت اقتصادی، ركود اقتصادی را بوجود آورده بود ادامه داد برخی سیاستهای اقتصادی از جمله تقلیل اعتبارات فروش اوراق قرضه ملی، تنظیم بودجه متعادل، تشویق به پس انداز و احیای تولیدات داخلی، استقراض از بانك ملی و از صندوق بین‌المللی پول و تلاش در جهت برقراری موازنه تجاری بدون نفت با كودتای 1332 بی نتیجه ماند و از طرفی افزایش اعتبارات پولی و مشكلات ساختاری در تولید موجب افزایش تورم در ایران شد.

2- طی دوره 57-1338

اقتصاد ایران طی دوره 57-1338 با یك دوره افزایش خفیف و تقریباً در ثبات قیمتها مواجه بود. اجرای برنامه های عمرانی و اتخاذ سیاست جایگزینی واردات تغییرات نوینی را در اقتصاد ایران ایجاد نمود. افزایش درآمدهای حاصل از صادرات نفت از یكسو و عدم اتخاذ سیاستهای بهینه برای بكارگیری درآمدهای نفتی از سوی دیگر موجب شده كه تورم شدت بیشتری به خود بگیرد به گونه ای كه نرخ تورم از 1/2% در سال 1340 به 5/5% در سال 1350 رسیده و تقریباً 6/2 برابر افزایش یافت.

تورم در سالهای 56-1351 شكل پیچیده ای دارد. افزایش زیاد درآمدهای نفتی و برنامه ریزی شتابزده سبب اصلی تورم بوده است. افزایش تقاضای كل از یك طرف و مواجه بودن اقتصاد با تنگناهایی برای افزایش توان تولیدی، موجب تشدید فشار تقاضا شد. سیاست واردات نیز به خاطر وجود موانع در عرضه و توزیع محصولات وارداتی موفق به پیشگیری تورم نشد. در این مدت شاخص قیمتها به طور متوسط 3/14 درصد در سال رشد كرده و از 9/6 درصد در سال 1351 به 5/25 درصد در سال 1356 رسید افزای درآمدها در سالهای 54-1353، تسریع روند مهاجرت، افزایش بسیار سریع قیمت عوامل تولید، ترقی مداوم دستمزدها، كاهش تولیدات كشاورزی، كند شدن رشد صنعتی و … باعث شد كه تورمی كه بخاطر افزایش در تقاضا ظاهر شده بود به تورم هزینه ای منتهی شود. در دوره 57-1338 سطح عمومی قیمتها به طور متوسط سالانه 2/6 درصد رشد داشته است.

3- تورم طی دوره 67-1358

شرایط انقلاب اسلامی، محاصره اقتصادی، شروع جنگ تحمیلی در نیمه دوم سال 1359، مشكلات موجود در تولید داخلی و عرضه محصولات موجب شد كه سطح قیمتها به طور متوسط سالانه 6/19% طی این دوره رشد داشته باشد. علاوه بر اتخاذ بعضی سیاستهای صحیح اقتصادی، ركود نسبی حاكم بر فعالیتهای اقتصادی در كاهش نرخ تورم طی دوره 64-1361 موثر بوده اند.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment