دانلود پروژه رشته اقتصاد در مورد تجارت آزاد آمریكای شمالی – قسمت چهارم

دانلود پایان نامه

اگر چه آزادسازی تجارت مواد انرژی زا در مقایسه با دیگر بخش ها در نفتا بسیار محدودتر است، اما همین امتیازات محدود، در شرایط مساوی بودن دیگر عوامل می‌تواند مشوقی برای گرایش یافتن مصرف كنندگان آمریكایی به سوی نفت مكزیك شود و نفت مكزیك و نیز نفت كانادا را برای كمپانی های آمریكایی مقبول تر و مطمئن تر نماید.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

د- عكس العمل برخی از مناطق جهان سوم در قبال نفتا

تأثیر مناطق تجارت آزاد نظیر منطقه نفتا و اتحادیه اروپا بر مناطق مختلف جهان سوم و نقش آنها در تغییر مسیر تجارت و مسیر تجارت و سرمایه گذاری به ضرر این مناطق یكسان نیست و به عوامل متعددی بستگی دارد. به طور كلی تا آنجا كه به نفتا مربوط می شود تغییر جهت تجارت و سرمایه گذاری به ضرر كشورهای جهان سوم و به سود تجارت داخلی در منطقه به عواملی چون حجم تجارت با آمریكای شمالی، شدت رقابت دیگر مناطق، میزان امتیازات اعطایی به هر یك از محصولات و تولیدات منطقه، شاخص مشابهت، و كشش جایگزینی وابسته است.

طبعاً كشورها و مناطقی كه از حجم تجارت بالایی با آمریكای شمالی برخوردار هستند و در رأس آنها كشورهای خاور دور و آمریكای لاتین، بیشتر تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.

تركیب صادرات هر كشور به امریكای شمالی عامل مهم دیگر در سنجش میزان تأثیر احتمالی نفتا بر آن كشور خواهد بود. منطور از شاخص مشابهت در اینجا میزان مشابهت كالاهای صادراتی هر منطقه یا هر كشور جهان به سه كشور آمریكای شمالی با كالاهایی است كه این سه كشور می توانند از یكدیگر تأمین كنند. بر این مبنا، تنها كشورهایی در نتیجه اجرای نفتا متحمل خساراتی خواهند شد كه دارای صادراتی كم و بیش مشابه با كالاهای قابل مبادله در آمریكای شمالی باشند. هر چه میزان این مشابهت بیشتر باشد، احتمال وارد شدن خسارت به دیگر كشورها بیشتر خواهد بود.

از طرفی، هر اندازه میزان امتیازی كه سه كشور در مورد یك كالای مشخص به یكدیگر می دهند بیشتر باشد و این كالا در مقایسه با كالای مشابه دیگر كشورها از تسهیلات بیشتری برای مبادله بین سه كشور برخوردار گردد، امكان اینكه سهم بیشتری از بازار را به خود اختصاص دهد بیشتر خواهد بود. به عنوان مثال چنانچه چین كه در حال حاضر از امتیاز كامله الوداد در تجارت با آمریكا بهره مند است، سال آینده به دلایل مرتبط با حقوق بشر این امتیاز را از دست بدهد، در مقایسه با مكزیك در موقعیت باز هم ضعیف‌تری برای دسترسی به بازار آمریكا قرار خواهد گرفت.

درا ین زمینه عامل مهم دیگر كشش جایگزینی است؛ به این معنی كه چنانچه به عنوان مثال یك كالای تولید شده در مكزیك كه می تواند بدون تعرفه و بدون برخورد با موانع غیرتعرفه ای وارد امریكا شود، قابلیت جایگزینی كالایی دیگر از كشوری دیگر را داشته باشد، قادر به محدود كردن دسترسی آن كشور به بازار آمریكا خواهد بود.

در چنین شرایطی مناطق و كشورهای مختلف جهان سوم متناسب با میزان وابستگی شان به بازارهای آمریكای شمالی، عكس العمل های متفاوتی نسبت به نفتا از خود نشان داده‌اند. به طور كلی به استثنای كشورهای آمریكای لاتین، بقیه كشورهای در حال توسعه شكل گیری نفتا را تا حدودی با نگرانی دنبال كرده اند. (البته آمریكای لاتین به نحو مشابهی در معرض تبعیضات نفتا قرار خواهد داشت. با این حال، امیدواری كشورهای این منطقه این است كه در آینده ای نه چندان دور از منافع كلی تر تجارت آزاد بهره مند شوند و به منطقه «تجارت آزاد نیم كره غربی» بپیوندند.)

خاور دور

منطقه خاور دور به خاطر حجم و تركیب صادراتش به آمریكای شمالی در رأس مناطقی است كه می تواند تحت تأثیر نفتا قرار گیرد. احساس عمومی در این كشورها این است كه از این پس اولاً كالاهای مكزیكی می تواند رقیب جدی تری برای كالاهای آنها در بازارهای آمریكای شمالی باشد و ثانیاً مكزیك در وضع بهتری برای جذب سرمایه های آمریكایی و كانادایی و نیز سرمایه هایی كه مترصد دسترسی راحت تر و مطمئن تر به بازارهای امریكاست، قرار گرفته است.

تاكنون محافل تجاری و مقامات در خاوردور تردیدها و نگرانی هایی نسبت به آینده روابط تجاری شان با آمریكا ابراز كرده اند. یكی از مقامات كره جنوبی ضمن اشاره به اینكه «صادرات كره به آمریكا ممكن است جای خود را به صادرات كالاهای ارزان تر مكزیكی بدهد»، خاطرنشان ساخته كه مكزیك و كره جنوبی در بسیاری موارد رقیب هم هستند چرا كه ساختار هر دو كشور مشابه است. «بسیاری از صاحبان صنایع در كره معتقدند كه نفتا می تواند به صادرات اتومبیل، لوازم الكترونیكی، منسوجات و بسیاری از دیگر تولیدات كره ای به آمریكا آسیب برسانند19

دیگر اقتصادهای خاور دور، اعم از توسعه یافته یا در حال توسعه نیز نگرانی های مشابهی نسبت به نفتا دارند، با این تفاوت كه كشورهایی چون اندونزی، مالزی و… عمدتاً نگران اثرات سوء نفتا بر صادرات پارچه و پوشاك خود به آمریكا و كانادا هستند. كشورهای آسیای جنوبی نیز كه كالای عمده صادراتی آنها به آمریكای شمالی پوشاك و پارچه است، به دلیل مشابهی نگران تجارت آزاد در آمریكای شمالی هستند.

نكته حائز اهمیت در ارتباط با كشورهای خاور دور كه در عین حال باعث افزایش درجه آسیب پذیری آنها در قبال ترتیباتی چون نفتا شده، این است كه این كشورها همواره برای نیل به رشد اقتصادی به بازارهای خارجی به ویژه بازارهای آمریكا وابسته بوده اند. مبادله كالا و خدمات طی دهه های گذشته در بین كشورهای این منطقه بسیار كمتر از حجم تجارت منطقه با خارج بوده و هین امر یكی از علل اصلی كندی نسبی روند شكل گیری منطقه اقتصادی در خاوردور در مقایسه با دو منطقه دیگر (اروپا و آمریكای شمالی) است. به عبارت دیگر، اقتصادهای خاوردور تاكنون كمتر توانسته اند مكمل یكدیگر باشند و نیازهای یكدیگر به بازار فروض را براورند. علاوه بر دلایل ساختاری نظیر صادراتی بودن جهت گیری اقتصادی، پایین بودن نسبی قدرت خرید در منطقه و… برخی مسائل سیاسی و تاریخی مانند سوءظن مزمن كشورهای منطقه به ژاپن از موانع عمده شكل گیری یك بازارقدرتمند منطقه ای در خاور دور و اتكا مستمر كشورهای منطقه به بازارهای دیگر بوده است.

آمریكای لاتین

كشورهای امریكای لاتین تنها به دلیل امكانی كه برای الحاقشان به نفتا و تشكیل «منطقه آزاد نیم كره غربی» وجود دارد، در یكی دو سال اخیر نظرات مثبتی نسبت به آن ابراز كرده اند. این كشورها امیدوارند كه تحقق نفتا نسختین گام در جهت تعمیم تجارت آزاد به سراسر آمریكای لاتین و آمریكای مركزی باشد.

این در حالیا ست كه تقریباً تمامی كشورهای منطقه در پی مطرح شدن ایده نفتا در سال‌های 1989-1990 برخوردی منفی با آن پیشه كرده و نگران آن شده بودند كه در اثر تحقق این ایده اولاً مكزیك راه خود را از دیگر كشورهای امریكای لاتین جدا كند و ثانیاً این كشور به ضرر دیگران به شریك ممتاز امریكا و كانادا تبدیل شود. در این خصوص به ویژه كشورهای حوزه كارائیب و آمریكای مركزی در ابتدا شدیداً نگران بودند و اعتقاد داشتند كه نفتا بر تجارت آنها تأثیر منفی خواهد داشت. اما در این اواخر تا اندازه ای به خاطر تلاش های مكزیك و وعده های آمریكا، كشورهای این منطقه نیز با كشورهایی چون كلمبیا، ونزوئلا، شیلی و… همصدا گشته، از نفتا استقبال كرده و خواستار الحاق به آن شده اند.

اعلام طرحی از سوی آمریكا به منظور گسترش تجارت آزاد به سراسر منطقه، تأثیر عمده‌ای در نحوه برخورد تمامی منطقه با نفتا برجای گذاشت. بوش رئیس جمهور سابق آمریكا در ژوئن1990 طرحی را تحت عنوان «اقدام در جهت ابتكار عملی برای قاره آمریكا» اعلام كرد20 و به این ترتیب كوشید سیاست های خصوصی سازی اقتصادی و آزادسازی تجارت خارجی را كه از نیمه دوم دهه1980 به طوری جدی درا كثر قریب به اتفاق كشورهای آمریكای لاتین به صورت جدی مطرح بود، مورد حمایت و تشویق قرار دهد.

درا ین مدت، مكزیك نیز كوشش داشته پیوستن خود به منطقه تجارت آزاد آمریكای شمالی را گام نخست در جهت شكل گیری تجارت آزاد در تمام نیم كره غربی معرفی كند. سالیناس رئیس جمهور مكزیك در مصاحبه ای كه پس از ملاقاتش با بوش در نوامبر1990 داشت تأكید كرد كه نفتا را «یك پل محكم» برای اتصال شمال و جنوب قاره امریكا می داند و معتقد است كه این موافقت نامه مكمل «اقدام در جهت ابتكار عمل برای قاده آمریكا» خواهد بود21.

شركت كنندگان در اجلاس سران12 كشور آمریكای لاتین كه در اكتبر1993 در شیلی برگزار شد، با انتشار بیانیه ای «تصویب و اجرای نفتا را آزمایشی قطعی برای نقش آمریكا در منطقه» دانستند. (این اجلاس در آستانه طرح نفتا در كنگره ایالات متحده تشكیل شده بود) رهبران شركت كننده در اجلاس همچنین از نفتا به عنوان « تحولی فوق العاده در منطقه» یاد كردند و اظهار امیدواری نمودند كه «آمریكا از این پس در عمل نشان دهد كه روشی جدید، سازنده و توأم با احترام با همسایگانش در قاره آمریكا دارد.» رئیس جمهور امریكا طی پیامی كه برای این نشست فرستاد، تصویب نفتا در كنگره را «گامی نخست در جهت تحقق هدفت تجارت آزادتر در سراسر منطقه» توصیف كرد22.

كلینتون نیز در پیامی كه یك روز پس از تصویب نفتا برای31 رئیس كشور آمریكای لاتین و آمریكای مركزی فرستاد تأكید كرد كه نفتا «راهگشای تجارت آزاد در تمامی نیم كره غربی خواهد بود.» وی اظهار امیدواری كرد كه «مشاركتی» كه شكل گرفته به مكزیك محدود نماند و همه آمریكای لاتین را در برگیرد.

همچنین، آل گور معاون رئیس جمهور آمریكا در سفری كه اندكی بعد از تصویب نفتا به مكزیك داشت اعلام كرد كه آمریكا تصمیم دارد از تمام سران كشورهای قاره آمریكا كه به طور دموكراتیك انتخاب شده اند برای شركت در یك نشست در آمریكا در سال1994 دعوت به عمل آورد23.

 زیرنویس :

1- Quoted by: the Globe and Mail, Oct. 5, 1993.

2- M. Hart: op. Cit. P. 31.

3- Le Monde le 7 juillet 1993

4- P. Kennedy: Preparing for the Twenty – First Century Random House (New York : 1993).

5- انتشار نقطه نظراتی از این قبیل طی چند سال اخیر در جوامع صنعتی رو به افزایش نهاده است. دو مطلب زیر از آخرین نمونه هاست:

  1. Krugman: the Unconfortable Truth about NAFTA Foreign Affairs Nov. / Dec. 1993.

W.A. Orme,: NAFTA: Myths versus Facts Foreign Affairs Nov./ Dec. 1993.

6- متن زیر كه خلاصه مطالبی است كه توسط دو اقتصاددان فرانسوی و آلمانی در یك مناظره در محل روزنامه لوموند ابراز شده،‌می تواند به روشن شدن بیشتر موضوع كمك كند. یادآوری می شود كه فرانسوی ها در مقایسه با دیگر جوامع غربی،‌بیشتر طرفدار سیاستهای حمایتی هستند. دو اقتصاددان مذكور،‌Rhin Horst Siebert آلمانی و Gerard Lafay فرانسوی بوده اند:

خبرنگار – با توجه به وجود 26 میلیون بیكار در كشورهای گروه 7 و 17 میلیون بیكار در جامعة اروپا آیا وقت آن نرسیده كه به سیاست تجاری و محدودیت واردات به عنوان وسیله ای برای تخفیف مشكلات متوسل شویم؟

-H.S نه اصلاً چون سیاست های حمایتی به ایجاد اشتغال ماندگار و قابل رقابت منتهی نمی شود.

-G.L این درست،‌اما شرایط تجارت بین المللی نامساعد و نابرابر است. دستمزدها در اروپا 6 برابر و قیمت اجناس 5 برابر بیشتر از آسیا است. به عبارت دیگر، دستمزدها در آسیا، پس از تبدیل شدن به پولهای بین المللی 30 برابر كمتر از اروپاست. لذا در چنین شرایط نابرابر،‌رقابت آسان نیست.

-H.S من اینگونه استدلالات را درك نمی كنم. به نظر من اصل مزیت نسبی اساس تجارت جهانی است. چین به كارگر ارزان واروپا به بهره وری بالا متكی است. بعلاوه، مزیت اصلی تجارت آزاد، ارائه كالا به مصرف كننده با قیمت ارزان تر است.

-G.L اما نرخ های مبادله هم حائز اهمیت است. وقتی نمی توانیم ممالك آسیایی را ملزم به تغییر نرخ برابری ارزهایشان كنیم، باید از طریق اعمال تعرفه های گمركی جلوی نرخ های غیرمنصفانه را بگیریم. چون سیاست پولی و سیاست تجاری به هم مربوط است. از طریق تعرفه ها در واقع نرخ برابری تصحیح و شرایط عادی برای رقابت ایجاد می شود.

-H.S نرخ برابری یك پدیدة پولی است و بستگی به عواملی از قبیل حجم پول در گردش و … دارد.

-G.L ارزش پول در بسیاری از كشورهای آسیایی مثل چین بطور مصنوعی و توسط دولت ها تعیین می شود.

-H.S برداشت شما از تجارت بین المللی، ایستاست و عدم رشد و عدم خروج كشورهای جهان سوم از مدار توسعه نیافتگی را ثابت فرض می كند… نباید اثرات مخرب بازارهای بسته در اروپای شرقی و آمریكای لاتین در 40 سال گذشته را فراموش كنیم. ما برای رشد تكنولوژی و افزایش كارآیی به رقابت احتیاج داریم.

-G.L این درست است كه سیاستهای حمایتی اقتصاد را به خاب می برد، اما ساده لوح نیز نباید بود. ما در یك جهان واقعی زندگی می كنیم نه در یك دنیای رقابتی كامل و خالص. بسیاری به قواعد بازی وقعی نمی نهند… من توصیه می كنم كه اروپا تجارت آزاد با مناطق جهان را به نسبت دوری و نزدیكی آناه تنظیم كند. به این ترتیب كه تجارت آزاد در داخل اروپا كامل باشد، با مناطق همجوار مثل اروپای شرقی و آفریقای شمالی محدودیت بسیار كمتری داشته باشد و با مناطق دیگر نیز به تناسب درجه بندی شود. چنین سیاستی پاسخگوی مشغله های ژئوپولیتیك برای قاره ما هم خواهد بود.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment