دانلود پروژه رشته اقتصاد درباره جهانی شدن اقتصاد و آثار آن – قسمت اول

دانلود پایان نامه

جهانی شدن اقتصاد و آثار آن

جهانی شدن اقتصاد بیش از آنكه زاییدة پیشرفت فن آوری ارتباطات و حمل و نقل باشد، مخلوق سیاست گذاری و برنامه ریزی های اقتصادی چند دهة گذشته در كشورهای ثروتمند است. شاید اگر جریان « جهانی شدن اقتصاد» راه نمی افتاد، حساسیت ها دربارة اصل « جهانی شدن» تا بدین پایه برانگیخته نمی شد. در اثر فشار سازمان های مالی بین الملل كه ابزار كار كشورهای پیشرفته هستند، وضعیت اندك اندك به گونه ای در می آید كه كشورهای در حال توسعه، بر سر كی دو راهی قرار بگیرند كه یا باید با ادامة سیاست های اقتصادی درون نگر به بازارهای محدود خود بسنده كننده كه در این صورت از مزایای رشد تولی و فن آوری كه گمان می كنند با ورود به صحنة تجارت بین المللی نصیب آنان می شود. محروم بمانند و یا با پیوستن به جریان جهان گرایی اقتصادی، بر ثروت های طبیعی خود چوب حراج نهند و در جایگاهی كه تقسیم كار ناعادلانة بین المللی برای آنها تعیی می كنند، به فعالیت بپردازند.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

اكنون در كشور ما بیش تر از هر زمانی، دربارة ویژگی های مثبت سیستم تجارت آزاد، تبلیغ می شود، به گونه ای كه راه نجات از وابستگی به اقتصاد تك محصولی، تنها به عضو شدن در سازمان تجارت جهانی منوط می گردد، در حالی كه سو بردن از منافع تجارت آزاد در گرو زیر ساخت های لازم، مدیریت توانا و قدرت رقابت است.

خردمند كسی است كه از تجربه های تاریخی درسی بگیرد. در قرن نوزدهم، هنگامی كه انگلستان قدرت برتر تجاری بود و ناگزیر از سیستم آزاد دفاع می كرد، فردریك لیست پایه گذاری مكتب تاریخی آلمان، مردم كشوری را كه دولت واحدی نداشت و به قطعات متعدد از لحاظ سیاسی و اقتصادی تقسیم شده بود، به اتحاد اقتصادی فرا خواند و از پیوستن به تجارت آزاد در آن وضعیت خاص بر حذر داشت و با طرح یك نظریة هوشمندانه، گفت: اكنون ملت ها منافع مختلف دارند و قدرت های آن ها نامساوی است. به هم پیوستگی قطعی ( اقتصادی) وقتی مفید است كه همه در برابر یكدیگر مساوی باشند والا عملاً یكی از آنها منتفع می گردد و دیگران تابع او خواهند شد. هر گاه علم اقتصاد از این لحاظ در نظر بگیریم، می توانیم آن را چنین تعریف كنیم:

« اقتصاد علمی است كه با توجه به منافع فعلی و اوضاع و احوال خاص ملت ها، معین می كند كه هر ملت به چه ترتیب می تواند درجة رشد اقتصادی خود را بالا ببرد تا اتحاد با سایر ملت های متمدن و در نتیجه، آزادی تجارت، برای او ممكن و سودمند باشد»

از سخن لیست نیتجه می شود كه رو به رو شدن دو اقتصاد در وضعیت نابرابری توان اقتصادی و تكنولوژیك، زمینه را برای سلطة اقتصاد قوی تر بر اقتصاد ضعیف تر فراهم می كند، اكنون وضع دربارة ما چنین حالتی دارد، پس نباید در تبلیغ مزایای سیستم تجارت آزاد راه افراط پیمود. بسیار شنیده می شود كه مدافعان جهانی سازی اقتصاد، برای توجیه درستی راهبرد توسعة صادرات برای كشورهای جهان سوم، از تجربة ببرهای آسیا، به ویژه كرة جنوبی یاد می كنند كه چگونه كشور فقیری ماند كرة جنوبی، از صادرات مواد خام توانست بدین درجه از صادرات كالاهای صنعتی دست یابد. این ظاهر ماجرا است. این كه همة كشورهای در حال توسعه بتوانند تجربة كرده را تكرار كنند، مورد تردید است.

رویكرد ایران به جهانی شدن اقتصاد از بعد آسیب شناسی چگونه است؟

« جهانی شدن» به مثابه یك اصطلاح

واژه (Globalisation) كه اخیراً به یكی از پر استفاده ترین و رایج ترین مفاهیم علوم انسانی بدل شده است، اسم مصدر از مصدر جعلی Toglobalize است كه خود از صفت Global ساخته شده است. البته پاره ای از منابع و ماخذ، واژه یا اصطلاح جهانی شدن را معادلی برای اصطلاحات Pionetavixation , Mondialisationمی دانند با این حال آنچه كه در اكثریت قریب به اتفاق منابع پذیرفته شده، همان اصطلاح Globalisation است و حتی عده ای معتقدند كه واژه Mondialisation ترجمه كلمه Globalisation است. در لغن نامه برای صفت Mondialisation كه ریشه و منشا اصطلاح Globalisation است سه معنا قایل شده اند:

  • گرد مثل توپ یا كره
  • پ مقولات مربوط یا شامل در كره زمین و اصولاً در سراسر جهان.
  • كلی یا جهانشمول

مصدر to globalise با توجه به معنای سوم ساخته شده است و به نظر، فعل آن هم لازم است و هم متعدی و به همین دلیل می توان آن را، یك سو، « جهانشمول كردن» یا
« یكپارچه كردن» و از سوی دیگر (جهانشممول شدن) یا « یكپارچه شدن» ترجمه كرد. و البته پرواضح است كه میان این دو وجه لازم و متعدی، نه تنها از حیث معنی، بلكه از لحاظ پیامد و منظور اصلی طراحان جهانی شدن نیز تفاوتهای اساسی و فاحشی وجود دارد. به طوری كه می توان به دو مساله مستقل، معتقد شد.

سرشت « جهانی شدن»

در مورد ماهیت جهانی شدن بحثهای مختلفی وجود دارد اما قدر، متیقن همه این بحثها این است كه ما در حال پشت سر گذاشتن فرایندی هستیم كه در آن نقش و اهمیت جغرافیا، فضا و زمان كم رنگ می شود. عمده ترین شاخصهای ابزاری جهانی شدن عبارتند از: اقتصاد اطلاعاتی و تجارت الكترونیكی

عده ای جهانی شدن را به معنای پایان جغرافیا می دانند. تصور برخی آن است كه تكنولوژی اطلاعاتی به گونه گسترده ای قابلیت « در دسترس» قرار گرفتن را یافته است. از این رو انباشت و مدیریت اطلاعات در سطح ملی، مشكل شده و برداشت انسانها را از مقوله ای به نام «فاصله» تحت تاثیر قرار داده، تعریف آنان را از «جامعه» و «وفاداری» متحول ساختند. نظم فرهنگی را ویران كرده و معادله قدرت را نیز به تدریج تحت تاثیر قرار می دهد.

برخی جهانی شدن را تجلی این برداشت متداول دانسته اند كه جهان از طریق نیروهای اقتصادی و تكنولوژی در حال تبدیل شدن به یك فضای اجتماعی واحد است و رویدادهای واقع در یك منطقه، از جهان می تواند پیامدهای مهمی داشته باشد.

برای عده ای، جهانی شدن با یك احساس تسلیم قضا و قدر شدن و ناامنی دایمی همراه است، زیرا به نظر می رسد مقیاس تغییر و تحول اجتماعی و اقتصادی معاصر، قابلیت و توانایی دولتهای ملی یا شهروندان را برای كنترل مقابله یا مقاومت در برابر آن تحول، تحلیل می برد. برخی دیگر جهانی شدن را افسانه دانسته یا حداكثر آن را ادامه روندهایی می دانند كه از دیرباز وجود داشته اند.

برخی جهانی شدن را حلقه ای اجتناب ناپذیر از تاریخ سرمایه داری می دانند. به اعتقاد آنها سرمایه داری برای گریز از فروپاشی ناگزیر است بحران ناشی از انباشت سرمایه و بحران مشروعیت را در جهان پخش كن تا لایه های نامشكوف جهان را به انحصار خویش درآورد. از این رو، جهانی شدن صورتی از امپریالیسم است و این گویای اوج بحران در نظام سرمایه داری است. والر شتاین، گوندرفرانك، سووی، پل باران، سمیر آمین و … معتقد به چنین دریافتی هستند و جهانی شدن را زاده سرمایه داری و در عین حال « آنتی تز» آن می دانند كه ضرورتاً باید به رهایی توده زحمتكش بیانجامد.

گروهی دیگر جهانی شدن را مترادف با « غربی شدن» ( westernization) و « آمریكایی شدن» ( Americanization) والیناسیون همه جانبه می دانند و آن را دامی تلقی می كند كه كشورهای غربی نهاده اند و می خواهند با یكسان سازی فرهنگها و تسطیح تمایزها، بازار مصرف خویش را گسترش دهند. زبان جهانی شدن، آمریكایی، فرهنگ آن، غربی و سكان هدایت آن نیز در دست آنان است. جهانی شدن، تحقق مجدد رسالت انسان سرمایه داری است كه زمانی با جنگهای صلیبی و زمانی با فرستادن مسیونرها و فتح فرهنگ جهانیان، درصدد جهانی كردن ارزشهایشان بودند. سر ژلاتوش، هارولد شومان، پیتر مارتین از جمله نظریه پردازانی هستند كه جهانی شدن را پروژه ای اندیشده و با برنامه تلقی می كنند كه ملتهای مستقل باید از آن احتراز جویند. چرا كه فرهنگ، فن آوری و اطلاعات عصر جهانی شدن متعلق به ایلات متحده آمریكاست و دیگران نشخوار كننده فرهنگ مسلط غربی هستند. در این میان كسانی مانند فرانسیس فوكویاما (F.Fukuyama) و ساموئل هانتینگتن ( S.Huntigton) یكسان شدگی و تكثیر فرهنگ و منش غربی را فرآیندی مبارك تلقی كرده و از پیروی انسان دموكراتیك و ایدئولوژی لیبرال سخن می گویند. از نظر این دسته، دهكده جهانی كه در پرتو گسترش اطلاعات و ارتباطات رخ می نماید موجب رهایی انسان از اندوه سنتها و محنتها خواهد شد.

رولند رابرستون (Roland Robertson) اعتقاد دارد:

« جهانی شدن كه در قرن بیستم به صورت كل گرا تجلی پیدا كرد، مستلزم وابسته كردن نقاط مرجع فردی ملی به نقاط مرجع دیگری است. از این رو، جهانی شدن ایجاد ارتباطات فرهنگی، اجتماعی و پدیده شناختی بین چهار عامل را شامل می شود: خویشتن فرد، جامعه ملی، نظام بین المللی جوامع و بشریت به طور كل.»

وی در جایی دیگر، جهانی شدن را مفهومی می داند كه هم به فشرده شدن فرهنگی اشاره دارد. دیوید هلد ( David Held) جهانی شدن را متضمن تغییر شكل در فضای سازمان انسانی و فعالیت و اقدام فرا قاره ای یا الگوهای بین منطقه ای اقدام، تعامل و عامل قدرت می داند. قدرت سیاسی از رهگذر اهمیت و نفوذ سایر نظامهای قدرت، بازسازی و مجدداً مفهوم سازی شده و تا حدی تغییر یافته است. در این جهان در حال ظهور، شهروند، پارلمان ملی، مجامع منطقه ای و مقامات جهانی هم می توانند از هم متمایز باشند، اما نقشها در چارچوب پاسخگویی دموكراتیك و تصمیم گیریهای عمومی، بهم پیوسته و مرتبط هستند.

ملكوم واترز (Malcolm Waters) جهانی شدن فرایندی اجتماعی می داند كه در آن قید و بندهای جغرافیایی كه بر روابط اجتماعی و فرهنگی سایه افكنده است از بین می رود و مردم به طور فزاینه از كاهش این قید و بندها آگاه می شوند.

آنتونی مك گرو ( Antony McGrew) جهانی شدن را در برگیرنده دقایق زیر می داند:

فعالیت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بر ماورای مرزهای ملی تاثیر گذاشته و از آنها تاثیر می پذیرند. افزایش شدت و وسعت ارتباطات به محو شدن فاصله موضوعات داخلی و خارجی می انجامد. ارتباطات در حال رشد، مسایلی را در سطح بین المللی ایجاد می‌كند.

شبكه های به هم فشرده ای بین نهاد های بین المللی، جوامع سازمانهای غیر دولتی و شركتهای فراملیتی به وجود می آورد. این شبكه ها به ایجاد یك سیستم جهانی منجر می شود كه محدودیتهایی سیستمی برای فعالیتهای بازیگران مزبور ایجاد می كند و استقلال آنها را كاهش می دهد.

از مجموع مباحث فوق چنین برداشت می شود كه مجموعه مفاهیمی كه برای تبیین پدیده جهانی شدن به كار رفته، ناظر بر وقوع یك تغییر مفهومی هستند كه طی آن به جای ساختارها و سیستمهای موجود، پیكره نوینی شكل می گیرد. پیامدهای این پیكره با حفظ جوهر و فلسفه وجودی و خاستگاه خود، افقی جهانی پیدا می كند و در ورای مرزهای فرو ریخته هم صدای زیادی پیدا كرده و ضمن فرو ریزی مرزها، ساختارهای ملی را پیرو خود ساخته است. ابر شبكه های جهانی باعث دسترسی آسان و ارزان به فرآورده های آن و تاثیر گذاری بر گفتمانها و خرده گفتمانهای دیگر می شود. و هماهنگی بیشتری در حوزه های اقتصاد، سیاست و فرهنگ را از جانب دولت- ملتها (Nation –Stutes) ضروری می سازد.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment