دانلود پروژه رشته اقتصاد درباره جهانی شدن اقتصاد و آثار آن – قسمت سوم

دانلود پایان نامه

در سطح فرهنگ باید از ظهور جامعة مدنی جهانی سخن گفت. جنبش های فرهنگی و اجتماعی بین المللی جزئی از این جامعه هستند و به مسایل و موضوعاتی چون رعایت حقوق بشر و آزادی های مدنی از جانب دولت های ملی نظر دارند كه از حدود توانایی و دید دولت های ملی بسی فراتر می روند.

تاریخچه جهانی سازی: در بحث مربوط به تاریخچه جهانی سازی، با دو سوال عمده روبرو هستیم: 1 تاریخچة اصطلاح جهانی شدن و 2 تاریخچة گرایش و رویكرد به جهانی شدن، به چه زمانی بر می گردد؟

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

تاریخچه اصطلاح جهانی سای: زمان چندانی از كاربرد واژه جهانی شدن نمی گذرد. چون، قدمت این واژه به سال های آخر دهه 50 و سال های اولیه دهة 60 میلادی می رسد. در سال 1328 ش (1959 م) مجله آكونومیست از كلمه سهمیة جهانی (Queta Globalization) استفاده كرد. در 1340 ش. ( 1961 م) فرهنگ و بستر فرهنگ معتبری بود كه تعاریفی دربارة دو اصطلاح Globalism ، Globalization ارائه داد، یك سال بعد نشریه Spectator مفهوم جهانی را گیج كننده توصیف نمود. در 1344 ش (1965 م) مارشال مك لوهان، نام دهكده جهانی را بر كتاب جنگ و صلح در دهكدة جهانی خود گذارد

برخی اصطلاح دهكدة جهانی را سرآغازی بر شكل گیری اصطلاح جهانی شدن می داند با این وصف، استعمال واژة جهانی شدن و یا مشتقات آن، تا دهة آخر قرن 20 محدود باقی ماند. از این رو، جای تعجب نیست كه تا سال 1373 ش( 1996م) فهرست كتاب های موجود در كنگره آمریكا از واژه جهانی یا جهانی شدن استفاده كرده باشد، به 34 عنوان محدود شود، در حالی كه این عناوین در 1377 ش (1998م) به بیش از 200 عنوان و در 1378 عنوان و در سال 1378 به بیش از 400 عنوان رسید. این رشد، گویای پذیرش و یا مورد توجه قرار گرفتن پدیده و اصطلاح جهانی شدن توسط نویسندگان و محققان در سال های پایانی قرن 20 است. بنابراین می توان گفت: از ویژگی های سال های پایانی قرن 20، كاربرد فراگیر واژه جهانی شدن است.

نتیجه اینكه، به عقیده نگارنده، جهانی شدن تداوم حركت نظام سرمایه داری و كاپیتالیستی غرب است كه پس از پایان جنگ سرد، از لاك دفاعی بیرون آمده، و رویای تسلط بر عالم را در سر می پروراند. به همین دلیل، با پایان جنگ سرد كه با فروپاشی بلوك شرق همراه بود، سیاست و استراتژی جدیدی به نام نظم نوین جهانی از سوی آمریكا مطرح گردید. این پدیده كه با تحولات عظیم در تكنولوژی جدید اینترنت همراه شد، به مقدمه ای برای جهانی سازی تبدیل گردید.

  • تاریخ رویكرد به جهانی سازی : بر خلاف تازگی اصطلاح جهانی شدن، میل به آن، چه در تئوری، چه در عمل، سابقه ای به قدمت حیات بشر دارد. گرایش به جهانی شدن، نخست در ادیان الهی بروز كرد، به گونه ای كه، ادیان بزرگ الهی، چون یهودیت، مسیحیت و اسلام، سودای جهانی سازی داشته اند، و اینك نیز، هر یك از آنها، درصددند امتی یگانه و حكومت جهانی واحده پدید آورند، و البته در این راه، جهانی سازی اسلامی، برترین و كامل ترین شكل جهانی سازی دینی را مطرح كرده است. ( ان الارض یرثها عبادی الصالحون) مخاطبان در جهانی سازی اسلامی، نه عرب، نه مكی، نه مدنی و نه حتی مسلمانان، بلكه كافة ناس و تمام مردم اند، و معنویت (خدا) و عقلانیت ( انسان) دو عنصر اساسی آن اند. در كنار یهودیان الهی، تمدن ها، كشورها، و انسان هایی نیز بوده اند كه براساس اندیشه های جاه طلبانه، سودجویانه و جامْه عمل بپوشانند. بابلیان، ایرانیان، رومیان و … از همین تمدنها، كشورها و آدم ها هستند كه در پی نیل به حكومت بر جهان و واداشتن همگان به پیروی از ارزش های خود بوده اند.

پس از اسلام و … اغلب از دو مكتب ماركسیسم و كاپیتالیسم به عنوان مدعیان حكومت جهانی نام می برند:

ماركسیست ها با تقسیم تاریخ به كمون اولیه، برده داری، فئودالیسم و كاپیتالیسم، مدعی اند كه بشر با گذر از این مراحل چهار گانه، به مرحله نهایی یعنی كمونیسم وارد می شود كه آن یك حكومت جهانی با ویژگی هایی چون مرام اشتراكی، فقدان دولت و نبود مالكیت است. البته آنها قبل از ورود به مرحلة آخر تاریخ یك مرحله انتقالی به نام سوسیالیسم را نیز پشت سر می گذارند. سوسیالیسم كمی با كاپیتالیسم و نیز اندكی با كمونیست شبیه است. مثلاً، در سوسیالیسم همانند كاپیتالیسم، دولت و حكومت وجود دارد، ولی بر خلاف كاپیتالیسم حكومت در اختیار همه نیست، بلكه حكومت در حاكمیت كارگران است. اگر چه شكست كمونیسم در دنیای امروز، به معنای غیر قابل وصول و یا خیالی بودن حكومت جهانی كمونیستی است. ولی سوسیالیست ها معتقدند، به علت ریشه دار بودن شعارهای عدالت و مساوات سوسیالیستی در نهاد و فطرت انسان، بشر دوباره به سراغ سوسیالیسم و سپس كمونیسم خواهد آمد؟!

كاپیتالیسم یا سرمایه داری غرب، یكی دیگر از مدعیان جهانی شدن نیز، در پی جهان گرایی و ایجاد یك حكومت جهانی است.

از زمانی كه سرمایه داری غرب شكل گرفت، یعنی از چهار یا پنج سده پیشین یا به عقیده والرشتاین، از قرن 16میلادی، شكل گیری و تسلط نظام سرمایه داری بر جهان آغاز شده است. از اواخر قرن 19، و به خصوص از اویل قرن 20، سرمایه در كشورهای شمال به مرحلة اشباع رسید و انباشت سرمایه، به ركود اقتصادی دامن زد. بنابراین غرب، به صدرو سرمایه دست زد، تا از این طریق به بازارهای جدید و جویای سرمایه دست یابد، و هم بحران های نهفته در درون خود را به كشورهای توسعه نیافته منتقل كند. این فرآیند، موجب رشد دوبارة نظام سرمایه داری گردید. نتیجه این كه، جهانی شدن:

اولاً، در ادامه تحولات كلان تاریخ بشر غربی، یعنی انقلاب كشاورزی، انقلاب صنعتی و انقلاب اطلاعاتی است

ثانیاً، تداوم حركت سرمایه داری غرب است، ولی پس از پایان جنگ سرد، تهاجمی تر شده و رویای تسلط بر عالم و جهان گیتی را در سر می پروراند.

به این علل، جهانی شدن بیش از هر تعریف دیگر، به آن معناست كه سیاست اقتصادی، امنیت غذایی و… باید در حوزة اختیارات تجار و سرمایه گذاران دولت های ثروتمند قرار گیرد، و در این روند، حكومت ها، نهاد های بین المللی و حتی سازمان های بین المللی نیز اجازه ندارند كه فعالیت و قدرت آنها را به پرسش گیرند. با چنین نگرش و عقیده ای كه جهانی شدن را كروگمن، ادغام بیشتر بازارهای جهانی، مك ایوان، آن را گسترش بین المللی مناسبات تولدی و مبادلة سرمایه سالارانه، بازانسون نیز، جهانی شدن را یكپارچگی تجارت با حذف مرزهای تجاری، سرعت در مبادلة تكنولوژی و افزایش عمومی در مصرف جهانی می داند، طبیعی خواهد بود كه در راس چنین نظامی، آمریكا قرار گیرد. از این رو، مالكوم واترز می گوید: « جهانی شدن نتیجة مستقیم گسترش فرهنگ اروپایی از طریق مهاجرت، استعمار، و تقلید فرهنگی به سراسر كره زمین است. این پدیده به طور ذاتی از طریق فعالیت های سیاسی و فرهنگی با الگوی توسعة سرمایه داری همراه است» روژه گارودی هم در اینباره می گوید: « جهانی سازی نظامی است كه قدرت مندان را با ادعای روابط آزاد و آزادی بازار، قادر می سازد تا اصنافی از دیكتارتورهای ضد انسانی را به مستضعفان تحمیل نماید»

در یك جمع بندی كلی، رابرتسون فرآیند جهان خواهی كاپیتالیسم و مشخصه های آن را به این شكل مطرح می كند:

1- مرحله بدوی: این مرحله در اروپا و در بین سال های 1400 تا 1750 رخ داد. تجزیة كلیسا، ظهور جوامع دولت ملت و استعمار كشورهای ضعیف مشخصة این مرحله است.

2- مرحلة نخستین: مرحله آغازین از سال 1750 تا 1850 ادامه داشت كه بروز مسائل شهروندی، انعقاد اولین قرار دادهای بین المللی از نشانه های آن است.

3- مرحله جهش: در مرحله جهش كه به سال 1875 تا 1925 بر می گردد، بشر شاهد مهاجرت ها در سطح وسیع و جنگ های بزرگ چون جنگ جهانی اول است.

4- مرحله سلطه گرایی: طی سال های 1925 تا 1969، با بروز جنگ جهانی دوم، تاسیس جامعه ملل و سازمان ملل متحد، آغاز جنگ سرد و افزایش كشورهای جهان، جهانی شدن روند سریع تری به خود گرفته است.

5- مرحله عدم قطعیت: از سال 1969 به بعد، فعالیت وسیع رسانه های گروهی، تشدید جنگ سرد، تلاش برای دست یابی به سلاح های مرگ بار تر موجب شد كه ساكنان كرة زمین، اعتماد كمتری نسبت به سیر و روندی كه در جهان طی می شد، داشته باشند.

6-مرحله جهانی شدن: مرحله جدید با پایان جنگ سرد، فروپاشی شوروی سابق، حمله آمریكا به عراق، و طرح نظم نوین جهانی ( طرح نظام تك قطبی) به رهبری آمریكا آغز شد. این پدیده با تحولات گسترده تكنولوژی در زمینة اینترنت، تاسیس سازمان تجارت جهانی و نیز وحدت پولی یازده كشور اروپایی همراه است.

آثار منفی « جهانی شدن»

جهانی شدن، در كتاب آثار مثبت، دارای آثار منفی بسیاری است كه مخالفت های زیادی را در سراسر گیتی، در میان دولتمردان، اقتصاددانان، و دانشمندان علوم اجتماعی برانگیخته است. نظر به اهمیتی كه شناخت این آثار، در تصمیم گیری در قبال گسستن به روند جهانی شدن دارد، بر شمردن و تبین آنها ضروری می نماید.

  • بحران دولت ملی: نیروهایی كه ماشین جهانی شدن را به پیش می برند، به طور آشكاری اقتصادهای ملی را تحت نفوذ خود گرفته اند و با تسلط دولت بر منابع درآمدی خود و كنترل اقتصاد داخلی، سرناسازگاری دارند. قوانین و مقررات ملی، اندك اندك در سایة قوانین و توافق نامه های بین المللی رنگ می بازند. قوه مقننه كشورها، وظیفة قانونگذاری را هر جا كه پای تحكم های سازمان های فراملی، مانند صندوق بین الملی پول و بانك جهانی در میان است، با تردید و انعطاف انجام می دهند. مسوولان اقتصادی دولت ها، در مورد تخصیص بودجه، مالیات ستانی و اصلاح توزیع درآمدها، چاره ای ندارند، مگر این كه تاثیرات بین المللی عملكرد اقتصادی خود را با دقت زیر نظر داشته باشند. برای كشورهای در حال توسعه، سیاستگذاری و اجرای برنامه های اقتصادی، ماند عبور از دهلیزی تاریك است كه جای جای آن، دشنه ها و آلات برنده كار گذاشته باشند. بی سبب نیست كه بسیاری از كشورهای جهان سوم در دو دهة اخیر، در امر برنامه ریزی و اجرا به سرگشتگی مبتلا شده اند. در وضعیت جدید، دولت ها، سازمان ها و شركت های ملی، ناگزیرند خود را از نو تعریف كنند. به گفتة هابسباوم، نیروهای فراملی از سه طریق دولت ها را تضعیف می كنند:

ایجاد اقتصاد فوق ملی كه اكثریت معاملات آن، خارج از حسابرسی های دولت ها صورت می گیرد، یا حتی كنترل آنها بیرون از توان دولت ها است كه این توانایی دولت ها را در زمینة ادارة اقتصاد ملی محدود می كند. دلیل عمدة سیاست های سوسیال. دموكراتیك و كینزی كه طی سومین ربع قرن بیستم، بر سرمایه داری غرب مسلط شده، این است كه توانایی دولت ها برای تنظیم سطوح اشتغال، دستمزد و هزینه های رفاهی در قلمرو خودشان، در مواجهه با رقابت بین المللی از جانب اقتصاد هایی كه تولید ارزان تر و با كیفیت تری دارند، تحلیل رفته است.

ظهور نهادهای منطقه ای و جهانی، مانند اتحادیة اروپا و موسسات بانكی بین المللی، دولت ها را تضعیف كرده است. كشورهای كوچك تر ناگزیرند به عنوان بخشی از یك بلوك بزرگ تر در رقابت بین المللی وارد شوند. اقتصاد این گونه دولت ها، گاه چنان ناتوان است كه آنها را به وام های اعطایی با شرایط محدود كنندة سیاسی وابسته می كند.

با انقلاب تكنولوژیك در عرصة حمل و نقل و ارتباطات، مرزهای سرزمینی تا حد زیادی موضوعیت خود را از دست داده است. بر خلاف گذشته بسیاری از مردم، همزمان در بیش از یك كشور زندگی و كار می كنند، یا در حال رفت و آمد بین كشورها هستند. امرزوه كاملاً طبیعی است كه یك فرد از طبقة متوسط، در دو یا چند كشور دارای منزل و درآمد باشد. این امر بر روابط بین مهاجران دایمی و دولت هایی كه برای اقامت خود برگزیده اند و نیز بر روابط بین مهاجران و دولت های مبدا تاثیر می گذارد.

  • تسلط فرهنگ غربی، موثرترین ابزاری كه روند جهانی شدن را شتاب بخشیده، پیشرفت هایی است كه در صنعت ارتباطات و تكنولوژی كامپیوتر روی داده است. سرمایه داری جهانی این توفیق را داشته است كه فن آوری های حساس ارتباطات و رایانه را در انحصار خود داشته باشد. در موقعیت كنونی، حتی متعصب ترین دشمنان امریكا نیز اخبار و تحلیل های دست اول سیاسی و اقتصادی را در گزارش های شبكه هایی، مانند سی ان ان جست و جو می كنند. جهان غرب هم از جهت تكنولوژی ارتباطات و هم از جهت گستردگی امپراتوری خبری و سیاسی و اقتصادی خویش، تهیه و تنظیم نمی كنند. كه آنان هیچ گاه مطالب پخش شده را به دلخواه رقابی سیاسی و اقتصادی خویش، تهیه و تنظیم نمی كنند. ماهواره ها و شبكة اینترنت، تبدیل به ابزارهایی برای دور زندن اقتدار دولت های جهان سوم و بی اثر ساختن مطالب پخش شده را رادیو تلویزیون های ملی شده اند. امریكا و اروپا از طریق رسانه های جمعی و برنامه های فرهنگی پر جاذبه خود، هر روز كه می گذرد، جوانان را در گسترة جهان، بیش تر با فرهنگ ملی و باورهای مذهبی نیاكانشان بیگانه می كنند.

همة این فعالیت ها به هدف دمیدن روح سرمایه داری، در كالبد جهان معاصر صورت می پذیرد. لیبرالیسم در تمام ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی تبلیغ می شود تا مقاومت هایی كه ریشه در باورهای مذهبی و تعلقات ملی دارد از میان برود و جهان به صورت یك بازار واحد در آید كه مصرف كنندگانش آن چه را تقاضا كنند كه شركت های چند ملیتی تولید می كنند و برای دست یابی به این هدف باید با تبلیغ فرهنگ غربی همسان سازی فرهنگی در گستره گیتی، صورت داده شود.

  • تضعیف مردم سالاری: تصوری كه از دموكراسی وجود دارد، به گونه ای است كه تنها در چارچوب یك دولت مبسوط الید و سراسری ملی، قابل حصول است. به علت جریان جهانی شدن، پرسش هایی دربارة توانایی دولت ملی برای حفظ معیارهای دموكراسی به ذهن می آید:

الف- اگر همان گونه كه گفته شد، جهانی شدن باعث تضعیف نهاد دولت گردد، آیا دموكراسی كه تنها در قالب ملی قابل حصول است، بزرگ ترین حامی خود را كه دولت مقتدر ملی است، از دست نخواهد داد؟ آیا این امر دموكراسی را به صورت یك شعار توخالی در نخواهد آورد؟

ب- اگر پیوستن به كاروان جهانی شدن، بحران های اقتصادی و مالی، بیكاری گسترده و نابرابری های شدید در توزیع درآمدها و تحقق جامعة طبقاتی را در پی داشته باشد، آیا دولت های ملی می توانند، همچنان بار رجوع به آرای عمومی و معیار قرار دادن رای اكثریت در انتخابات و همه پرسی ها، كشور را اداره و معضلات را حل كنند؟ آیا اكثر مردم ناراضی از روند جهانگرایی، به این فكر نخواهد افتاد كه با استفاده از رای خود، پیش روی جریان جهانی شدن را سد كنند؟ یا با عدم شركت در انتخابات، عملاً دموكراسی را به شكست كشانند؟ در این صورت تدبیر چه می تواند باشد؟

ج- از آنجا كه دولت نهادی سیاسی است كه از جمله وظایفش، تامین رفاه عمومی و توزیع عادلانة امكانات اقتصادی بین آحاد جامعه است. این سوال پیش آید كه آیا تحت فشار شركت های چند ملیتی- كه با جهانی شدن اقتصاد به طور آزادانه می توانند در كشورهای مختلف سرمایه گذاری های انبوه نمایند و به تولید و فروش كالا بپردازند- دولت ها مجبور نخواهند شد كه منافع موكلین خود را فدای خواسته های شركت های چند ملیتی كنند؟ و آیا دولتمردان به صورت بازوی سیاسی این نهاد های اقتصادی قدرتمند در نخواهند آمد؟

  • رشد فرقه گرایی و قومیت طلبی: این كه فرهنگ غالب در روند جهانگرایی، هماسان سازی است، هیچ گاه به معنای این نیست كه انسانهایی را می پرورد كه با یكدیگر تعارض و تنازعی ندارند. همسان سازی، یعنی این كه آدم ها را خود خواه، منفعت طلب و بی گذشت بار می آورد كه تنها به خود و گروه خود می اندیشند. این خود محوری با ایدة جهان گرایی سرناسازگاری دارد. رشد انفجار گونة ملیت گرایی و ادعاهای قومی كه روند جهانی شدن را به چالش می خواند، به نظر می رسد، ریشه در همین امر داشته باشد. جدایی طلبی اهالی باسك در اسپانیا، سیسیل در ایتالیا، كبك در كانادا و حتی اسكاتلند در بریتانیا، دلیلی است بر این كه حتی كشورهای مرفه نیز از این پی آمد بركنار نیستند. اقوامی كه در گذشته با پندارهای ناسیونالیستی در كنار هم می زیستند، در اوضاع كنونی دلیلی نمی بینند كه سهم خود را با دیگران قسمت كنند. این است كه روز به روز بر تنوع ها و تكثرهایی افزوده می شود كه زمینه ساز جدال های اینده است. فرقه ها و گروه های كوچكی پدیدار می شوند كه در سابق نامی از آنان نبود. جهانی شدن به همه فهمانده است كه هر كس باید مثل عنكبوت، تنها تار خود را بتند.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment