دانلود پروژه بررسی جنایت علیه بشریت در اساسنامه دیوان كیفری – قسمت چهارم

دانلود پایان نامه

– واژة «غیرنظامیان»

این واژه حملات بر ضد نیروهای مسلح را مستنثی می‌سازد.

این بحث مسأله‌ای را ایجاد می كند، و آن اینكه معیار جمعیت غیر نظامی چیست؟ به عبارت دیگر جمعیت غیر نظامی چه ویژگیهایی دارد؟

در اساسنامه و در گزارش دبیر كل هیج معیاری در اینخصوص به دست نمی‌آید.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

اما در ماده 50 پروتكل شماره یك مورخ 1977 افراد غیرنظامی را اینطور تعریف می‌كند: افرادی غیر نظامی محسوب می شوند كه در هیچ یك از طبقات نیروهای مسلح مقررر در ردیف‌های 1 ، 2 ، 3 ، 6 قسمت الف م 4 عهده نامه سوم (ژنو) و ماده 43 پروتكل حاضر حای نگیرند. و البته نكته دیگر این است كه با توجه به اینكه جرم علیه بشریت هم در زمان جنگ و هم در زمان صلح روی می دهد. به نظر می‌رسد تفكیك بین نظامی و غیرنظامی مربوط به شرایط جنگی باشد. و به نظر می رسد در شرایط صلح، تمامی اتباع یك دولت كه تبعه آن دولت محسوب می‌شوند، اعم از اینكه نظامی باشند یا غیرنظامی در تركیب جمعیت غیرنظامی قرار می‌گیرند.

3- واژه «جمیت»

جمعیت منعكس كننده ماهیت جمعی حمله می‌باشد. و هدف از اعمال این مسأله این است كه جرائمی كه دارای ماهیت جمعی می باشند و اقدامات انفرادی و یا جداگانه افرادی نمی‌باشند، لحاظ نمود.

كمیسیون جرائم جنگی سازمان ملل متحد نیز اظهار داشت كه هدف از قید این ضرورت این است كه: جرائم انفاردی افراد در چارچوب جرائم علیه بشریت نمی‌گنجد، بلكه یك اقدام توده ای، منظم و قاعده مند مورد نیاط است.

و منظور از جمعیت،‌ ماهیت انوبه و توده‌دار قربانیان است. كه البت به معنای نابود شدن كامل این جمعیت نمی‌باشد بلكه قربانی شدن تعداد قابل ملاحظه‌ای از افراد مورد نظر است البته اگر تنها یك نفر و یا تعداد اندكی هم با طرح و برنامه هماهنگ و سازمان یافته قربانی شوند باز هم جرم علیه بشریت است.

4- واژه جهت دارد

یعنی جرم برنامه‌ریزی شده باشد و جهت دارد باشد.

د) عنصر تبعیض آمیز بودن

از موضوعات مورد بحث دیگر در كنفرانس رم این بود كه آیا برای تعریف جرائم علیه بشریت نیازی به قید انگیزه تبعیض آمیز هست یا خیر؟ یعنی آیا این جرائم باید به دلایل مذهبی، نژادی، قومی، سیاسی و ملی انجام شود یا خیر؟

همه شركت‌كنندگان در اجلاس بر این نظر بودند كه تعریف جرم خاص تعقیب و آزار و اذیت نیازمند قید انگیزه تبعیض آمیز می‌باشد. زیرا جوهرة‌ جرم تعقیب و آزار و اذیت، تبعیص است. اما اكثریت پذیرفتند كه برای تعریف همه جرائم علیه بشریت نیازی به قید عنصر تبعیض آمیز نیست. و بالاخره در مذاكرات رم این توافق حاصل شد كه انگیزه تبعیض آمیز، عنصر ضروری برای همه جرائتم علیه بشریت نیابد و فقط در مورد جرم تعقیب و آزار و اذیت لحاظ شود. و آن هم با این تأكید كه هر چند اعمال تبعیض نمی تواند یك جرم كیفری باشد ولی اشكال بسیار شدید اعمال تبعیض كه به حد تعقیب و آزار و اذیت عمدی برسد. آشكارا مجازاتی كیفری دارد. و شناسایی تعقیب و آزار و اذیت به عنوان یك جرم در مواردی جایز است كه نقض شدید عمدی همراه با اعمال تبعیض عمدی به دلایل غیر قانونی و در ارتباط با سایر اقدامات بر شمرده شده باشد. [1]و نكته دیگر اینكه در كنفرانس رم چنین توافق شد كه باید ارتباط میان جرم تعقیب و آزار و اذیت و هر جرم دیگری كه در صلاحیت دیوان كیفری بین المللی است یا هر اقدامی كه در بند اول به آن اشاره گردیده است،‌ یعنی سایر اقدامات غیرانسانی، محرز شود. [2]

هـ) عنصر معنوی (قصد نامشروع)

در قسمت آخر از بند 1 م 7 اساسنامه آمده كه مرتكب باید علم به حمله داشته باشد اساسنامه دیوان كیفری بین‌المللی در تعریف خود تأیید می نماید كه در عین حال كه ضرورتی ندارد متهم مسئول حمله سراسری علیه جمعیت غیرنظامی می‌باشد، دست كم باید از جمله آگاه بوده باشد. برخی از ناظرین اعتقاد داشتند كه چنین اطلاعی لازم نیست. از نظر آنها تنها مانع صلاحیتی، وجود حمله بر ضد جمعیت غیرنظمی است و هنگامی كه این مانع بر طرف شد متهم را حتی اگر از حمله سراسری بی‌خبر باشد می‌‌توان به جرم جنایت علیه بشریت محكوم كرد. با وجود این، به نظر می‌رسد رهیافتی كه در كنفرانس رم اتخاذ گردید با اصول بنیادین حقوق كیفری سازگارتر است. وظیفه دادستان در زمینه اثبات وجود همه عنصر جرائم از جمله عنص معنوی را ریسمان طلایی حقوق كیفری خوانده‌اند. ارتباط با یك حملة‌ سازمان یافته یا گسترده، عنصر ضروری و اصلی‌ای است كه یك جرم «معمولی» را به پایه شدیدترین جرائم شناخته شده بر ضد بشریت می‌رساند هنگام محكوم كردن فردی از بایت ارتكاب این شدیدترین جرم بین المللی، اگر شخصی واقعاً از این عنصر اصلی و مركزی اطلاعی نداشته باشد. اصل كافی نبودن صرف عنصر مادی و لزوم همراه بدن آن با عنصر معنوی نقض می شود. و انگهی وظیفه اثبات همة عناصر ذهنی، زحمت نامتناسبی برای دادستان ایجاد نمی كند. با توجه به رسوایی گریز ناپذیر هر حملة سازمان یافته یا گسترده بر ضد جمعیت غیر نظامی،‌ به دشواری می‌توان وضعیتی را تصور كرد كه در آن شخص بتواند (مثلاً) مرتكب قتل به عنوان بخشی از چنین حمله‌ای شود و به راستی مدعی گردد كه كاملاً از این حمله ناآگاه بوده است. با وجود این اگر چنین حالتی پیش آید، متهم قصد نامشورع برای ارتكاب قتل داشته،‌ اما برای جرائم جدی‌تری مانند جرم علیه بشریت، چنین قصدی نداشته است.[3]

مبحث چهارم- مصادیق جنایات بر ضد بشریت در اساسنامه دیوان كیفری بین‌المللی

مصادیق جنایات بر ضد بشریت در اساسنامه دیوان كیفری بین‌المللی

جنایات بر ضد بشریت را می‌توان به 3 دسته تقسیم كرد:‌

  • جنایات بر ضد تمامیت جسمی و روحی افراد
  • جنایات بر ضد آزادیهای افراد
  • سایر اعمال ضد بشری

الف) جنایات بر ضد تمامیت جسمی و روحی افراد

این جرائم عبارتند از: قتل، قلع و قمع (ریشه كن نمودن)، شكنجه و آزار (مستمر)

هر گروه یا هر تجمع مشخصی به علل سیاسی، نژادی، ملی، قومی، فرهنگی،‌ مذهبی یا جنسی به شكل مندرج در بند 3 یا به علل دیگر در ارتباط با هر یك از اعمال مذكور در این بند و یا هر جنایت مشمول صلاحیت دیوان كه در سراسر جهان به موجب حقوق بین‌الملل غیر مجاز شناخته شده است. در مورد قتل و قلع و قمع از بین رفتن كامل تمام یا بخشی از قربانیان وجود دارد و در مورد شكنجه و آزار مستمر، قربانیان به طور كامل از بین نمی روند ولی متحمل رنج و عذاب می‌شوند.[4]

«نكته‌ای كه در كنفرانس رم در این زمینه بحث انگیز بوه، آزار به لحاظ «جنسیت» بود چون كلمه جنسیت به نظر می‌ رسید كلیه حالات جنسی از جمله همجنس بازان را نیز شامل می‌شود ولی در كنفرانس رم پس از بحثهایی سرانجام بند سوم ماده 7 اساسنامه كلمه «جنسیت (gender) » را اینگونه تعریف كرد: «جنسیت شامل دو جنس مذكر یا مؤنث، با توجه به مجموعه شرایط هر جامعه، می‌ شود و معنای دیگری هم ندارد.[5]

  • قتل (murder)

قتل عبارت است از سل ارادی حیات افراد كه همواره مورد تنفر و انزجار افراد بشر بوده و در قوانین داخلی همه كشورها ممنوع اعلام شده است و سنگین ترین مجازاتها را به دنبال دارد قتل در كنوانسیون 1899 و 1907 لاهه، كنوانسیون چهارم ژنو مورد اشاره قرار گرفته ولی تعریف نشده است.

در اساسنامه دیوان كیفری بین المللی نیز فقط نامبرده شده و تعریفی از آن ارائه نشده است و حتی در پیشنهاداتی كه قبل از تصویب اساسنامه دیوان مورد بحث بود تعریفی از این جنایت ارائه نشده است. شاید مهمترین دلیل روشن و آشكار بودن آن باشد.

2- قلع و قمع (ریشه كن نمودن ) (Eextermination)

ریشه كن كردن جنایتی است كه علیه یك گروه از افراد صورت می‌گیرد و نوعی از بین بردن جمعی است كه شامل تحمیل وضعیت خاصی از زندگی است از جمله محروم كردن از غذا و دارو به منظور منهدم كردن بخشی از یك جمعیت غیرنظامی برنامه ریزی می‌‌ شود. این جنایت بسیار نزدیك به جنایت نسل كشی است اما با توجه به صدر ماده 7 كه گفته عمل ارتكابی بایستی به شكل گسترده یا سازمان یافته باشد. بنابراین اگر جنایت «ریشه كن كردن» در مقیاس وسیع باشد در غالب جنایات علیه بشریت جای دارد و در غیر اینصورت مشمول بند ج ماده 6 اساسنامه یعنی در غالب جنایت نسل كشی جای می‌گیرد.

3- شكنجه (Torture)

شكنجه یعنی «تحمیل عمدی درد یا رنج شدید جسمی یا روحی بر شخصی كه توقع یا تحت كنترل متهم به شكنجه است.»

در طول تاریخ شكنجه همیشه جرم نبوده . مثلاً در یونان قدیم بسیار معمول بود اما به تدریج منع شكنجه وارد صحنه بین‌المللی شد و در كنفرانسیونهای 1899 و 1907 لاهه و ماده 3 مشترك كنوانسیونهای 1949 ژنو و پروتكل های 1977، اعمال شكنجه منع گردید و در غیر موارد چنگی نیز میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی اعلامیه جهانی حقوق بشر و سایر كنوانسیونها و معاهدات منطقه‌ای نیز به همین ترتیب شكنجه را منع كرده‌اند. بنابراین منع شكنجه امروزه از قواعد اساسی و مهم حقوق بشر دوستانه بین‌المللی است.[6]

4- آزار و ایت (Parsecation)

یعنی ارتكاب اعمالی كه موجب ورود صدمات جسمانی و روانی و ضررهای اجتماعی و اقتصادی به اشخاص می‌شود.

منظور از آزار و اذیتی كه در ماده 7 به عنوان جنایت علیه بشریت آمده شامل: آزار و ایت و تعقیب هر گروه یا مجموه مشخصی به علل سیاسی،‌ نژادی، ملی، قومی، فرهنگی، مذهبی،‌ جنسیت یا علل دیگر است. كه این اعمال بر خلاف اصول و قواعد حقوق بین‌الملل بشر دوستانه می‌باشد.

ب) جنایات بر ضد آزادیهای افراد

كه عبارتند از به بردگی كشیدن، كوچ یا انتقال اجباری جمعیت، حبس كردن یا محرومیت شدید از آزادی جسمانی یا نقض قواعد بنیادین حقوق بین‌الملل، تجاوز جنسی، بردگی جنسی، فاحشگی اجباری،‌ حاملگی اجباری، عقیم كردن اجباری و هر شكل دیگر خشونت جنسی مشابه آن، ناپدید كردن اجباری افراد و آپارتاید.

جنایات این قست به طور عمده زایل كننده آزادیهای فردی قربانیان هستند.

1- به بردگی گرفتن (Enslavemen)

«منع بردگی نسبت به دیگر جنایات بین المللی از سابقه طولانی‌تری برخوردار است، یعنی به قبل از كنوانسیونهای 1899 و 1907 لاهه بر می گردد. به بردگی گرفتن یعنی اعمال اختیارات مربوط به حق مالكیت بر انسان و او را مورد استثمار قرار دادن، می‌باشد.[7]

ولی خود اساسنامه به بردگی گرفتن را اینطور تعریف می‌نماید «اعمال اختیارات مربوط به حق مالكیت بر انسان كه مشتمل است بر اعمالی كه از قبیل خرید و فروش انسان به ویژه زمان و كودكان».

2- تبعید یا كوچ اجباری جمعیت

یعنی جابجا كردن اجباری اشخاص مورد نظر از طریق بیرون راندن یا دیگر اعمال قهرآمیز از منطقه‌ای كه قانوناً در آنجا حضو دارند.

فرق این تبعید و كوچ اجباری در این است كه «تبعید به معنی اعزام اشخاص از یك شور به كشور دیگر است ولی كوچ اجباری به معنی منتقل كردن آنها به طور اجباری از نقطه‌ای به نقطه دیگر در همان كشور می‌باشد.[8]

3- حبس كردن (Imprisonment)

حبس كردن یعنی ایجاد محرومیت شدید از آزادی جسمانی كه برخلاف قواعد اساسی حقوق بین‌الملل می‌باشد. در این زمینه ماده 9 اعلامیه‌ جهانی حقوق بشر چنین تصریح می نماید.

«احدی را نمی‌تون خود سرانه توقیف كرد یا حبس كرد.»

این مورد نیز در اساسامه دیوان كیفری بین المللی تعریف نشده است.

4- تعرضات جنسی

تعرضات و خشونهای جنسی پدیده‌ای است كه به طور عمده در پی بروز بحران در سرزمین یوگسلاوی سابق با شدت زیادتری نسبت به گذشته ظاهر شدند و توجه جامعة جهانی را به خود جلب نمودند. اما فقط یك نوع آن یعنی تجاوز جنسی در ماده 5 اساسنامه دادگاه كیفری بین‌المللی یوگسلاوی به عنوان جنایت بر ضد بشریت لحاظ شد. كه در ماده 3 اساسنامه دادگاه كیفری بین‌المللی روآندا نیز تكرار و درج گردیده است. در كنفرانس رم موارد دیگری نیز مد نظر قرار گفت به طوری كه علاوه بر تجاوز جنسی، بردگی جنسی، فاحشگی اجباری،‌ حاملگی اجباری،‌ عقیم كردن اجباری و هر شكل دیگر خشونت جنس نیز لحاظ شد كه در مورد حاملگی اجباری بحثهایی پیش آمد كه سرانجام حاملگی اجبای به عنوان جرم عیه بشریت مورد پذیرش قرار گرفته مشروط بر اینكه تأثیری بر مقرارت داخلی دولتها در مورد سقط چنین نداشته باشد. و آن را اینطور بیان می دارد:

«حاملگی اجباری یعنی حبس كردن غیرقانونی زنی كه به روز حامله شده است. به قصد تأثیرگذاری بر تركیب قومی یك جمعیت یا دیگر نقض‌های فاحش حقوق بین الملل»[9]

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

با فرمت ورد

Leave a comment