دانلود تحقیق در مورد پروژه خاموش شدن چراغ علم -قسمت چهارم

دانلود پایان نامه

 

سرآغاز انحطاط و افول عصر طلایی

متوكل خون مباحثان مخلوق بودن یا نبودن قرآن را مباح اعلام كرد او به حمایت از تقلید بی چون و چرای حدیث پرداخت و آموزش اهل نه در مدارس مسلمانان را قدغن كرد كتابفروشان و نسخه برداران حق فروش كتب فلسفی و سایر آثار علم كلام و جدل بود نداشتند.

 

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

دانشمندان غیر مسلمان نیز مورد دشمنی قرار گرفتند بر خلاف عصر طلایی كه درهای خود را به روی دانشمندان مورد غضب كلیساها باز كرده بود حالا وضعیت معكوس شده بود و آنان مجبور بودند عمامه و بازوبند خاصی داشته باشند تا از دانشمندان مسلمان متمایز گردند. اما دانشمندان مسلمان نیز وضعیت چندان مناسبی نسبت به آنان نداشتند. درك دلیل این همه ضدیت با فلسفه و علوم عقلی دشوار نیست زیرا از نظر سنت گرایان مسائل فلسفی و منطقی تأكیدشان بر حدیث و سنت نبود و پایه و اساسشان عقل و رأی بود. از نظر صفا عجز فقها در مقابل استدلالات منطقی مخالفین باعث این عناد شدید شده بود. طیف فقها نیز مانند طیف عقل گرایان از جریانات متعددی تشكیل شده بود. دو جریان در روند فكری سنت گرایی با اهمیت‌ترند جریان اول «اشعریان» یا «اشاعره» بود اما جریان دوم در یك فرد تبلور یافت اگرچه اندیشه های او همچون یك نحله فكری در نیامد اما بدون شك او عمیقترین تأثیر را بر تفكر دینی در اسلام گذارد. آن شخص كسی جز ابوحامد امام محمد غزالی نیست. در جریان اول نیز مانند بسیاری جریانهای دیگر و در ابتدا فردی ظهور كرد و به تدریج شاگردانی گرد آورد كه برخی از آنان ادامه دهند، را استاد بودند. بنیان گذار جریان اشاعره نیز عالمی به نام ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری نوادة ابوموسی اشعری بود او در ابتدا نزدیكی از بزرگان معتزله شاگردی می نمود و تا چهل سالگی در دفاع از معتزله كتب سیاری نگاشت اما در زمان چهل سالگی اعلام كرد كه توبه نموده و از معتزله دست شسته است، نكته مسلم آن است كه اشعریان برای عقل ارزشی قائل نبودند و اعتبار آن را به خاطر آگاهی از شرع می دانستند. با این همه اشعریان در زمرة سنت گرایان معتدل هستند. زیرا از نظر بسیاریاز سنت گرایان اساساً اثبات عقلی حرام بود. جدیدترین مخالفت اشاعره با معتزله در زمینه جبر و اختیار بود. آنان معتزله را متهم نمودند با طرح مختار بودن انسان بر اعمالش و اینكه خالق آنهاست خالق دیگری در كنار خدای متعال قرار داده اندو این متناقض با اصل توحید است همچنین معتزله متهم شدند كه با اعتقاد به اینكه خداوند فقط خیر و صلاح بنده اش را می خواهد برای خالق تعیین تكلیف می كنند از نظر سنت گرایان خوبی و بدی ذاتی و تعریف شد نبود و هر آنچه خداوند انجام می داد خوب بود و در نهایت معتزله را شرك خوانده بر آنان تاختند. با این وجود سنت گرایان نتوانستند نفوذ زیادی بین فقها سنت گراتر بیابند حتی برخی سنت گرایان آنان را مانند معتزله متهم به بدعت گذاری كردند. اما با ظهور خواجه نظام الملك ستاره اقبالشان درخشید. در نتیجه این تهاجمات صدمات بسیاری بر پیكر جریانات تعقلی وارد كرد به طوری كه این بینش نتوانست كمر راست كرده یا حتی بخشی از با بنذگیش را بدست آورد. علوم طبیعی دیگر قربانی این بود با اینكه علومی همچون ریاضی همواره مورد استفاده بودند و سنت گرایان نیز دشمنی خاصی با علوم نداشتند این علوم نیز از پای در آمدند. اما در واقع علوم طبیعی بخاطر ارتباط نزدیك با فلسفه و بعلت علم دانشمندان به فلسفه قربانی فلسفه شدند. بنابراین علوم طبیعی یا به قول سنت گرایان علوم اوائل در مقابل علوم شرعیه قرار گرفت. این تحول كم كم فعالیتهای عملی بغداد را فلج كرد در مناطق دیگر امپراطوری مانند ایران این فعالیتها ادامه یافت، گرایشات شیعه از جمله اخوان الصفا و اسماعیلیه در برابر سیاستهای جدید تسلیم نشدند. بعلاوه قدرتهای محلی ایران كه شیعه بودند مانند آل بویه از دانشمندان حمایت كردند. این حمایتها بود كه خراسان و ماوراء النهر را به مراكز مهم علمی و ادبی تبدیل كرد. از دیگر افراد عضدالدوله بود كه نه تنها مسیحی بود بلكه بر خلاف دیگر خلفا توجه زیادی به دانشمندان و فعالیتهای علمی داشت بنابراین علیرغم شروع ركود عصر طلایی بغدا، در ایران فعالیتهای علمی ادامه یافت اما دو عامل باعث شد ایران نیز مانند بغداد شود. نخست آنكه ایران به هر حال بخشی از یك امپراطوری بود و نمی توانست راهی جدا از مابقی امپراطوری بپیماید. اما اگر همه این امید وجود داشت كه در مناطقی كه هزاران كیلومتر با مركز قدرت فاصله داشت روال فكری متفاوت با مركز قدرت می بود این احتمال توسط عامل دوم كه ورود طوایف آسیای مركزی به ایران كه به طور كامل سبك و سیاق حاكم بر بغداد را پذیرفته بودند، از میان رفت.

 

آغاز افول جریان تعقل در ایران:

همانطور كه دیدیم فعالیتهای علمی در ایران تا قرن یازدهم ادامه یافت و پس از آن مقابل آسیای مركزی حكومتهای تحت امر بغداد را بوجود آوردند. اینكه رؤسای قبایل چقدر باطناً به خلیفه بغداد معتقد بودند روشن نیست آنچه مسلم است تنشهایی بر سر قدرت، زمان مالیات یا خراج بین آنها وجود داشته اما آنان از نظر اعتقادات شكلی نداشتند در واقع رؤسای قبایل در اعتقاد به اسلام بسیار متعصب نیز بودند. تبعیت دینی قبایل از بغداد به معنی انتقال تفكر حاكم بر بغداد به ایران بود. اشپولر معتقد است برای اولین بار در ایران بعد از اسلام در زمان سلطان محمد غزنوی حكومت به مبارزه با علمایی كه از نظر اعتقادات با حكومت مخالف بودند پرداخت كه این سیاست را سلجوقیان ادامه دادند و حتی در عالم به جرمهای «زندقه» و «اعتقاد كفرآمیز معتزلی» اعلام شدند. مبارزه با خردگرایی و دفاع از سنت در زمان تركمن ها و ظهور نظام الملك نهادینه شد. تركمنها قلمرو بزرگی در جهان اسلام تشكیل دادند كه این قلمرو با حزب شمشیر تركمنها و تدبر یكی از رجال سیاسی ایران بنام خواجه نظام‌الملك حفظ می شد كه نام او علاوه بر سیاستنامه یادآور مدارس نظامیه رواج سنت و سنت گرایی است. اما انگیزه های خواجه در رفتن به این سیاست با حكام بغداد یكسان نبود علت اینكه رؤسای قبایل در مقابل قداست بغداد تعظیم می كردند تلألؤ شكوه بغداد كه در زمان خودش بزرگترین مركز تمدنی جهان بود می توانست باشد زیرا رؤسای صحرانشینی كه نام خود را هم نمی توانستند بنویسند اگر تحت تأثیر بغداد قرار نمی گیرند جای تعجب بود. خواجه در رأس حكومتی قرار گرفت كه به سرعت به بزرگترین قدرت زمان خود تبدیل شد. اما مشكل این بود كه قبایلی آن را تشكیل می‌دادند كه گرچه به لحاظ قدرت نظامی صلاحیت داشتند اما بلحاظ تدبیر امور حكومتی ضعفهای اساسی داشتند كه خواجه نظام الملك آن را جبران می نمود. مشكل دیگر خواجه كه حكومتش وارث تنشهای فكری عقیدتی بسیاری بود كه از زمان تركان غزنوی بر جای مانده بود. این تنشها در زمان اقتدار كامل غزنویان ظاهر نمی شد بلكه وقتی قدرت آنان رو به افول بود سلاجقه هنوز كاملاً غایب نشده بودند این تنش ها سر برون آورده بودند. همه گروههای مخالف حكومت در نقطه ای میدان داری می كردند. اما مخالفت برخی از آنان محدود به عقیده نبود بلكه پای طغیان علیه حكومت نیز در میان بود. بنظر می رسد مهمترین استراتژی خواجه نظام الملك برای از میان برداشتن هرج و مرج حاصل از تنش های عقیدتی بوجود آمده بود ایجاد مدارس نظامیه بود برخی معتقدند این مدارس نطفه دانشگاه های امروزی بوده اند اما هدف خواجه تربیت فقهای دینی بود كه با تحصیل در این مدارس بتوانند با افكار دیگر مبارزه كنند. هدف او ایجاد یكپارچگی عقیدتی در امپراطوری سلاجقه بود بزودی و با تأسیس شعبات مدارس نظامیه در شهرهای دیگر تحصیل در این مدارس پلكان ترقی سیاسی اجتماعی شد و تحصیل در علوم دینی از پرستیژ و تشخص خاصی برخوردار گشت. مشكل مدارس نظامیه این نبود كه علوم مذهبی را به بهاء كنار گذاشتن علوم طبیعی ترویج دادند، مشكل اسسای تر این بود كه علوم دینی را به گونه ای ژرف مورد آموزش قرار نمی دادند. اگر خواجه نظام الملك را معمار سیاسی نظام جدید قرن یازدهم ایران بدانیم امام محمد غزالی هم طراح و نظریه پرداز آن خواهد بود با این تفاوت كه تأثیر غزالی بمراتب ژرف تر از خواجه بود. در زمان تولد او در طوس جهان اسلام از یك تحول سیاسی- فكری عبور می كرد. بعبارت دیگر عصر غزالی، عصر شدت منازعات سیاسی و فكری توأماً بود. غزالی نوجوان و برادرش به علت فقر خانوادگی عازم یكی از مدارس نظامیه شد او علاوه بر فقه نه تحصیل در فقه، جدل كلام و علم اختلاف مذاهب نیز پرداخت و بدلیل استعداد شگرفش مورد توجه خواجه قرار گرفت و انسجام فكری با ورود وی تحول اساسی یافت وی پس از شش سال زیستن در كنار خواجه وارد مدرسه نظامیه بغداد شد و در آنجا نیز به سرعت سرآمد دیگران و بدل به بزرگترین متفكر و نظریه پرداز مركز دارالاسلام گردید پس از مدتی دچار شك و معتكف شد و پس از آن سه سال بطور جدی به مطالعه فلسفه پرداخت و پس از این دوره مهمترین اثر خود تهافت الفلاسفه را تألیف نمود. موضع گیری غزالی در قبال فلسفه باعث شد مورد انتقاد برخی محققین ایرانی قرار گیرد.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

Leave a comment