دانلود تحقیق در مورد پروژه خاموش شدن چراغ علم -قسمت هشتم

دانلود پایان نامه

بعد از فتح بیت المقدس توسط مسلمین، مسلمانان با مسیحیان و یهودیان با بردباری و تحمل زیاد و رفتار پسندیده رفتار می كردند، زیرا مسیحیان و یهودیان اهل كتاب محسوب می شدند. مسلمانان علاوه بر اهل كتاب، در مقابل بیت المقدس رفتار خوبی از خود نشان می دادند. اما برای مسیحیان قابل پذیرش نبود كه مسلمین بر سرزمین مقدس حكومت كنند.بنابراین، چه برای شرق دنای مسیحیت و چه برای غرب آن. بازپس گیری یا نجات بیت‌المقدس جای خود داشت، اما مسئله ی مهم تر برای آنها جلوگیری از سقوط بیشتر مناطقشان به دست مسلمین بود.

 

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

تبرد ملازگرد، بزرگترین واقعه سیاسی در جهان آن روز بود. در این نبرد الب ارسلان پادشاه سلجوقی شكست سنگینی بر امپراطور مسیحی بیزانس وار نمود و آسیای صغیر به دست مسلمین افتاد.همچنین سقوط آناتولی و افتادن بخش های بزرگی از جهان مسیحی آن روز به دست مسلمانان، خبر ناگواری برای مسیحیان در غرب بود. این سقوط برای مسیحیان یادآور از دست دادن سرزمین مقدس بود و بار دیگر احساسات مذهبی آنان را جریمه دار نمود، اما همانطور كه در مرتبه ی قبلی نتوانسته بودند واكنش چندانی نشان دهند، این بار نیز وضع چندان تفاوتی با گذشته نداشت. با مرگ ملكشاه سلجوقی در سال 1092 و قتل خواجه نظام الملك، مغز متفكر سیاسی و سازمان دهنده ی نظام سلجوقیان به دست فرقه ی اسماعیلیه، سلسله ی نیرومند و پر صلابت سلجوقیان رو به فروپاشی گذارد. وضع نا به سامان داخلی كشور و مدعیان جانشینی و كشمكش های بین بغداد و حكومت شیعی فاطمیون در مصر و خاورمیانه، عواملی بود كه زمینه را برای بازپس گیری سرزمین مقدس توسط مسیحیان فراهم ساخت.

پس برخی از گروه ها و ملیت های مسیحی از طریق خشكی و دریا به سمت سرزمین مقدس به راه افتادند. آنها به دنبال جنگها و محاصره های طولانی سرانجام پیكارگران مسیحی كه بر خود نام جهادگران مسیحی گذارده بودند و در تاریخ به نام صلیبیون معروف شدند، در سال 1099 بیت المقدس را تصرف نمودند. اما حاكمیت آنان بر خاورمیانه چندان پایدار نماند. خاورمیانه ای كه تحت تصرف صلیبیون درآمد با خاورمیانه ای كه در زمان خلافت عمر وجود داشت، تفاوت های بنیادی پیدا كرده بود.

در طی چهار و نیم قرنی كه گذشت نه تنها بخش عمده ای از خاورمیانه مسلمان شده بود، بلكه به دلیل آنكه سرزمین مقدس بخشی از امپراوری اسلا شده بود، با شرق ارتباط و پیوستگی بنیادی پیدا كرده بود. حكام مسیحی عملاً خود را در سرزمین دشمن احساس می كردند. زیرا مناطق تحت تصرف خود را همچون جزایری حس می‌كردند كه اطراف آن را مسلمانان احاطه كرده بودند. مسیحیان با برخی از حكام مسلمان پیمان دوستی و عدم تجاوز منعقد نمودند. مسلمین نیز با عقد این قراردادها خود را از شر فرمانروایان دیگر در امان نگه داشتند.

بنابراین روابط بین شرق و غرب در قرن 12 در مجموعه از جنگ ها و پیمان های صلح بین مسلمین و مسیحیان خلاصه می شد. این در حالی بود كه صلیبیون سعی می‌كردند ورود خود را در خاورمیانه تثبیت نمایند.

اما از نیمه ی دوم قرن 12 توان نظامی مسلمین مجدداً رو به صعود گذارد. این بار مسلمین اتحدیه ای را به رهبری رئیس قبیله ای لایق و متحور به نام صلاح الدین ایوبی تشكسب دادند و شروع به پیشروی كردند. صلاح الدین ایوبی توانست بسیاری از قبایل سنی مذهب عرب را نیز همراه خود ساخته و مسلمین در سال 1187 مجدداً بیت المقدس را به تصرف در آوردند. اما با مرگ صلاح الدین در سال 1193 ماشین نظامی مسلمین رو به اضمحلال گذارد. بنابراین با فروپاشی فرماندهی نیروی مسلمین، صلیبیون مجدداً تجدید قوا نموده و در سال 1229 (622) مجدداً بیت المقدس را تصرف نمودند. این بار صلیبیون با مشكل مهم و اساسی دیگری رو به رو بودند، یعنی جدای از اختلافات و رقابت های موجود بین سران فتاح مسیحی، كشمكش های موجود بین قدرتهای مختلف و رقیب اروپای فئودالیته بر روابط بین صلیبیون اثر می گذاشت و مانع انسجام بین آنها می شد. مجموعه این عوامل باعث شد تا مسیحیون علیرغم برتری نظامیشان نتوانند سرزمین مقدس را نگه دارد و مجدداً مسلمین بیت المقدس را از آنها باز پس گرفتند. در نهایت نیروی مسلمان به نام «مملوكها» كه صلیبیون را دچار شكست كرد. اینان غلامان تركی بودند كه توسط حكام مسلمان خریداری شده و به علت استعداد درخشانشان در سپاهگیری و سواركاری به درجات بالای نظامی رسیده بودند و نیروهایی را تحت امر خود داشتند، كه پس از قدرتمند شدن در مصر نیروی نظامی قدرتمندی تشكیل دادند و پس از آن بین النهرین و حجاز را تحت تسلز گرفته و پس از شكست كامل صلیبیون، خاورمیانه را نیز به دست گرفتند.

نخستین اقدامی كه مملوكها بعد از بیرون راندن صلیبیون انجام دادند آن بود كه راه ورود مجدد آنها را از بین ببرند. مثلاً كلیه ی بنادر مشرف به دریای مدیترانه را ویران نمودند. آنچه كه مملكوها به آن توجهی نداشتند این واقعیت بود كه در فاصله ی دو قرن 1100 یعنی زمان ورود صلیبیون به بیت المقدس و 1300 كه سرانجام بیرون رانده شدند، این تماس دو قرنه با مشرق زمین آثار بلند مدتی را برای میهمانان ناخوانده بر جای گذارده بود. تأثیراتی كه نه تخریب بنادر و نه بیرون راندن صلیبیون از خاورمیانه قادر نبودند آنها را محو كنند. می توان گفت همین تأثیرات، زیربنای اروپای آینده و رنسانس را پایه گذاری نمودند.

 

تأثیرات بلند مدت هجوم صلیبیون بر شرق:

با اینكه جنگهای صلیبی مانند همة جنگها با ویرانی و آوارگی همراه بود اما طی دو قرن پیوسته جنگ برقرار نبود. معمولاً پس از یك دوره جنگ مدتی صلح و آرامش برقرار می شد كه ممكن بود تا جنگ بعدی دهها سال طول بكشد. در طی دوره های صلح روابط عادی بین مردم برقرار بود به هر حال جنگهای صلیبی برای نخستین با رعایت تماس و مراوده بین اروپائیان و مسلمانان شد.

در مجموع باید گفت صلیبیون از خود تصویری بسیار منفی بر جای گذاشتند و مسلمانان آنان را اقوام و مللی وحشی می دانستند. بالطبع سرزمینی كه خاستگاه آنان بود نیز در نظر مسلمانان بمثابه سرزمینی تاریك با مردمی وحشی بود كه چیزی برای آموختن یا عرضه به دیگران نداشت. آنان نه تنها نسبت به مسلمانان بلكه نسبت به مسیحیان شرقی (بیزانس) نیز وحشیانه رفتار می كردند. برای مثال آنان در جریان هجوم چهارم خود به شرق وارد مركز بیزانس شده دست به عارت و ویرانی زدند. سربازان كاتولیك بسیاری از كلیساهای هم كیشان ارتودوكس خود را ویران كردند و آئین عبادت این كلیساها را بالاجبار به طریق كاتولیك تغییر دادند. اشیاء قیمتی كلیساها را به تارج برده و بسیاری از كتابخانه ها و آثار فرهنگی هنری بیزانس را نابود كردند. رفتار صلیبیون با یهودیان نیز چندان بهتر نبود بالاخص در زمان عقب نشینی یا وحشیانه همه چیز را منهدم می كردند و یا غنیمت می گرفتند كه به این ترتیب مملوكها با ویران كردن بنادر خاورمیانه سعی كردند سد راه بازگشت آنان شوند.

از دیگر پیامدهای هجوم صلیبیون تمایل نظامی گری در مسلمانان خاورمیانه و شمال آفریقا بود. از آنجا كه نیروهای نظامی خاورمیانه به دلیل شرایط جغرافیایی و اجتماعی خاستگاه قبیله گی داشتند با اهمیت یافتن نظامی گری نیروهای اجتماعی نه چندان پیشرفته تر جامعه به هرم قدرت رسیدند اگر در شرق امپراطوری اسلام قدرت در دست قبائل ترك، ازبك، تاتار و تركمن بود در غرب و شمال نیز قبائل صاحب قدرت بودند. قدرت مركزی سیاسی اسلام در دارالخلافه بغداد هم اگرچه می كوشید درجه ای از حاكمیت سیاسی و شرعی خود را اعمال كند اما در میان این دو نیرو مجبور به هم زیستی شده بود. بیرون از محدودة كوچك امپراطوری بغداد حاكمیت مركز اسلام دیگر عملاً سمبولیك و اسمی بود. دستگاه حاكمیت اسلام به یك مقام تشریفاتی مشروعیت بخشی بدل شده بود. به عبارت دیگر دو نیروی عمده ای كه منشأ یكسانی داشتند (صحرانشین) جهان اسلام را از دو طرف شرق و غرب در میان خود گرفتند و همانطور كه گفته شددستگاه خلافت بغداد در میان این دو نیرو قرار داشت. اما با حمله مغولان به بغداد و برچیده شدن دستگاه خلافت رهبری جهان اسلام كه از زمان پیامبر آغاز شده بود از میان رفت و از آن پس تنها مجموعه ای از قدرتهای ریز و درشت اما تكه پاره جهان اسلام در اینجا و آنجا اعمال قدرت می نمودند.

 

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

Leave a comment