دانلود تحقیق در مورد پروژه بازتاب موسیقی در ادب فارسی-قسمت هفتم

دانلود پایان نامه

گرچه خیلی ها به زور تبلیغ و هزینه نمودن های فراوان در ارتباط با صدا وسیما خود را مطرح می كنند اما دیدگاه اهل نظر به این مباحث بسیار جدی تر و سخت گیرانه تر است.پس صرف داشتن صدای خوش و یا دانستن ردیف موسیقی ایرانی خیلی معیار مناسبی برای نقد و شایستگی های افراد نیست. آنچه كه به صراحت و دور از تنگ نظری می توان به احمد عاشورپور نسبت داد این است كه عاشور پور اولین در گیلان است و همیشه خطرات اولی بودن بدلیل در معرض نقد تیزتر قرار گرفتن بیشتر است تا در دامنه ماندن.

 

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

 

عآشورپور با اینكه بگفنه پور رضا ردیف نمی دانست ولی بر خلاف پوررضا و بسیاری هنرمندان مدعی جایگاه خود را می دانست و خوب توانست از این جایگاه دفاع كند و هرگز سخنرانی های عجیب و غریب نفرمود و هرگز توصیه نکرد که مثلا ویالون را در (فا)کوک کنند وهرگز خود را تمام کننده موسیقی گیلان ندانست وهرگز انحصارطلب و خودخواه نبود و البته زندگی هنری هفتاد ساله او به اندازه كافی این امكان را برایش مهیا ساخت كه از خود و اثارش دفاع كند . و این یكی از مؤلفه های ماندگاری اوست . حال با توجه به حجم بالای  مطالب گفته شده و بدلیل جلوگیری از طولانی تر شدن باید گفت : 1 آثار عاشورپورازمنظر اتنوموزیكولوژی اصلاً فولكوریك نیستند و ازاین نگاه كاملاً زیر سوال قرار می گیرند ، چرا كه همه آثار محلی یا فولكلوریك گیلان یعنی تا آنجایی كه دست ایشان رسیده را با تغییراتی همه جانبه فراوان و بدون توجه با اصل و خاستگاه ان جرا نموده و اصلاً برایشان مهم نبود كه مخاطبین این كار ها را گوش می دهند یا نه ! و اینكه القاب و عناوین مانند : پدر موسیقی فولكلوریك گیلان یا بنیانگذار موسیقی  فولكلوریك گیلان و یا اسطوره موسیقی محلی گیلان اصلاً مصداق نداشته ، مگر اینكه در تعاریف زیربنایی موسیقی  فولكلوریك تغییر ایجاد كنیم كه محال است .

2 –  عاشورپور به گونه ای پایه گذار موسیقی پاپ در ایران محسوب می شود چرا كه سالهای اجرای آثارعارشورپوردرگذشته هایی دورتراز اجرهای رسمی خوانندگان پاپ ایران مانند ویگن و یا محمد نوری و دیگران ریشه دارد و این نكته كه توسط شمس لنگرودی در یكی از سخنرانی هایش در مورد عاشورپور بدان اشاره كرده بود كاملاً  منطقی می نماید .

3 –  اجرای پاپ گونه اكثر ملودی ها و ترانه های گیلانی توسط عاشورپور با اینكه مخاطبین و موافقین بسیاری داشته و دارد در واقع ایجاد نوعی شیوه منحصر به فرد در آواز های گیلانی است كه تا قبل از او اصلاً‌ نمونه هایش در گیلان و درهیچ كجای ایران دیده نشده بود و تا كنون هم كسی چنین كاری انجام نداده بود گرچه دنباله روان عاشورپور در چند دهه اخیر سعی نمودند شیوه های خوانندگان متأخر پاپ ایران را نیزمصداق اجرایی آثارشان قرار بدهند كه در این میان فرامرز دعایی خوش درخشید .

4 اجرا نمودن اشعار گیلانی با آهنگ های اروپای شرقی انواع والس ها و رقص های غربی با اینكه خیلی كار قابل دفاعی نیست ولی به دلیل تك بودن آنها با اقبال فرهیختگان و باسواد های گیلانی خصوصاً زمان نسبتاً گیلانی این ترانه ها تا هنگام درگذشت استاد عاشورپور دارای ویژگی هایی در خورتحسین گردیدند و امروزه ما به همه این آثار بادیده احترام می نگریم.

5 اجرای گروه های همراهی كننده استاد كه بعداً‌نیز مشابه این گروه ها ولی بسیار ضعیف تر با خوانندگانی دیگر دیده و شنیده شد به خواننده محوری در موسیقی ایران و نواحی كشور دامن زد  و ویژگی های سازی به تبع آن وسازبندی درموسیقی گیلان تا چند سال اخیر تا اجرای گروه شمشال نادیده گرفته شد..اما ماندگاری آثار عاشورپور مهمترین مطلبی است که برای همه گیلانی ها به عنوان یک ارزش مطرح است و شاید سالها بگذرد تا عاشورپوری دیگر آیا درموسیقی گیلان پیداشود یا نه باز همه چیزبه مردم و سطح تربیت سلیقه ها و گوش هنری مردم که معمولا مهمترین نقش را حکومت های وقت دارند بستگی دارد.فراموش نکنیم که عاشورپوردرزمانی میخواند که هیچ ترانه و سازی در ایران حرام نبود و مردم میتوانستند انواع سازها را ببینند و بشنوند و مداحی و مرثیه و ترانه های عجیب قریبی که امروزه همه ارکان صداوسیما را پرکرده وجود نداشت و هنرمند نوازنده یا خواننده حکم بزهکاراجتماعی را پیدانکرده بود که بجای سازشان گل و بوته و ماهی نشان بدهند.درزمان عاشورپور با همه استبداد حاکم این امکان را ازمردم نگرفته بودند که چه باید گوش کنند و چه اشعری را بخوانند و یا فلان شاعر را با فیلم و سریالی آنقدربالا ببرند که همه شخصیت های هنری زمانش را تخریب کنند که همه این مسائل در چگونگی شکل گیری امثال عاشورپورودیگران میتواند تاثیرگذار باشد

نقش موسیقی مذهبی در ادبیات کهن:

زرتشت برای نخستین بار موسیقی مذهبی را در دنیا پایه‌گذاری کرد و شادی به عنوان یک اصل در آیین زرتشت در آمد.

اگر چه اطلاع زیادی از دین زرتشت ( دوره مادها ) در دست نیست ولی شواهد حاکی از آن است که موسیقی در این دوره گسترش قابل توجهی به ویژه در مراسم مذهبی داشته است . هرودوت مورخ معروف یونان باستان می گوید “مغها ( روحانیون زرتشتی) در دوره هخامنشی نیایشهای مذهبی مربوط به خدایان را با آواز و بدون همراهی با سازهایی نظیر نی اجرا می کردند”.  بنابراین عدم استفاده از ساز در موسیقی مذهبی در ادوار گذشته وجود داشته و اثرات آن تا امروز هم دیده می شود.با آن که زمان زرتشت به درستی مشخص نیست و به اختلاف روایت از حدود 600 میلادی تا سده های 6 و 7 قبل از میلاد گفته شده ، ولی به احتمال زیاد در دوران ماد می زیسته و در صدد اصلاح آیینهای آلوده به خرافات مغها بوده است.در هر حال بخش اصلی کتاب زرتشت یا اوستا به نام” گاتها” مجموعه ای از شعر آزاد (هجایی) است که با آهنگ و به صورت نیایش (هیمن) خوانده می شد. همچنین بخش دیگر اوستا به نام “یشت” معنی آواز یا آواز نیایش گونه را دارد. گاتها اواسط کتاب یسنا قرار دارد که 17 سرود مذهبی است که احتمامل می رود از سروده های خود زرتشت باشد .تصور می شود واژه “گاه” در موسیقی سنتی ایران به شکل پسوند در نام دستگاهها و ردیفها، یادگار همان “گات” باستانی باشد که در فارسی میانه یا پهلوی “گاس” به معنی سرود و سپس در فارسی دری به شکل گاه در آمده است. بنابراین در اوستا بارها توصیه شده است که گاتها را با آواز بخوانند، از این رو زمزمه یا خواندن آهسته در نظر زرتشتیان اهمیت ویژه ای دارد و نیز گفته شده است: “هر گاه کسی گاتها را با آواز نخواند و یا مانع شود کسی به آواز بخواند، مرتکب گناه بزرگی شده است.” این بود که زرتشتیان یا آریاییها، دعاهای خود را که موزون و آهنگین بود، می سرودند و معتقد بودند اگر چنین باشد، تأثیر آنها به مراتب بیشتر می شود.

موسیقی مذهبی را نخستین بار زرتشت به کار گرفت و هنوز هم در دنیا از الحان او استفاده می ‌کنند و این امر در آیین زرتشت به صورت یک اصل در آمد، به طوری که در” هفتن یشت ” شادی نکردن را به عنوان یک گناه به شمار می آورد. سروش که در اوستا به صورت “سروشه” از آن یاد شده و در زبان پهلوی به شکل سروش در آمده، نام فرشته ای بود که در آیین زرتشت جایگاه والایی داشت و روز هفدهم هر ماه شمسی را منسوب به او می دانستند. در آن روز به نیایشگاهها رفته و دعا می خواندند، در این روز تفسیر و ترجمه پهلوی اوستا را نیز با آهنگ و آواز خوش می خواندند .

 

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

Leave a comment