دانلود تحقیق در مورد پروژه آموزش و پرورش -قسمت هفتم

دانلود پایان نامه

 

 
هنگامی که در 4 آوریل 2001 رئیس این دانشگاه خبر از یک پروژه 10ساله برای Online کردن تقریبا همه دروس دانشگاه داد، بر رایگان بودن آن نیز تاکید کرد وی اعتقاد دارد این پروژه، از هویت اصیل MIT نمی‌کاهد بلکه ارزش مدرک و عنوان MIT را بالاتر خواهد برد وجذب دانشجو را بهبود خواهد بخشید.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

 

اهداف عمده این طرح عبارتند از :

 

برقراری دسترسی یکسان، رایگان، و جستجو پذیر، به دوره‌های درسی دانشگاه MIT برای دانشجویان و دانش پژوهان از هر نقطه.

ایجاد یک مدل استاندارد و کارا و بهینه در زمینه ارائه مطالب درسی.
لازم به ذکر است که همواره ( و به خصوص تا سال 2007) ارزیابی و بازخورها توسط مردم و متخصصان ، کمک بهبود و اصلاح طرح خواهد کرد.

فواید پروژه عبارتند از :

 

همگانی‌تر کردن دوره‌های درسی دانشگاه و گسترش استفاده از آن ( کاهش محدودیت‌ها)

توسعه و افزایش ابتکارات و خلاقیت‌ها در امر آموزش و نیز یادگیری ( به دلیل فراوانی منابع در دسترس و ایجاد رقابت بین موسسات آموزشی و نیز دانشجویان)

بهره‌گیری از فواید تجاری ( از قبیل افزایش تقاضا برای کسب مهارت‌ها و علوم و فنون جدید، کاهش سفرها و منافع ایمنی و مالی ناشی از آن و …)
در برنامه OCW دانشگاه MIT تقویم ترمیک برای دروس ( شامل جلسات مطالب درسی، کوییزها و امتحانات، مرور دروس، پیش‌نیازها، …) به همراه جزوات Online و کتب مرجع، و به طور خلاصه سیلابس درسی ارائه شده است. دروس فعلی عمدتا از رشته‌های مهندسی می‌باشند ( چند درس از هر رشته). در دوره آزمایشی فعلی، بهینه‌سازی نرم‌افزارها و نیز برنامه‌نوسی‌های جدید نیز درحال انجام می‌باشند.

به گفته مسئولان MIT این طرح در2 سال اول ( برای ارائه 500 عنوان درسی تا سپتامبر 2003) 11 میلیون دلار هزینه خواهد داشت. هزینه کلی طرح رسما اعلام نشده، ولی نیویورک تایمز در گزارشی آن را بالغ بر 100 میلیون دلار برآورد کرده است. لازم به ذکر است که این طرح با پشتیبانی مالی یونسکو انجام می‌پذیرد.

ارزیابی‌های کارشناسان نیز نسبت به این طرح، اکثرا مثبت بوده است. به اعتقاد اکثر آنان، رایگان بودن OCW و نیز پشتوانه علمی و سابقه دانشگاه MIT ، طرح را از همه طرح‌های مشابه متمایز کرده است.

آنان اعتقاد دارند با این روش، ایده‌ها و خلاقیت‌ها مستقیما آزمایش و تجربه شده و وارد چرخه‌های بعدی آموزش خواهند شد. همچنین این پروژه به توسعه آموزش عالی و ضریب نفوذ تحصیلات تکمیلی در کشورهای کمترتوسعه‌یافته و محروم کمک خواهد کرد.

راه‌های بهبود این طرح می‌تواند چنین باشد :

 

سازماندهی، یکپارچه سازی، و هدفمند کردن مطالب ارائه شده ( با هدف یکنواخت کردن جو آموزشی بین قشر وسیع و گوناگون دانشجویان)

بهره‌گیری از تکنولوژی برای ایجاد روش‌های جدید آموزش

بهره‌‌گیری ازروان‌شناسی آموزش

 

دورنمای آینده
در این طرح، رشته‌های مهندسی، هنر،‌علوم اجتماعی، علوم پایه و … ارائه خواهند شد. دسترسی همگانی و رایگان به منابع آموزشی باعث شتاب بخشیدن به توسعه اقتصادی جهان می‌گردد. به خصوص این که در کشورهای کمتر توسعه یافته، اختلاف با سطح استاندارد جهانی دانش و تجارت زیاد است و در واقع این کشورها نقاط گلوگاهی محسوب می‌شوند. لذا در این کشورها نرخ رشد سریعتر خواهد بود. از طرفی، انتشار رایگان دانش و اطلاعات بین کشورها، حتی ممکن است به کاهش کشمکش‌های سیاسی بین آنها نیز کمک کند.

آموزش و پرورش ایران و تغییر رویكرد

همشهری  مهتاب صفرزاده خسروشاهی منبع: http://www.ascd.org ناصر نادری اخیراً یكی از مدیران ارشد آموزش و پرورش در هفته پژوهش، اعلام داشتند: «اگر ما بتوانیم در آموزش و پرورش، فضایی را ایجاد كنیم كه رویكرد آموزشی غالب به رویكرد فرهنگی- تربیتی تبدیل شود و بیش از انتقال معلومات و محفوظات در جست وجوی تقویت مهارتها و اصلاح نگرشها در كودكان و نوجوانان باشیم، قطعاً با خمیرمایه استعدادی كه در فرزندان این مرز و بوم هست و تاریخ هم قوت آن را اثبات كرده است، به راحتی می توان پرسشگری را در كشور، بیش از پیش نهادینه كرد.» تردیدی نیست این سخنان، بیانگر نگاه آسیب شناسانه و دردمندانه به آموزش و پرورش است. عدم تناسب توانایی ها و مهارتهای دانش آموزان پس از دریافت دیپلم با نیازها و انتظارات جامعه عدم انتقال مهارتهای زندگی به دانش آموزان در طول زمان یادگیری- یاددهی و عدم مجال برای اندیشیدن و پرسشگری آنان، اشاعه شیوه آموزشی حافظه مدارانه برنامه درسی و تأثیر آسیب زای كنكور در فرایند تعلیم و تربیت – خصوصاً در دوره آموزش متوسطه و پیش دانشگاهی- از واقعیت های تلخ امروز آموزش و پرورش است.اما پرسش اساسی این است: ریشه این معضلات و مشكلات كجاست؟ آیا به راستی تغییر«رویكرد آموزشی» به«رویكرد فرهنگی – تربیتی »منجر به كاهش یا رفع این چالش ها خواهد شد؟ آیا این نظریه، حاوی نكته ای تازه و بدیع است یا خیر؟ آن چه در پی می آید كوششی است در جهت پاسخگویی شتابزده به این پرسش ها. اندیشه های صاحبنظران در تبیین اهداف آموزش و پرورش « فروبل»، دانشمند آلمانی (۱۷۸۲- ۱۸۵۲ میلادی) در حالی كه تربیت را« رشد دادن قوای پنهانی كه طبیعت در نهاد طفل به ودیعه گذاشته است »می داند، به« بار آوردن طفل در اجتماع و برای زندگی در جامعه »اعتقاد دارد. در حقیقت، او به هدف اجتماعی تعلیم و تربیت تأكید كرده است.به نظر«پستالژی »، مربی و معلم برجسته سوئیسی (۱۷۴۶_ ۱۸۲۷ میلادی)، تربیت یعنی:«رشد طبیعی و تدریجی و متناسب تمام قوا و استعدادهایی كه در وجود طفل پنهان است.» «ابوعلی سینا »، دانشمند و فیلسوف بزرگ مسلمان، برای «تربیت فرد » اهمیت بسیاری قائل شده و معتقد است:«اولاً باید به تربیت اخلاقی اهمیت دارد، ثانیاً باید ذوق و عشق طفل را در انتخاب شغل مراعات كرد، ثالثاً در موقع تحصیل از تربیت بدن و حفظ صحت او نباید غفلت نمود.» « خواجه نصرالدین طوسی »، دانشمند و فیلسوف بزرگ ایرانی، در كتاب «اخلاق ناصری »با مطرح كردن برخی ابعاد تربیت، همچون: تأدیب و ریاضت اخلاق، آموختن سنن و وظایف دین، سواد و اخبار و اشعار، یاد دادن آداب زندگی و آموختن پیشه و شغل؛ هدف تعلیم و تربیت را در«تربیت فرد» می بیند و قهراً بهبود جامعه را از راه كوشش برای ساختن شهروندان خوب دنبال می كند. « كارلسن »، وزیر وقت آموزش و پرورش و فرهنگ سوئد، در كتاب« آموختن برای زیستن »- كه در سال ۱۹۷۵ میلادی توسط یونسكو منتشر شده، آورده است:«هدف آموزش و پرورش، آن است كه به هر فرد امكان دهد تا برای شكوفا ساختن استعدادها و ذوق های خود آزادانه بكوشد.» علاوه بر این نظریات، اندیشه های دانشمندان بزرگ در حوزه آ موزش و پرورش، مانند«جان لاك»(۱۶۳۱-۱۷۰۴ میلادی)،«ژان ژاك روسو »(۱۷۱۲- ۱۷۷۸ میلادی)،«جان دیویی »(۱۸۵۹- ۱۹۵۱ میلادی)، و… گواه این واقعیت است كه یكی از اهداف جدی سیستم های گوناگون آموزش و پرورش در جهان،«یادگیری برای زندگی »و تأكید بر اهمیت آموختن مهارتهای زندگی و جنبه های فرهنگی- تربیتی دانش آموزان است. بدیهی است به دلیل تفاوتهای آشكار كه در مبانی فلسفه نظری، شرایط اجتماعی، ارزش ها، باورها ، عادتها، نحوه زندگی، اقتصاد و… در جوامع گوناگون، در ترسیم محتوا و شیوه تحقق اهداف، اختلافهای فراوانی وجود داشته باشد. اما نقطه مشترك، تأكید همگان بر اهمیت«ایجاد ارتباط بین برنامه آموزش و پرورش با واقعیت های زندگی دانش آموزان» است. چشم انداز آینده و بررسی موشكافانه اشاره اجمالی به سیر فكری در تبیین هدفهای آموزش و پرورش و بررسی موشكافانه واقعیت های تلخ و شیرین آموزش و پرورش ایران، بیانگر چند نكته است: ۱. تغییر رویكرد از«رویكرد آموزشی »به رویكرد فرهنگی – تربیتی» ، نكته و ایده جدیدی نیست و پیشه تاریخی آن به چند قرن بازمی گردد؛ ۲. مجموع رویكردها و هدفهای آموزش و پرورش، صرفاً بخشی از ورودیهای سیستم آموزش و پرورش قلمداد می شد بنابراین تا سایر اجزای ورودی سیستم، فرایند عملیات سیستم و ارزشیابی خروجی سیستم، به دقت و جامعیت و واقع بینی علمی و تحلیلی ملاحظه نشود، اتفاق خاصی در كلان آموزش و پرورش رخ نخواهد داد. ۳. پررنگ ساختن رویكرد فرهنگی – تربیتی به قیمت كمرنگ ساختن رویكرد آموزش، جز تشدید حساسیت و توهم جدایی آموزش از پرورش در فضای روانی آن، هیچ تأثیر دیگری نخواهد داشت. ۴. عینیت بخشیدن به «تقویت مهارتها و اصلاح نگرشها در كودكان و نوجوانان» و «نهادینه ساختن پرسشگری» – كه یكی از انواع مهارت های زندگی است- نیاز به برنامه ریزی جامع، روشمند و آینده گرایانه دارد. قطعاً این برنامه «به راحتی» تحقق نخواهد یافت و طی یك برنامه حداقل «میان مدت» و به «تدریج» اجرا خواهد شد. ۵. با توجه به چالش ها و واقعیت های متن آموزش و پرورش، باید با یك نگرش سیستمی و همه جانبه علمی، با اصلاح زیرساخت های مدیریتی، به مؤلفه های اساسی آن، همچون: طراحی و برنامه ریزی كلان (مثلاً سند ملی آموزش و پرورش)، اصلاح مدیریت منابع انسانی (انگیزش، آموزش و توسعه)، بازنگری در اقتصاد و برنامه ریزی مالی- ا
داری آن، اصلاح سیستم آموزشی (منابع آموزشی، شیوه های یادگیری- یاددهی معلمان، فضاهای مدارس، استفاده مناسب از تكنولوژی آموزشی و IT)، اصلاح حوزه پژوهش (ایجاد یكپارچگی و كاربست)، ترسیم الگوی مناسب برای تغییر و اصلاح رفتار دانش آموزان در یك برنامه جامع و استفاده از همه ظرفیت های ملی، اصلاح شیوه ارزشیابی و معضل كنكور و… پرداخت. قطعاً ریشه یابی و آسیب شناسی پدیده ها در وضعیت موجود، بازشناسی ماهوی و ترسیم الگوی مناسب برای رسیدن به وضعیت مطلوب در مورد هریك از این مشكلات، نیاز به تأمل و تدبیر خواهد داشت. امید است همه صاحبنظران اندیشمند و دلسوز، «آموزش و پرورش» را به یك مسأله و دغدغه ملی تبدیل كنند. منابع: ۱. پژوهش خبرنامه سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی به مناسبت هفته پژوهش. ۲. مسائل آموزش و پرورش، محمدطاهر معیری. نشر امیركبیر. ۳. آموزش و پرورش، محمدعلی ضمیری. نشر ساسان  .

 

از کودکی به فرزندتان بیاموزید…

 

گفته می شود که روح یک کودک مثل یک کاغذ سفید است، اما در حقیقت پیش از آن که نوزاد در سینه مادر جا بگیرد، خصوصیات و ویژگی های زیادی را در خود دارد که از طریق ارث به او رسیده است. نوزاد، بعد از تولد امکانات بیشماری برای آموختن دارد. بنابراین او تنها یک کاغذ ساده و سفید نیست، بلکه کتاب قطوری است که آماده است تا اطلاعات زیادی بر روی صفحات سفید آن نوشته شود.

مغز یک نوزاد ِ تازه متولد شده چهار برابر بزرگتر از مغز یک انسان بالغ است(در تناسب با سایر اعضای بدن وی) و در طول دو سال وزن مغز کودک به اندازه سه چهارم وزن مغز یک انسان بالغ می شود. رشد فکری کودک نیز همین سرعت را دنبال می کند. محققان عقیده دارند که رشد فکری کودک در چهار سال نخست زندگی اش به اندازه سیزده سال بقیه عمرش است و برخی دیگر عقیده دارند که مفاهیمی که کودکان پیش از پنج سالگی می آموزند، جزو مشکل ترین مطالب است. مفاهیمی مثل راست و چپ، بالا و پایین، خالی و پُر، و قد و وزن که درک آنها برای ما آسان است، برای یک کودک بسیار مشکل است و علاوه بر این مفاهیم، کودک ناچار است که چیزهای بسیار دیگری را نیز بیاموزد. حتی عناصر زبانی نیز باید در ذهن و فکر کودک پرورش یابد.

برای بعضی ها زبان «سخت ترین کار فکری است که از یک موجود بشری انتظار می رود که آن را به کار ببرد.» اگر شما هم هنگام یادگیری یک زبان خارجی با مشکل رو به رو شده باشید، حتماً با این سخن موافق خواهید بود و تازه شما این فرصت و امتیاز را داشته اید که از قبل یک زبان را بیاموزید، در حالی که برای یک نوزاد چنین امکانی وجود نداشته است. با این حال کودکانی که در خانواده های دو زبانه زندگی می کنند، پیش از رفتن به دبستان می توانند دو زبان را هر چند به طور ناقص و دست و پا شکسته، صحبت کنند.

از مقایسه کردن یک کودک با کودک دیگر به شدت پرهیز کنید. اگر به کودکتان یاد بدهید که نقاط مثبت و توانایی ها و استعدادهای خود را نشان دهد، او هیچ وقت به حال دیگران غبطه نمی خورد و نسبت به موفقیت و توانایی های افراد دیگر حسادت نمی کند و برعکس اگر به کودکتان بقبولانید که از کودک دیگر برتر و بهتر است، حس غرور را در او تقویت کرده اید.
از همین الان شروع کنید

مادران و پدرانی که به این مسئله واقف باشند که کودکشان عطش زیادی برای آموختن دارد، انسان های عاقل و فهمیده ای هستند. نوزادان و خردسالان خیلی خوب همه چیز را می بینند. آنها سراپا چشم و گوش هستند. چه والدینشان متوجه این موضوع شوند چه نشوند، ذهن کودک در حال جمع آوری اطلاعات و دسته بندی و کامل کردن و نتیجه گیری کردن از آنهاست و اگر والدین دقت نکنند، دیری نمی گذرد که کودک خردسال یاد می گیرد چطور با نقش بازی کردن والدینش را وادار به انجام خواسته های خود کند. البته نخستین درس هایی که والدین به کودکانشان می آموزند، درس عشق و محبت همراه با پاکی و صفای درون است. با این حال لازم است که والدین در مورد یادگیری کودک کمی سختگیر باشند. مثلاً بر این مسئله تأکید داشته باشند که کودک کلمه ای را درست ادا و تلفظ کند، یعنی به جای کلمه «بابا» نگوید «آبا». کودکی که تازه زبان باز کرده، شما را با پرسش های خود بمباران می کند: «چرا باران می آید؟»، «من از کجا آمده ام؟»، «چه کار می کنی؟» و … این سؤالات از جمله بهترین ابزاری هستند که کودک برای یادگیری مورد استفاده قرار می دهد. اگر بچه ها را به سؤال پرسیدن تشویق نکنید، در حقیقت جلوی رشد فکری آنها را گرفته اید. سعی کنید به کودکتان پاسخ های ساده و مختصر بدهید. مثلاً وقتی او می پرسد که چرا باران می آید، انتظار ندارد که یک شرح بلند بالا و طولانی به او ارائه بدهید. مطمئناً او به پاسخ کوتاهی مثل این راضی خواهد شد: «ابرهایی که به وسیله آب سنگین شده اند، آبشان به زمین می افتند.» ذهن کودک مدت زمان اندکی می تواند بر روی مسئله ای تمرکز کند و درست مثل زمانی که به او فقط شیر می دهید چون بدنش نمی تواند غذاهای جامد را هضم کند، به همین دلیل باید به کودکتان پاسخ های ساده و قابل درک بدهید. با بزرگتر شدن نوزاد، آموزش او را افزایش دهید، مثلاً برایش کتاب بخوانید. برای این کار بهتر است او را روی زانوی خود بنشانید و کتاب را جلویش بگیرید و با صدای آرام شروع به خواندن کنید. به این ترتیب کودک احساس امنیت و لذت می کند و مطالعه برایش به صورت یک کار و سرگرمی جالب در می آید و کتاب را به چشم یک اسباب بازی نگاه می کند.

کودکان با یکدیگر فرق دارند و هر کودکی شخصیت منحصر به فردی دارد، باید به او فرصت بدهیم که براساس توانایی ها و مواهب فطری خود رشد و پرورش یابد. اگر بخواهید به کودکی که توانایی یادگیری او پایین است، مطالب دشواری را آموزش دهید، پس از مدتی کودک از یادگیری دلسرد می شود. سعی نکنید کودکتان را در قالبی جای بدهید که از پیش آماده کرده اید. اما نباید از آموزش او کاملاً غافل شوید، با اصلاح اشتباهات و خطاهای کودکتان به او کمک کنید که از استعدادهای خود بهترین بهره را بگیرد.

 

اگر پدر و مادر به کودکشان بگویند که برتر یا پایین تر از دیگران است، حس خودخواهی و رقابت را در او بیدار کرده اند. اگرچه کودکان از همان سال های اول زندگی شان نشانه هایی از خودخواهی و خودپسندی شان را بروز می دهند، اما مفهوم عباراتی مثل برتری نژادی، طبقاتی و یا میل به زیاده خواهی را نمی دانند. بنابراین از مقایسه کردن یک کودک با کودک دیگر به شدت پرهیز کنید. اگر به فرزندتان یاد بدهید که نقاط مثبت و توانایی ها و استعدادهای خود را نشان دهد، او هیچ وقت به حال دیگران غبطه نمی خورد و نسبت به موفقیت و توانایی های افراد دیگر حسادت نمی کند و برعکس اگر به کودکتان بقبولانید که از کودک دیگر برتر و بهتر است، حس غرور را در او تقویت کرده اید.

پدر و مادر باید کودکشان را دوست داشته باشند و او را همانطوری که هست بپذیرند و هرگز او را با کودکان دیگر مقایسه نکنند. تنوع و گوناگونی بسیار چیز خوبی است. همانطور که در یک ارکستر ابزارهای موسیقی متفاوت باعث نواختن یک آهنگ زیبا و دلنشین می شوند، وجود شخصیت های متفاوت در یک خانواده محیط آنجا را زیباتر و جالب تر خواهد کرد. زمینه و امکانات رشد فرزندتان را فراهم سازید.

در هر لحظه و ثانیه ای که فرصت دارید، کودکتان را آموزش بدهید. معمولاً صبح ها به خاطر این که اعضای خانواده به سرکار و یا به مدرسه و دانشگاه می روند، فرصت کمی برای صحبت سر میز صبحانه وجود دارد و معمولاً اعضای خانواده با عجله صبحانه می خورند تا دیر نکنند. بنابراین شب ها برای کودکان و نوزادان بهترین زمان است، چرا که والدین و خواهر و برادرهای بزرگترشان توجه خاصی به آنها می کنند. بیشتر کودکان دوست دارند قبل از خواب برایشان قصه بگویند، که وسیله خوبی برای آموزش دادن به کودکان است. آنها نیز به اتفاقات و پیشامدهایی که در زندگی واقعی برای شما اتفاق افتاده است علاقه دارند و شما می توانید بهترین درس های زندگی را در خلال این خاطرات به کودکانتان بدهید. شاید تکرار کردن یک داستان و یا یک خاطره کار سختی باشد، اما کودکان عاشق این هستند که بارها و بارها یک قصه را برایشان تعریف کنید. شما خیلی زود متوجه می شوید زمانی که شب ها برای کودکتان قصه می گویید، بهترین فرصت برای ایجاد یک ارتباط صمیمی بین خود و فرزندتان است. به روش های مختلف می توانید به آموزش کودکتان بپردازید. این آموزش می تواند به شکل یک بازی باشد.

به مرور زمان کودک می آموزد که افکارش را بیان کند، نقاشی کند، برخی از کارها را انجام دهد موسیقی بنوازد. کودک به تشویق و توجه شما نیاز دارد. وقتی کودک کاری انجام می دهد، مثلاً نقاشی می کشد و یا یک اسباب بازی سر هم می کند، او را تشویق کنید. با این کار کودک بسیار خوشحال می شود و علاقه اش به ادامه کار دو برابر می شود. و اگر شما کودک را سرزنش کنید و عیب هایش را خیلی تند به او گوشزد کنید، او خیلی زود ناراحت و دلسرد می شود. شما می توانید درباره کارهایش نظر بدهید و برای بهتر شدن کارش او را راهنمایی کنید، اما هیچ وقت به او نگویید که کارش کاملاً بی ارزش است. مثلاً به جای این که خودتان برایش نقاشی بکشید، روی کاغذ دیگر به او نشان بدهید که چطور می تواند کارش را بهتر کند. فراموش نکنید اگر به شدت آنها را مورد انتقاد قرار دهید، شوق آموختن را در آنها خاموش کرده اید. یک کودک به تشویق نیاز دارد، بخصوص هنگامی که اولین گام ها را برای یادگیری بر می دارد. اگر کودکتان کارش را درست انجام نداد، او را تشویق کنید که کارش را دوباره انجام دهد.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

Leave a comment