دانلود تحقیق در مورد پروژه آموزش زبان خارجی و عوامل افت تحصیلی-قسمت چهارم

دانلود پایان نامه

به گفته معاون آموزش عمومی اداره كل آموزش و پرورش شهر تهران؛ حدود 5 درصد دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی و 39 درصد دانش آموزان پایه سوم راهنمایی شهر تهران در سال تحصیلی 78-1377 تجدید شدند.در راستای مقاله ی «نمودارهای آموزشی» كه توسط آقای محمد رضا میاشرفر، در شماره 63 مجله روش به علل افت تحصیلی دانش آموزان طی تحقیقی پرداخته شده بود، تصمیم گرفتم تا مطالبی را در زمینه افت تحصیلی دانشجویان (عمدتا دانشگاه آزاد) كه حاصل دست آوردهای چندین سال تدریس در دانشگاه های آزاد مختلف كشور و سایر مراكز آموزشی مشابه می باشد هرچند با شعاع عملیاتی اندك به اطلاع خوانندگان علاقه مند برسانم.آنچه در این زمینه مطالعه خواهیم كرد چكیده ای است از درد دل صمیمانه و صادقانه صدها دانشجو.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

بررسی علل افت تحصیلی دانشجویان

چهره های علاقه مندی را كه از مطالب ارائه شده استقبال نموده و مرا به استمرار و بیان مطالب جانبی و كاربردهای آن ترغیب نمایند، كمتر می بینم و گاه چنین چهره هایی را اصلاً نمی یابم؛ برخی خواب آلود، خسته و فرسوده از كار روزانه، برخی چنان در وادی تفكر غوطه ور كه نه انگار كلاسی یا درسی در جریان است؛ تعدادی خیره در چشمانم بی آنكه توجهی به موضوع داشته باشند و عده قلیلی نیز به صورت پراكنده در اطراف مطالب ارائه شده پرسه می زنند و هنوز زمان قانونی كلاس پر نشده با نوای دلنشین (دانشجویان) «خسته نباشید» از گوشه و كنار كلاس روبه رو می شوم، بهتر است بگویم می شویم.

این صحنه ها با اندك تغییراتی همه روزه در كلاس های مختلف تكرار می شود مشكل كار چیست؟ چرا دانشجویان اینقدر به كلاس و درس بی علاقه اند؟ اگر علاقه ای در كار نیست پس چرا به این سمت و سو كشیده شده اند؟

آیا به آنچه كه علاقه مندند دسترسی ندارند یا نمی یابند؟ اما در لابه لای بررسی های موردی به عمل آمده گاه در مورد برخی ها با خلاف این قضیه روبه رو می شویم پس انگیزه اصلی چیست كه دانشجو را از آنچه علاقه مند و در دسترس است به سوی چیزی كه بنابه اظهار خود یك قالب ظاهری تو خالی است هدایت می كند؟ آیا آنچه عامل اصلی و محرك قضیه است از بستری منطقی و سالم برخوردار نیست با زاییده تفكراتی بی مفهوم و نشأت گرفته از وضعیت موجود و حاكم بر جامعه است؟ چرا چنین است؟ بررسی وضعیت پیش آمده شناسایی علل اصلی و فرعی و اقدام به اصلاح آن بر عهده چه كسانی، چه ارگان یا سازمانی است؟ صرف نظر از مسئولیت قانونی این وظیفه ملی همه ماست كه در حد توان خود حداقل سعی كنیم از پیشرفت آن جلوگیری نماییم و در صورت امكان به شناسایی علل ریشه ای آن بپردازیم و با انتقال یافته های خود مسئولان را در امر اصلاح و پیشگیری از ادامه وضعیت فوق یاری نموده و سطح آگاهی هموطنان را بالا ببریم.

مقاله «نمودارهای آموزشی» (مجله روش، شماره 63) را تازه مطالعه كرده بودم و هنوز چند ساعتی از مطالعه ان نگذشته بود، ولی چنان فكرم را به خود مشغول نموده بود كه هر لحظه به خود              می آمدم خویشتن را غرق در مطالب آن می یافتم. به خود می گفتم پس همه جا وضع به همین شكل است دانشگاه های تهران نیز كه علی رغم امتیاز مركزیت، نسبت به مراكز استان ها ویا شهرستان ها در درجه ای بالاتر قرار دارند باز با همین مشكل روبه رو هستند. دلایل ارائه شده در مقاله مذكور از آنچه كه در طول سالیان دراز به دست آورده ام، متفاوت است گرچه در اندك مواردی تشابهاتی وجود دارد. البته وجود تفاوت های عینی در مراكز مختلف امری طبیعی است ولی آنچه ذهن مرا به خود معطوف نموده مواردی است كه اصلاً در مقاله فوق به ان اشاره ای نشده بود و من پیش خود فكر می كردم كه موارد فوق می تواند از دیگر علل افت تحصیلی در سطح دانشگاه های كشور باشد و درست به همین دلیل بود كه تصمیم گرفتم نتایج به دست آمده در بررسی های اجمالی خود را به اطلاع علاقه مندان برسانم.

به دلیل ترافیك مسیر اندكی دیر كرده بودم، وارد كلاس شدم اولین حرفی كه شنیدم بیشتر از آنچه انتظار داشتم مأیوسم كرد:

– ما فكر كردیم كه دیگر نمی آیید، به همین خاطر داشتیم كلاس را ترك می كردیم.

– مگر موارد مشابهی دیده شده كه چنین می كردید ثانیا می توانستید از دفتر آموزش سئوال كنید.

با توجه به ضمیر قبلی، موضوع با دانشجویان در میان گذاشتم درددل ها باز شد. ضمن شنیدن مطالبی مشابه آنچه كه بارها شنیده بودم مواردی چند نیز به اطلاعات قبلی ام اضافه شد. گوشه ای از این گفت و شنود ها به شرح زیر بود:

– برای تحصیل كرده ها ارزش قائل نیستند.

– تحصیل كرده ها جایگاه مناسب در اجتماع ندارند.

– امیدی برای آینده نیست، بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاهی بیكارند.

– …

خیلی خوب … اگر چنین است پس چرا ادامه تحصیل می دهید؟

– چاره ای نداریم برای كار در بیرون سرمایه لازم است با سرمایه های اندك هم نمی شود كاری كرد.

– امروزه برای دیپلمه ها كار پیدا نمی شود.

– اصلا دیپلمه ها بیسواد تلقی می شوند. لااقل با لیسانس می توان تقاضای كار نمود.

– …

وقتی این راه را انتخاب كردید پس چرا درس نمی خوانید؟  چرا همه اش دنبال نمره هستید و                می خواهید به شما نمره بدهند و خودتان سعی نمی كنید آن را كسب كنید؟ همه اش دنبال این هستید كه درس كمتری گفته شود استاد نیاید و كلاس تعطیل شود دروس مشكل و پیچیده گفته نشود و یا از امتحان حذف شود؟ در جلسات اولیه صحبت از نحوه امتحان نوع سئوالات و آسان بودن آن به پیش كشیده می شود و برخی مطالب دیگر كه شاید بازگو كردن آن علی رغم اطلاع همكاران چندان مناسب نباشد.

– دلیلش خیلی واضح است، اهمیتی برای دانستن یا ندانستن نمی دهند.

– دانش و اطلاعات ملاك و معیار نیست، فقط مدرك كافی است.

– این طور هم نیستع البته مدرك شرط لازم می باشد ولی كافی نیست.

شایان ذكر است كه گفت و گوهای فوق به صورت پیوسته نبوده ، بلكه از آنچه به صورت پراكنده از جلسات مختلف بیان شده جمع بندی شده است.

معمولا پس از خاتمه كلاس تعدادی از دانشجویان برای پرسش های خصوصی كه به دلیلی نتوانسته اند در سر كلاس مطرح كنند اطرافم را می گیرند. سئوالات برخی به قدری ساده است كه فكر می كنم به علت احتمال تحقیر از سوی دیگران خجالت كشیده اند تا سركلاس مطرح نمایند تعدادی نیز سئوالاتی است كه علی رغم توضیحات مكرر در كلاس باز برایشان مفهوم نشده است ولی عكس العمل سریع آنها در تفهیم موضوع فكرشان در جای دیگری پرسه می زده است. سئوالات بنیادی و ریشه ای كه بیانگر عمق تفكر و تعقل دانشجو در موضوع باشد كمتر مطرح           می گردد. گاهی حس می كنم دانشجویی علی رغم پرسش های مكرر و متنوع (كه برخی چنان پیچیده است كه خود نمی داند چه می پرسد) ، سئوالات درس را بهانه ای قرار داده است برای پرسش های دیگر فضا را برایش بازتر می كنم تا راحت تر بتواند انچه را در دل دارد مطرح نماید. بالاخره پس از چندی این در و آن در زدن و درخواست پوزش از اینكه وقتم را می گیرد درددلش باز می شود:

– ببخشید… این همه توصیه برای درس خواندن می كنید آیا واقعاً پس از اتمام نتایج آن را خواهیم دید؟

– نباید ناامید و بدبین بود. اصولا فقط برای كسب درآمد نیست حداقل اطلاعاتتان را بالا می برید.

– افزایش اطلاعات را می پذیریم ولی كمتر كسی را می توان یافت كه انگیزه اصلی اش از تحصیل افزایش دانش و اطلاعات باشد. دانشجویان عمیقاً به دنبال كسب موقعیت خوب اجتماعی و درآمد مناسب هستند و چون نمی توانند آینده ای روشن برای خود ترسیم كنند لذا یك نوع         بی میلی ناخودآگاهانه به تحصیل در آنها به وجود می آید و رفته رفته با بازگو شدن بین دانشجویان طیف وسیعی به خود گرفته و شرایطی را پیش می آورد كه خودتان بهتر از ما لمس می كنید.

– وضعیت كه همیشه به همین منوال باقی نمی ماند و انسان باید همیشه امیدوار باشد. ضمنا در هر شرایطی تحصیلكرده ها یك سر و گردن از دیگران برترند.

– البته اگر مسائل اقتصادی در بین نباشد، این حرف شما درست است ولی وقتی مساله پول و كسب درآمد مطرح است این حرف ها شعاری بیش نیست شغل آزاد بهتر از تحصیل است. هم مشكلات دانشجویی را ندارد و هم دارای درآمد بیشتری است. بسیاری از دوستان ما پس از فارغ التحصیل شدن به شغل آزاد روی آورده اند آیا بهتر نیست ما از این نقطه آغاز كنیم؟ در این صورت زمان هدر رفته ای نیز نخواهیم داشت…

از این گفت و گوهای اختصاصی بعد از كلاس بسیار اتفاق می افتد كه همه حاكی از یاس و ناامیدی از آینده است. بسیارند دانشجویانی كه به من مراجعه كرده و دربارة ادامه تحصیل یا رفتن به سوی بازار آزاد مشورت می نمایند.

در بین اینها كسانی هستند كه شغل آزاد و درآمد مناسبی دارند با پوزش طلبیدن میزان درآمد پس از فارغ التحصیلی در دوره های لیسانس و فوق لیسانس را پرس و جو می كنند تا معیاری داشته باشند. برای مقایسه ادامه تحصیل یا ادامه شغل آزاد.

نتایج این همه گفت و گو، بحث ها، مشورت ها و درددل كردن ها چیست؟ آیا می توان از لابه لای این مباحث به تعدادی عوامل اصلی بازدارنده یا افت تحصیلی پی برد؟ در صورتی كه عوامل مؤثر بر موضوع مورد بحث به خوبی شناسایی شده و اقدامات اصلاحی لازم برای مرتفع نمودن آنها (اگرچه دردرازمدت) انجام گیرد، مشكل موجود به تدریج حل شده و سطح مورد انتظار (حالت نرمال) دست یافتنی خواهد بود. به نظر می رسد اگر چنانچه این بررسی به صورت نظام مند انجام گیرد شناسایی عوامل نیز صحیح تر، سهل تر و منطقی تر خواهد بود.

به همین منظور، سه مرحله مجزا را به شرح زیر برای بررسی در نظر گرفته ایم:

انگیزه های ورود به دانشگاه

امروزه ادامه تحصیل پس از اخذ دیپلم یك حالت عادی به شمار می آید. شاید اگر به دهه های قبل برگردیم بیشترین فارغ التحصیلی را در دیپلم می یافتیم و فقط تعداد اندكی ادامه آن را در دانشگاه ها در پیش می گرفتند، ولی با گذشت زمان و پیشرفت فناوری، بالارفتن سطح زندگی و آگاهی های عمومی، تغییر فرهنگ و غیره دیپلم دیگر مرزی برای جدایی از تحصیل و ورود به بازار كار به شمار نمی آید، بلكه ادامه آن در دانشگاه ها امری عادی و غالباً ضروری به حساب می آید.

شاید بتوان یكی از دلایل به وجود آمدن دانشگاه های غیردولتی و بازشدن شاخه دانشگاهی در سازمان هایی نظیر سازمان مدیریت صنعتی و مدیریت دولتی و غیره را همین موضوع نسبت داد.

شرایط زمانی دانشگاه آزاد و سازمان های مدیریت دولتی و صنعتی از نظر تشكیل كلاس های درسی كه عمدتاً از ساعت 3 بعدازظهر به بعد شروع می شوند، امكاناتی را فراهم آورد تا شاغلان سازمان ها، اداره ها و كارخانه ها نیز بدون توجه به موقعیت شغلی، سنی و وضعیت اقتصادی و … به سوی این مراكز گسیل شده و تحصیلات خود را هرچند نامطلوب ادامه دهند. گرایش شاغلان به سمت دانشگاه زمانی شدت گرفت كه نتایج فارغ التحصیلی دوره های اول برروی موقعیت شغلی و دریافتی آنان منعكس شد. بی شك اگر آماری دقیق از افت تحصیلی این مراكز (عمدتاً دانشگاه آزاد) و تركیب دانشجویی آن تهیه شود، بیشترین درصد آن را دانشجویان شاغل تشكیل خواهند داد؛ البته این بدان مفهوم نیست كه در رده ی دانشجویان غیرشاغل افت تحصیلی وجود ندارد. حال با این توضیحات انگیزه های ورود به دانشگاه را می توان در دو گروه شاغلان و غیر شاغلان به صورت جداگانه بررسی نمود:

الف- شاغلان:

آنچه از گفتة صدها دانشجوی شاغل كه عمدتاً در سنین میانسالی می باشند استنباط می شود این است كه انگیزه اصلی آنها ارتقای درجه كارمندی به كارشناسی و دستیابی به موقعیت بهتر سازمانی و كسب درآمد بیشتر می باشد. واضح است كه با توجه به چنین انگیزه ای و شرایط سنی از یك طرف، موقعیت اجتماعی، مشغولیت كاری و در نتیجه عدم وجود فرصت كافی برای مطالعه و همچنین مشكلات اقتصادی و گرفتاری های خانوادگی از طرف دیگر داشتن انتظاری در سطح مطلوب یا مناسب حال، انتظاری نامعقول است و برای بهبود درجة تحصیلی می بایست شرایط اشاره شده در بالا را بهبود داد.

ب- غیرشاغلان:

مشكلات رده غیرشاغلان به جز مواردی اندك (شاید آن هم به صورت غیرمستقیم) از آنچه در مورد شاغلان بیان شد، كاملا متفاوت می باشد. گرچه اكثر دانشجویان غیرشاغل در سنینی مناسب برای ادامه تحصیل هستند ولی آنها نیز مشكلات شرایط سنی خود را دارند اگر اظهارنظرهای پراكنده صدها دانشجوی غیرشاغل را در این زمینه جمع بندی كنیم، می توانیم چنین نتیجه بگیریم:

اكثریت این گروه از دانشجویان علاقه مند به ادامه تحصیل هستند ولی درصد قابل توجهی از این افراد نتوانسته اند در رشته مورد علاقه خود قرار گیرند بنابراین علی رغم توانایی لازم برای كسب دانش یك نوع بی میلی ناخود آگاه همواره به عنوان یك عامل بازدارنده عمل می كند.

عدم اشتغال فارغ التحصیلان دوره های قبل، آمارهای مربوط به بیكاری سطوح دانشگاهی، نارضایتی شاغلان از شرایط كاری، ناسازگاری در آمدهای كارمندی با هزینه های زندگی و عواملی مانند آنها، یك نوع یاس و ناامیدی(عامل بازدارنده) در دانشجویان ایجاد نموده و آنان را نسبت به درس و مطالعه بی میل می نماید. در نتیجه سطح تحصیلی علی رغم میل باطنی، از حد مورد انتظار پایین آمده و افت پیدا می كند.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

Leave a comment